گیلکؤنˇ ادبیات و فرهنگ و «غیره»!



دريای خزر و خليج عربی!

ورگ

بزرگ‌ترين درياچه جهان، درياچه‌ای که در شمال ايران قرار گرفته و در ميان پنج کشور ايران، ترکمنستان، آذربايجان، قزاقستان و روسيه محصور است، در تمام دنيا و در تمام گفتگوهای بين‌المللی، Caspian Sea يا همان دريای کاسپين خوانده می‌شود. اما در کشور ما ايران، با نام‌های مختلف ديگری ناميده می‌شود که معروف‌ترين‌شان دو نام خزر و مازندران است. نام خزر، ساليان سال است که در داخل ايران بر اين درياچه که از فرط بزرگی آن را دريا می‌خوانند، نهاده می‌شود و نام درياچه مازندران هم نامی تازه‌ساخت و البته عجيب است که گاه مورد استفاده قرار می‌گيرد. بگذريم از اين‌که کشورهای حاشيه‌ای اين دريا هم هريک به نسبت سياست‌های قومی و نژادی خود نام‌های ديگری بر آن می‌نهند.

کاسپی دریا


کاسپين، از نام قوم باستانی ساکن در حاشيه جنوبی اين دريا (درياچه) گرفته شده است که کاسپی ناميده می‌شدند. مردمانی شجاع و قوی هيکلی که دارای موهای روشن و چشمان آبی و سبز بودند. چنانکه هنوز هم در زبان گيلکی، به چشمانی اين‌چنين «کاس» يا «کاسِ چوم» گفته می‌شود. اين اقوام در محل فعلی سکونت گيلک‌ها می‌زيسته‌اند.
اما، نام «خزر»، از نام قومی ديگر گرفته شده که در حاشيه شمالی اين دريا می‌زيسته‌اند. اصطخری در مسالک و ممالک خود چنین آورده است:
«مردم خزر به ترکان نزدیک اند ، و اما به ترکان نمانند. و ایشان دو گروه اند: گروهی سیاه چرده باشند و سیاه موی – گویی از نژاد هندوان اند و گروهی سپیدروی باشند و با جمال – و از بت پرستان باشند،- ایشان فرزندان خود را بفروشند…»
«در کهن ترین نقشه های جهان که موقعیت این پهنه در آنها آمده ، چون نقشه هکاتوس (مربوط به 500 پ .م) و نقشه معروف آراتوتس (200 پ . م) همه جا نام این دریا بر گرفته از نام (کاسپین) است ، نه نام دیگر. در نقشه اراتوستن که بوسیله دکتر عبدالکریم صبحی استاد دانشگاه قاهره در سال 1966 به چاپ رسیده ، نام ( دریای قزوین) آورده شده که بر گرفته ازهمان نام کاسپین است.
در متن های دانشنامه های روسها همه جا از این پهنه با نام (کاسپیس کویه موره) یاد شده است. جالب اینکه ترک زبانان جمهوری آذربایجان وقتی به ترکی نوشته اند از آن با نام (خزر دنیزی) یاد کرده اند و وقتی به روسی مطلبی نوشته اند به همان صورت (کاسپین کویه موره) از این دریا نام برده اند.» [+]
حال سوال اين است، وقتی يک شرکت انتشاراتی اطلس‌های جغرافيايی، در يکی از طرح‌های کتاب جديد خود، و تنها در داخل پرانتز، نام «خليج عربی» را در مقابل نام ابدی «خليج فارس» اضافه کرد، رگ غيرت تمام ايرانيان به جوش آمد و کار به جاهای باريک کشيد. و می‌دانيم که ساليان سال است که عرب‌ها، اين نام مجعول را تبليغ می‌کنند.
اما، وقتی تمام جهان، يک‌صدا نام درياچه مذکور را «کاسپين» می‌خواند که نام يکی از اقوام شمال ايران و در نتيجه کاملن ايرانی است، ما ايرانی‌ها، در اقدامی عجيب، نام يک قوم وحشی غيرايرانی را بر درياچه کاسپين می‌گذاريم و حتا کار بدان‌جا می‌کشد که خيلی‌ها با شنيدن نام «کاسپين» تصور می‌کنند که واژه‌ای انگليسی می‌شنوند!
اين دوگونه‌گی در عمل گرچه در بين ما ايرانيان سابقه‌دار است، اما به اين شدت، عجيب می‌نمايد. چنانکه، اين‌جا که ديگر نيازی به اعتراض دسته‌جمعی و پتيشن و طومار امضا نمودن و محکوم کردن فلان وزيرخارجه و بهمان سخنگو نيست، و همه حرف حق را قبول دارند، خودمان، به دست خود، در نفی هويت خويش کوشيده‌ايم.
در چنين وضعيتی، شکايت به که بايد برد؟
پی نوشت: دوست عزيزم مسعود، در وبلاگ انگليسی خود، خيلی پيش از من در يادداشتی به اين مسئله اشاره کرده است.
در همین باره:
نام دریای شمال ایران کاسپی است‌
خزر نام مناسبی نیست/ گفت‌وگوی خبرگزاری دانشجويان ايران با استاد دكتر عنايت‌الله رضا
سيدحسين موسوی (عطا) گيلان‌شناس: دریای خزر نه، بلکه دريای «كاس پی» يا «دريای كاس»

وانيويس جرگه مئن تلمبار ببؤ

سپتامبر 19th, 2005

97 ته نظر

ای مطلبˇ نظرانˇ RSS

  1. خيلي ببخشيد كه هنوز در مورد لينك شما در وبلاگ اجتماع لاهيجاني ها ترتيب اثر ندادم
    دليلش هم اين بود كه مي خواستم كه سايت جدي براي اجتماع لاهيجاني ها طراحي كنم كه حالت مرجع داشته باشه … هنوز دارم روش فكر مي كنم… اميدوارم وقت كافي براي طراحي و اجراش پيدا بشه

    شمالگان

    19 Sep 05 در 5:34 ب.ظ

  2. ضمنا لازم بود ذكر كنم كه من و شخص ثالث (861.blogfa)و شمالگاني كه در بلاگفا خانه دارد هر سه يه نفريم به نام احمد !

    شمالگان

    19 Sep 05 در 5:46 ب.ظ

  3. درود…..چه فايده داره وقتي توي مملكت ما ديگه هيچ كس بلد نيست از كوچكترين حق خودش دفاع كنه؟چه فايده داره با اين همه باد به پرچم ها…
    اميدوارم صداي شما و شمايان به همه برسه….و جوونهاي ما بلد بشن مثل شما از حق شون دفاع كنن.به روزم. به روز و بهروز باشي. بدرود

    paniz

    19 Sep 05 در 10:32 ب.ظ

  4. تازه الان مطلبت رو خوندم …
    چه جالب ! كاس چوشم !
    علتش فقط اينه كه كسي از اين موضوع خبر نداره
    نام خزر فرم ايراني تري نسبت به كاسپين داره !
    واقعا برام جالب بود

    شمالگان

    20 Sep 05 در 12:26 ق.ظ

  5. منم تا حالا معنی واقعی کاسپین را نمی‌دانستم.اگر از اول معنی این کلمه را به ما می‌گفتند شاید بهتر بر‌خورد می‌کردیم.

    مرجان

    20 Sep 05 در 12:32 ق.ظ

  6. سلام. خسته نباشی. لینک شد.

    Saeid

    20 Sep 05 در 12:55 ق.ظ

  7. جالب بود.
    از طریق گیلیران به این‌جا آمدم.

    Majid Z

    20 Sep 05 در 9:03 ق.ظ

  8. به این نوشته ی خوب لینک دادم

  9. شاید علت اصلی غیر ایرانی بودن کاسپین ian آخر آن است، ولی با این همه دلیلی نمی شود که از نام اصلی آن یعنی کاسپین استفاده نکنیم یا حتی می توانیم از نام کاسپیان استفاده کنیم که انگلیسی نیست، به هر حال من دلیل اصلی آن را سیطره ترکها بر سیاست ایران می دانم چرا که خزر نام قومی ترک نژاد می باشد و همچنین وجود نام اجداد گیلکها وتالشها بر این دریا باعث یاد آوری پر اهمیت شدن قوم ما می گردد که اصلاٌ خواسته دولت مردان ما نمی باشد

    حامد

    20 Sep 05 در 7:33 ب.ظ

  10. سلام و ممنون.. متاسفانه امروز ایمیل را دیدم وگرنه دیروز یکی از دوستان رفتند ایران بهش میدادم تا کتاب را گیر بیاورد …..من کمی گیج شدم، چونکه خیال میکردم خزر تلفظ عبری کاسپیان هست … نه نه ، راست میگی، خزر یک قوم سامی در شمال دریاچه بود که قبل از امدن کاسپیان ها به نواحی جنوبی یک امپراتوری یهودی داشتند که منقرض شد و اصلا به انی نکته توجه نرکده بودم که چرا تمام دنیا بهش کاسپین میگویند و ما بهش خزر!! اگر اشتباه نکنم اسم دریای مازندران از زمان رضا شاه شروع شد که مازندران را ملک خصوصی خود میدانست و سعی میکرد ملک خصوصی خود را از لحاظ وسعت بزرگتر کند، اما خزر!!؟؟ راست میگی، چرا ما بهش خزر میگوییم…… بایستی یک سری به کتبی بزنم ….

  11. سلام.از انی که مازندران بگوئيم همان بهتر که خزر بناميمش . اين تلويزيون گيلان هم نامش را دريای مازندران بلغور ميکند. يادم ميايد چند وقتی پيش در مجله محترم گيله وا که بسيار ارجمند است برايم هم خودش و هم مسئولش جکتاجی عزيز در مقاله ای اثبات کرده بود که نام اين درياچه دريای گيلان است البته با اشعاری از فرودوسی و چند شاعر بزرگ ديگر . بار ی از اسم که بگذريم ما ديگر سهمی نداريم از اين دريا جز شناکردن در محدوده های طرحش که امسال وبا آن را نيز گرفت از ما. سياستمداران ما هنوز درگير نام خليجند در حاليکه از مال کوچکترش در شمال ايران هيچ چيز نمانده است و کشورهای تازه بزرگ شده آذربايجان و ترکمنستان و … همه اش را برده اند. نوش جانشان.و اما از شغلم چه اهميت دارم در دنيای وب خودم هستم با کمی تامل در نوشته هایم به راحتی ميابی هر چند که سر نيست و اگر اسرار بر ان داشته باشی با يه فنجان چای مهمانت خواهم کرد در محل کار

    لاهيجی

    20 Sep 05 در 8:10 ب.ظ

  12. درود بر شما! به مسئله بسیار مهمی اشاره نموده اید.قوم “کاسپین” یکی از اقوام باستانی آریایی می باشد که در هزاره های دوم و یکم پیش از میلاد در نیمه شمالی ایران حضور داشته است.نام شهرهایی مانند “قزوین” و “کاشان” برگرفته از نام قوم کاسپین می باشد.این در حالی است که قوم وحشی و ترک تبار “خزر” هزاران سال پس از قوم کاشی و در سده های 6 و 7 میلادی آنهم در گوشه شمال غربی دریای کاسپین ظهور نموده است.جالب اینجاست که جمهوری اسلامی که شعار “مرگ بر اسرائیل” اش گوش همه را کر کرده حاضر می شود تا نام این قوم وحشی ترک تبار یهودی مذهب را بر دریای ایرانی کاسپین بگذارد! این دقیقا در راستای سیاست های ضدملی رژیم آخوندی است و می بایست در دنباله حرکتهایی چون درخواست ننگین پیوستن به “اتحادیه عرب” و یا تخریب آرامگاه کوروش کبیر تحلیل و تفسیر شود.
    در ضمن برای دریافتن پیوندهای پان ترکیستی-صهیونیستی درباره قوم وحشی خزر به سایت زیر مراجعه کنید:
    http://www.khazaria.com
    با سپاس!

    Ardashir

    21 Sep 05 در 10:44 ق.ظ

  13. ننگ بر آریا پرستان نژادپرست ابدی باد!شما نژادپرستان واقعیتها را انکار میکنید.خزرها قومی ترکزبان بودندو دیرینترین قوم متمدن حاشیه دریای همیشه خزر بودند.

    تانیش

    22 Sep 05 در 12:08 ب.ظ

  14. سلام. جالب بود. من این را نمی دانستم که کاسپین انگلیسی نیست. خب از ایرانی ها البته دور از جان(!)هر چیزی بر می آید!موفق باشی و پایدار.

    لیلی

    22 Sep 05 در 5:38 ب.ظ

  15. می نظر انی کی شیمی کار خیلی جالب و خشنگه مرا خوش بامو

    یزدان

    22 Sep 05 در 7:55 ب.ظ

  16. امین جان دستت درد نکنه که نوشته من به انگلیسی رو در اینجا منعکس کردید اما:
    1- حامد عزیر وجود ian در آخرCaspi اصلا غیر ایرانی نیست. چرا؟
    caspian از Cas+pi+ian تشکیل شده است. Cas که توضیح داده شد و اظهر من الشمس است.
    pi یعنی چلگه یعنی کاسهایی که در نواحی جلگه ای زندگی می کرده اند . در مقابل کاس سی ها در مناطق کوهستانی زندگی می کرده اند. که اقوام باستانی شمالغرب و غرب ایرانند. دوستی که ترکها را باستانی می دانند و شعار مرگ سر می دهند!!!!!!!!! به من بگویند وجود جمعیتی عظیم از آذربایجانیهای کاس چوم و مو طلایی رو چگونه توجیه و ارتباط آنها با ترکان که از لحاظ تبار شناسی زردپوستند را در چه می دانند؟
    si در کلمه سیمرغ اصلا معنی عدد 30 را نمی دهد بلکه به معنی کوه است. سی پورد (پل کوهی)، سی بن (پایین کون)، سی ور(کنار کوه) وسیا سی (صخره سیاه) و … در گیلان تمامی به این معنی اند.
    2- ian واژه ای کاملا گیلکی است. امروزه yen,yan, en علامتهای جمع گیلکی اند که به ian بسیار نزدیکند. در انگلیسی امروز an و در فارسی نیز ian با a کشیده، علامت جمع بوده و هم خانواده اند.

    مسعود

    26 Sep 05 در 9:51 ق.ظ

  17. با درود
    گام نخست اینست که ما این قوم باستانی را به جهان بشناسیم:
    http://www.iranica.com/articles/search/searchpdf.isc?ReqStrPDFPath=/home1/iranica/articles/v5_articles/caspians&OptStrLogFile=/home/iranica/public_html/logs/pdfdownload.html
    من صد در صد از این امر حمایت میکنم. چرا که نام کاسپین دست کم دو هزار ساله است و نام دریای خزر پس از اسلام امده است. تازه دریای خراسان، قزوین، گیلان، دیلمان، طبرستان، آبسکون، ساری.. نیز پس از اسلام گفته شده است. ولی کاسپین هم از همه کهنتر است و هم از همه جا قدیمیتر.
    کامیاب باشید.

    ایرانی وطندوست

    26 Sep 05 در 10:37 ق.ظ

  18. به پوستر نمایشگاه بین المللی گیلان که نگاه کردم، در کنار نام انگلیسی گیلان Guilan نوشته شده است که یک اشتباه تاریخی است. نام صحیح لاتین آن: Gilan می باشد ولاغیر. همچنین بجای کلاچای میباید k6lacha و بجای ماچیان mach6n بجای پل رودpulorud صحیح است. بجای طول لات tile lat صحیح است.که البته برای نگارش آن از الفبای موجود فارسی نمی توان استفاده نمود. شیمی فدا

    مسعود

    27 Sep 05 در 8:10 ق.ظ

  19. . همچنین بجای کلاچای میباید k6lacha و بجای ماچیان mach6n بجای پل رودpulorud صحیح است. بجای طول لات tile lat صحیح است.که البته برای نگارش آن از الفبای موجود فارسی نمی توان استفاده نمود. شیمی فدا

    مسعود

    27 Sep 05 در 8:12 ق.ظ

  20. سلام در جواب اولین نوشته ی شما با عنوان دریای خزر و خلیج عربی باید بگویم کاسپین و خزر و خوز و هوز همه از یک ریشه اند وبر قوم واحدی دلالت میکنند. تغییرات آوایی یا در اصطلاح زبان شناسی «فرایندهای واجی سبب شده که واژه ی kasarبه شکلkhazarدرآید
    با تشکر- اصغر محمودآبادی
    اهر پژوهش سرای خیّام

    اصغر محمودآبادی

    17 Jan 06 در 7:02 ب.ظ

  21. Caspians , Khazars and Khuzes in view of race, Geographical location, culture and history are quite different from each other

    Muta

    20 Jan 06 در 11:04 ق.ظ

  22. مطلب خوبی بود ولی فکر می کنم قدری تندروی توش دیده میشه
    http://rasht11.blogfa.com/

    محمد

    22 Jan 06 در 1:40 ق.ظ

  23. با درود به همه ی دوستان گیلانی و البته ایرانی
    دوستان من یکی از بچه های ایل بختیاری هستم و همه ی نوشته های شما را خواندم. چند نکته رابایسته دیدم بازگو کنم:
    نخست دوستان گرامی اگر چه کاسپین نامی کاملا ایرانی است ولی باید به این نکته توجه داشت که این قوم در اسناد خودشان :
    خودشان را کاشو kashu و یا کاشی kashi نامیده اند.
    این اسناد به زبان بابلی ( میان رودانی ) است و از هزاره ی دوم پیش از گاهشماری ترسایی به یادگار مانده است.
    در زبان بابلی بین واک ها sh وs تفاوت چندانی نمی گذاشته اند (اگرچه که برای هر دو آوا نویسه ی جداگانه ای داشته اند ولی بارها به جای هم بکار می برده اند٬ به گونه ای که این دگردیسی بین s و sh کاملا عادی است.)
    اما همان گونه که دکتر ارفعی (تنها خوزی شناس ایرانی (خوزی واژه ای درست است که باز همه پافشاری می کنند بجای آن از واژه ی یهودی و سامی ایلام و ایلامی (تازه این اواخر آمدن به حساب گونه پارسی تری به کار برده و به جای عیلامی کاملا یهودی از ایلامی استفاده کرده اند) استفاده کنند.!!)) بازگو کرده اند نمی دانم چرا همه پافشاری می کنند که بجای نام واقعی آنها از واژه یونانی kassite (کاسیت) استفاده می کنند. (البته دلیلش آشکار است چون که از دوستان غربی پیروی کرده و همه غربی زده اند!!)
    بچه ها اگر چه واژه کاسپی نیز روایی(رواج) دارد ولی من میگویم چرا از نامی که خود این قوم خودشان را به آن خوانده اند و همچنین می دانیم که در این جا برخلاف دیگر واژگان بابلی٬ نباید sh را به s دگرگون ساخت و دلیلش هم نام های کنونی است که از این قوم به یادگار مانده است: کاشان قزوین کشکان رود و کاشی و بیش از ده ها ده و رود در گیلان.
    نام کاشان(کاش+آن) و نام سامی گشته ی قزوین ( ق در زبان های سامی← ک در زبان های ایرانی) ( ز در زبان های سامی←ش در زبان های آریایی) پس این نام به آریایی به (کشوین) دگرگون می شود.
    در هر دو نام واژه ی کاش یا کشو یا کاشو را داریم. برای دلیل بیشتر به نام کشکان رود اشاره می کنم.
    همچنین نامی که بر “کاشی” گذاشته شده که به عنوان نوعی سرامیک استفاده شده است.
    همه بازگو کننده ی خوانش درست (صحیح) کاشی می باشند.(در بیشتر نام های بابلی واکه u جایگرین I و a در زبان های آریایی می شوند پس شاید بهتر باشد از خوانش کاشو استفاده نکنیم.)
    من فکر می کنم نام این دریاچه ی بزرگ ایرانی را باید کشوین یا کاشوین نامید تا هم خوانشی درست تر داشته باشد و هم دیگر به هیچ وجه نامی انگلیسی دانسته نشود.
    از سویی دیگر باید به این توجه کرد که این دریاچه در حقیقت به یادگار مانده ی دریای بزرگ سیلک است که باز به کاشان و کشوین(قزوین) نزدیک تر است و خوانش دریای کاشوین را تایید می کند.
    راستی خوانش کاسپی هم درستر از کاسی یا کاسیت است.
    ضمنا باقی دنیا بررومونو ماه ندیدن (بر روی ما را ماه ندیدن یعنی کاری که می کنند در راه خدا برای ما نمی کنند!)
    که این دریا رو کاسپین خواندن بلکه پشت این نام هم فلسفه هایی وجود داره!
    دوستان من شکیبانه چشم به راه نام های ده ها و روستا ها و رود های شمالی کشور که با این واژه کاشی آمیزش یافته اند از سوی شما می مانم.
    (دوستان به تارنمای من سری بزنید دراین باره و دیگر توطئه ها و کج خوانی های عمدی اروپاییان بسیار نگاشته و خواهم نوشت.) تارنما : p a r d I s e p a r s
    دوست گرامی مسعود جان با اجازه دانستنی های شما را ذخیره کرده و پسان تر از آن استفاده خواهم کرد.

    داریوش ب

    27 Jan 06 در 10:23 ق.ظ

  24. با درود
    دوستان گیلانی و شمالی من منتظر یاری شما هستم.
    در ادامه پژوهش ها در باره ی قوم کاشی از دوستان می خوام اگر واژه یا نامی وابسته به این قوم در زبان بومی گیلان می دانند ما را یاری رسانند.
    با سپاس از شما دوستان سواحل دریای کاشوین

    داریوش ب

    2 Feb 06 در 2:34 ب.ظ

  25. anche kolliyeye tarikh negarane ghadim dar morede an mottafeghoghol hasand ebarat az gheyre-Aryayi budane ghome Kas ya Kaspian mibashad

    Gil Amard

    13 Feb 06 در 5:05 ق.ظ

  26. درود
    این دریا را تا دوران ساسانی دریاس کاسپی ها می نامیدند و نام کاسپیان مناشب ترین نام برای آن است.
    برر جان تی جان قوربان خیلی عالی بو ویشتر بینیویس

    بابک

    25 Apr 06 در 5:47 ق.ظ

  27. با درود
    دوست من دانشگاه گیلان اسیر خود بینی و تنبلی عمیق و فراگیر است!
    چرا سفید و زیته نمی آیند! جالب است که هنوز نشریه ترکمانان در این دانشگاه منتشر می شود!

    بابک

    25 Apr 06 در 5:49 ق.ظ

  28. این دریا همواره در طول تاریخ به نام قوم قدرتمند شمال یعنی ما دیلمیها (گیلکهای امروزی) بوده ولی متاسفانه به دلایل سیاسی نام ما را از روی دریایمان که قدیمیترین قوم ساکن حوزه این دریا هستیم برداشته اند . به نظر من اونهایی که اینکار رو کردند اصلا ایرانی نیستند وگرنه نام کاسپین که تمام دنیا اینرو قبول دارند و پداران گیلکهای امروزی محسوب میشند رو از روی این دریا بر نمی داشتند . انشااله هر چه زودتر به اشتباهشان پی ببرند تاریخ ما مردمان گیلان با این کارها نابود نخواهد شد ما بیداریم .

