گیلکؤنˇ ادبیات و فرهنگ و «غیره»!



نام‌های گيلکی/ بخش سوم

م.پ.جکتاجی

پيش‌تر، فهرستی از نام‌های گيلکی، به کوشش و جمع‌آوری سحر اخوان تقديم شما شد و اينک، در ادامه آن يادداشت، مجموعه‌ای را تقديم می‌کنم که پيش از اين، در «گيلان‌نامه، مجموعه مقالات گيلان‌شناسی» (چاپ 1366) در مقاله‌ای با عنوان نام‌های گيلانی به قلم پوراحمد جکتاجی چاپ شده است. با اين تذکر که نوشته‌های داخل []، افزوده‌های ورگ می‌باشد:
…به هرحال آن‌چه در اين خلاصه آمده است، گزيده‌ای مختصر است از نام‌های گيلانی [گيلکی درست‌تر است. چون آقای جکتاجی مجموعه‌ای از نام‌های گيلان و مازندران را گرد آورده‌اند] که سه ويژه‌گی در آن‌ها رعايت شده است: 1- نام‌های مستند و باستانی گيلان [و مازندران] (نام بزرگان، فرمان‌روايان، سرداران و…) 2- نام‌هايی با نمودهای طبيعی (رودها، کوه‌ها، پرنده‌گان، گل‌ها و…) 3- نام‌های ترکيبی (با استفاده از پسوندها و پيشوندها يا ترکيب کلمات و…)

در مورد نام‌های تاريخی بيان اين نکته ضرورت دارد که معنی برخی از اين نام‌ها دقيقا مشخص نيست و اين به خاطر گذشت زمانی معادل چندين قرن است که در گيلان [در کل سرزمين گيلکان] منجر به نسيان ملی شده است و در نتيجه معانی آن‌ها از ياد ما رفته است مگر اين‌که پژوهشی عميق در این زمينه صورت پذيرد. ولی به هرحال اين‌گونه نام‌ها از اول بی‌معنا نبوده است، چه در غير اين صورت هرگز فرمان‌روا يا سرداری حاضر نمی‌شده نامی مجهول بر خود گذارد، مگر اين‌که به اصالت و آهنگ ان اعتقاد داشته باشد. گذشته از آن، اين‌گونه نام‌ها فقط مختص بزرگان و رجال نبوده است. بدون شک مردم عامی و زحمت‌کش زمان نيز به‌کرات از آن‌ها استفاده می‌کردند و برروی فرزندان خود می‌نهادند، منتها تاريخ ما تاريخی است که بيشتر از فرمان‌روايان، شاهان، سرداران و خواص ذکر نام کرده است و کمتر به عوام و زحمت‌کشان و مردم تنگ‌دست پرداخته است…
…اين فهرست دربرگيرنده سيصد نام برای دختران و پسران گيلانی [و مازندرانی] است. با اميد اين‌که پدران و ماردان گيلانی [و مازندرانی] از اين الفبای هويتی به خوبی استفاده کنند و در عين حال خود جستجوگر نام‌های زيبای ديگر گيلانی [و مازندرانی] باشند.