    سیاهکلی

    8 Jun 06 در 3:59 ب.ظ

  29. همچنان که اولین ساکنان حاشیه خلیج جنوب، سومری ها بودند و سومری ها از تمدن های ترک زبان می باشند می بینید که فارس های فاشیست و اعراب شئونیست بر سر نام آن اختلاف دارند. در مورد دریاچه شمال نیز اولین ساکنان آن خزر ها بودند که باز تمدنی ترک زبان است. نام دیگر خزر، کاسپین نام دارد که لاتین شده کلمه قزوین می باشد و قزوین نیز یکی از شهر های آذربایجان بزرگ بوده و اکنون نیز اکثریت ساکنان حاشیه خزر کشور های ترک نژاد هستند… ولی چرا اسم این را گذشتند دریای مازندران؟ طبیعی است که وقتی پهلوی شئونیست حاکم ایران شد، قسم خورده بود که هرچه نام ترک است از بین ببرد و نام های جعلی فارسی بر آن ها نهد و پس از 80 سال رژیم فاشیست کنونی نیز ادامه همان راه را می رود…!
    ————————————
    پاسخ ورگ: رفيق عزيز؛ فکر نمی‌کنم واقعيت آن‌طوری باشد که شما نوشته‌ايد. درباره خليج فارس و ترک بودن سومری‌ها بحثی نمی‌کنم. چون به اندازه کافی از اين ادعای جالب شما متعجب شده‌ام.
    اما درباره دريای کاسپی، نکاتی را عرض کنم:
    اول آن‌که، خزرها به هيچ وجه «اولين» ساکنان حاشيه دريای کاسپی نبوده‌اند. گرچه اصلا بحث بر سر اولی و دومی نيست.
    دوم آن‌که: کاسپين، به هيچ وجه «لاتين‌شده» قزوين نيست. برعکس، قزوين، معرب کاسپين است و اين را هرکسی که کم‌ترين سواد زبان‌شناسی و تاريخی داشته باشد، می‌داند. يعنی چه لاتين شده؟ نکند به خاطر ظاهر کلمه «کاسپين» و اين‌که فقط «خارجی‌ها» می‌گويند کاسپين، گمان برده‌ايد که کاسپين واژه‌ای خارجی است؟ کاسپين، يک نام کاملا گِلِکی است.
    سوم: چه جالب، اول می‌گوييد کاسپين لاتين شده قزوين است. و بعد با توجه به تقسيمات استانی فعلی، چون قزوين جزو مناطق ترک‌نشين ست، پس دريای کاسپی، نامی ترکی دارد؟! عجبا!
    چه کسی است که نداند که مردم قزوين گِلِک بوده‌اند و در زمان حمله اعراب و پس از آن، آن را تبديل به پايگاهی نظامی برای حمله به ديلميان کردند و حتا حديث ساختند که قزوين «باب الجنه» است و هرکس در آن شهيد شود، يک راست به بهشت خواهد رفت، تا مسلمانان را به جهاد با ديلميان تشويق کنند.
    ولی خوب، ما هم خوشحال می‌شويم که کاسپين به قول شما لاتين‌شده قزوين باشد. پس اگر ما نام دريای کاسپی را کاسپی يا کاسپين بخوانيم، نامی را به کار برده‌ايم که ريشه ترکی دارد؟ پس چه اشکال دارد که هم ما و هم شما، اين دريا را «کاسپی» يا «کاسپين» بخوانيم؟ هان؟! ما به همين اسم «کاسپی» که به ادعای شما لاتين شده اسم يکی از شهرهای ترک‌نشين است راضی هستيم. شما چه؟
    چهارم، رفيق ترک يا آذری‌ام، نمی‌دانم چرا شما هميشه فکر می‌کنيد هرکس در هرجای دنيا، هرکاری که می‌کند، در راستای نابودی و ضربه زدن به ترک‌هاست؟ و از آن مبهم‌تر، اين است که با وجود دارا بودن گنجينه بزرگان و افتخارات، باز هم بر داشته‌های اقوام ديگر دست‌درازی می‌کنيد؟ اين ادعا که بيشتر اقوام حاشيه دريای کاسپی ترکند، اگر از قزاقان (که آن‌ها هم حتما ترکند ديگر؟!) و روس‌های بدبخت شمال دريا و ما گيلک‌های گيلان و مازندران و تالش‌ها (اين‌ها هم لابد ترکند) فاکتور بگيريم، آن وقت قضيه جای انديشيدن خواهد داشت.
    من بر سر اسامی دعوايی ندارم. اما برايم قابل هضم نيست که با بازی با کلمات قزوين و کاسپين و اين نکته که در قرن اخيربيشتر جمعيت مردم قزوين ترکند (بگوييم ترکی تکلم می‌کنند)، اين استدلال را می‌کنيد که نام «کاسپين» نامی ترکی است. جل‌الخالق!
    راستی، بد نيست در همين بخش، به کامنتی که Daylami، به عنوان يک قزوينی نوشته نيز توجه کنی. خالی از لطف نيست. ياعلی

    بهبود

    1 Jul 06 در 5:14 ب.ظ

  30. man nemidonam in torkhaii ke tarikheshon az dorea saljoghha va ghaznavian shoro shode va az shargh be inja omadand chetor mitonand saheb tamadon someri bashan valla khejalat dare dar zemn khoda nakone ma ghazviniha tork bashim
    —————————————-
    پاسخ ورگ: ديلمی عزيز، آفتاب آمد دليل آفتاب. کاش اين حرف را به رفيق عزيز آذری‌ام، بهبود بگويی که هم‌چون خيلی از ترک‌های هم‌وطنم، برای اثبات وجود خود، راهی جز ترک کردن زمين و زمان نمی‌دانند. تو که قزوينی هستی و خود را ديلمی می‌نامی، من ديگر چه بگويم اضافه بر اين؟ جز اين نکته از سيروس شميسا که در مقاله‌ای تحت عنوان «واژه‌های گيلکی» نوشته است:
    «در کتاب التدوين فی اخبار قزوين آمده است که هنگامی که نماينده عثمان، کاسپين (شهر کناره دريای کاسپی) يا همان قزوين را محاصره کرد و برای مردم پيام فرستاد و آنان را به تسليم دعوت کرد، قزوينيان در جواب گفتند:
    نه مسلمان ببيم و نه کزيت دهيم. يعنی: نه مسلمان شويم و نه جزيه دهيم.
    می‌توان احتمال داد که لهجه قديم مردم قزوين نزديک به گيلکی است»
    ياعلی

    daylami

    3 Jul 06 در 7:29 ب.ظ

  31. با سلام دوست عزیز.
    متاسفم که شما نمی دانید ترک به چه می گویند، قزاق ها، ترکمن ها و آذری ها که بیشتر ساکنین حاشیه خزر (دریاچه همیشه خزر) هستند ترک می باشند… لطفا تاریخ و زبان شناسی مطالعه فرمائید تا معنی ترک را بدانید… حتما بخاطر تشابه نامی فکر می کنید که فقط ساکنین ترکیه ترک هستند؟؟؟ در ضمن، ترکان بعنوان یک نژاد متمدن از 7200 سال پیش در آلتای زندگی می کردند، این دوست دیلمی فکر می کند که تاریخ از زمان ورود به ایران آغاز می شود؟
    حاضر به یک مناظره جمله به جمله هستم… ولی افسوس که بجای اتحاد مقابل شئونیسم فارس، اینگونه بر هم می تازیم!
    در مقابل سخن شما هم بایستی ذکر کنم که منظور از ترک، یعنی نژاد ترک، نه زبان ترکیه، دیلمی جان برو DNA خودت رو چک کن می فهمی!
    ——————————-
    پاسخ ورگ: رفيق خوب ترک من؛
    اول اين‌که، من می‌دانم به چه ترک می‌گويند. به آن که خودش را ترک می‌داند. ربطی هم به کشور ترکيه ندارد. چنان‌که پس از اين همه سال که شوونيست‌های ترکيه، کردهای ترکيه را به لفظ مسخره «ترک کوه‌نشين» خواندند، هنوز هم، چون آن‌ها خودشان را ترک نمی‌دانند، کرد باقی ماندند. راجع به قزاق‌ها مطمئن نيستم که خودشان را ترک بدانند. اما در کل، قصد يارکشی ندارم که بگويم ترک‌ها بيشترند يا کردها يا فلان و بهمان‌ها. وگرنه، خوب معلوم است که تالشي‌ها و تبری‌ها و گيلانی‌ها همه کاسپی هستند. تازه روس‌ها هم در شمال درياچه کاسپين، اسلاو هستند. تالشی‌های جمهوری آذربايجان را نيز که حساب کنيم، ديگر با اين وجود، فکر نکنم اکثريت با ترک‌ها باشد.
    دوم آن‌که، در اين‌که قوم ترک متمدن بودند شکی نيست. بر منکرش لعنت. گرچه برخی حقايق تاريخی ذهنم را قلقلک می‌دهد، اما حوصله دردسر ندارم!
    سوم اين‌که آن دوست ديلمی قزوينی من و شما، تصور نمی‌کنم چنان که گفتيد فکر کند.
    چهارم آن‌که، من اهل مناظره نيستم. من اهل بحث برای روشن شدن حقيقت هستم. عادت ندارم که برای متقاعد نمودن طرفم تلاش کنم. همان‌که خودم را توضيح دهم و در دل طرف مقابل روشنايی ايجاد کنم و برعکس، کافی است برايم.
    پنجم آن‌که، هنوز بر سر حرف خود هستيد درباره وجه تسميه کاسپين؟ خوب اگر به قول شما نام کاسپين از نام ترکی قزوين آمده، و در نظر ما کاسپين از نام قوم کاسپی امده، چه اشکالی دارد هردو از این نام استفاده کنيم؟ نامی که در مجامع بين‌المللی پذيرفته است و بيشترين سابقه تاريخی را نيز دارد. هان؟
    ششم، از دی‌ان‌ای صحبت کرديد. دوست عزيز، ما در قرن بيست و يکم زندگی می‌کنيم. دوران خون و نژاد و خاک گذشته است. الان کسی ترک يا گيلک است که هويتش ترک يا گيلک باشد. يک مثال روشن برايت بزنم، مراديان گروسی، يکی از شاعران معروف و پيش‌کسوت گيلک، که الان ساکن محله بوسار رشت هم هست، و آفريننده کتاب معروف ايجگره، يک کرد است در اصل و خون!!! اما خود را گيلک می‌داند و عمر خويش را برای پاسداری ادبيات گيلکی گذاشته است. می‌بينی؟ دنيا، دنيای فرهنگ و هويت است. نه خون و نژاد و دی‌ان‌ای.
    و هفتم که آخر باشد؛ هرچه می‌نگرم، خبری از شوونيسم فارس نمی‌بينم. آن فارس بدبخت هم هم‌چو من و تو، درگير هزار بدبختی اين مملکت است. و بر فرض که در انتخاب نام آن دشمن مشترک خطا رفته باشيم، در مقابله با آن دشمن مشترک من و تو، باور کن که نمی‌خواهم بر هيچ کسی بتازم، به خصوص تو، اما اين شعربه ذهنم می‌نشيند که:
    ما،
    ستم را نشان گرفته بوديم
    اما،
    همه تيرها از کمان دانش پرتاب نشد؛
    ای‌کاش،
    نخست جهل را نشانه گرفته بوديم.
    [مصطفی بادکوبه‌ای]

    بهبود

    12 Jul 06 در 7:33 ب.ظ

  32. BEHBODE AZIZE MAN NEMODONAM KI BEHET GOFTE KE GHAZVINIHA TORKAND SHAYAD BE KHATER IN BASHE KE VAGHTI JOKHAY GHAZVINI TARIF MIKONAND MAMOLAN ADAY GHAZVINIA RO BA LAHJEH TORKY DAR MIARAND ONAM BEKHATER INE KE MARDOM INGHADAR JOK TORKY TARIF MIKONAND KE DEGE BARAY TARIF KARDAN DO SE TA JOKE GHAZVINI SAY NEMIKONAND KE LAHJASHONO TAGIIR BEDAND VA BA HAMON LAHJE ADAY GHAZVINIHA RO HAM DAR MIARAND DAR ZEMN INO BEHET BEGAM KE BEDONI SAKENIN BOMI IN MANTEGHE TARKIBI AZ TATHA TALESHHA VA DAYLAMIHA MIBASHAND DAR MANATEGH ALEMAT VA TALEGHAN MARDOM DAYLAMI VA TAT VA HAMCHENIN BOMIHAY TAKESTAN VA DEGAR NOGHATE GHAZVIN AKSARAN TAT VA TALESHAND NEMIGAM GHAZVIN TORK NADARE DAR GHAZVIN TORK VA HATA KORD VA LOR HAM ZIADE VALI KHOB HAME MOHAJERAND NOKTE DEGARI RO KE BAYAD BEHET BEGAM INE KE MA HAMAMON MIDONIM TORKHA DARAY TARIKH BESIAR GHADIMI HASTAND VALI AGE DOST DARID DEGARAN BE TARIKH VA FARHANGETON EHTARAM GHAEL BESHAN SAY KONID KHAHESHAN EDEAHAII MESLE INKE SAHEB TAMADONE SOMERI HASTID VA NEMIDONAM KHALIJE FARS DAR ASL BE NAME TORKHAST VA GHAZVINIHA GILANIHA MAZANDRANIHA LORHA VA KORDHA HAM TORKAND DAST BARDARID KHODA VAKILI ZESHTE RASTI INAM BEHET BEGAM KE AGE KETABE SORODHAY AZARI AZ AHMADE KASRAVI KE KHODESH HAM DAR ASL TORKE RO MOTALEA KARDE BASHI KHAHI DID KE AKSARE KALAMATE AZARI DAR ASLTARKIBI AZ KALAMATE GILAKI TALESHI VA KORDI BODE HALA DEGE NEMEDONAM CHJORI AZ BIN RAFTE VA SAKENINE ONJA TORK SHODAND RASTI NIAZI HAM NIST KE BERI DNA KHODET RO CHEC KONI INO GOFTAM KE EK MEGHDARI BE DARONE KHODET ROJO KONI VA AZ IN BE BAD SAY KONI BA PEDARANET BA EHTARAME BESHTARI SOHBAT KONI ARE PESARAM

    daylami

    16 Jul 06 در 5:16 ب.ظ

  33. تبریک ودرود بر پهلوان گیلانی فردین معصومی بابت کشتی های مقتدرانه ای که گرفت مخصوصا کشتیش با علیرضا حیدری . کاش از گیلان هم یه عده برای تشویق فردین پا میشدند و میرفتند ورزشگاه تا فردین مجبور نشه برای تشویق کردنش از بقیه خواهش کنه ما باید بیشتر هوای پهلوونمونو داشته باشیم . فردین جان انشا اله همیشه پیروز باشی .

    سیاهکلی

    21 Jul 06 در 3:16 ب.ظ

  34. be jaye in harfa beshinid be dars o mash ghetoon beresid agar ham dars o mashgh nadarid kheyli bikarid!ti fada

    kord bacheh

    11 Dec 06 در 10:33 ب.ظ

  35. من از نظر حمه ممنونم ولی امیدوارم دعوای بین بهبود و دوست دیگر تمام شده و به هم توهین نکونیم
    من اطلاعات زیادی در باره ی خزر ندارم و به حمین خاطر به این سایت سر زدم ولی از کار خودم یشیمان شدم.
    راستی من هم ترک هستم ولی حق رو به بهبود نمیدم چون حرف های بهبود دلیل محکمی ندارد و نیز امید وارم بیشتر از نظرات بهبود استواده کنم.
    و درباره ی daylami باید بگم خیلی دوست داره به دیگران توهین کنه و من خیلی متاسف هستم که مطالب ایشان حذف نشده است.
    باید گفت ترکها همواره میهن دوست بوده اند . برای همین اکثر مقامات بالای کشوری و لشکری از ترک ها انتخاب میشوند و البته نباید علم و دانش انها فراموش شود .
    در اکثر دوران تاریخی ایران افراد زیادی از ترکان زمامدار عمور بوده اند.
    در حال حاضر هم بسیاری از مقامات ترک هستند
    از جمله مقام معظم رهبری .
    و اما درباره ی کرد ها باید گفت انها بسیار مستقل هستند و اصلا مقید وطن نیستند و از هر فرستی برای جدا شدن سود می برند .
    همان طور که در طی سال های گذشته دیده ایم.
    ——————————–
    پاسخ ورگ:
    حسين جان، خوشبختانه دوستان در اين‌جا دچار اختلاف نشدند و اگر جايی ناخواسته توهينی شده، من سعی کردم به جای حذف آن نوشته، تذکر دهم تا خود آن فرد هم به اشتباهش پی ببرد. چرا که اين توهين‌ها ناخواسته و غيرعمدی‌اند.
    اما دوست خوب تورک من، شما هم حق نداريد درباره هم‌وطنان کورد چنين قضاوت کنيد. ببينيد، من نمی‌خواهم وارد مباحث سياسی اقوام شوم. اما می‌خواهم بگويم که کورد و تورک و گيلک و لور، همه انسان هستند. همه حق زندگی دارند. همه شرافت و کرامت انسانی دارند.
    بياييد دچار اشتباه نشويم و يک‌ديگر را با فيلترهای نژادی و قومی نبينيم.
    در لياقت و کاردانی تورک‌ها شکی نيست. همين امر دليل مهمی در پيشرفت‌شان در هر سيستمی است. در دلاوری و رشادت کوردها هم نبايد شک کرد. آن‌ها هم مردمان زحمت‌کش و سختی‌ديده‌ای هستند. که متاسفانه گاه به دليل تفاوت مذهبی‌شان با اکثريت شيعه، دچار بی‌مهری‌هايی می‌شوند.
    تمام حرف من اين است که بد و خوب در هر قومی وجود دارد و درست نيست که کل يک قوم را به يک صفت بد برانيم.

    حسین

    25 Feb 07 در 11:49 ق.ظ

  36. نام این دریا در واقع بین ما ایرانی ها، دریای مازندران است، همانگونه که آلمانی ها را ژرمن می خوانند و در بین کشور های اسلاو آن را نوسک می دانند ولی خود آلمانی ها دوئچ می گویند، تبرستان باستانی شامل همه مناطق از انزلی تا دهستان در ترکمنستان امروزی می شد و حتی اسم ورکانه که یونانی ها هیرکانیا نامیدند، و پایتخت آن ها زادراکارتا یعنی ساری امروزی بود نامی تبری است، ورک یعنی گرگ، و ورکانه همان معنی گرگان را می دهد، همان بهتر که آن را دریای مازندران بنامیم و خوشبختانه این نام نیز با اقبال عمومی از برخی کشورها مواجه بوده است.
    ——————————–
    پاسخ ورگ:
    رفيق عزيز، نمی‌دانم براساسس چه مدرک و سندی می‌گوييد که «نام اين دريا در بين ما ايرانی‌ها دريای مازندران است».
    شما در نوشته‌تان چند ادعا آورده‌ايد که من عکس آن‌ها را با دليل ثابت خواهم کرد.
    اول نوشته‌ايد که تبرستان از انزلی! تا دهستان در ترکمنستان را دربرمی‌گرفت.
    خوب، نظر جالبی است. امّا تا آن‌جا که من می‌دانم در شهرهايی مثل رشت و انزلی، هرگز هيچ نامی از تبری يا تبرستان در هيچ جا نخوانده‌ام و نشنيده‌ام. حتا گويش مردمان غرب اماردوس (سپيدرود) اگر ميانجی شرق و غرب گيلان نبود، هيچ ربطی با شرق مازندران و البته گلستان نداشت.
    در ضمن، تا آن‌جا که بنده در تاريخ مطالعه کرده‌ام، نه تنها هرگز گيلان را با نام تبرستان نخوانده‌اند، بلکه تا همين چند وقت پيش غرب مازندران هم جزيی از گيلان بود.
    نام تبرستان ماخوذ از نام قوم تپور است که اقوام ساکن در تبرستان بودند. و البته در همان زمان، گيل‌ها و اماردها هم در گيلان و غرب مازندران زيست می‌کردند. نام اماردوس (سپيدرود) ماخوذ از نام قوم امارد است.
    حق با شماست که دريای هيرکانی ماخوذ از ورگ يا ورک به معنی گرگ است. عنوان سايت بنده هم همين ورگ به معنی گرگ می‌باشد.
    اما نکته مهم اين‌جاست که ما در گيلان هم از ورگ به همين معنی استفاده می‌کنيم. ولی نمی‌توانيم ادعا کنيم: پس نام استان شما و دريای مذکور، استان و دريای گيلان است!!!
    شما طی يک استدلال به شدت جالب، ابتدا ثابت می‌کنيد که نام دريای هيرکانی، از همان ورگ گرفته شده، ورگ واژه‌ای تبری است، پس همان بهتر که اين دريا را مازندران بناميم! جل‌الخالق!
    يعنی چه؟ اگر نام باستانی سرزمين شما تبرستان است، پس مازندران چيست؟ آيا جديدتر است؟ پس چرا دريا را تبرستان يا تپورستان نناميم؟ اگر نام‌اش مازندران است و نام باستانی منطقه تبرستان است، پس نام مازندران پس از تبرستان پديد آمده و دارای آن قدمتی که رفقا ادعا می‌کنند نيست.
    اما درباره واژه کاسپين:
    رفيق عزيز، مادرقوم همه اقوام ساکن در حاشيه جنوبی دريای کاسپين، کاس‌ها بودند. دليل اشتراکات فرهنگی و زبانی من گيلانی و شمای تبرستانی هم در همين است. اصالت و قدمت «کاس»، خيلی بيشتر از تپور و امارد و گيل و… و خيلی خيلی خيلی بيشتر از واژه‌های جديدتری مثل گيلان و مازندران است.
    اگر بنده با دليل و مدرک روی اين نام پافشاری می‌کنم تنها به اين دليل است که ميراث مشترک همه اقوام ساکن کرانه جنوبی آن است. تو تبری و من گيلک و آن رفيق تالشی‌ام، همه‌گی از اعقاب کاس‌ها هستيم و نام کاسپين ملک طلق هيچ استان و زبان خاصی نيست.
    عجيب است، وقتی جوامع جهانی هم اين نام اصيل ما را قبول دارند، ما با جهان‌بينی محدودمان در سطح چند شهر و روستا دست و پا می‌زنيم.
    رفقای تبری من؛
    وقتی شما نام اين دريا را از کاسپين که متعلق به خودتان هم هست، به مازندران تغيير می‌دهيد، يعنی قدمت حضور خود در اين منطقه و نيز عظمت تمدن اجدادتان (کاس‌ها) را از آن‌چه که به واقع بوده به همين سال‌های اخير تقليل می‌دهيد.

    علی

    26 Feb 07 در 7:15 ب.ظ

  37. دوست عزیز از شما که این جمله را که به استناد چه مدرکی می گویم نام آن در بین ایرانی ها دریای مازندران است، کاملا بعید بود! با این حرف نوشته های خودتان را زیر سوال بردید، یعنی اینکه نشان می دهد بدون تحقیق قبلی و بر پایه حدس و گمان نوشته اید!
    تبرستان از شرق اماردوس بوده و تا بسیاری از مناطق ترکمنستان پیش رفته بوده و حتی در زمان فرخان بزرگ (پیله فرخان)، تا مرو و نیشابور جزوی از تبرستان بود، (بهتر است کتاب تاریخ تبرستان نوشته اردشیر برزگر را بخوانید) همچنین حمد اله مستوفی که دیگه همگی به نوشته های وی اعتماد وافر و کامل دارنه ن، بنویشته که تبرستان ناحیتی بس بزرگ و شامل جرجان (گرگان)، قومش (کومس)، مازندران (مازرون)، و ری است و حتی نامی از گیلان نبرده است، من می گویم از انزلی چون تاریخ محمدی این را گفته، همچنین، اگر توجه کنید زبان بیه پیش هم کاملا شبیه مازندرانی ماست، و این به دلیل تبادل بسیاری بوده که تبری ها و رویانی ها و گیلانی ها داشته اند (دیلمی ها و گالشی ها رو نمی دونم)، آمارد ها در گیلان نمی زیسته اند بلکه همین نام آمل ما نیز برگرفته از آنان است، بگذریم که بسیاری نیز بر این عقیده اند که آن نام تبری الهه آمله است.
    این نظر نیست و بلکه عین واقعیت است از آنجا که کتاب ها نوشته اند، طبیعی است که نشنیده باشید، چون در ساری و گرگان هم مردم هیچ نامی از مملکت فارس ها نمی برند، بجز در دوره پهلوی که با سیاست های خود میخواست، از اقوام و مردم یک ملت ایران بسازد، همانگونه که کلاه پهلوی باب کرد، دوست عزیز نمی خواهیم خدای ناکرده توهین هاکونم، ولی تاریخ از منظر شما و برخی دوستان در بالا از 200 سال پیش به این ور شروع می شود، تنکابن که خود یک واژه تبری است فقط در دوران زندیه جزوی از گیلان شد و سپس در زمان آقا محمد شاه، به مازندران انتقال یافت، رامسر و رودسر و لنگرود که هیچ شکی نیست که قبلا جزوی از مازندران بوده اند، ولی این شهر ها نه گیلانی اند و نه مازندرانی بلکه زبان و فرهنگ و همه چیز آنها متفاوت با ما و مشابه در بین خودشان است، اینکه که بگوییم، به زبان تبری-گیلکی صحبت کوندن، اشتباه کرده ایم، همانطور که مردم آن در سفر ریاست محترم جمهوری، جناب آقای دکتر احمدی نژاد، خدمت ایشان گفتند که خواستار استانی با نام مازندران غربی هستند، من هم موافقم، ولی شما حتی با تشکیل استان تالش مخالفت دارید،
    بله، گیلان هم جزو تبرستان بوده است، در زمان سلسله گاوباره، فرخان از نوادگان گیل گیلان شاه، حاکم تبرستان شد، و پایتخت تبرستان را از آمل به ساری آورد،
    بله، نام تبرستان از واژه تبری است، ولی انگار آن مطلب من در مورد آلمانی ها را نادیده گرفتید،
    من مثل شما از این استدلال های به شدت جالب نمی کنم، چرا که شما در مورد زبان تبری و گیلکی آن استدلال به شدت جالب را کردید،
    من که گفتم، بهتر است شما تاریخ بخوانید، ضعف همه ما تاریخ است، اگرچه در دوران پهلوی نام گذاری های بی دلیل می شد، و بیشتر نام ها حتی در تبرستان ما به شاه و پهلوی از قبیل بندر شاه، شاهپسند، شاهی، بندر پهلوی در آمد
    ولی دریای مازندران بی پایه و بی استناد نبوده و نیست، نمی دانم مردم، از چه زمانی دریای مازندران را به جای دریای تبرستان به کار بردند، ولی در زمان پیش از اسلام نام آن در میان فارس ها و اقوام دیگر و شاید کاسپی ها دریای تبرستان بوده است.
    لطفا از این حرف های به شدت جالب و تمسخر آمیز نزنید وگرنه دیگر جوابی در کار نیست، من کی گفتم بر پایه ورگ تبری آن را مازندران بنامیم ؟ دریای مازندران به اندازه کافی سابقه تاریخی و علمی دارد، با دیدن نقشه های اعراب در صدر اسلام، همانگونه که استاد بزرگ غلامحسین مصاحب فرمودند چنین چیزی امکان دارد،
    مازندران نام بخشی از سرزمین ما بوده است که تا نزدیکی های شما یعنی غرب لنگرود دنباله داشته است، که جزوی از سرزمین تبرستان که سرزمین ما و شما بوده است بوده است،
    مازندران قدمت بالایی دارد ولی برای فارس ها و عرب ها از قرن ده دوازده میلادی به بعد آشنا شده است،

    علی

    1 Mar 07 در 9:08 ب.ظ

  38. در ضمن در بیشتر مقاله منظور من از ما یعنی ما تبری ها و شما گیلی ها بود
    ———————————————
    پاسخ ورگ:
    رفيق عزيز، اول:
    بنده يادداشت‌ام را بر پايه حدس و گمان ننوشته‌ام. اگر خوب دقت کنيد نوشته‌ام: نام دريای مازندران در زمان پهلوی اول رسم شد.
    در جامعه چند درصد اين دريا را با نام مازندران می‌خوانند؟ تا جايی که من می‌دانم همه آن را دريای خزر می‌نامند. مگر اين‌که تنها مازندرانی‌ها را ايرانی بدانيد، که تازه همان‌ها هم خيلی‌هاشان اين دريا را خزر می‌نامند. در واقع در مدرسه و کتاب‌ها و اطلس‌ها ما را با نام خزر عادت داده‌اند. (متاسفانه)
    در نتيجه: در جامعه ايرانی، نام مازندرانی چندان معمول نيست. در منابع رسمی هم قدمتی در حد هفتاد هشتاد سال دارد. تازه در همان منابع رسمی هم بيشتر خزر استفاده می‌شود.
    دوم:
    عين نوشته شماست که: «حمد اله مستوفی که دیگه همگی به نوشته های وی اعتماد وافر و کامل دارنه ن، بنویشته که تبرستان ناحیتی بس بزرگ و شامل جرجان (گرگان)، قومش (کومس)، مازندران (مازرون)، و ری است و حتی نامی از گیلان نبرده است»
    خوب، اين عبارت چه چيزی را ثابت می‌کند؟ تبرستان ناحيتی بزرگ است. (ما هم قبول داريم. بر منکرش لعنت!) که قم و گرگان و مازندران و ری جزو تبرستان بودند؟ خوب اين هم معلوم است. اين‌ها چه ربطی به ادعای شما دارد که نوشته بوديد شرق گيلان هم تبرستان بوده!!! نکند منظور آقای مستوفی از مازرون يا ری يا قم يا گرگان، همان مناطق بيه‌پيش بوده؟
    سوم:
    آفرين بر شما. دليل جالبی برای تبرستان بودن از انزلی تا ترکمنستان می‌آوريد: زبان مردم بيه‌پيش کاملن شبيه مازندرانی‌هاست.
    پيله برار، مونم کی اوّل جی هينه بگوتم. تو قبول نداشتی!
    من که زبانم مو در آورد از بس روی يک‌ريشه بودن ساکنان جنوبی کاسپين تاکيد کردم. رامسری‌ها همه گالش‌اند و هنوز روزی يک مينيبوس بين رامسر و ييلاق اشکور رفت و آمد دارد. چون همه با هم قوم و خويش‌اند. زبان مردم شرق گيلان همان زبان غرب گيلان است اما با تفاوت لهجه. زبان مردم غرب مازندران هم همان زبان مردم شرق گيلان است منتها با تفاوت لهجه.
    رفيق عزيز، درست حدس زدی، اين به خاطر مبادلات فرهنگی بين گيلانی‌ها و تبری‌ها بوده. و البته به خاطر نيای مشترک‌شان. در واقع از رضوان‌شهر تا گرگان ما با يک طيف پيوسته روبه‌روييم.
    چهارم:
    ادعا می‌کنيد که تونکابن واژه‌ای تبری است. نمی‌توانم رد کنم. چون زبان تبری و گيلکی را به شدت درآميخته می‌دانم. اما نمی‌توانم هم بگويم گيلکی نيست. چون گيلکی هم هست عزيز. گفتم که طيفی پيوسته است.
    چرا نمی‌خواهی قبول کنی که زبان تبری و گيلکی در هفتاددرصد لغات و افعال درهم آميخته‌اند؟ باور کنيد چيزی از عظمت‌تان کم نخواهد کرد!
    نروژی‌ها و سوئدی‌ها و فنلاندی‌ها که هرسه اسکانيناوی هستند و نيای مشترک‌شان وايکينگ بودند، اين حقيقت را قبول کردند و هيج لطمه‌ای به عظمت‌شان که نخورد هيچ، الان سه زبان مستقل دارند با کم‌ترين تفاوت با هم.
    پنجم:
    کافی است در رودسر و لنگرود از مردم بپرسی زبان‌تان چيست تا بشنوی: گيلکی. تازه من اين نام «گيلکی» را در چالوس و رامسر و تونکابون هم شنيده‌ام. تازه من به عنوان يک لاهيجانی (اميدوارم که ديگر شهر بنده را جزو تبرستان ندانی!) زبان مردم تونکابون و رامسر را به راحتی می‌فهمم. بنابراين: آيا من تبری‌ام؟
    ششم:
    چه کسی گفته بنده با استان شدن تالش مخالف‌ام؟ کجا چنين چيزی گفته يا نوشته‌ام؟ تالش‌ها دارای زبان و هويت فرهنگی و قومی و اقليمی متفاوتی از گيلکان هستند. استان شدن يا نشدن‌شان هم ربطی به من ندارد. به خواست جمعی‌شان بازمی‌گردد. اما ادعاهای عجيبی دارند. چه‌طور شما لنگرود و رودسر را تبری می‌دانيد، آن‌ها هم تا نزديکی رشت را (خود رشت را ديگر کاری نمی‌شد کرد) جزو استان تالش می‌دانند!
    هفتم:
    نوشته‌ايد: «بله، گیلان هم جزو تبرستان بوده است، در زمان سلسله گاوباره، فرخان از نوادگان گیل گیلان شاه»
    خوب، من سکوت کنم بهتر است. رفقا فقط به نام «گيل گاوباره» و به بازی با لغات اين رفيق عزيز من توجه کنند.
    هشتم:
    می‌گوييد در زمان رضاشاه اسامی مسخره‌ای در تبرستان هم گذارده شد و سپس نام‌گذاری دريای مازندران را استثنا می‌شماريد و ادعا می‌کنيد: «لی دريای مازندران بی‌پايه و بی‌استناد نبوده» (پايه و استنادش چيست؟)
    و سپس عنوان می‌کنيد: در پيش از اسلام نام اين دريا حتا ميان کاسپی‌ها دريای تبرستان بوده! (باز هم بی هيچ دليل و منطق و سندی)
    يک نکته همين‌جا بگويم: پسوند «ستان» در زبان‌های حاشيه جنوبی کاسپين وجود ندارد. دست‌کم در گيلکی بيه‌پيش و بيه‌پس که اين‌طور است. در غرب مازندران که همه گيلکی تکلم می‌کنند هم من نديده‌ام. مگر اين‌که در زبان تبری داشته باشيم.
    نهم:
    چيزهايی که در باب دريای کاسپين نوشته‌ای آن‌قدر بی‌منطق است که پاسخ‌گويی‌اش از توان من خارج.
    از بنده می‌خواهيد گيلک‌هايی با چشم کاس به شما معرفی کنم. خوب، من چه بايد در جواب بگويم؟ البته که می‌توانم به شما معرفی کنم. در همين رشت و لاهيجان و لنگرود افراد موبور و چشم‌آبی خيلی زياد است. در کوهستان‌ها بيشتر.
    ولی جواب منطقی همان خنده تلخ است بر نوع نگاه شما به مسئله هويت قومی در قرن بيست و يکم.
    من پيش‌تر درباره مسئله هويت قومی و پارامترهای مدرن آن نوشته‌ام. لازم نيست دوباره توضيح دهم. دوران آزمايش دی.ان.ایْ و خون و خاک گذشته رفيق من. امروزه با اين همه چنگ‌ها و آميزش‌های نژادی و مهاجرت‌ها، ادعای انتساب به يک تيره و نژاد خاص خيلی مسخره است. امروزه زبان و فرهنگ و اداب و سنن است که هويت قومی را مشخص می‌کند.
    وقتی مردم تونکابون و چالوس و رامسر زبان خود را تبری می‌خوانند، شما با کدام آزمايش خون و نژاد می‌خواهيد آن‌ها را تبری کنيد؟
    رفيق عزيز،
    تاريخ خواندن خوب است. اما مهم برداشتن عينک پيش‌داوری است.
    از اين می‌نالی که چرا بين ما (گيلک) و شما (تبری) تفرقه هست. و من می‌نالم از خودمان نمی‌خواهيم. در ميان اين همه ادعاهای ارضی و سمايی! هم‌دل باشيم. باز جای شکرش باقی است که کاس‌ها را به عنوان يکی از نياهای خود قبول داريد. پس ما کمی با هم مشترکات هم داريم.
    وقتی من بايد کلی جان بکنم که به شما ثابت کنم اگر نيای ما مشترک است و زبان‌مان هم‌ريشه و مشابه، به همه چيز قسم که قصد نداريم سرزمين شما، يا افتخارات‌تان را تصاحب کنيم! چه جای اتحاد و هم‌دلی؟
    (برعکس شما، من هرجا که «ما» می‌آورم، منظورم همه مردمان گيلان و تبرستان است)
    در پايان، به رسم هميشه‌گی‌ام، چون من ديگر حرف‌ام را زده‌ام و احساس می‌کنم بحث از اين‌جا به بعد حالت مشاجره و پرسش و پاسخ می‌گيرد و ديگر مفيد نيست، سعی می‌کنم در جواب نوشته بعدی شما، چيزی ننويسم. خواهش می‌کنم اين کارم را حمل بر بی‌توجهی يا توهين نکنيد. من از نقدتان خوشحال‌ام، ولی دوست ندارم برای قانع کردن طرف مقابل‌ام تلاش کنم. قصد من تنها بيان نظر خودم و ايجاد روشنايی در دل ديگران و خود است.
    خنابدون.

    علی

    1 Mar 07 در 9:09 ب.ظ

  39. با سلام خدمت دوستان، میبینم که بحث به جاهای خیلی علمی منتهی شد و از آنجا که من مطالعه تاریخی ندارم ترجیه میدم که با توجه به جامعه امروز ما یه تحلیلی داشته باشم. اول در مورد کلمه شمالی بگم، این کلمه رو مردم تهران برای ما به کار میبرن که دو مفهوم از اون برداشت میشه، یکی جهت جغرافیایی شمال کشور و دیگری نژاد شمالی. البته در اینکه این کلمه همین اواخر ایجاد شده شکی نیست و حتی میتونم بگم که قبل از این، کلمه منسوخ شده رشتی استفاده میشده. حال آیا فقط شمالی به جهت جغرافیایی اشاره میکنه یا به نژاد ما هم اشاره میکنه؟ من با توجه به طرز کاربرد کلمه شمالی توسط دوستانم ( قیافش شمالیه، زبونش شمالیه و … ) این برداشت بیشتر به ذهنم تداعی میشه که اونها بیشتر به نژاد اشاره میکنن و برای اینکه بین خودشون یعنی فارسها و مردمی که با اونها تفاوت زبانی و نژادی دارند و در شمال کشور زندگی میکنن تمایز قایل بشن کلمه شمالی رو اختراع کردند. البته همونطوری که گفتم این کلمه تازه ابداع شده و به نظر میرسه که ما باید از کلمه کاسی یا کاسپی استفاده کنیم.
    اما شمالی ها کجا زندگی میکنند؟ شمال جاییه که از شرق و غرب به وسیله ترکها و از جنوب به وسیله فارسها تحدید شده. من در خیلی جاها میبینم که بین ما شمالیها گفته میشه من نژادم با نژاد تو فرق داره یا زبانم با زبان تو فرق داره اما در حد بسیار تابلویی باید بگم که داریم اشتباه میکنیم و این به این دلیله که ما شرقی ترین نقطه رو با غربی ترین نقطه مقایسه میکنیم بدون اینکه این وسط رو هم در نظر بگیریم. مثلن گفته میشه که ساروی حرف فومنی رو نمیفهمه که البته این درسته اما اگه شما از سمت شاهرود حرکت کنید و شهر به شهر لهجه های زبان گیلکی رو بررسی کنید میبینید که هر شهری یه مقدار با شهر بعدی تفاوت لهجه داره تا اونجا که دیگه یه شاهرودی اگه تو صومعه سرا گیلکی صحبت کنه ممکنه تو لحظه اول حرف همدیگه رو نفهمن و اینجاست که به اشتباه گفته میشه شاهرودی از صومعه سرایی جداست! من میتونم بگم که لهجه های گیلکی مثل طیف نور هستن، تو طیف نور نمیشه مرز مشخصی برای رنگها پیدا کرد اما تو این طیف ما هم قرمز داریم و هم آبی. به هر حال ما شمالیها اگه داریم تو زمینه های مختلف درجا میزنیم مربوط به همین تفرقه ایه که بین ماست. ما باید بجای نقاط اختلاف، رو نقاط اشتراکمون پافشاری کنیم و به سمت یکی شدن پیش بریم تا بتونیم حرفمون رو به کرسی بنشونیم.
    زمنن در مورد کلمه کاسپین باید بگم که این کلمه خیلی واسم دوست داشتنیه و هر موقع که این کلمه رو میشنوم یه شهر گم شده زیر دریا تو ذهنم تداعی میشه. آیا این شهر گم شده زیر دریا خود ما نیستیم؟