نام‌های پسران
آ-الف
آرنگ / نام کوهی در اشکورات.
ارغش (ارگاش) / اسم تاريخی، از شاهان باستانی گيلان.
اسفار / اسم تاريخی، از سرداران.
اسفان / » »
اسوار / =اسفار
اشاکيد / اسم تاريخی، از شاهان باستانی
اشتاد / اسم تاريخی.
افرا / از درختان چنگلی.
افراشته / شاعر معروف گيلکی‌سرا.
آلندا / اسم تاريخی، از شاهان باستانی.
امينا / امين (با تلفظ رايج در قديم)
انوز / اسم تاريخی، از فرمان‌روايان گيلان.
اُوجا / از درحتان، جواب و پاسخ.
اوخان / پژواک، انعکاس صدا.
ايجگره / فرياد.
ايلشام / اسم تاريخی، از سرداران.
ب
بازان / اسم تاريخی، از سرداران.
باوْ / اسم تاريخی، سلسله باونديان مأخوذ از آن است.
باوند / اسم تاريخی، از شاهان باستانی.
بکران / از سرداران مرداويج زياری.
بنجاسپ / از سرداران.
بُندار / از سرداران. نام شاعر معروف.
بويه / پدر موسس سلسله ال‌بويه.
پ
پادوسبان / اسم تاريخی. سلسله پادوسبانان منسوب به آن است.
پاموج / راه‌پيما. هم‌پا.
پشنگ / اسم تاريخی، از سلسله پادوسبانان.
پليام (پليم) / گياهی که در اطراف رشت «شوند» گويند.
پورديل / آدم با دل و جرأت.
پورگيل / اسم تاريخی، از سرداران.
ت
تالجين / اسم تاريخی، از سرداران.
تام / آرام، ساکت.
تجاسب / از فرمان‌روايان. سلسله تجاسپی مأخوذ از ان است.
تکيدار / اسم تاريخی، از سرداران.
توکا / پرنده‌ای از انواع کاکلی‌ها.
توکالی / قله کوه.
تيدا / اسم تاريخی، از سرداران.
تيرمَزَن / اسم تاريخی.
ج
جانگول / بدنی که چون گل است.
جستان / اسم تاريخی، سلسله جستانيان مأخوذ از ان است.
جوانگول / گل شاداب، جوانی که چون گل است.
جيم‌رو / سرخ‌رو. آتشين‌رخ. [جيم در لغت يعنی جرقه و اخگر آتش.]
جيگلی / فرياد. [ژِگِله، در گويش بيه‌پيشی به معنی جيغ است.]
چ
چارخو / از پرنده‌گانی که کنار نيزار زنده‌گی می‌کنند.
چيران / اسم مکان
چيکا / پرنده‌ای است.
خ
خُجيران / خوب‌ها.
خورزاد / اسم تاريخی، از شاهان پادوسبانی.
خورکيا / اسم تاريخی، از شاهان کيايی.
خورگام / اسم مکان.
خوندش / پژواک، انعکاس صدا. [بايد از مصدر خؤندن (خواندن) باشد. خؤنده‌گی: آواز]
خيلو / اسم تاريخی.