  40. هورا امین (ثنایی) جون، ما باید در برابر تهاجم فرهنگی فارس ها دست برادری بدیم، و به همه بفهمونیم که رشتی و شمالی نژاد نیست! البته متاسفانه فارس ها با راه انداختن جوک های ترک و رشتی به خوبی چهره نفاق افکن خودشون رو نشون دادن، و یا برای مردم مظلوم استان گیلان جنوبی (قزوین) جوک در نیارن،
    ما باید جلوی این جوک ها رو بگیریم، من ترجیح می دم، ترک ایرانی باشم ولی فارس نباشم، اونا با راه انداختن جوک های خیلی زشت، و ایجاد تفرقه بین ما تبری ها و گیلکی ها، دارن خوب از آب گل آلود ماهی می گیرن و ریشخند می زنن، نمونش همین برنامه گل بهار مهران مدیری بود، به طوری که حتی تو مازندران خودمون که برخی گول اونا رو خورده و جوک ترکی تعریف می کنن، باعث میشه که خوشون رو فارس بدونن،
    تمدن کاسپی ها اونقدر بزرگ بوده که تیسفون هم از نام کاسپی بوده، از طرفی، وجود شهری به نام دروازه کاسپین یا دربند که به خوبی نشون می ده کاسپی ها در مازندران هم بودند، از طرفی نشون می ده که منطقه و سرزمین ما کاملا جداگانه بوده، و هیچ ربطی با اونا نداشته،
    متاسفانه، متاسفانه، همشون علاقه دارن، شوهر یا زن خودشون، به قول خودشون شمالی باشه، از خود منم، هی می پرسیدن راه و رسم رفاقت با ما چطوریه، تا کی باید مهمان نواز بود؟ خوبه برای مردمی مهمان نواز بود که وقتی از ما می خوان خلیجشون عربی نشه، اونا هم دریای کنار ما رو با اسم درست صداش کنن، و اما جواب دوست ورگ خودمون رو بعدا سر فرصت می دم، مه گمبه غلامحسین مصاحب دائره المعارف ره بوخون، دریای خزر بنویشته عرب ئون مازندران دریا نقشه های درون نیویشته بوبون،
    کاسپی ها خودشون اسم این دریا رو کاسپین نامیدند، نه اینکه تبرستان بگن! شما وقتی گفتی که ما هم کاملا کاسپی هستیم، من گفتم، در بین خودشون این نام رو می گفتن، البته ما، اجداد ما نمی گفتن تبرستان، فارس ها می گفتن، بهتره سفرنامه های رابینو، ملنگوف، پیتر دلاواله، که در مورد رشت و آستارا و مازندران و استرآباد نوشتن رو مطالعه داشته باشی که میگن ایرونی ها اونو دریای مازندران می گن، تازه جالب ترینش اینه که خود مترجم نوشته ایرونی ها دریای خزر رو مازندران می گن !!!!،
    در ضمن من که کتابها رو معرفی کردم، چرا باز می گی الکی حرف می زنم، باشه اگه می خوای هر چی تو می گی درسته، من حاضرم زبون خودم رو گیلکی بنامم، به شرطی که شما هم بقبولونید که جزو یک ناحیت تبرستان بودین، ـستان هم یک پسوند قدیمی ایرانیه و ربطی به فارس ها هم نداره، ولی خوب چه باید کرد که متاسفانه اونا عادت دارن همه چیزو فارس کنن؛
    گیل گیلان شاه خودش دو رگه گیلک و خزری بوده ! خزر ها تا همین اردبیل خودمون هم حکومت می کردند، فکر خوبیه که یک نام متحد کننده پیدا کنیم و پولامونو جم کنیم و در برابر تهاجم فرهنگی نزاریم فرهنگ البرزیان از بین بره، من امیدوارم که پایتخت از تهران به یه جایی مثل همدان یا اون ور اصفهان بره تا هم اگه زلزله ای تو استان مازندران جنوبی ( تهران ) اومد، فاجعه ای برای هم وطنانم (چه فارس و غیر فارس) پیش نیاد و هم راهشون دور بشه که پنجشنبه ها و جمعه هوس شمال نکنن . بهتره بحث رو به مشاجره نکشونیم و بچه هم نشیم و قهر کنیم و روی همدیگه رو ببوسیم، در ضمن دریای مازندران از قدیم بوده و است و نام من درآوردی مازندرانی ها نیست، وگرنه تو خود همین مازندران خودمون اسم هر کارخونه و مغازه ای خزر نبود و یا تو تلویزیونش گهگاه از دستشون در نمی رفت خزر بگن. نژاد ما (اگه تهمت نژاد پرستی نزنید) از مرو ترکمنستان، تا اون ور کوه های آناتولی بوده، همون طور که از جنوب تا سر حد دیار یا مملکت فارس ها یعنی کاشان (که خود نیمه عربی است کاسان شده قاشان) و تفرش ( که خود عربی تپورس هست ) تا مناطق آران، برخی میگن مادر نظامی گنجوی کرد و پدرش گیلک بوده، تو ترکیه هم زازا ها هم نژاد ما هستن، حساب کنید که ما چقدر خواهر و برادر داریم، ولی همه با هم غریبه ایم، امین (ورگ) جون خواهشا اگه برنامه فرهنگی داری برای آشتی مردم مازندران و گیلان منو خبر کن.
    خواهشا زبونای دیگه هم راه بنداز، اگه تو ترجمه مطالب مشکل داری بهم بگو تا برات به بسیاری زبون های اروپایی ترجمه کنم، ما باید توریست خارجی به مازندران و گیلان بفرستیم، نه داخلی، متاسفانه داخلی ها، هی دارن محیط زیستو نابود می کنن و حیوانات دوست داشتنی رو …
    در ضمن من با هیچ فارسی دعوا ندارما، اگه احساس می کنین بد نوشتم معذرت میخوام، ولی شما فارس ها باور کنین که برخی از دوستاتون زیرآب می زنن و خوب ما رو نمی خوان، اینکه آدم مدرنیزه باشه خوبه یعنی با آخرین اطلاعات روز دنیا پیش شونه، ولی فرهنگی رو که نیاکانش دست کم سه هزار سال حفظش هاکوردن رو نباید فارسش هاکونیم.
    ————————————-
    پاسخ ورگ:
    علی جان؛ قرار بود ديگر چيزی ننويسم. اما می‌بينم به نکاتی اشاره کردی که از نظر من خيلی مهم‌اند.
    با نوشته‌های امين ثنايی موافقم. ما نورهای يک طيف هستيم.
    می‌دانی رفيق؟ چندی پيش يک محققی در مجله گيله‌وا با دليل و مدرک اثبات کرده بود که نام اين دريا گيلان است. کارش درست بود. همان‌طور که تو هم می‌توانی ثابت کنی نام اين دريا مازندران است. همان‌طور که در آذربايجان شوروی آن را بادکوبه می‌نامند.
    اما مهم اين است که کاس‌ها يعنی نيای مشترک همه ما، خيلی پيش‌تر از خزرها می‌زيسته‌اند و نام کاسپين، نامی متحدکننده است.
    وقتی می‌گوييم کاسپين: يعنی هم تبری و هم گيلک. و حتا هم قزوين.
    تمدن جنوبی کاسپين تمدنی يک‌پارچه است. چنان‌که اگر مقالات تاريخ گيلان آقای دکتر دوبخشری را در نشريه گيله‌وا دنبال کنيد، می‌بينيد که با دليل و مدرک و استنتاج به اين نتيجه می‌رسند که تمدن کرانه جنوبی کاسپين از دشت گرگان به سمت غرب سرازير شده. حتا کشت برنج يا از چين و يا از هند به دشت گرگان و به ساير نقاط جلگه‌ای مازندران و گيلان رسيده است. پس هرکسی که تبری و گيلک را دور از هم می‌خواهد يا بدخواه است و يا نادان.
    درباره تغيير پايتخت هم که خدا از دلت بشنود رفيق.
    متاسفانه ماها هميشه چوب نواقص پايتخت را خورده‌ايم. هوای آن‌جا کثيف است و ترافيک آن‌جا خردکننده است، آن‌وقت زمين‌ها و مراتع ماست که به اشغال آنان درمی‌آيد و سرزمين‌مان تفريح‌گاه‌شان می‌شود که متاسفانه اين وضع در مازندران خيلی بدتر است.
    محيط زيست‌مان را که نابود می‌کنند (به وضع جنگل گلستان بنگريد) و ديواره البرز را هم با جاده‌سازی‌های بی‌هوده سوراخ سوراخ می‌کنند و گونه‌های جانوری را نابود می‌کنند.
    چه کسی اين روزها خبری از ببر مازندران دارد؟ چه کسی نابودش کرد؟ اهالی بومی يا…؟
    کاش آن‌قدر با هم متحد بوديم که از بيرون اين‌گونه ضربه نزنند که بشويم منطقه 23 تهران که هروقت زلزله آمد سرازير شوند به اين‌جا و باز هم عذاب‌اش بماند برای ما.
    درباره آشتی گيلان و مازندران هم من از همان آغاز هرکاری از دستم برامده کرده‌ام و می‌کنم. اگر به ليست «رفئقؤن» يا همان رفيقان نگاه کنی، سايت‌های مازندنومه و تبرستان دو سايتی هستند که مرتب به‌شان سر می‌زنم.
    اخبار تخريب و انهدام جنگل گلستان را در «وب‌موجی» منعکس می‌کنم. در مسابقه اخير گيلکی‌نويسی ورگ يک داستان تبری داشتم از مهرداد مهرجو عزيز که به طور اختصاصی برای ورگ ارسال کرد.
    در ويژه‌نامه هساشعر نزديک به بيست اساشعر (هساشعر) زيبای تبری منتشر نمودم.
    و باز هم چشم‌انتظار همکاری همه هستم.
    يک نکته جالب بگويم برای‌ات. در جلسات داستان‌خوانی گيلکی خانه فرهنگ (در رشت)، يک قانون نانوشته‌ای وجود دارد مبنی بر اين‌که اگر برای واژه‌ای معادل گيلکی بيه‌پسی يا بيه‌پيشی وجود نداشت، در درجه اول از معادل تبری استفاده شود و اگر نبود به فارسی يا عربی‌اش بسنده گردد.
    برای پايان يک هساشعر زيبای تبری که خودم خيلی دوست‌اش دارم و به واقع نمی‌دانم گيلکی‌اش بنامم يا تبری. قنبر يوسفی است که سروده:
    «چه نزنّه؟
    چه نخونّه؟
    نکِنه شعر ِ ورگ ِ چش
    ته غم ِ رمه ره
    نظر هاکرده؛
    گالش.»
    (چرا نمی‌نوازی؟/ چرا نمی‌خوانی؟/ نکند چشمان گُرگی شعر،/ رمه اندوهت را/ چشم زده باشد؛/ گالش.)
    Xenäbedun

    علی

    2 Mar 07 در 11:49 ب.ظ

  41. سلام مه برارون و خاخورون، خیلی می بخشید که این بحث دیگه داره از دریای مازندران دور می شه، ولی یک نکته مهم برای امین جون، من امروز یکی دو تا مطالب این سایت رو خوندم، ذکر چند تا نکته کاملا ضروریه، اولا اینکه، ما هنوز تنوستیم مقابل این همه حربه های فارس مؤابانه به یک اجماع برسیم، مطالبی نوشتید که باعث شد جنجال به پا شه، اولین و مهم ترین چیزی که خیلی مهمه اینه که، ثابت کنیم ما هستیم، نه به ایرانی ها، بلکه به همه دنیا، بدونن که ایران فقط فارس نیست، ما الان باید به فکر طرح دوستی و هواخواهی از همدیگه باشیم، تازه اگر هم سیستم ایران، وطن عزیز ما، جمهوری فدرال اسلامی ایران به شه، کما اینکه بحثش چند سال پیش توی مجلس مطرح بود، و ما یک منطقه دارای یه سری قوانین داخلی بشیم،
    حتی اون موقع هم نباید دنبال یک رنگ گرایی بشیم، باید اونقدر ریز فرهنگ ها رو پرورش بدیم، از گالشی، رویانی، تبری، آماردی، گیلی، تالشی، ورکانی، سنگسری، سرخه ای، لاسگردی، سه مه نی (سمنانی)، پیروزجایی، طالقانی، و … تا جلوی تهاجم فرهنگی فارس ها کاملا گرفته به شه، نه اینکه همه چیزو یک رنگ کنیم، چون باعث می شه با یک رنگ کردن، زودتر این فرهنگ از بین بره ولی مثلا زبان اول همه به شه زبان ده خودشون و زبان دومشون به شه یک معیار، بعدش انگلیسی و عربی و بعد ترکی و فارسی، من خودم با اینکه زبان شناس نیستم، ولی با بلد بودن آلمانی، به راحتی می توانم، هلندی رو متوجه بشم، تازه تو ویکی پدیا، چندین وچند ویکی به زیر شاخه های آلمانی پیدا می شه، که کاملا همگیشو میشه فهمید، ولی همه خودشونو جدا می دونن، چرا ما نکنیم؟ که این چند رنگی فرهنگی ولی با یک ارق ملی بین خودمون کمک کونه، نمی دونم منظور منو گرفتید یا نه، ولی خوب این قضیه به کنار، یادمه اینجا توی بابابزرگ ها و مامان بزرگ های مازندران (پیله پی یر ئون و پیله مارئون)، وقتی یه مسافری از رشت می یومد، همه باهاش خوش و بش می کردن و می گفتن راه دور چه خور ها، حتی هنوز بزرگ تر ها وقتی می خوان برا بچه هاشون تو راه دور خونه بگیرن، براش رفیق رشتی می گیرن تا آدم های دیگه،
    یا اصلا همین مادرم، وقتی تو تهران به یه فروشنده رشتی می رسه، بی اختیار کلی ازش خرید می کنه، حتی اگه قیمت اون جنس چند برابر یا اصلا نیازی به اون جنس نداشته باشیم،
    این به خوبی نشون می ده که اختلاف ها یک بحث جدیده، دیگه اونقد وضع افتضاح شده که مردم برا اینکه نشون بدن رشتی نیستن جلو رفیق فارسشون وقتی جوک رشتی میگه قش قش می خندن، ما هنوز این مشکلات رو داریم،
    مطمئن باشیم اگه همشهری هامون رو همین امروز به سوی همدیگه جذب نکنیم، فردا بیچاره می شیم، ما باید تلاش کنیم تا نطفه این راه عظیم شکل بگیره، ما مازندرانی ها و گیلانی ها به جرات آریایی نیستیم ولی کی اینو میدونه؟ کدوم فارسی اصلا میذاره که اینو بدونیم؟ کی میدونه که ما از نظر نژادی به یونانی ها و گرجی ها و ارمنی ها و توی ایرانی ها با کرد ها و آذری ها شبیه تریم ؟
    من افتخار میکنم که آریایی نیستم، چون آریایی ها تو تاریخ آدم های خوبی نبودند، ما نباید مثل فارس ها باشیم، خصوصا وقتی که هنوز با هم احساس غریبی داریم،
    کوروش یک بار توی عمرش پبروز شد، تا 2500 سال همه خودشون رو شاهنشاهی فارس می خوندن، در حالی که همین کوروش تمدن پدران ما یعنی پارت ها، و پدران کورد ها یعنی ماد ها را از بین برد، حتی توی کتیبه داریوش، که از قلمروهاش میگه، اصلا حرفی از سرزمین ما نیست، این خودش یکی از بزرگترین دلایله که ما با اون آریایی ها فرق داریم،
    یا یونانی ها نوشتن که هیرکانی ها دولتی مستقل بودند، این حرف ها رو نمی زنم که فکر کنید ما تافته ای جدا بافته ایم، ولی لا اقل باید اینو قبول داشت، اینو میدونستین که اسم تهران یک نام از زبون ماست ؟ مثل موزران که شد مازرون یا به قول فارسیش مازندران، یا شمیران، ران در زبان ما معنای دامنه را می دهد، ولی کدامیک از تاریخ شناسان عزیز، توی تاریخ تهران اینو نوشتن ؟ همش گفتن فارسی ! اگه ران فارسیه پس دامنه دیگه چیه ؟
    مطمئن باشیم که هیچ بشری توی دنیا به فکر ما نیست، ما همه اعضای یک خانواده ایم، ممکنه بابامون فلان ملک رو به نام برادره بکنه، ولی برادر کشی که نباید کنیم ؟ که اگه حتی یه جای برادرمون آسیب ببینه، مطمئن باشیم یه روزی میرسه که دیگران ممکنه به ما آسیب بزنن، اونوقت ما کیو داریم؟
    وقتی آمریکا رفت تو افغانستان، کلی ترکمن ها رو زخمی کرد، ترکیه بود که به دادشون برسه، وقتی صدام کورد های عراق رو اون بلا رو سرشون آورد، کورد های ایران بودن، ولی وقتی روس تو زمان قاجاریه، سواحل جنوبی دریای ما رو تصرف کرد یعنی سرزمین ما رو تصرف کرد، هیچ فارسی نبود که کمک کنه، مگه مازیار کی بود که جلوی اعراب و خلفای زورگوی عباسی ایستاد؟ مگه ونداد هرمزد کی بود که جلوی زورگویی های خلیفه های عرب عباسی ری رو گرفت ؟ خدا رو شکر توی ایران کنونی زور گویی نداریم، ولی اگه خدای نکرده یه روز یه قدرت خارجی اگه حمله کنه؟ ما باید جلوش وای سیم، همانطور که توی هشت سال جنگ با عراق مازندرانی ها بودند و لشگر 25 کربلا بود که پیش رفت که اگه اونا نبودند، معلوم نبود ایران دست صدام چی می شد؟ اون وقت همین فارس ها باید عربی صحبت می کردند!
    ببخشید که همش مازندران مازندران کردم ولی اطلاعات من در حد مازندران بود، یه پیشنهادی دارم که از چندین ماه پیش توی ذهنم بود، برای استان های مازندران و گیلان یک پرچم درست کنیم، و در کنار پرچم ایران به اون پرچم هم که نشانه دوستی ماست اعتقاد داشته باشیم، این بحث خیلی وقته که بین مردم هست و جنبه سیاسی هم نداره.

    علی

    4 Mar 07 در 7:26 ب.ظ

  42. با سلام .
    نظرات طولانی را نخوانده ام . شاید جواب سوالم آنجا باشد.
    ببین امین عزیز . جلوی ضرر رو هر وقت بگیری منفعته . بسیاری از عزیزان و ایرانیان . این قضیه ی کاسپین و خزر را نمی دانستند. ( خود من سال گذشته متوجه این قضیه شدم ! ) به هر صورت . خلیج فارس همیشه پرشین گالف بوده . منتهی آنقدر عربها خودشان را به آن چسبانیده اند و خلیج عربی گفته اند و به خاطر اینکه عربها روابط بهتری با سایر کشورها دارند . کم کم داشتند این اسم را جا می انداختند . حالا داخل پرانتز . دو فردای دیگر به جای نام حقیقی . ان مطلبی که تو هم بهش اشاره کردی . باید بستر سازی شود و مردم مطلع گردند . فکر می کنی چندنفر از مقامات ایرانی از قضیه ی کاسپین اطلاع دارند ؟ تفکر غالب این است که کاسپین نامی خارجی و خزر نامی اصیل و ایرانیست . دریای مازندران هم که شعر است و جز آن نیست !! آنها دیگر چه می خواهند نمی دانم . بهر صورت . حتما نظرات را می خوانم . شاید چیزی دستگیرم شد . اما بدان دلیل نمی شود که خلیج فارس را از دست بدهیم .
    شاد زی
    ——————————
    پاسخ ورگ:
    علی جان، من اصلن منظورم اين نبود که نام خليج فارس را از دست دهيم. قصدم مقايسه رفتار ما در دو موقعيت تقريبن مشابه بود. گفتم چرا روی نام آن خليج تعصب داريم و آن‌وقت خيلی راحت از کنار اين ستم نسبت به يک نام تاريخی و ايرانی می‌گذريم.
    که البته تو در نوشته‌ات اشاره‌هايی به برخی از علل‌اش نمودی.

  43. ای بابا، من این همه حنجره پاره کردم که پشت سر هم بد نگیم، ولی هنوز که هنوزه باید راه درازی رفت

    علی

    5 Mar 07 در 7:14 ب.ظ

  44. با سلام خدمت دوستان عزیز
    نمی دونم چرا هر وقت بحث افتخارات میشه همه گیلکند به قول شما نیما یوشیج گیلک بوده یا چون قدیمیها زبان خودشون رو گلکی geleki می گفتند همه گیلکند اما وقتی بحث دریا میشه نامیدن دریای مازندران برای شما غیر قابل تحمل میشه
    درمورد علی اقا باید بگم حرفای ضد و نقیض زیاد می زنه احتمالا از اون پان ترکهاست که می خواد همه رو به جون هم بندازه
    چه طور یک مازنی قبول میکنه که پاره ی تنش رو ازش جدا کنند کاری که با کردکو وگرگان علی اباد و فیروزکوه کردند فیروزکوه جزو مازندران بود اجداد من در اننجا ییلاق داشتند
    درنوشته علی اقا چند جا میخواد نشون بده مازندرانیه اما کلماتی که بکار برده ماندرانی نیست
    ——————————
    پاسخ ورگ:
    ساروکلای عزيز،
    خودت می‌بری و خودت هم می‌دوزی و لابد ما ناچاريم بپوشيم؟!
    چه کسی گفته ما تنها در زمان افتخارات همه را گيلک می‌دانيم؟ ما اصلن کی همه را گيلک دانستيم؟ من شما را به مجموعه اشعار روجا نيما يوشيج ارجاع می‌دهم و اين را بگويم که بنده با زحمت خيلی کم، می‌توانم اشعار تبری ايشان را بفهمم.
    خودتان می‌گوييد قديمی‌ها از عنوان گِلِک برای خويش استفاده می‌کنند؟ خوب به ما چه مربوط؟ خودشان وقتی خود را گيلک می‌دانند؟ بنده تنها حرف همان هم‌ولايتی‌های‌تان را نقل کردم. برويد آن‌ها را راضی کنيد که خود را گِلِک و زبان‌شان را گِلِکی ننامند!
    درباره دريای کاسپين هم همين بحث هست. نام مازندران نامی جديدساخت است و هرچه تلاش کنيد نمی‌توانيد سابقه تاريخی بيش از نام کاسپين برای آن بيابيد.
    اما نام کاسپين نامی است متعلق به همه اقوام جنوبی اين دريا. حتا اگر شما خود را گيلک ندانيد، باز هم ما با هم هم‌ريشه‌ايم و کاسپين نامی است متعلق به ما و شما.
    در مورد علی هم خواهش می‌کنم يک‌طرفه به قاضی نرو. يعنی چه که پان‌ترک است؟ چرا نظرات متفاوت را با انگ و برچسب می‌رانی؟

    ساروکلا

    7 Mar 07 در 10:29 ق.ظ

  45. آقای محترم، من نه اهل سیاستم، نه عضو گروه و جنبش سیاسی، و نه هیچ حزب و مسلکی، نه میخوام کسی آزار ببینه، نه میخوام فرهنگ اجدادی خودم رو از دست بدم.
    من خیلی خلاصه و نکته وار مطالب رو می گم، خواستی گوش کن، زیر مهم هاش خط بکش، خواستی تو همون خیالات خود سیر کن.
    1) یعنی چی که قدیمی ها می گفتن گیلکی؟ مگه حالا شما جوون ها که فرهنگ اجدادی خودتون رو فراموش کردین و فارسی صحبت می کنین، فارس شدین؟
    2) تو میگی ضد ونقیض؟ چرا؟ چونکه من برخی جاها باب میل تو صحبت میکنم؟ برخی جاها باب میلت نیست؟
    3) من مردم رو جون همدیگه می ندازم، یا تو که بر علیه برادرات تو گیلان اینطور حرف می زنی؟
    4) علت اینکه زبون منو خوب نفهمیدی برا اینه که من اینجا، این زبون شیرین خودمونو از هزار جور آدم یاد گرفتم، در ضمن من داشتم با زبون هم ولایتی های غربی (رشتی) صحبت می کردم.
    5) به طرز صحبت هات میخوره فارس باشی، اگه نبودی، چهار کامه زبون خودمون صحبت می کردی.
    6) خوشبختانه تو آلمان مردم مازندرانی صحبت می کنند، ولی تو که اونجایی چقدر صحبت می کنی؟
    7) کاش که من ترکی بلد بودم، چون همه دنیا این زبون به درد میخوره، تا فارسی.
    8) همه به کرد ها و آذری ها جدایی طلب و ازین تهمت ها می زنن، بی آنکه بدونن مازندران تحت نام جمهوری گیلان که همه حتی تمامی سایت های دولتی از سردمدارش یعنی میرزا کوچک خان تعریف میکنن، تا همین 80 سال پیش جدا از ایران بود، البته جدا بودن و تفرقه بین ما توی دنیای اسلام، باب میل دشمنان اسلام هست، و ما باید متحد باشیم، راستی کی میدونه توی همین مازندران پل شاپور کجاست؟ یا مازندران چند تا منطقه به اسم عباس آباد داره؟ حتما می گی چهار پنج تا.
    9) در ضمن خودت پان ترکیستی، تا وقتی معنی واژه ای رو نمی دونی به کار نبرش، اونا متاسفانه میخوان ایران از هم بپاشه، مثل اینکه من دیگه زیاد اینجا حرف بزنم، تهمت های دیگه هم می زنین، بهتره حرف نزنم. ببین چطوری از حرف های فرهنگی ما برداشت سیاسی میکنن؟
    10) من به راحتی می تونم ثابت کنم قوم تبری و گیلک و آمارد توی مازندران زندگی می کردند، چون ماز در زبان ما به کوه البرز گفته میشه، و مازران، یعنی درون منطقه دامنه ای البرز، همانطور که دریای مازندران این معنی رو میده، مثل تهران، شمیران که هر دو نام هایی از زبون ما هستند، همانطور زبان مردم مازندران هم میشه گیلکی نامید، مثلا مثل فنلاند، که مردمش زبانشونو سوومی میدونن.
    ته شه یاد دنیه، مه فکر کامبه تی سلک وچو بوئی، مازندرون خله خله پیله و گت بیه، تهرون، سه مه نون، کاشون، تفرش وه ره دله بی یه ن، راسته گانی، ئه تا کم ای جه گی لی کی – ته به ری کی گپ بزن، توندی؟ دکل نتوندی.
    ———————————-
    پاسخ ورگ:
    علی جان، با خيلی از حرف‌های شما موافق‌ام. اما خواهش می‌کنم اين‌قدر به تورک‌ها و کوردها توهين نکنيد.

    علی

    7 Mar 07 در 10:30 ب.ظ

  46. age mi harfe ja narahet baini mazerat khambe.ali baute ghaemshariun torki yad darenne men she ghaemshahre vachume torkiem yad nedarembe .mi nazer ve temum moshkelat re farsun taghsir dundene amma in derest nie un geder ke jamee pishraft kende va shahrhenishten ziad bune taghirati jamee dele ettefagh kafene ke atta tabii padidue shema geni farsun in jokun re derest kendene ager taveju hakenin in jokun vishter dar bareie torkuno rashtiuno lorune ettefagen mashruteie enghelab re hamina radembedane engilisiun beraie inke veshun re kherab hakenen in joka re radembedane shema geni farsun shema tundi kasi re pida hakeni ke bavve men farseme fars nezhade khassi nie irani ademun ande hamdigereje ghati baine ke natundi bauvi men mazerunime ya gilakime ya chize dige .ager haghighaten mazeruni farhangese naraheti navene farsun re bakubi (ager farsi dave)chon veshune ja vishter ema mughasseremi
    در مورد ورگ هم باید بگویم که من حرف ایشان را درباره ی همریشه بودن تمام اقوام شمالی با کاسها قبول ندارم و از اسم دریای مازندران استفاده میکنم و با متهم کردن این و ان نمیتوان فرهنگی را زنده نگه داشت . به نظر من به جای خیال بافی و مرده پرستی بهتر است همه با تلاش برای ایجاد یک ساختار دموکراتیک و عادلانه به حقوق همه اقوام و طبقات جامعه برسیم
    ———————————-
    پاسخ ورگ:
    رفيق عزيز، بنده نه مرده‌پرست‌ام و نه خيال‌باف. من دليل و منطق می‌آورم و شما روی عقيده خود پافشاری می‌کنيد. بسيار خوب، من وظيفه ندارم که عقيده‌تان را تغيير دهم. من وظيفه دارم آن‌چه را که درست می‌دانم، اعلام کنم.
    درباره نژادها، از جمله نژاد فارس هم شما را ارجاع می‌دهم به بحث‌های پيشين. اصلن بحث ما، بحث خون و خاک و نژاد نيست. قوميت در دوران مدرن تابع شاخصه‌هايی ديگر است. و طبق اين شاخصه‌ها، ما هم فارس داريم و هم لر و هم گيلک و تورک و…
    در ضمن، يکی از پيش‌شرط‌های رسيدن به يک جامعه دموکراتيک و عادلانه، تحمل عقيده مخالف و خودداری از توهين و افترا و چسباندن انگ و برچسب به جای نقد منطقی است. شما که ما را چنين نصيحت می‌کنيد، اين‌ها را رعايت می‌کنيد؟

    ساروکلا

    8 Mar 07 در 11:11 ق.ظ

  47. باز بگوييد نام درياي مازندران از هشتاد سال پيش به كار رفته
    دریای مازندران: در اسنادی که در مؤسسات معتبر روسیه است آمده که نوجین زیس برای روس ها اولین بار آن را در قرن دوازدهم ثبت نموده و ذکر کرده که ایرانیان آن را قرن ها دریای تبرستان می خواندند ولی چون واژه مازندران میان بومیان تبرستان جایگزین گشته، آن را دریای مازندران می خوانند (منبع: سفرنامه ملنگوف روسی)، همچنین در میان دانشمندان اسلامی دریای مازندران بروی نقشه ها ثبت می گشته (منبع: دایرة المعارف فارسی استاد مصاحب)، گذشته از آن نام دریای تبرستان به دلیل مجاورت دولت تبرستان به آن بوده است، از طرفی هیرکانیا که در منابع یونانی و لاتین (Hyrcania Maro) آمده (منبع: هرودوت)، و نام های جرجان، ساری، خراسان، گیلان که زمانی بروی این دریا بوده است، همگی به مناطقی از تبرستان باستانی (که مازندران امروزی باقیمانده آن است) برمی گردد. (منبع: مازندران و استرآباد، نوشته علی یوسفی نیا)
    لطفا كمي علمي تر بحث كنيد

    ساروكلا

    12 Mar 07 در 7:08 ب.ظ

  48. az anjayi ke hichkas dar maghlate va por gooyi va tassob be doostane fars nemirasad pishnahadi dashtam va an inke shoma nesbat chizi ke midanid va tarikhcheye khodetan har chizi ke hast rast ya doroogh har shekli ke mikhahis be onvane tarikh estefade konid daryacheye khazar ro namgozari konid vali be digaran mesle chizhaye digar tahmil nakonid kasi majboor be bavar kardanesh nist. ma azarbayjaniha ham nesbat be tarikhe khodeman azash esm mibarim va minamimesh dar in ke moshkeli nist ke. akhe shenidam doostane fars eddea kardan ke gharreye orupa ro ham farsha kashf kardan va hagheshoon ro khordan ..khoda sehhat va salamati behetoo ata kone. movvagh bashid

    fars ali

    2 Apr 07 در 11:07 ب.ظ

  49. سلام و خسته نباشی میگم به صاحب وبلاگ! من اول از همه موضع خودمو مشخص کنم بهتره. من آملی هستم و مخلص تمام گیلکها چه گیلانیای عزیز و چه مازندرانی. دوست من من فقط یه سوال دارم و اینکه بکار بردن هر کدوم از این اسامی واقعا چه توفیری میتونه برا ما داشته باشه فرض کنیم نام دریا اصلا کاسپین نه باشه دریای گیلان که اتفاقا اسم قشنگی هم هست. حالا اونوقت میخواین چی کار کنین؟ فقط خودتون استفاده کنین؟ یا که بلیطیش میکنید؟ واقعا چه فرقی میکنه مگه گیلان جدای از ایرانه؟ اینو بدون همون اندازه که شما نسبت به گیلانتون عرق دارین عرق ما هم اگه بیشتر نباشه کمتر هم تیست. ولی در هر صورت این دریا به هر اسمی که باشه باید یک اسم داشته باشه و همینکه اون اسم ریشه اش ایرونی باشه قشنگه. دریای گیلان ، کاسپیان،خزر ، مازندران … همشون به یک اندازه قشنگند. یه چیزی گفتی از اینکه غرب مازندران > گیلانه و از این حرفا . من و همشهریام به خاطر آملی بودنمون ( یعنی تقریبا مرکز منطققه شمال) زمانی که میریم سمت بابل و ساری میشیم غرب مازندرانی وقتی هم میایم سمت چالوس و شهسوار میشیم شرق استان یعنی یه جورایی چوب دو سر طلاییم (شکل مودبانش!) و شاید بیهودگی پرداختن به این مسائل برای ما خیلی بهتر قابل لمس باشه الانم که چند سالیه شهسوار زندگی میکنیم واینجور حساسیتهای الکیو بیشتر حس میکنمو یه جورایی واقعا دلم از این همه دیدگاهای نه چندان منطقی میگیره که واقعا چرا؟؟؟مگه خرج از این باریکه سبز جنوب خزر کی بهتر از خود گیلان ومازندرانیها میتونند هوای همو داشته باشن و از هم حمایت کنند؟ پس خواهش میکنم تو این عصر ارتباطات که کل دنیا شده مثل یه دهکده کاری نکنیم که نسلهای بعد که قطعا همه این مرزارو برای ارتباط بهتر خواهند شکوند مسخرمون کنند. دوستدارتون تیرداد
    ——————————
    پاسخ ورگ:
    دوست عزيز، تيرداد؛
    شما گويا متوجه اصل بحث نشديد. بنده تعصبی روی نام خاصی ندارم که حال به فرض از گيلان يا مازندران خواندن آن دريا شاد يا ناشاد گردم.
    استدلال شما مثل اين است که کسی پيدا شود و به من که 23 سال نامم «امين» بوده و به اين نام عادت کرده و با آن خاطره دارم و دوست‌اش دارم، بگويد از امروز نامت داريوش است و بعد بگويد که اين نام يکی از شاهان و يکی از خواننده‌گان معروف است. از امين هم قشنگ‌تر است. تو چرا تعصب داری؟
    يعنی چه؟!! نام من امين است. امين بوده. حتا اگر زشت‌تر از داريوش باشد و تنها خودم حق تغييرش را دارم.
    نام قديمی اين دريا و نام جهانی و مورد قبول در مجامع بین‌المللی آن کاسپين بوده و هست. حال يکی آن را بادکوبه، يکی مازندران و يکی گيلان می‌نامد! تمام حرف من اين است که به اصل رجوع کنيم.
    در ضمن، عصر ارتباطات، عصر برداشته شدن تعصب و مرزها است. نه عصر نابودی فرهنگ‌ها و زبان‌ها. نگاهی به برنامه‌های طولانی مدت سازمان جهانی يونسکو يا خيزش‌های منطقه‌ای در جهان برای حفظ هويت بومی بيندازيد تا علی‌رغم شعارهای قشنگ نوليبراليسم که جهانی يک‌گونه می‌خواهد، متوجه تنوع رنگ‌های تابولی جهان شويد.
    عادت ما جهان‌سومی‌ها هميشه اين است که کاسه داغ‌تر از آشيم. يک زمانی از امام علی هم شيعه‌تر بوديم. يک زمانی از ژان‌پل سارتر هم پيشروتر بوديم و يک زمانی از مارکس هم مارکسيست‌تر! اين روزها هم از نوليبرال‌ها بيشتر برای ويرانی فرهنگ و هويت بومی و حل شدن در فرهنگ جهانی (انگلوساکسون؟ امريکايی؟…) عجله داريم.
    رفيق خوب من، جهانی‌سازی را با جهانی‌شدن اشتباه نگيريد. جهانی زيباست که همه در کنار هم و به سليقه و رنگ و زبان خويش حضور داشته باشند. نه يک‌سان و مسخ‌شده.

    تیرداد

    27 Apr 07 در 2:31 ق.ظ

  50. شما با این رویه ای که در پیش گرفتید بیشتر موجب انشقاق بین شمالیها می شوید در حالی که تمام مردم ایران برای احقاق حقوق از دست رفته ی خود اماده می شوند اما شمالی ها هم چنان با سادگیشان نظاره گر جریانند عدم احداث کارخانجات صنعتی و طرح های عمرانی و … و غارت زمینها توسط تهرانی ها مهاجرت گسترده ی تورکها ایرانی_افغانی ها کم کم هویت این مردم را از بین میبرد نونه ی بارز ان وضعیت اسف بار شرق گلستان (سیستان دوم)حال شما با مطرح کردن این بحثها نه تنها مشکلی را حل نمیکنید بلکه اندک امیدی را برای اتحاد و پیروزی را از بین می برید
    در مورد کاسپین نامیدن دریای مازندران هم باید بگویم : شما هیچ منبعی را در سخنان خود نیاورده اید و بر اساس یک واژه کاس چوم مقاله خود را نوشتید در برابر مستندات ساروکلا هم سکوت کرده اید . پس لطفا بر اساس تخیلات مطلب به خورد مردم ندهید .
    ——————————
    پاسخ ورگ:
    دوست عزيز، معلوم است که شما نه تنها همين مطلب که هيچ مطلب ديگری از ورگ را به دقت نخوانده‌ايد. بخش اعظم تلاش ورگ که در مطالب آن نيز متبور است، در جهت احيای هويت و اتحاد گيلکان است و بارها و بارها به بی‌مهری‌هايی که به اين قوم گشته، اشاره شده است. ورگ را دوباره و با تأمل مطالعه کنيد و آن‌گاه دست به نقد بزنيد.
    شما وقتی می‌گوييد «شمالی»، يعنی چه؟ آيا ساکنان پارس‌آباد مغان شمالی نيستند؟ تالش‌ها شمالی نيستند؟ ترکمن صحرا يا بندر گز يا گرگان شمالی نيستند؟ مفهوم جغرافيايی شمالی که ورد زبان‌ها شده چيست؟ کيست؟
    ما را عادت داده‌اند به اين رسم که هميشه از بيرون ما را بنامند و ما قبول کنيم. (رجوع شود به مقاله «ثبت اسامی گيلکی با ذهنيت فارسی» در همين ورگ) اعراب ما را «ديلمی» می‌ناميدند و ما به خاطر ذهنيت منفی نسبت به عنوان «گالش» (گيلکان کوه‌نشين) خود را ديلمی! ناميديم و تازه‌گی برخی از دوستان لهجه گيلکی گالشی را نيز «زبان ديلمی» می‌نامند!
    فارس‌ها ما را شمالی خواندن و دريامان را مازندران و خزر و … و ما نيز کورکورانه قبول کرديم.
    ورگ به هويت و فرهنگ قوم گيلک می‌پردازد. و به هيچ وجه قصد ايجاد تفرقه ميان گيلکان را ندارد. گيلک که می‌گويم منظورم همه کسانی ست که زبان مادری خود را گيلکی می‌دانند. چه فومنی و رضوان‌شهری و چه رودسری و رامسری و جؤردهی (رجوع شود به کتاب گيلان جان، مجموعه اشعار گيلکی رامسری از سيد مجتبا روحانی)، چه چالوس و تونکابون و کلاردشت (رجوع شود به گويش کلاردشت، ايران کلباسی) و چه گالش‌های رشته‌کوه‌های البرز و حتا دامنه‌های جنوبی آن.
    در ضمن، مطرح نمودن اين بحث‌ها هيچ منافاتی با اتحاد به زعم شما، شمالی‌ها ندارد. چرا که مدت‌هاست گيلانی‌ها هم ياد گرفته‌اند که برای عقب نماندن از قافله! با استناد به سندهايی که اتفاقن زياد هم غيرمستدل نيست، اين دريا را «دريای گيلان» (در مقابله با دريای مازندران) بنامند.
    در حالی که نام جهانی و معتبر «کاسپين» اشاره به مادر-قوم همه ساکنان جنوبی و غربی اين دريا (کاس‌ها) دارد که صاحبان تمدنی بس عظيم بودند و مربوط به استان و شهر خاصی نيز نبودند.

    احسان

    20 May 07 در 6:20 ب.ظ

  51. دوست گرامی اگر ورگ فقط به هویت وفرهنگ قوم گیلک ؟ می پردازد پس نباید در مسائل دیگر اظهار نظر بکند . شما می فرمائید قوم گیلک یعنی کسانی که زبان مادری خود را گیلکی میداند امد فرد مورد نظر از روی جهل و عادت زبانی که واقعا گیلکی نیست را گلکی بداند باز هم جزئ قوم گیلک؟ است ؟ شما میذانید اصلی ترین وعده قضائی که در روز می خورید را ناهار می دانید در صو رتی که این یک غلط رائج است ناهار همان نهار عربی است به معنی روز است شماهر روز می گوئید من روز می خورم و به ان اعتقاد هم دارید . قضیه گلکی نامیدن زبان مردم مازندران و مردم اصیل گلستان هم یک غلط رائج است که در حال اصلاح شذن است.
    وقتی همه ی مردم ایران مردم گیلان و مازندران وگلستان را شمالی می نامند مشکل شما با ان چیست من نمی ذانم اما شاید از جنس مشکلتان با دریای مازندران است که امیدوارم برطرف شود.
    شما که ارجاع دادن به منبع را سند سازی میدانید پس چرا خود از ان استفاده می کنید؟ اگر ارجاع به منبع سند سازی است پس کار شما که رسما تاریخ را جعل می کنید چیست؟
    من نمی دانستم که شما هم سیاست کبک را در پیش گرفته اید و گر نه برای شما چیزی نمی نوشتم .
    —————————
    پاسخ ورگ:
    رفيق عزيز، ورگ تنها و تنها به مسائل گيلکان می‌پردازد و تاکنون هم کاری جز اين ننموده. خدا را شکر که اين حقيقت را نمی‌توان کتمان نمود که گيلکان در دو استان گيلان و مازندران، در کرانه‌های دريای کاسپين زندگی می‌کنند و با اجازه شما، ما گيلکان هم حق داريم درباره اين دريا چيزکی بنويسيم.
    چه جالب است نظر شما که معتقديد مردم بومی «از روی جهل و عادت زبانی» زبان خود را گلکی می‌نامند. و لابد شما امروزی‌ها هستيد که بايد اين‌ها را از اشتباه درآوريد؟ بله؟ گويا به قول شما «در حال اصلاح شدن است» اين عادت اشتباه زبانی!
    هيچ متوجه مغلطه و بازی با زبان (زبان‌بازی؟!) که با دو واژه نهار و ناهار می‌کنيد هستيد؟ واژه «ناهار» وقتی وارد زبان فارسی شد و کارکرد جديد خود رايافت، ديگر از نهار عربی متمايز شده است و واژه‌ای است متعلق به زبان فارسی. حال شما هر چه دليل لغت‌شناسانه بياوريد که ای داد و بی‌داد که نهار عربی است و يعنی روز، فارس‌ها می‌گويند که ناهار نام وعده‌ای غذايی است و فارسی! و لابد اين‌جا هم مردم فارس دچار يک عادت زبانی و بر اشتباه‌اند و بايد کم‌کم اصلاح شود جهل‌شان. بله؟
    حالا تو بيا و با اين دغدغه‌ی اصالت‌ات، به آن روستايی دهات دورافتاده‌ی گيلان که صد سال است گوجه را «پامادور» و سيگار را «پابلوس» و تخمه آفتاب‌گردان را «سيويشکا» می‌خواند بياموز که عزيزم، اين واژه‌ها روسی‌اند، نه گيلکی!
    اين‌طور اگر پيش برويم که ديگر چيزی از هيچ زبانی باقی نخواهد ماند. چه، زبان‌ها سرشار از بده‌بستان‌های واژه‌گانی‌اند.
    دوست عزيز، ايران کلباسی، يک مازندرانی بود و کتابش درباره گويش مردم کلاردشت است. دکتر سيدمجتبی روحانی، رامسری (جؤردشتی) بود. اين‌ها هم همه‌گی دچار عادت زبانی و بر جهل بودند؟
    رفيق عزيز،
    «ديگران» ممکن است ما را خيلی چيزها بنامند. آيا بايد قبول کنيم؟
    ديگران ما را و حتا مازندرانی‌ها را «رشتی» می‌نامند. پس ما رشتی هستيم؟ رشتی را بی‌غيرت می‌نامند و مازندرانی را «آدم‌فروش» و تورک را خر و اصفهانی را خصيص و… پس قبول است؟ ديگران، «جؤر دشت» را جواهردشت می‌نامند، پولورود را «پُل‌رود»، «سوماسرا» را صومعه‌سرا و خيلی چيزها را خيلی چيزهای ديگر می‌نامند.
    اين چه منطقی است که داريد؟ و عجيب که ما را نيز بدان فرامی‌خوانيد!
    رفيق من؛
    ديگر چرا حرف مرا تحريف می‌کنيد؟ من کی ارجاع به منبع را سندسازی ناميدم؟ من خودم صددرصد از منبع و سند استفاده خواهم نمود.
    رفيق گرامی‌ام،
    من اگر سياست کبک را در پيش گرفته بودم، هرگز وقت صرف مطالعه نقدها و نوشتن پاسخ نمی‌نمودم. من تلاش نمی‌کنم که شما را متقاعد يا قانع سازم. شما می‌توانيد اين دريا را مازندران بناميد. يا حتا می‌توانيد آن را به نام شهرتان يا به نام کوچه‌تان صدا بزنيد. بسته‌گی به افق جهان‌بينی‌تان دارد. کيست که جلوتان را بگيرد؟ چه کسی چنين حقی دارد؟
    ولی هرگز از من نخواهيد که واقعيتی را که به درستی‌اش (دست‌کم تا اين لحظه) ايمان دارم و برای‌اش دليل و مدرک هم آورده‌ام، نگويم.
    به قول سيد اشرف‌الدين حسينی (نسيم شمال): هيچ مگوی، اين سخن عنوان مکن،… خواهش نافهمی انسان مکن…لال شوم، کور شوم، کر شوم… ليک محال است که من خر شوم!
    ياعلی