د
دابو / اسم تاريخی، سلسله دابوان يا دابويه مأخوذ از آن است.
دابويه / اسم تاريخی، پسر گاوباره از شاهان باستانی گيلان.
داتا / از شاهان باستانی، معاصر کورش کبير.
داره / داس مخصوص درو برنج، سلاح هميشه‌گی دهقانان شمال.
دامون / جنگل
دردان / اسم تاريخی، از سرداران.
دُرفک / يکی از بلندترين کوه‌های گيلان.
دفراز / تکيه‌گاه.
دکيه / اسم تاريخی.
دلفک / =درفک
دوباج / اسم تاريخی. از فرمان‌روايان گيلان.
ر
رشاموج / اسم تاريخی، از سرداران.
روخان / رودخانه.
روزمان / اسم تاريخی، از سرداران.
ز
زربين / سرو کوهی.
زرمان / اسم تاريخی، از سرداران.
زرهوا / » »
زريزاد / » »
زمانا / زمان (با تلفظ رايج در قديم) [البته معادل گيلکی زمان، زمات يا زِمِت است که هنوز هم مورد استفاده قرار می‌گيرد.]
زهار / فرياد
زيار / اسم تاريخی، نام سلسله آل‌زيار مأخوذ از آن است.
ژ
ژيوير / فرياد.
س
سالوک / اسم تاريخی، از فرمان‌روايان.
سرخاب / » »
سليم / از پرنده‌گان.
سوخرا / اسم تاريخی.
سورخانی / نام رودخانه‌ای بين گيلان و مازندران.
سوريل / اسم تاريخی، از سرداران.
سيالَک / پرسياوشان، گياه دارويی.
سياه‌گيل / اسم تاريخی.
سيلاک / بارنده‌گی زياد.
ش
شاه‌ميران / اسم تاريخی.
شراگيم / اسم تاريخی.
شرفشاه / شاعر عارف و گيلکی‌سرای قرن هشتم هجری.
شرمزن / اسم تاريخی.
شروين / اسم تاريخی.
شيراسفار / اسم تاريخی، از سرداران.
شيراسوار / =شيراسفار.
شيرديل / شجاع با دل شير.
شيرزيل / اسم تاريخی، قرن چهارم هجری.
شيرَج / اسم تاريخیع از سلسله کاکوان.
شيرود / نام رودی در تنکابن، اسم مکان.
شيرويه / اسم تاريخی.
ف
فاراب / اسم مکان، يکی از بلوک عمارلو.
فرخان / اسم تاريخی.
فرشوازگر / اسم تاريخی، لقب گيل‌بن‌گيلان‌شاه.
فولوق / يک گل آتش.
فيروزان / اسم تاريخی، از فرمان‌روايان گيلان.
ق
قارن / اسم تاريخی، از ملوک باستانی شمال.
قاينا / قانع، متقاعد.
قهران / اسم تاريخی.
ک
کادوس / اسم تاريخی، از اقوام باستانی گيلان.
کارکيا / اسم تاريخی، از القاب سلسله کيايی. [کيا، به معنی بزرگ و فرمان‌روا بود، کارکيا اضافه مقلوب به معنی کارفرما است که بعدها در گيلان به جای شاه به‌کار می‌رفته است.]
کارن / =قارن.
کاسک / اسم تاريخی.
کاکو / اسم تاريخی، سلسله کاکوان يا کاکويه مأخوذ از آن است. اسم کوهی در اطراف سياهکل.
کاکوان / اسم تاريخی، سلسله کاکوان.
کاکوشاه / اسم تاريخی.
کاکوی (کاکويه) / اسم تاريخی از سلسله کاکوان.
کاکی / اسم تاريخی، از سرداران، پدر ماکان.
کالنجار / اسم تاريخی، نام غريب‌شاه معروف.
کالی / از شاهان.
کاليجار / از القاب آل بويه.
کامرو / اسم تاريخی، از بزرگان قرن پنجم هجری.
کردويه / اسم تاريخی، از سرداران.
کوبار / باران کوه.
کورتکين / اسم تاريخی، از سرداران.
کورموش / » »
کوشيار / اسم تاريخی، کوشيار ديلمی، منجم معروف و صاحب آوزاه گيلانی.
کوشيج / اسم تاريخی، نام سلسله.
کوکبان / اسم تاريخی، از سرداران.
کيا / اسم تاريخی، نام سلسله کيايی مأخوذ از اميرکيا است. [رجوع کنيد به کارکيا]
کياشر / اسم تاريخی، از امرای موشايی يا کوشيج.
گ
گشتام / اسم تاريخی، از سلسله پادوسبانان.
گورگيل / اسم تاريخی، پسر گيلان‌شاه.
گوری‌گير / اسم تاريخی.
گوکيان / اسم تاريخی، از ديالمه.
گولاز / افتخار، مباهات.
گيل / قوم گيل.
گيلاک / گيلک
گيلان‌شاه / اسم تاريخی، از شاهان باستانی.
گيلداد / اسم تاريخی.
گيلو / گيل
گيليده / اسم تاريخی، پدر بويه.
گيله‌لو / گیل.
ل
لاهيج / نام لاهيجان مأخوذ از آن است.
لياشير / اسم تاريخی، از سرداران.
ليشا / اسم تاريخی، از سرداران.
ليشام / اسم تاريخی، قرن سوم هجری.
ليما / اسم کوهی در حوزه تنکابن.
لونک / اسم مکان، اسم آبشار (نيمه راه سياهکل-ديلمان) [البته نام درست اين آبشار، نه لونک فارسی‌شده! بلکه لونِیْ Loney می‌باشد]
م
ماز / نام کوهی ميان گيلان و مازندران.
مازيار / اسم تاريخی، سردار معروف و ملی.
ماکان / اسم تاريخی، سردار معروف.
ماکرد / اسم تاريخی.
ماناد / اسم تاريخی، پسر جستان از سلسله جستانيان.
ماناذر / اسم تاريخی.
ماندار/ اسم تاريخی، از سرداران.
مرتيا / اسم تاريخی، از سرداران.
مرداويج / اسم تاريخی، از شاهان زياری.
مرزبان / اسم تاريخی، از شاهان باستانی گيلان [در واقع تمام مناطق گيلک‌نشين، چه گيلان و چه مازندران]
مشيز / اسم تاريخی، از سرداران.
موتا / از شاهان باستانی گيلان. [سردار سپاه ديلم در مواجهه با هجوم اعراب به سرزمين کاسپی‌ها، که گرچه در آن جنگ کشته شد، اما عراب نيز موفق به فتح سرزمين گيلکان نشدند.]
ن
نسپر / از انواع پرنده‌گان جنگلی خوش‌آواز
نوبوله / ساقه جوان درخت.
نودار / اسم تاريخی، از سلسله پادوسبانان.
نومود / برازنده، درخور، جلوه.
نيما / نام کوهی در شمال (يوش مازندران)، نام کوچک علی اسفندياری (نيما يوشيج) [«نيما يوشيج» نمامی کاملا گِلِکی است. نيما، نام کوهی است در مازندران و يوش نيز نام محل تولد نيما است که با پسوند نسبت «يج» به «يوشيج» (در فارسی: اهل يوشيج) تبديل شده است.]
نيماکه / بزرگ و ريش‌سفيد. [نيماکه، در گويش بيه‌پيش، شريک و مورد تعاون نيز معنی می‌دهد. نيماکه‌گی: تعاون. شرکت.]
و
والای / تلاطم.
وردان / اسم تاريخی، از سرداران.
ورنا / نام باستانی و کهن گيلان. [در اوستا از سرزمين کاسپی بدين نام ياد شده است.]
وشمگير / از شاهان زياری. [صورت گيلکی اصيل اين اسم وُشوم‌گير است. وُشوم، همان بلدرچين فارسی است. وشوم‌گير، پادشاه معروف آل زيار علاقه فراوانی به شکار اين پرنده داشت.]
ولکين / اسم تاريخی.
ونداد / »
ونداسفان / »
وهادان / »
وَهرَز / اسم تاريخی، فاتح يمن در زمان انوشيروان.
وهسودان / از شاهان سلسله جستانی.
ه
هروسندان / اسم تاريخی، از سلسله پادوسبانان.
هزارَسف / اسم تاريخی. [شباهت زيادی با هزاراسپ (دارنده هزاراسب)، لقب ضحاک دارد]
هوسم / اسم مکان، نام قديم رودسر.
ی
ياور / کمک و همراه در امر کشت و زرع و هر کار ديگر.
ياجين / دندانه‌های اره و داس.