    احسان

    26 May 07 در 8:06 ب.ظ

  52. نمی دانم چرا شما خود را نماینده ی تمام گیلکان در دو استان می دانید . هر کسی حق دارد ابراز عقیده کند بنده نگفتم که شما حق اظهار عقیده ندارید . حداقل ان دلیل و مدرک نیاورده را بیا ورید تا شاید من هم باور کنم و دریای مازندران را دریای کاسپین بنامم.
    شما مثل کسی میماننید که به ان ماه را نشان می دهند ولی او نوک انگشت را می بید . من هرگز نخواسته ام که فارسها را از اشتباه در بیاورم بلکه برای شما مثالی اوردم تا متوجه شوید هر انچه که در زبان ها جاری است وحی منزل نیست که بتوان از ان استنباط کرد که تمام مازندرانی ها گیلکند چون زبان خود را گلکی مینامند . این هم به قول خودتان بعد از انکه وارد زبان شد تغییر کاربری داد .
    چند وقت پیش فیلمی درباره ی سلمان هراتی از شبکه ی سراسری نشان داده شد مادرش نمی توانست فارسی حرف میزد و ما زندرانی صحبت می کرد . سلمان هراتی اهل تنکابن بود باطبع طبق گفته ی شما تنکابن هم در محدوده ی گیلان است پس چرا مادر سلمان هراتی رشتی صحبت نمی کرد . شاید از او در مورد زبانش بپرسید بگوید گلکی و شما هم نتیجه بگیرید ایشان گیلک هستند همان نتیجه ای که از کتاب ایران کلباسی گرفته اید و چالوس را هم ضمیمه ی گیلان کردید .
    من هر گز نمی خواهم به زور جهل کسی را بر طرف کنم وقتی قومی بیذار و اگاه شود خود راه را میابد ودرست را از غلط تشخیص خواهد داد .
    اعتراض من به شما از دو جهت است یکی به دلیل نوشتن بی سند مدرک و دیگری به دلیل تشخیص ندادن اولویت . اصلا بر فرض محال حرف شما کاملا درست باشد کاسپین نامیدن دریای مازندران کدام مشکل را حل میکند ؟ شما که خود را نماینده ی یک قو میدانید ایا نباید برای قوم خود کاری را بکنید حا لا که وقت کار است . وقتی می گویم کبک دلیل دارد چون کبک سرش را در برق قرو می کند ومی گوید همه جا امن امان است ولی دشمن در بالای سر او ایستاده است . شما هم میگوئید بله من فقط کار فرهنگی می کنم و گور بابای گیل ماز و بقیه . شما با مطرح کردن مسائلی که اهمیت کمی دارند دارید افکار را از مسائل مهم تر منحرف می کنید واندک امیدی را که میتوانست با همدلی واتحاد به دست یابی حقوق حداقل مردم شمال( یا هرچه که شما بگوئید9 بینجامد از بین ببرید.
    در حال حاضر ما که دریائی نمی بینیم وهمه در اختیار ساز مانها یا از ما بهتران است ویلاها مثل علفهای هرز در همه جا در حال رشدند روند تتخریب جنگلها توسط دولت سرسام اور است در حالی دامدارانی که هزاران سال در جنگلها زندگی می کردند و به ان در طول این مدت اسیبی نرساندند را از ان بیرون کرده اند.از نظر اقتصادی ما مستعمره ی تهرانی ها تبدیل شده ایم انها به ما طوری نگاهمیکنند گوئی ما سرخپوستهای امریکاهستیم . از نظر فرهنگی هم انها زبان مارا در حد کما پیش برده اند نمی خواهم مسائل سیاسی را مطرح کنم اما ایا هر ملتی حق تععیین سرنوشت خود را ندارد . البته” مایغیر به قوم حتی یغیر به انفسهم” اما با وجود افرادی با عقاید شما که اولویتها را فراموش کرده اید ما حا لا حا لا کار داریم تا به” یغیر به قوم” برسیم اما احتمالا ان وقت سر نوشت ما هم به سر نوشت ببر مازندران تبدیل می شود .
    ———————-
    پاسخ ورگ:
    ببين احسان عزيز! نمی‌دانم چرا، اما می‌بينم که بحث دارد به يکی به دو و جدل می‌کشد. من خيلی واضح و روشن نظرم را نوشتم و در رد نقد شما هم دليل آوردم. اما حال با يک سری اتهام و نظر جديد روبه‌رو می‌شوم.
    فرموديد: «نمی دانم چرا شما خود را نماینده ی تمام گیلکان در دو استان می دانید»
    من اما می‌‌دانم که خود را نماينده‌ی تمام گيلکان نمی‌دانم. من يک رسانه در اختيار دارم و آن‌چه را که فکر می‌کنم درست است و شايسته‌ی نشر، نشر می‌دهم. (اين را بارها در ورگ گفته‌ام و دومين بار است که به شما می‌گويم. گويا دل‌تان نمی‌خواهد اين را قبول کنيد.)
    فرموديد: «هر کسی حق دارد ابراز عقیده کند بنده نگفتم که شما حق اظهار عقیده ندارید»
    عرض می‌کنم که متشکرم.
    سپس افزوديد: «حداقل ان دلیل و مدرک نیاورده را بیا ورید تا شاید من هم باور کنم و دریای مازندران را دریای کاسپین بنامم»
    عرض کنم که آخرش نفهميدم. اگر مدرک و سند نياورم، به قول شما حرف دروغ به خورد مردم می‌دهم و اگر بياورم باز به قول شما مشغول سندسازی و جعل تاريخم. من چه کنم؟
    نام «کاسپين»، قدمت اين قوم که خيلی بيشتر از خزر و گيلک و مازندرانی و… است، خود آفتاب است. چه دليلی برای آفتاب بياورم؟ رفيق جان، اصلن بحث سر درست بودن يک نام و نادرست بودن نامی ديگر نيست. بحث اين است که کدام نام اصيل‌تر و قديمی‌تر است.
    من اصلن تلاش نمی‌کنم که باور شما رفيق عزيز را بر هم بزنم. اگر با نام «مازندران» راحتيد، خوب مازندران بناميدش. آذربايجانی‌ها هم آن را دريای بادکوبه (باکو) می‌نامند. مشکلی نيست. باور کنيد!
    فرموديد: «هر انچه که در زبان ها جاری است وحی منزل نیست که بتوان از ان استنباط کرد که تمام مازندرانی ها گیلکند چون زبان خود را گلکی مینامند»
    من نگفتم تمام مازندرانی‌ها گيلک‌اند. در مناطق غرب مازندران، با دليل و مدرک، ادعا کردم که مردم رامسر و کلاردشت زبان خود را گيلکی می‌نامند.
    شما فرموديد: «چند وقت پیش فیلمی درباره ی سلمان هراتی از شبکه ی سراسری نشان داده شد مادرش نمی توانست فارسی حرف میزد و ما زندرانی صحبت می کرد . سلمان هراتی اهل تنکابن بود باطبع طبق گفته ی شما تنکابن هم در محدوده ی گیلان است پس چرا مادر سلمان هراتی رشتی صحبت نمی کرد»
    طبق گفته‌ی شما، مادر ايشان به زبانی غير از فارسی صحبت می‌کرد. سلمان هراتی اهل تونکابون بود. بعد از من می‌پرسيد حالا که تونکابون را جزو گيلان می‌دانم، پس چرا وی رشتی صحبت نمی‌کرد! (جل‌الخالق!)
    اول اين‌که، من کی بحث محدوده‌ی استان گيلان را نمودم؟ مگر من مسئول تقسيمات کشوری‌ام؟ مگر تالش‌ها که در استان گيلان هستند، گيلکی حرف می‌زنند؟ بحث روی زبان گيلکی است. نه استان سياسی گيلان.
    دوم هم اين‌که، سلمان هراتی به همان دليلی رشتی حرف نمی‌زد که من رشتی حرف نمی‌زنم! من لاهيجانی حرف می‌زنم که با رشتی خيلی فرق می‌کند. اتفاقن گويش من به تونکابونی‌ها و رامسری‌ها نزديک‌تر است تا رشتی! اما همه‌ی ما به گويش‌هايی از زبان گيلکی حرف می‌زنيم.
    سپس فرمايش کرده‌ايد که «شاید از او در مورد زبانش بپرسید بگوید گلکی و شما هم نتیجه بگیرید ایشان گیلک هستند همان نتیجه ای که از کتاب ایران کلباسی گرفته اید و چالوس را هم ضمیمه ی گیلان کردید»
    خوب پس می‌گويید من چه کار کنم؟ به نوشته‌ی يک محقق اعتنا نکنم، به گفته‌ی دکتر مملکت که خودش جؤردشتی است و زبان خويش را گويش گالشی از زبان گيلکی می‌داند بی‌محلی کنم، به گفته مردم بومی و سالخورده‌گان محلی وقعی ننهم، پس چه کنم؟ از رفقای ساروی بپرسم که زبان مردم رامسر و کلاردشت چيست، خوب است؟ پس اين مدرک و دليل و سندی که شما دنبال‌اش هستيد چه جور چيزی است؟
    دوباره افزوديد: «وقتی قومی بیدار و اگاه شود خود راه را میابد ودرست را از غلط تشخیص خواهد داد»
    احسنت! گفته‌ی زيبايی است. اما يک عادت بدی در روشنفکران اقوام جهان سومی وجود دارد و آن «خوی قيم‌مآبی» و «چنين است و جز اين نيست» می‌باشد. گاهی ما تعريف خاصی از «آگاهی» داريم که در واقع همان پذيرفتن نظر شخصی ماست! متوجه‌ايد که؟!
    سپس از دو جهت به بنده اعتراض نموده‌ايد: «یکی به دلیل نوشتن بی سند مدرک»
    که درمورد اين موجود به نام «سند و مدرک» در سطور بالاتر توضيح دادم.
    و «دیگری به دلیل تشخیص ندادن اولویت»
    رفيق مهربان من، اولويت چيست؟ باز هم به موضوعات پرداخته شده در ورگ بنگريد و به حوزه کاری ورگ. آيا دغدغه زبان و ادبيات و محيط زيست و بی‌کاری، در ليست اولويت‌های شما جايی ندارد؟
    سپس فرموديد: «اصلا بر فرض محال حرف شما کاملا درست باشد کاسپین نامیدن دریای مازندران کدام مشکل را حل میکند»
    عرض کنم که از بس توضيح داده‌ام خسته شده‌ام. اما فکر می‌کنم که نام‌ها همواره چيزی بيش از يک واژه‌ی صرف هستند. دارای بار تاريخی‌اند. تو به عنوان يک مازندرانی، مازندران را دارای بار تاريخی بيشتر می‌دانی يا کاسپين را؟ قوم کاسپين مادرقوم همه گيلک‌ها و مازندرانی‌ها و تالش‌ها بودند.
    ببين عزيز، دعوا سر واژه‌ها نيست. دعوا سر بار تاريخی و هويتی واژه‌گان است. کاش بتوانم اهميت موضوع را به تو هم انتقال دهم. وقتی به ايرانی‌ها می‌گويند تو 2500 سال تاريخ داری و او سر از پا نمی‌شناسد، از ياد می‌برد که تاريخ هفت‌هزارساله‌اش را به 2500 سال تخفيف داده‌اند. و ممکن است خرده بگيری که اصلن به ما چه؟ چرا بر سر رقم و عدد جدل می‌کنی. اما… کاش بتوانم اهميت تاريخ را برای حيات يک قوم به تو نيز منتقل کرده باشم.
    می‌فرماييد: «وقتی می گویم کبک دلیل دارد چون کبک سرش را در برف قرو می کند ومی گوید همه جا امن امان است ولی دشمن در بالای سر او ایستاده است . شما هم میگوئید بله من فقط کار فرهنگی می کنم و گور بابای گیل ماز و بقیه»
    والله ما تا امروز خيال می‌کرديم گرگ هستيم، آن هم گرگ جنگل‌های گيلان که با وضع ناجور محيط زيست دارد برای «بقا» تلاش می‌کند. تو نگو کبک هستيم و اشتباه فکر می‌کرديم.
    من هم مثل شما معتقدم که هيچ جا امن و امان نيست و اتفاقن دشمن را بر بالای سر خود حس می‌کنم. اما، گويا من و شما در تشخيص دشمن تفاوت داريم. رفيق عزيز، عامل مهم در مشکلات ما گيلک‌ها و مازرونی‌ها و تالش‌ها، جهل و تفرقه و خودبينی خودمان است. و تمام تلاش من اين است که ما به خودباوری و آگاهی برسيم.
    تو هم اگر مسير ديگری را برای نجات مردم‌مان از نسيان تاريخی و اين عدم توسعه در نظر داری، پای به همان مسير بگذار و باور کن که کارت درست است و من هم خوشحال می‌شوم.
    می‌گويی «شما با مطرح کردن مسائلی که اهمیت کمی دارند دارید افکار را از مسائل مهم تر منحرف می کنید واندک امیدی را که میتوانست با همدلی واتحاد به دست یابی حقوق حداقل مردم شمال( یا هرچه که شما بگوئید) بینجامد از بین ببرید»
    نمی‌دانم نام تاريخی و جهانی کاسپين که خود نماينده مادرقوم همه اقوام گيلک و مازرونی و تالش است، نشانه‌ی تفرقه محسوب می‌شود؟ يا نام‌هايی مثل خزر و مازندران و گيلان و…
    کدام يک ايجاد هم‌دلی می‌کند رفيق؟
    من نمی‌گويم قضيه‌ی نام اين دريا اهميت زيادی دارد. اما آن‌قدر بی‌اهميت هم نيست که نتوان در ورگ بيان‌اش کرد و اگر نگاهی به ميزان بحث پيرامونش بنگری متوجه می‌شوی که اتفاقن برای مردم خيلی هم مهم است.
    مسئله، عدم آگاهی ما از گذشته تاريخی ماست. گويا کسانی نمی‌خواهند که ما گذشته‌مان پيش از هجوم آريايی‌يان را بدانيم.
    رفيق عزيز، آن‌چه که از وضع ساحل و جنگل و زبان و باقی قضايا نوشتی را قبول دارم. بارها در ورگ به اين موضوع پرداخته‌ام و اگر نگاهی به وب‌موجی بيندازی، يا به آرشيو همين گيجيک، می‌بينی که دغدغه‌ی عمده اين بخش‌ها همين موضوعات است.
    اما خوب، قومی که نسبت به تاريخ و هويت خويش ناآگاه باشد، بايد هم از زبان خويش احساس حقارت کند و يا زمين‌های نياکانش را به راحتی بفروشد و يا در برابر هر زورگويی سر خم کند.
    تغيير در هر قومی در صورت آگاهی آن قوم و خواستن تغيیر در آن قوم روی می‌دهد. آيا مردم ما نسبت به داشته‌های تاريخی و فرهنگی خويش آگاه‌اند؟ پس فکر نکن که کار فرهنگی بی‌اهميت است.

    احسان

    28 May 07 در 8:13 ب.ظ

  53. من نمی دانم شما دقیقا مشغول چه کاری هستید . من طبق نوشته ی خودتان در بالای همین صفحه نظرم را گفتم . یکبار ان را بخا نید و خودتان از روی ان نتیجه گیری کنید.
    شمامی فرمائید(اصلن بحث سر درست بودن يک نام و نادرست بودن نامی ديگر نيست. بحث اين است که کدام نام اصيل‌تر و قديمی‌تر است.)عجب پس بحث سر چیست ؟ ایا صرف قدمت داشتن می تواند دلیلی برای نام گذاری باشد . حال من روایت دیگری را از مادرقوم مطرح می کنم که مادر قوم تمام کاسها و کادوسیها (تالشها) گلیلها و مازها (امردها و تپورها و دهه ها )مردها بودند پس نام دریا را مرد دریا بنامیم. اصلا مگر همه ی ما فرزندان ادم(ع) نیستیم چرا نام در یا را دریای ادم ننا میم مگر کاسها پیش از حضرت ادم بودند. پس صرف قدمت نمی تواند دلیلل باشد. در ضمن درست است که کاسها قدیمی تر بودند اما دلیل بر نیای مشترک بودن نیست .
    شاید منظور من را از نام بردن از ان مستند متوجه نشدید من عرض کردم من که مازنی هستم وقتی حرف ان مادر را شنیدم نتیجه گرفتم که حرف زدن او با من هیچ فرقی ندارد پس او که تنکابنی است مازنی حرف می زند . نمی دانم شما چه طور چالوس را در محدوده ی زبان گیلکی می دانید ؟ بله مناطق کوهستانی رامسر در حوزه ی گالشها است کسی در ان بحثی ندارد اما در حوزه ی گیلک نیست . گویا شما گالش را گیل کوه نشین میدانید همانند ترکها که کرد ها را ترک کوهی می دانند . نمی توانید گالشی را لهجه ی گیلک بدانید بلکه بینا بین مازنی و گیلکی است البته هویت مستفلی دارد .
    شما تمام تنکابن رامسر وچالوس و.. وبهشهر کردکوی و گرگان وعلی اباد و …( فکر کنم تا چند وقت دیگر اگر کسی جلوی شما را نگیرد به مشهد میرسید)را جز گویشهای گیلکی می دانید. اصولا تعاریف شما از زبان لهجه و گویش خود بسیار جالب است می توانید انها را به عنوان اختراع به ثبت برسانید .شما نیازی نست از رفیق ساروی بپرسید بهتر است از رفیق لاهیجانی بپرسید که تنکابنی گویش گیلکی است یا نه .
    (عامل مهم در مشکلات ما گيلک‌ها و مازرونی‌ها و تالش‌ها، جهل و تفرقه و خودبينی خودمان است.) افرین من هم همین را میگو یم همین خود بینی است که تنکابنی را گویش گیلکی می داند و دریای مازندران را بر نمی تابد .
    ایا برنتابیدن نام مازندران و غارت معنوی ان تفرقه ایجاد نمی کند ؟ ببینید ما قبل از انجام هر کاری اول باید احترام به همدیگر را یاد بگیریم .( نام درياچه مازندران هم نامی تازه‌ساخت و البته عجيب است که گاه مورد استفاده قرار می‌گيرد. ) این را با این مقا یسه کنید با ( دریای مازندران: در اسنادی که در مؤسسات معتبر روسیه است آمده که نوجین زیس برای روس ها اولین بار آن را در قرن دوازدهم ثبت نموده و ذکر کرده که ایرانیان آن را قرن ها دریای تبرستان می خواندند ولی چون واژه مازندران میان بومیان تبرستان جایگزین گشته، آن را دریای مازندران می خوانند (منبع: سفرنامه ملنگوف روسی)، همچنین در میان دانشمندان اسلامی دریای مازندران بروی نقشه ها ثبت می گشته (منبع: دایرة المعارف فارسی استاد مصاحب)، گذشته از آن نام دریای تبرستان به دلیل مجاورت دولت تبرستان به آن بوده است، از طرفی هیرکانیا که در منابع یونانی و لاتین (Hyrcania Maro) آمده (منبع: هرودوت)، و نام های جرجان، ساری، خراسان، گیلان که زمانی بروی این دریا بوده است، همگی به مناطقی از تبرستان باستانی (که مازندران امروزی باقیمانده آن است) برمی گردد. (منبع: مازندران و استرآباد، نوشته علی یوسفی نیا)
    )حال در باره ی کار علمی فر هنگی خود اظهار نظر بفر مائید .
    در ضمن به نظر بنده کار فرهنگی اولویت دارد اما نه کار فرهنگی مغرضانه و غیر علمی که دیگر تبدیل به کار غیر فرهنگی می شود .
    و بعد از کار فرهنگی اگر به حقوق خود نرسیدیم مبارزه ی منفی است . البته ما برای رسیدن به انجا ها با وجود افرادی مثل شما که کار فرهنگی در این سطح انجام می دهند خیلی کار داریم .
    —————————-
    پاسخ ورگ:
    رفيق عزيز، ادعای شما درباره گالش‌ها چنان خنده‌دار و دور از واقع است، که من از دادن هر پاسخی عاجزم! بهتر است کمی «گالشی» بشنويد و بعد درباره گيلکی بودن يا نبودن آن حرف بزنيد. در شهر من، گالش‌ها و گيله‌مردها توأمان زندگی می‌کنند. عزيز من، شما که گيلکی را رشتی می‌دانيد، بايد هم گالش‌ها را گيلک ندانيد. گيلکان به دو دسته‌ی گيل و ديلم (گيله‌مرد و گالش) تقسيم می‌شوند. و زبان هر دوشان گيلکی ست. نگاهی به کتاب «گويش گالشی» نوشته رقيه رادمرد و محمود رنجبر بيندازيد. باور کنيد خود آقای رنجبر که اتفاقن در دانشگاه ما (البته دانشکده‌ی انسانی، نه فنی) استاد است، خودش گالش است.
    عزيز دل من، که هر از گاه ادعاهای عجيب و غريب عنوان می‌کنی، نود درصد کارهای پوررضا و خيلی از کارهای معروف شعر و موسيقی گيلکی، جزو موسيقی کوه و متعلق به گالشان است. به کتاب و نوار شعر نوغاندار (محمدولی مظفری) و منظومه‌ی «مخوس» و «عروس و شومار» از مصطفا رحيم‌پور نگاه کنيد. بد نيست مقاله‌ی «گالش‌ها چه کسانی هستند» نوشته‌ی ميثم نوائيان (که خود رامسری و کارشناس باستان‌شناسی ست) را که در شماره‌ی 91 گيله‌وا چاپ شده بخوانيد.
    رفيق عزيز، کمی مطالعه کنيد.
    درباره‌ی باقی مسائل و استناداتی که فرموديد، شما می‌توانيد اين دريا را «هر طور که راحتيد» بخوانيد. من تلاشی برای قانع ساختن شما نخواهم نمود.

    احسان

    31 May 07 در 3:58 ب.ظ

  54. پاسخ ورگ: رفيق عزيز تورک، پيام شما به دليل توهين حذف شد.

    نادر

    10 Aug 07 در 5:56 ب.ظ

  55. نام دريا فقط کاسپين

    جلال

    1 Oct 07 در 2:05 ق.ظ

  56. azizane fars va ariya parast shoma har che doost darid benamid ma torkha ham har che doost darim minamim in ke dava nadarad. majboor nakonid hame hame harfhaye shoma ro tabe bashand chon be nazare man bahs dar in mavared kare bikhodiye. fars va tork hichvaght ba ham doost naboodeand va hichvaght ham nakhahand bood ellatash ham hamin karhaye gheyr maghoole shomast. mamnoon

    aydin

    4 Oct 07 در 10:59 ب.ظ

  57. Bara ti das dard nookooneh ke amare ami tarikh o farhanhehama bashtar ashena gootedari balamisar faghat toonam boogom arezooye salamatio movaffaghiat tare danam.

    ahmad

    11 Dec 07 در 10:54 ق.ظ

  58. به نظر من تنها نامي كه برآزنده درياچه شمالي كشورمان است مازندران است و بس.
    كه مازندران شهر ما ياد باد هميشه برو بومش آباد
    يا درياي طبرستان

    مازندران

    16 Dec 07 در 11:01 ق.ظ

  59. به نظر من گيلان شرق نداره و مازندران غرب نداره بنابراين بايد شرق گيلان و غرب مازندران از استانهاي خود جدا و استان جديدي به مركزيت چالوس و نوشهر تشكيل شود.
    —————————-
    ورگ ِ اؤجا:
    مرحبا و احسنت بر اين منطق و استدلال شما!
    پس هر وقت دو «چيز» شرق و غرب نداشت، بايد تکه‌ی سمت چپی! اين يکی و تکه‌ی سمت راستی! آن يکی را بکنيم و به هم بچسبانيم و استان تشکيل دهيم، آن هم با مرکزيت چالوس يا نوشهر!!!
    اما تا آن‌جايی که ما در جغرافی مدرسه آموخته‌ايم، هر مکان جغرافيايی دست‌کم چهار سو دارد، از جمله شرق و غرب. فلذا حتا اگر شرق گيلان را از گيلان و غرب مازندران را از مازندران جدا کنيم، غرب گيلان و شرق مازندران خود ناخواسته باز به دو بخش شرقی و غربی تقسيم می‌شوند و ما ناچاريم باز استان تشکيل دهيم و اين روش تا تقسيم استان‌های کشورمان به ذرات بنيادی و غيرقابل تقسيم (چيزی در حد پوزيترون!) ادامه خواهد يافت.

    شمال

    16 Dec 07 در 11:24 ق.ظ

  60. بله دوست خوب من .
    از اونجايي كه رشت به شرق گيلان توجهي ندارد و درواقع مثل ساري كه به غرب مازندران توجهي ندارد و به قول معروف نمي رسن.پس بهتر اين دو منطقه از استانهاي خود جدا و استاني تحت نام استان ساحلي ايجاد شود.
    ——————————
    ورگ ِ اؤجا:
    رفيق عزيز، خواهش می‌کنم از جانب همه‌ی مردم حرف نزنيد. نظريه‌ی تشکيل استان بی‌هويتی به نام «استان ساحلی»! نه تنها هيچ ربطی به دلسوزی پردازنده‌گان اين نظريه به حال مردم ندارد، بلکه بيشتر ريشه‌ی آن را بايد در بالا رفتن بهای زمين‌های بعضی‌ها و جذب اعتبارات اداری برخی‌ها جست!!!
    وگرنه، مگر کل استان گيلان چه‌قدر مورد لطف و مرحمت دولت قرار می‌گيرد که حالا بخش اعظم آن لطف و مرحمت در رشت هزينه شود و به بقيه نرسد.

    شمال

    7 Jan 08 در 11:30 ق.ظ

  61. در سفر اخير محمود احمدي نژاد رئيس جمهورحكومت مذهبي مردم شهرهاي محمود آباد،نور ،نوشهر ،چالوس،شهسوار،رامسر،رودسر،و..با امضاي طوماري درخواست تشكيل استاني جديد را به احمدي نژاد اعلام داشتند.
    با آرزوي تشكيل استان توريسيتي و زيباي ساحلي
    ————————————
    ورگ ِ اؤجا:
    رفيق عزيز؛ نمی‌دانم روش آماری شما چيست، اما اگر روش آماری‌تان همين سبک پوپوليستی طومار است، که البته حق با شماست.
    من هم به عنوان يک گيلک ساکن لاهيجان و استان گيلان، تشکيل استان «توريستی» و «زيبا»ی «ساحلی» را پيشاپيش به ساکنانش و امضاکننده‌گان طومار تبريک عرض می‌کنم.
    اميدوارم که زيبايی آن استان هر روز بيش از ديروز موجب جذب توريست و مسافر به سواحل‌اش گردد.

    شمال

    8 Jan 08 در 10:26 ق.ظ

  62. با آرزوي آزادي مناطق شمالي از لوس وجود گيلكها و مازني هاوبر گردانندن اين مناطق به صاحبان اصليشان.
    ——————————
    ورگ ِ اؤجا:
    خدمت «صاحب اصلی» دريای کاسپين عرض کنم که «لوث» درست است، نه لوس. لوس ادعايی بود که فرموديد!

    درياي عربي شمال

    9 Jan 08 در 9:30 ق.ظ

  63. بياييد براي آزاد سازي شهرهاي آستارا و بندر انزلي از دست اشغالگران گيلك تلاش كنيم و اين مناطق را به آذر آبادگان خود برگردانيم.

    آذر آبادگان من

    10 Jan 08 در 12:34 ب.ظ

  64. دوست عزیز من، از کی تا به حال آستارا و انزلی! مال ترکها بوده که شما باید پسش بگیرید؟ شما که فرهنگ کل ایران رو دارید نابود میکنید، دیگه تلاش کنید چی میشه!

    mahan

    16 Jan 08 در 11:31 ق.ظ

  65. اطلاعات جالبی بود دستتون درد نکنه کاسپین اسم قشنگیه حالا که فارسیه قشنگتر هم شده.درود بر خلیج همیشه فارس ایران. یاسمن از نوشهر

    یاسمن

    5 May 08 در 3:24 ب.ظ

  66. کاسپینه دریا همیشه کاسپین مانه.

    مازیار

    6 May 08 در 8:53 ق.ظ

  67. اميدوارم فقط منطقي باشين :
    كشورهاي حوزه خليج همگي عربند به غير از ظاهرآ ايران .
    اما چرا ظاهرآ خوب معلومه مردمان سواحل ايران هم عربند ،خوب پس خليجي كه اطرافش كلآ عربند ،خوب معلومه اسمش بايد خليج عرب باشه نه خليج فارس.

    غريبه

    7 May 08 در 12:21 ق.ظ

  68. سلام مِی خواستم به همسایه های محترم عرب زبان بگم که فکر نکنید امریکا وعمالش به فکر شما هستند اونا استعمارگرند بخدا قسم انها دشمنان قسم خورده دین خدا هستند وازسیاست قدیمی وکار ساز( تفرقه بنداز وحکومت کن )استفاده می کنند اگر آمریکا به فکر شما بود چرا بعد از 60سال هنوز مشکل فلسطین حل نشده به خودبیایید وبه حق خود قانع نشوید امریکا یک روز مسئله جزایر تنب کوچک وبزرگ رامطرح می کند یه روز دیگه نام خلیج فارس را . همسایه های محترم بخداوندی خدا که اینها بهانه برای تضعیف اسلام و صرف انرژی وبودجهء ما برای جلوگیری رشد اقتصادی وسیاسی است بخود بیاید و بهانه به د شمن ندهید .انشا اله با اتحاد وهمدلی منطقه ای آرام وپاک از آمریکایی ها خواهیم داشت وهمانند گذشته با صلح وصفا زنگی خواهیم کرد

    omidbasbasi

    12 May 08 در 10:10 ب.ظ

  69. با سلام به دوستان گرامی
    جای بسی تاسف داره که شما گیلکها حاضرین اسم دریامون خزر باشه اما مازندران نباشه در صورتی که هممون از یه نژادیم و ایرانی زبونممون هم ریشه پارسی باستان داره در ضمن مازندران تو شاهنامه هم اومده سعی کنین که با بقیه شمالی ها و ساکنان اصلی ایران متحد باشید
    ———————–
    ورگˇ اؤجا:
    علی جان، من نفهميدم که در کجای ياداشت نوشته شده بود که ما حاضريم نام اين دريا خزر باشه!
    همين‌طور که نفهميدم منظورت از زبانی به نام «پارسی باستان» چيه!

    ali

    13 May 08 در 12:43 ب.ظ

  70. در ارتباط با تغيير نام درياي خزر به نام کاسپين عرض شود که خزر ها قومي وحشي و متجاوز و خون ريز بوده اند.اقوام سرزمين هاي همسايه از هجوم پي در پي آنان که براي غارتگري انجام مي شد و با شقاوت و بي رحمي بسيار همراه بود پيوسته در وحشت مرگ بسر مي بردند.
    خوب است بدانيد که در جنگ هاي ايران و روم در عصر خسرو پرويز خزر ها از متحدان اصلي روميان در حمله به ايران بودند.آيا ننگ آور نيست که ما نام اين درياي زيبا را به جاي اينکه کاسپين(کاسپي ها يکي از قديميترين اقوام ايراني هستند که نام قزوين که عربي شده کاسپي است برگرفته از نام اين قوم ايراني است )بناميم از اصطلاح تهوع آور خزر استفاده مي کنيم.صد تاسف اينکه هموطنان آذري به دفاع از اين قوم مي کوشند در صورتي که آذري ها اقوام ايراني بوده با ترک ها هيچ سنخيتي نداشته تنها بر اساس گسترش لغات ترکي خود را در لباس ترک ها مي بينند.!!!

    کاسپين

    14 May 08 در 3:34 ب.ظ

  71. آفرين !خليج فارس را عربهاي …!ميخواهند عرب كنند و درياي كاسپين را ما خدمان خزر كرديم!!
    موضوع فقط اينها نيست ما زبانمان را هم داريم از دست ميدهيم!
    واژه هاي زشت عربي كم كم دارد جاي زبان زيباي ما ايرانيها را ميگيرد ، آذري ها به شدت زبان وارداتي را تبليغ ميكنند ، و زبانهاي اصيل قوم آريا كه بخصوص در گويشهاي گيلكي ،لري ، كردي ، بختياري و … شاهد آن هستيم در معرض تهديد قرار دارد!!
    مثلاً در زبان ما اين وازه ها كم كم جايگزين واژه هاي اصلي ميشود :
    جمع كردن بجاي گرد كردن!
    غروب بجاي ايواره
    عنكبوت بجاي كارتنك !!
    و …

    رضا

    20 Jun 08 در 4:26 ب.ظ

  72. اقا شمه دست درد نوکونه برارجان مرا احساس غرور و سر بوجوری دست بدا خودا شمه را بداره وشمه فعالییت دوچندان بوهن

    علیرضا

    27 Aug 08 در 1:52 ب.ظ

  73. با سلام خدمت مخاطبین محترم
    به استحضار شما هموطنان گرامی میرسانم طی مطالعه تمامی نوشته های عزیزان پی به این مسئله برده ام که همگی در نهان خود حرفهایی برای گفتن داریم که متاسفانه در بیان آن صد البته از نحوه گفتار صحیح (در بعضی مواقع) خارج شده ایم .
    دوستان عزیز متاسفانه بحثها بجای ایجاد اتحاد و همدلی رو به سوی تفرقه میرود این بر خلاف اوضاع و احوال تمدن بشری است بیایید بجای حرفهای تند و متعصبانه با دلیل و منطق با یکدیگر بحث نماییم. من نه بعنوان فقط یک فرد ایرانی بلکه بعنوان یک انسان و نه فقط از روی احساس بلکه از روی تجربه و گشت وگذار و کار و زندگی در سطح کل کشور و برخورد با فرهنگهای مختلف نسبت به تمامی اقوام ایرانی اعم از گیلک لر آذری کرد بلوچ سیستانی عرب ترکمن فارس تالش و…احترام قایل بوده و زبان را منشا یار گری و دوستیابی ندیدم که همدلی از همزبانی بهتر است.
    با تمام ان اوصاف می خواستم بگویم تراوشات ناسیونالیستی شما عزیزان که از نحوه گفتارتان حدس و گمان می برم که در عنفوان جوانی بسر میبرید هم خوب و هم بد است .بدانید کسانی که به مسایل ناسیونالیستی دامن میزنند اگر نظرشان حفظ فرهنگ و آداب و رسوم آن قوم و فرهنگ باشد عملی شایسته انجام داده اند در صورتی که اگر افرادی در جهت تخریب دیگر قومیتها سخن می رانند راه بس نا مناسب و سخیف را می پیمایند . شما عزیز آذری یا کرد یا گیلک یا فارس یا.. که در مزمت قوم دیگر سخن میرانی آیا واقعا” می دانی که شجرهات به کیست؟
    قاطعا” نمی دانی .
    پس بجای این بحثهای غلط آذری و فارس و گیلک و … بیایید با هم دوست باشیم و به هم احترام بگذاریم .
    البته احترام گذاشتن به همدیگر به این معنی نیست که در فضای مناسب با هم بحث نکنیم بلکه با توجه به استنادات و دلایل متقن سخن بگوییم.
    در ارتباط با نام دریاچه واقع در شمال کشور آنچه مهم است این است که نامی از جنس موطن ما باشد.سوال میکنم که آیا در کجای تاریخ و فرهنگ این سرزمین نام خزر بکار رفته است . بنده در هیچ کجا از کتابهای تاریخی نشانی از قوم خزر و دیار و یا شهر خزر که در چهار چوب مملکت خود بیابم ندیدم. ولی در کتابهی تاریخی نام کاسپین که معرب آن قزوین است و نام تبرستان و نیز نام قوم گیلک و تپور را مشاهده نمودم حال یک سوال دارم از شمای آذری زبان شمای گیلک زبان مازندرانی زبان لر کرد.. آیا می توانی به جد بگویی که واقعا” نژادت چیست ؟! بغیر از این که به جد بگویی که نژادم در چهار چوب ایران زمین است و بس ؟
    حال بنظر شما دربین اسامی خزر ، مازندران، گیلان وکاسپین و تبرستان کدام واژه زیبنده نام دریای شمال ایران است . اگر در تاریخ بنگریم دو نام تبرستان و کاسپین رواج داشته که صد البته هر دو ایرانی است اگر در حال بنگریم دو نام کاسپین و خزر که البته این بار نام کاسپین ایرانی است و نام خزر غیر ایرانی .
    حال وجهه اشتراک این دو نام کدام است؟ کدام نام بر نقشه های عالم نشان دهنده ایرانی بودن است؟ درست است که تبرستان نامی ایرانی است اما آیا بهتر نیست که با استفاده از فرست مناسب بین المللی بودن نام کاسپین نسبت به نام گذاری آن در بین خودمان بیشتر تعمق کنیم . دریایی که بدلایل مختلف که بحث در آن به این مقال نمی گنجد هر روز بیش تر از بیش از حقانیت تاریخی و نفوذ فیزیکی ما در آن کاسته میشود و منابع آن به یغما برده میشود . حال که در تمامی نقشه های بین المللی نام caspian seaبر آن نقش بسته و این نام یک نام ایرانی است و شکی بر ایرانی بودن آن نیست ایجاد تفرقه و عدم استفاده از این فرصت تاریخی صحیح نیست . عزیزان من دوستان گرامی ما با تمامی تلاش خود در حفظ نام خلیج فارس می کوشیم . آیا این که ما میکوشیم تا نام خلیج فارس جاودان بماند آیا بدلیل این است که ما از قوم پارس هستیم ؟ البته که نه چون نام خلیج فارس نشان دهنده ایرانی بودن آن است نه چیز دیگر . و این بدلیل این است که هیچ کدام ما در ایرانی بودن نام فارس شکی نداریم چون بدون هیچ مطالعه ای این را در خاطر داریم اما نام کاسپین بدلیل عدم اطلاع رسانی حکومت وقت از زمان پهلوی تا همین حالا در اذهان تمامی آهاد ملت نا آشنا است همانطور که نام تبرستان نا آشنا است که البته با افزایش سطح سواد عمومی امید بر دانستن این نادانسته های فرهنگی بیشتر از پیش مایه خوشبختی خواهد بود انشاا..ه
    حال با شما مخاطب عزیز سوالی دارم آیا نام کاسپین در نقشه های بین المللی است یا نه؟ که اگر منصف باشید جوابتان آری است .آیا نام خزر ایرانی است؟ نه هیچ جای ایران زمین نام چنین قومی وجود ندارد.آیا در همه گیر کردن یک نام ایرانی (کاسپین) در جوامع بین المللی می بایست هزینه کنیم ؟ نه هزینه ای نداریم جز اینکه بجان هم بیفتیم و بخواهیم با هزینه بسیار زیاد که اگر بشود یا نشود نام ایرانی دیگری را بر روی آن بگذاریم که دراین صورت با توجه به عدم دسترسی ما به رسانه های دنیا نه تنها از بکار گیری یک نام ایرانی محروم خواهیم شد بلکه یک نام سخیف و مجهول دیگری مثل نام خزر جایگزین آن خواهد شد . یعنی همان سیاست غلط پهلوی که در صدد نامگذاری جدید برروی این دریا بود که نام پهلوی را بر آن نهاد که بعد تبدیل به متاسفانه واژه غلط خزر شد. والسلام فدایی ایران از خلیج همیشه پارس تا دریای کاسپین از سرخس تا خرمشهر قهرمان از چابهارو سیتان تا بوکان و مغان دلیر و سرافراز
    (دوستان عزیز من نمی دانم بلکه ایمان دارم که در طول تاریخ این سرزمین خون پدرانمان در دفاع از این مملکت بزمین ریخته و سرزمین ایران را سیراب از غیرت و برادری و تعصب نموده است) موفق باشید
    جلال از رشت

    جلال

    5 Sep 08 در 1:49 ق.ظ

  74. هیج دنیدی کی خلیجˇفارسˇدور بره کن دریا بیگیفته؟ می جه وابرسید. می جه وانبرسید بیشید هر نقشه ای شیمی دیل باخاست فندرید. ان خلیجˇدورا دریایی بیگیفته بنام “دریای عربی”(عربین سی). البته من قوبول درم بهانهخوبی نیه کی کسی بخایه خلیجˇفارس ˇ نامهˇ عوضا کونه.
    الان فرسیم به کاسپین. چی دور و بر ان دریای با عظمته و بی نظیره بیگیفته؟ نقشه یا خوب فندرید. ویشترین چیزی کی شه ان دریا دور و بر دی ین، هوتویی کی ورگ بوگفت، کاسˇموردوماند. تورکان فقط سهمˇناچیزی ان دریای عظیمه جه دارد.

    مازیار

    19 Jan 09 در 11:59 ق.ظ

  75. خلیج عربی است برای مردم عرب که که از ازل تا ا بد دران زندگی میکنند
    وخلیج فارس است برای انهایی که فارسند چرا اینقدر میخواهید دیکتاتور باشید

    ابی

    19 May 10 در 12:38 ب.ظ

  76. خلیج فارس همیشه خلیج فارس بوووووو…..از ازلی که نقشه اختراع بئست و وجود داشتی .بخاطر اینکه اون سرزمینان و خلیج و اون آب تحت فرمان پارسیان بوووو..بحرینم چند سال پیش امی شین بو…خلیج فارس نام همیشه فارس و تغییر یافتنی نیه .چطور تا حدود 100 سال پیش اصلا خلیج عربی نشتیم .ایورکی خلیج اسم به پیشنهاد انگلیسیان دزد و عقده ای بوئوسته عربی؟؟؟؟………با اسم کاسپین هم موافقم.بخاطر اینکه از قدیم به هه اسم بو

    گلصباحی

    24 May 10 در 2:52 ب.ظ

  77. اول در مورد خلیج فارس : دوستی گفتند چون اطراف خلیج فارس اعراب هستند پس باید نام آن را خلیج … بنامیم. اولا فقط در جنوب خلیج فارس اعراب هستند و در ایران هم در خوزستان بویژه شهرهای جنوبی این استان عربها زندگی میکنند که 40 تا 50 درصد جمعیت این استان هستند. در استان بوشهر هم شاید در بعضی از جزایر اعراب باشند ولی خود مردم بوشهر لر ،فارس،تنگستانی و دشتستانی هستند و مردم استان هرمزگان بستکی،بندری،فارس،لر و بلوچ هستند. در مورد نام دریایی که در شمال ایران هست فکر میکنم مناسب ترین نام ،دریای کاسپین باشه. ودر تعجب هستم که این دشمنی پان ترکها با فارسها برای چیست این همه عقده و حس حقارت و کوچکی که این آدمهای بی هویت و بی ادب نسبت به فارسها دارن برای چیست،اگر آذری هستی که از نژاد آریا هستی و اینقدر خودت را به ترکها نچسبان. با جعل تاریخ و ساختن هویت دروغین و درست کردن تاریخ دروغین به جایی نمیرسید فقط خودتان را در نزد فارسها که منظور شما پان ترکها از فارسها همه مردم ایران به غیر از ترکها هستند حقیر تر و کوچکتر میکنید. هنوز ایل بختیاری نمرده و زندس و هر پان ترکی بخواهد به ایران دست درازی کند ایل کهن بختیاری به همراه دیگر اقوام شریف ایرانی دست آن را قطع خواهد کرد. امیدوارم روزی برسد که این بحثهای قومیتی در ایران پایان پذیرد تا کمی این سرزمین پیشرفت کند

    علی اهوازی

    27 Feb 12 در 10:18 ق.ظ

  78. من شمالیم اهل شهرستان ساری.به نظر من ما شمالیها باید متحد باشیم.مثل اذری ها.از گیلان و مازندران و شرق گلستان.من شمالی هستم.فارس نیستم و افتخار می کنم

  79. [hi, and Iranians Iran, for Iran and Persian Gulf will remain Persian Gulf. Dear friends, please share it with the name of the Persian Gulf with . THANK'S FOR YOU in page :Ronak(PERSIAN CIVIL ENGINEERING CENTRAL)].

    Ronak

    12 Jun 12 در 6:37 ق.ظ

  80. آقا یا خانم تانیش این گفته ها همه با سند و مدرک تاریخی است. در ضمن نژاد پرست شما و امثال شما هستید که تا اسم ترک و ترک زبان در اول و آخر تاریخ از ایران و کناره هایش گرفته تا چین و ماچین می آید به شدت تعصبی می شوید و بدون هیچ گونه اندیشه ای تنها بر اساس تعصب بیش از اندازه به واژه ترک از آن تا سر حد جنون (از رک گویی ام پوزش می طلبم) جانب داری می کنید . یادتان هم نرود که شما از هر قومی باشید در نهایت اگر به اصل اولیه تان برگردید از تبار آریایی ها هستید هر چند مغولان …

    بهزاد

    20 Aug 12 در 4:29 ق.ظ

  81. درود بر شما آقای واثقی . کاملا موافقم . امیدوارم که همینطور بشه

    بهزاد

    20 Aug 12 در 4:31 ق.ظ

  82. ای خدا …. عزیزان ایرانی بیاین همه با هم متحد باشیم..من فقط ایرانیم.. درسته که قومیت پارس دارم اما جانم را برای همه مناطق ایران میدهم همانطور که صدها هزار شهید خون پاکشان را تقدیم خاک وطن کردند و همچنان که همه ما در خواب ناز هستیم در راه امنیت کشور جان میدهند و کاری ندارند که مردم کشورشان پارس یا آذری یا کرد و یا دیگر اقوام هستند.فقط به عشق زنده بودن نام ایران جانفشانی میکنند.همانطور که پدر بنده جانباز شیمیایی و موج انفجار است و بعضی شبها نمیتواند راحت بخوابد در صورتی که بعد از پنجاه و یک سال هنوز مستاجر است!البته پول و اموالش را خوردند وگرنه الان باید صاحب خانه باشد ولی همین پدر هر موقع اسم ایران را میشنود اشک در چشمانش جاری میشود.بله عزیزان نه تنها پدرم بلکه چهار عمویم و یک داییم هم جانباز هستند و هر کدام گهگاهی در بیمارستان یا اتاق عمل هستند. و باز نه تنها آنها بلکه مردم شهرستان من یعنی آران و بیدگل به نسبت جمعیت بیشترین تعداد شهید و جانباز و رزمنده را در جبهه در کل کشور دارند.سوال اینجاست که آیا به آران و بیدگل ما حمله شد؟؟؟؟ باور کنید هیچ کدام کوچکترین صدایی از جنگ نشنیده بودند و میتوانستند در کنار خانواده های خود باشند و زندگی آرامی داشته باشند اما وقتی دیدند هزاران کیلومتر آن طرف تر خاک سرزمین عزیزشان ایران مورد هجوم قرار گرفته و مردم کشورشان بی گناه به خاک و خون کشیده میشوند از همه چیز خود گذشتند و به سوی جبهه های جنگ رفتند. بله عزیزان همه ما میتوانیم اظهار نظر کنیم ولی نباید به هم توهین کنیم! به طور مثال دریاچه نمک بین آران و بیدگل ما و شهر قم میباشد ولی در نقشه درج میشود دریاچه نمک قم. خب بنویسند! چه اشکالی دارد؟؟ مگه قم جزو وطن من نیست؟؟یا مگه حضرت معصومه س و مسجد مقدس جمکران فقط متعلق به قم است؟؟ یا حرم حضرت هلال بن علی ع فرزند بلافصل حضرت علی ع که در شهر ما هست فقط متعلق به ماست؟؟ تو رو خدا به خود بیایید.اینا همه نقشه این صهیونیست هاست که وقتی میبینند نمیتونند دین و کشور و اعتقاداتمون رو ازمون بگیرن میخوان با قومیت گرایی و جنگهای قومی مذهبی ما رو به جون هم بیندازند.البته همه ما باید به تاریخ کشورمان حساس باشیم و ازش مراقبت کنیم و نذاریم که تحریفی در اون صورت بگیره! واقعا اگه میبینید که اسم جای مثل خزر واقعا ریشه ایرانی نداره به جای تمسخر و توهین به یکدیگر بیاین با هم دیگه تعامل داشته باشیم و در همایش و یا جلساتی در حضور اساتید اهل فن و تاریخ شناس و مسئولین کشور اونه رو مطرح کنیم. به خاک پاک وطنمون ایران قسم کاری نداره.سختش نکنیم و ازش دیو نسازیم. برای ما باید همه ایران مهم باشه همانطور که در زمان دفاع مقدس برای عزیزان رزمنده فقط حفظ وطن و ناموس و دین این کشور مهم بود.اگر بیگانگان بخواهند نام زیبای خلیج همیشه فارس را بردارند هموطن آذری ما باید در مقابلش بایستد مانند بقیه هموطنان و اگر کشوری خواست به آذربایجان ما حمله کند باید همه ما چه پارس و چه کرد و چه آذری و لر و بلوچ و دیگر قومیتهای عزیز کشورم در مقابلشان ایستادگی کنیم و اگر لازم باشد جان بدهیم. ما ایانیان اگر به هر جای دنیا هم که برویم به ما به چشم ایرانی نگاه میکنند و کاری ندارند که از چه قومیتی هستیم.باور کنید همه جهان وقتی خدای ناکرده اتفاقی برای ما می افتد به همدلی و اتحاد ما حسرت میخورند و میگویند کاش ما هم همانند ایرانیان در موقع مشکلات یکدل و یکصدا بودیم. وگرنه در همه جای دنیا در هر کشوری مردم از قومیتهای مختلف تشکیل شدند. یک سری به هندوستان یا چین و یا آمریکا بزنید و یا اروپا. با یک جستجوی ساده در اینترنت میتوانید به همه اطلاعات دست پیدا کنید و یا کتابهای معتبر در این زمینه را در همه جا بیابید. در آخر از همه شما عزیزان به خاطر درد دلهای خودم عذرخواهی میکنم ولی باید میگفتم. باور کنید ما ایرانی ها اگه خدای ناکرده با کسی اختلافی هم داشته باشیم به محض اینکه پای خود را از ایران بیرون میگذاریم و آن شخص را ببینیم حاضریم همه کار برایش انجام بدهیم هر چند به ما بدی کرده باشد. پاینده و سربلند باد ایران و ایرانی.
    میلاد کاظمی آرانی از دروازه کویر مرکزی ایران شهرستان آران و بیدگل