بنویشته‌کس: م.پ.جکتاجی

۲

«غيره» جرگه مئن تلمبار ببؤ

جولای 10th, 2007

14 ته نظر

ای مطلبˇ نظرانˇ RSS

  1. نام مازندرانی روجا فراموش شده است.
    روجا به معنی آخرین ستاره صبح می باشد.
    ———————-
    ورگ ِ اؤجا:
    سلام علی جان؛
    نام زيبای «روجا» در بخش دوم اين سلسله يادداشت معرفی شده است.

    علی قمی

    1 Nov 07 در 6:37 ق.ظ

  2. با سلام به دوستان عزیز
    این سایت بهترین جایی هست که میتونم سوالم رو مترح کنم لطفا کمک وراهنمایی بقرمایید. با تشکر فراوان
    آیا نام یا مکانی در مازندران داریم به اسم ( بهانسته ) لطفا هر چه از این کلمه اطلاعی دارید در اختیار بنده قرار دهید با تشکر وبه امید جبران زحمات عزیزان
    ————————-
    ورگ ِ اؤجا:
    تنها کمکی که از دست بنده برمی‌آيد اين است که شما را به سايت مازندنومه ارجاع دهم. عزيزان دست‌اندرکار اين سايت، به احتمال زياد خواهند توانست شما را راهنمايی کنند. اين هم آدرس مازندنومه:
    http://www.mazandnume.com

    احمد

    13 Dec 07 در 1:00 ق.ظ

  3. ba salam
    az matalebe arzandeye shoma besyaar mostafiz shodam.yek khahesh dashtam va un inke age emkaan dare heja ,ya fonotike amasi ro be latin mineveshtin ta talaffoze unhaa ro sadetar mikard.ba inhaal kheili mofid bud.az shahre baaren. rasht

    مجتبی

    17 Dec 07 در 1:39 ب.ظ

  4. زنده باد گيلاني زنده باد رشتي زنده باد انسان معتقد به گذشته و تاريخ زنده باد تعصب زنده باد عرق وطن پرستي
    زنده باشند تمامي كساني كه در راه اعتلاي فرهنگ گيل و ديلم بالاخص رشت عزيز قدم بر ميدارند
    به اميد سربلندي شهر باران

  5. با عرض سلام و خودا قوت
    من اتفاقی شیمی سایت امرا آشنا ببستم.تا دو ماخ دیگر اگر خودا بخیه دو تا تو راهی دارم.هر دو تا پسردی.اشنر دونبال اسم خوب و اصیل گردم.بازم اگر ایس خوب یا بهتر بگم مرا خوش بیه خوشحال بم اگر مره در جریان بنید.ممنونم . بیژن بوساری

    بیژن

    13 Jun 08 در 1:05 ق.ظ

  6. خسته نبید.
    کیف بوگودم.

    حبیب

    20 Jan 09 در 6:35 ب.ظ

  7. از اینکه فرهنگ زبان گیلکی زنده نگه دارید از شما ممنونم

    اصغر

    22 Jan 10 در 12:13 ب.ظ

  8. salam be hame rashtya ke hamishe donbale behtarinan .man esme damoono dus daram va khoshhalam ke esme rastie ama heif ke be in esm shenasname nemidan

    maryam

    4 May 10 در 7:39 ب.ظ

  9. سلام کمبه شمه خدمت,شمه دست درد نکنه,خیله قشنگ بینه

    مریم

    13 Feb 12 در 5:04 ب.ظ

  10. باسلام:ببخشيدمن دنبال نام اصيل دختران گيلاني ومازندراني ميگشتم.اينجا فقط پسرانه بود يه كمكي بفرماييد.ته فدا

    JAMAL

    8 Jul 12 در 7:50 ق.ظ

  11. دوست عزیز، بد نبود یک جست‌وجویی در سایت می‌کردید. همان طور که در عنوان این مطلب نوشته شده، این بخش سوم از این سلسله مطالب درباره نام‌های گیلکی‌ست. در بخش‌های دیگر نام دختران هم خواهید یافت.

    Vərg

    8 Jul 12 در 12:16 ب.ظ

  12. سلام
    خیلی کار خوبی کردین که اسامی گیلکی رو معرفی کردین اما هرچی دقت کردم جایی جنسیت برای اسامی تعریف نشده بود. فرقی نمیکنه این اسما رو دختر باشه یا پسر؟ چطور پسرونه و دخترونه بودنش رو متوجه بشیم؟

    تارا

    23 Nov 13 در 10:43 ق.ظ

  13. در پاسخ به تارا:
    جنسیت اسم‌ها که مشخص شده. مطلب رو با دقت بخونید متوجه می‌شید.

    ورگ

    28 Nov 13 در 2:54 ب.ظ

  14. با سلام و خسته نباشید واقعا ممنون خدارو شکر برای وجودتون و این همه تلاش برای زنده نگه داشتن گیلان عزیزمون

    سمیرا

    16 Dec 13 در 10:59 ب.ظ

تی گب

./ این کامنت‌ها حذف خواهند شد:
- حاوی توهین و تهمت باشد. (یعنی نسبت دادن چیزی یا کاری، بدون ارائه دلیل برای اثبات)
- حاوی تبلیغ به نفع کالا، رسانه، شخص حقیقی یا حقوقی باشد.
- بی‌ارتباط با مطلب باشد.

Switch to our mobile site