    میلاد کاظمی آرانی

    16 Sep 12 در 1:06 ق.ظ

  83. تاریخ آموزگار خوبیست نمیدانم ما چرا همه چیز را با تعصب نابخردانه خود می سنجیم در طول تاریخ شاهد بودیم که ایران تکه تکه جدا شده و تقریبا هر صد سال یکبار یک تکه از این کشور جدا شده و مطمئنا چه بخواهیم و چه نخواهیم در آینده هم اینگونه خواهد شد و ما علیرغم دم زدن از عرق ملی هنوز توی کوچه های بن بست تعصب و نژاد و قومیت مانده ایم مثلا: روی کوچه مان بیشتر از محله مان تعصب داریم، روی محله مان بیشتر از شهر مان تعصب داریم و همینطور روی شهر مان بیشتر از استان مان و روی استان مان بیشتر از کشور مان؛ و اینگونه محدوده وهویت خود را تعریف میکنیم مثلا بچه های محله های مختلف تهران هر کدام خودشان را بالاتر از دیگری میدانند و چه بساط هایی هم اعم از دعوا و چاقو کشی و.. سر محله و محله بازی که راه نمی افتد. ولی همین ها وقتی به شمال میروند میشوند بچه تهران و در مقابل شمالی ها موضع میگیرند و همینطور در خارج از کشور شمالی و ترک و تهرانی در یک جبهه در مقابل غربیها موضع میگیرند و تا زمانی که این عادت ناپسند در این کشور و کشور های جهان سوم جریان دارد ، ما نه میتوانیم از عرق ملی دم بزنیم و نه میتوانیم این تعصب نژادی رو انکار کنیم ؛ ما برای بالا بردن نژاد و قومیت و زبان و شهر خودمون سعی میکنیم شهر ها ونژادها و قومیت های دیگه رو پست تر نشون بدیم تا خودمون بالاتر و برتر به نظر برسیم و این همون اشتباهی هست که در طول تاریخ منجر به جدا شدن تکه هایی از ایران شده ؛ البته دلایل دیگری هم داره که اینجا جای توضیحش نیست (مثل تقسیم ناعادلانه ثروت توسط دولت مرکزی) و در این دوره دیگه ادعای خالص بودن نژادی فقط یک تفکر احمقانه و خنده آوره! بیاین یه خورده منطقی فکر کنیم . با وجود حمله اسکندر مقدونی و حمله اعراب و مغول ها و افغان ها و تداخل های قومی دیگر، چه کسی میتونه ادعا کنه که یک آریایی اصیله؟ یا یه ترکه اصیله؟ وتازه به فرض هم کسی بتونه چنین ادعایی داشته باشه و ثابت هم بکنه خب که چی؟ دیگه توی دنیای امروزی کسی برای این حرفها تره هم خورد نمیکنه! الان اصالت به فرهنگ و شعور و درک انسانها بستگی داره نه به نژادشون. امید وارم منظورم رو رسونده باشم.
    در ضمن به نظر من تا زمانیکه این تفکر بین ما ایرانیها هست این کشور به همان ورطه تکه تکه شدن پیش میره و اگه زودتر فکری به حالش نکنیم حتما این اتفاق خواهد افتاد هر چند که فدرالی شدن شاید بتونه کاری بکنه ولی به نظر من این هم یک مسکن کوتاه مدت خواهد بود و فقط فرهنگ درسته که میتونه جلوی این فرسایش رو بگیره.
    پس بهتره بجای اینکه بخوایم با نصیحت های شعار گونه و پدربزرگ مآبانه دم از اتحاد و آشتی و دوست داشتن بزنیم ، فرهنگ خودمون رو ارتقا بدیم و درک کنیم که هیچ نژاد و زبان و قومیتی در دنیا برتر نیست و برتری انسانها به علم وفرهنگ و شعور شون هست به زبان ساده تر در تمام جوامع دزد ، قاتل ، هرزه ، بی بندوبار و همچنین دکتر، مهندس و دانشمند وجود داره و این فرهنگه و طرز فکر جامعه هست که میتونه درصد اینها رو بالا پایین بکنه.

    در ضمن به نظر من نام این دریا نه دریای گیلان ، نه دریای مازندران، نه دریای گرگان و نه خزر باید باشه، چون باعث ایجاد تفرقه و دلخوری میشه و بنا به تحقیقاتی که من کردم و بنا بر پیش فرض اینکه اگر این استانها یکپارچه بودند( گیلان، مازندران و گرگان) چه اسمی باید برایشان انتخاب میکردیم که به هیچ یک از قومیت ها و زبانها بر نخورد، به این نتیجه رسیدم که باید اسمش را یا کاسپین نامید یا هیرکانیا.

    کوروش

    4 Oct 12 در 10:03 ق.ظ

  84. سلام منکل نقشه های جهانو دیدم ولی هیچ اثری از دریای کاسپین ندیدم و اسم این دریاچه خزر ثبت شده که اسم یکی از اقوام باستانی ترک است ولی ذر پارسی قدیم(کتابهای ایرانی) دریای طبرستان نیز نوشته شده با این حال اسم بین المللی آن خزه!
    درمورد خلیج هم باید بگویم که اگر ما به کتابهای آسمان مانند تورات و انجیل و قرآن مراجعه کنیم میفهمیم که ساکنان اصلی دریای جنوبی ایران عرب هستند که عربها هم به این خلیج العربی میگویند حتی عربهای ایران به این دریا بحرالعربی یا خلیج العربی میگویند و واژه خلیج فارس اولین بار توسط کوروش هخامنشی بنیاگذاری شد و کوروش دستور داد در کتیبه ها خلیج فارس قید شود.

    ایلقار

    21 Dec 12 در 11:25 ق.ظ

  85. در پاسخ به ایلقار:
    «کل نقشه‌های جهان» رو خوب اومدی. :))
    ببخش این اولین باری‌ست که در پاسخ کامنت یکی از خوانندگان ورگ این جور می‌خندم. یعنی این ایده‌ی خلیج عربی در کتاب‌های آسمانی عالی بود. من مطمئنم که هر سه این متون مقدس را خوانده‌ای. D:

    Vөrg

    24 Dec 12 در 2:43 ب.ظ

  86. اسم این دریا در تمام دنیا کاسپین می باشد ، که یک اسم کاملا حقیقی و تاریخی است ، مازندران و خزر و و….. ریشه تاریخی یا ندارند یا اینکه به زور به چند سال می رسند در حالی کاسپی تاریخی چند هزار ساله دارد

    علی

    2 Jan 13 در 10:06 ب.ظ

  87. معمولا ما ایرانیها (شهروندان کشوری به نام ایران)وقتی در مورد پیشرفت و صنعت کشورمان فکر می کنیم ،دوست داریم مثل ژاپن ؛آلمان یا آمریکا کشوری با تولیدات بسیار عالی و مورد اقبال جهانی باشیم ؛فوتبال مثل ایتالیا و آلمان و اسپانیا و برزیل و انگلیس و آرژانتین داشته باشیم،فضا مثل روسیه و آمریکا باشیم؛آثار باستانی از مصر و یونان بهتر باشیم ؛از نظر توریست حتما ما باید تا حالا بهترین جای دنیا می بودیم؛ و از نظر بهره هوشی حتما در رده بهترین ها هستیم؛همیشه یک کشور دیگه(کس دیگه ،شهر دیگه ؛و…) آمده حق ما رو خورده و از این حرف ها؛من فکر می کنم که بهتره رنجهای گذشتگان رو بی خیال بشیم و به آینده باهم بودن وساختن فکر کنیم و یااگه نمی تونیم جمعی و ایرانی فکر کنیم حداقل بچسبیم به زندگی خودمون و درستش کنیم؛چون آیندگان یا گذشتگان برای خودشون اینکارو کردند یا نکردند میکنن یا نمی کنند ما مسول زندگی خودمان هستیم؛آمریکا به متنوع ترین کشور دنیا بودن افتخار می کنه و ما از اینکه چرا قوم های مختلفی با هم هستیم و داریم زندگی می کنیم ناراحتیم!

    حمید

    18 Apr 13 در 12:47 ب.ظ

  88. من تاریخ مازندران و گیلان رو خیلی میخونم پسر همش افتخار و دلاوری به شما پیشنهاد میکنم برین سراغ کتاب های تاریخی مازندران از جمله مازیار قارن که هنگام حمله اعراب به ایران تا اخرین قطره خون با اعراب جنگید بابک خرمدین ارمنی هم همین طور اون مرد واقعی بود اگه شمالیا نبودن عرب ها خیلی خیلی تو ایران بهشون خوش میگذشت اما فکر کردن تو شمال ایران هم مثل جنوب مردم سریع تسلیم میشن اما دقیقا بر عکس فکر میکردن دیگه خودتون برید تحقیق کنید فقط بندر انزلی قفط بابل همه شهر های تپورستان و گیلان همه عشق است و افتخار

    گیله مرد

    29 Jun 13 در 10:17 ق.ظ

  89. خيلي ممنونم از مطالب شما دوست عزيز. من هم سالهاست كه در گفتمانم از درياي كاسپين استفاده مي كنم. نه به دليل اينكه خودم ريشه گيلك دارم و نه به دليل اينكه گيلكها را از اصيل ترين اقوام ايراني مي دانم و نه حتي به علت ريشه آريايي گيلكها. به همان علتي كه همانگونه كه خليج فارس خليج فارس بوده و هست. مولوي ايراني الاصل است و نه شاعر تركيه اي. درياي كاسپين ، كاسپين بوده و هست. هميشه هم به دوستان عزيز تركم گفته ام واژه خزر يك واژه يهودي است كه توسط افرادي مثل شاپشال روسي ( معلم يهوي / روسي محمدعلي شاه در هنگام وليعهدي ) با يك هدف به ما تحميل شده. يعني من و تو ايراني هيچ سهمي از اين دريا نداريم. با همين نام عملاً كلي امتياز استعماري در زمان قاجار از ما گرفتند. با همين نام سهم 50 درصد ما را روسها يا كمك كشورهاي همسايه به 11 درصد رسانده اند.
    اما ما گيلكها به قول خدا رحمت كنه مادر بزرگم ما گيلكها آزاده بوده ايم و هميشه با افتخار از هويت قومي خود در زير آسمان ايران دفاع كرده ايم و خروش ما از ازمنه باستان تا امروز براي حفظ ايرانمان دليل اين مدعا است.
    اما يك چيز را خواستم حدمت دوستان عرض كنم. اينجا دوستي حضور دارند به نام امين ثنايي كه اگر اشتباه نكنم با نام سي كاسپي در ويكي پديا حضور دارند. حواسم به شما به شدت هست برار!!!! مي داني كه ما از نسل پرفسور سميعي ، دكتر پورداوود هستيم در زير كلمات هر هدفي داري اگر به ضرركشورم باشم شك نكن كه فرزندان آل بوييه براي هر حمله اي به ضد ايراني آماده اند.
    اما علي جان مطلبي گفتي در مورد فدارليسم. ان شاءالله بدون غرض سراغ اين واژه نامناسب براي ايران رفته باشي. اولاً عزيزم اينجا اتحاديه هانسايي آلمان يا ايالت متحده نيست كه از اتحاد فدرال ايجاد شده باشد. هميشه وحدت وجودي داشته و هر قومي هم در ايران از ديروز تا امروز دوست داشته بر تمامي ايران حكومت كند و وجب به وجبش را خاك خود مي داند. ديدم سي كاسپي در مورد پرچم بايرها در آلمان صحبت كرد. ما فقط يك پرچم داريم آنهم پرچم رسمي است. خواه درفش كاوياني در زمان قديم باشد و خواه پرچم امروزي كشورمان. در پايان يك تذكر ديگر هم عرض مي كنم. اميدوارم بين ورگ و گرگهاي خاكستري و استفاده از الفباي مورد استفاده در بادكوبه ارتباطي نباشد!!!!. تا حالا سعي كردم خوشبين باشم و ان شاءالله همانند هموطنان تالشي امان در درجه اول به ايراني بودن افتخار كنيم و توهين كوته فكران ( گيلكي فلان، ترك بهمان. اصفهاني فلان و لر بهمان ) چه در عامه و چه در اصحاب رسانه تصويري و غير تصويري آگرانديسمان بعضي اهداف خاص قرار ندهيم. در كل وبلاگ خوبي داريد اين چند تذكر هم براي اين عرض كردم چرا كه مي تواند مورد سؤاستفاده غير قرار گيرد.
    درود بر همه ايرانيان به خصوص قوم گيلك كه از شريف ترين ايرانيان هستند.

    هموطني از تهران

    23 Jul 13 در 11:41 ق.ظ

  90. علي جان نمي دانم از كجا فهميدي كه گيلاني ها آريايي نيستند!!! گرچه بنده روي نژاد تعصب ندارم اما حرفهايي زدي كه اگر به آنها پاسخ ندهم ممكن است ديگران هم به اشتباه بياندازي.
    اولاً كاسي ها از اولين آريايي هايي بودن كه خيلي پيشتر از مادها. پارسها و پارتها به ايران آمدند. بله زودتر از پارسها آمديم اما با آنها متفاوت نيستيم.
    بعد هم عزيزم نژاد آريايي مانند ترك. عرب. مغول و هر نژاد ديگر داراي خوبي و بدي است. با انديشه برتري جويي مخالفم اما دوست ندارم به بهانه كارهاي هيتلر مانند پان توركها قضاوت كني.
    كوروش چه بدي به من و شما كرده؟ ميشه به من بگويي؟ جايي را در رشت يا فومن ويران كرده؟ كسي را در لنگرود يا سمنان كشته؟
    با پدربزرگ مادي اش اختلاف داشته . به من و شما چه مربوطه؟. مگر كسي به اختلاف ميرزاكوچك خان ما و خان كسما كاري داره؟ يا مي تونه كاري داشته باشه؟. مگر شما اون موقع بودي يا كه پسر خاله پدر بزرگ كوروش بودي؟
    دنيا به كوروش مي نازد چرا من و تو ننازيم. مگر در استوانه اش نوشته من چون از فلان جا هستم پس بي خيال بقيه!!!!
    در مورد داريوش هم. من از تو يك سئوال مي پرسم يك عده بيايند در گلسار ، تختي و پل بوسار عربده بكشند و دنبال مردم كنند. اگر پليس باهاشون برخورد كنه ،كار پليس ميشه وحشي گري؟ يعني انقدر ما بايد بيچاره شويم كه تحت تاثير يك عده پان تورك ماجراجو و آلت دست موساد از داريوش و كوروش متنفر باشيم.
    گفتي فارسي فلانه. بهمانه. لابد بايستي مثل پان توركها به فردوسي هم فحش دهيم. فردوسيه كه ميگه :
    ز گيل و ز ديلم بيامد سپاه همى گرد لشكر بر آمد به ماه‏
    يا در جاي ديگرش مي فرمايد :
    سياوش سپر خواست گيلى چهار دو جوشن دگر ز آهن آبدار
    باز در جاي ديگر :
    هم از پهلوى پارس كوچ و بلوچ ز گيلان جنگى و دشت سروج‏
    سپرور پياده و ده و دو هزار گزين كرد شاه از در كارزار
    يا اين ابيات :
    چو آمد بنزديك شاه و سپاه فريدون پياده بيامد براه‏
    همه گيلمردان چو شير يله ابا طوق زرين و مشكين كله‏
    آيا در شهرهاي فارس زبان مانند مشهد ، اصفهان ، شيراز رسمه كه به گيلاني ها توهين كنند؟!!!
    مقوله تهران جداست و اين به نوعي خودباختگي ما شهرستاني هاست و ربطي به ترك. فارس و گيلك و لر نداره. من خودم متولد تهرانم اما يادم نرفته كه ريشه اصليه من از سرخبنده رشته. مرتب هم رشت ميايم.
    يادم نرفته كه جدم از حاميان ميرزا كوچك بوده. گيلكي شايد العان به خوبي شما بلد نباشم اما اطلاعاتم شك نكنيد كه در مورد ريشه و تبارم كمتر از شما نيست.
    محترمانه عرض كنم نه با جوك سازي و توهين عده اي كه نه مال قوميت خاصي هستند و نه حتي شايسته ايراني بودن هستند ، پيراهن عثمان نسازيد. من و دوستانم در مركز استراتژيك با اين نتيجه گيريها كم آشنا نيستيم.
    با تاريخ بازي نكنيد. حكومت جنگل همچون حركت كلنل براي تجزيه طلبي نبود. ميرزا عاشقانه ايران را دوست داشت و آرزو داشت همه ايران از يوغ استعمار آزاد بشه.
    اين را هم به شما و هم به مدير اين سايت عرض مي كنم تا زماني كه مساله غرور قومي و حفظ ارشهاي گيلكي باشد من هم گيله مردي هستم شايد متعصب تر از شما. اما بحث اگر قرار باشد با ضديت با ايرانم باشد شك نكنيد كه براي ايران همه كار مي كنيم. ان شاءالله اين تحريم ، مشكلات اقتصادي و بعضي سؤمديريتها عده اي راي انديشه خامي وسوسه نكند. ملت ايران از هر قوم و تباري فارغ از تعصب قومي و زبان مادري اشان كه امري است ممدوح و اجب عاشق ايرانند و متنفر از ايران ستيزي. زبان فارسي هم نه فقط ساخته مردم مشهد ، اصفهان و يزد كه برگرفته از ريشه هاي گيلكي.مازندي. لري. كردي و در تعامل با تركي و عربي است. لذا حفظ هر كدام از اين زبانها هم حفظ هويت قومي است هم در جهت صيانت از زبان فارسي امري ملي است. با خرد ورزي از گيلكي اين زيبا كهن همريشه فارسي حفاظت كنيد و در دام انديشه هاي افراطي نيافتيد.

    هموطني از تهران

    23 Jul 13 در 4:20 ب.ظ

  91. اما در جواب بهبود. عزيزم تمامي قبايل اورال آلتايي داراي فاكتور گيلكو پروتييني هستند به نام فاكتور ديگو كه نوعي گروه خوني خاص و محافظت شده هم هست . بنده اعتقاد ندارم كه همه آريايي خالص هستيم . اينجا ترك ، آريا ، مغول ، عرب و رومي و … مخلوط شده اند. اما اين امكان را در نظر بگير كه ممكنه بنده نوعي حائز فاكتور ديگو يا هاپلوگروپ q باشم اما شما اصلاً نباشي!!!! اگر خواستي با هم برويم آزمايشگاهي هست بعد پل بوسار رشت انجام دهيم!! اما نكته ديگر برهان قاطع را خواندي يا تاريخ طبري. از قزوين به نام كاسپين نام برده شده. چنان كه اين متن مشهوره كه چون سپاه عثمان به كاسپين ( يعني قزوين امروزي ) شدند ( به پارسي پهلوي يعني رسيدند) گفتند يا مسلمان شويد يا جزيه دهيد. اهالي پاسخ دادند كه نه مسلمان بويم نه كزيه دهيم. نكته جالب تر كه خانواده آل بوييه كه گيلاني الاصل هم هستند از قزوين برخواستند. امروز هم در نقاطي از استان قزوين هنوز به گيلكي حرف مي زنند. من تركها را دوست دارم. با اين خود برتر بيني بعضي تازه به دوران رسيده ها مخالفم ( طرف تا ديروز معلوم نيست كجا بوده ميره تهران ديگه….. ) وگرنه تهراني واقعي عين رشتيه واقعي . عين تبريزي واقعيه دنبال اين جوك و كارهاي زشت نيست.
    اما ديدم در برابر خزر واكنش نشان دادي. خزر نامي است كه توسط تزارهاي استعمارگر به ما تحميل شد ربطي به حقوق تركهاي خوب ما را نداره. شما ترك ايراني هستي نه قيم تمام تركهاي جهان.
    بگذار برايت مثال بزنم. قرنها قبل عده اي از آلانها كه آريايي و با گيلاني ها نسبت خوني دارند به بلغارستان رفتند و با اقوام اونجا مخلوط شدند. حالا فرض كن بين تركيه و بلغارستان جنگ بشه. به خاطر تركيه و بلغارستان خوبه من و تو يقه هم را بگيريم. به قول خودتان آخه ما را سنه نه. داداش گلم اينجا بحث تاريخيه. والا اگر اسم درياي كاسپين از روز اول درياي تبريز. سراب. اردبيل يا آذربايجان بود شك نكن ما گيلكهاي كه عشق امان به ايران معروفه ، طرفدار اون بوديم تا اسمي كه به زور تزارها براي گرفتن خقوق ايراني ها به ما تحميل كردند. تعصبه خوبه . من هم اگر كسي جرئت كنه به رشتي ها توهين كنه چنان برخوردي باهاش مي كنم كه پشيمان بشه ( خدا قايقران را رحمت كنه!!! . كسي سر به سر گيلاني بگذاره ديگه برايش شيون فومني نمي خوانيم!!) اما حقيقت بهتر از تعصبه. گرفتي داداش گلم؟

    هموطني از تهران

    25 Jul 13 در 12:27 ب.ظ

  92. کاسپین نام درست این دریا است.و اندازه آن هم خیلی بزرگتر بود که با تجزیه ایران در دروه قاجار داده شد.
    من گیلانی هستم و زبانم گیلکی اما اگه یه آذری یا فارس توی جمع ما بیاد فارسی حرف میزنیم که اونم متوجه بشه.
    درسته گیلانی هستم اما اول خودم رو ایرانی میدونم و بعد گیلانی.
    اما متاسفانه خیلی برام اتفاق افتاده در جمعی بودم که زبانشون رو متوجه نشدم و دیدم که وقتی با هم همکلام شدن دیگه به حرف بنده هیچ توجهی نکردن و این خیلی زشته.این یه جور نژادپرستی هست.
    متاسفانه در دو سالی که گذشته توهین به اسطوره های ایرانی مثل کوروش بزرگ زیاد شده.

    مرداوبج گیلی

    8 Sep 13 در 11:03 ب.ظ

  93. مه شن گناسوالو . گرجی ها هم به دریای خزر میگن ( کاسپین ) . به زبان گرجی ( کاسپییس زقوا ) kaspiis zghva
    گاومرجوس ساکارتولوس دا گیلانس
    یعنی درود بر گرجستان و گیلان

    مهدی

    6 Nov 13 در 7:10 ب.ظ

  94. ارتی مقاله روم کرتولبیس دا گیلانبیس بلزه ایقوس میندا . مومه ایمیل شی

    مهدی گرجی فریدونشهری

    6 Nov 13 در 7:32 ب.ظ

  95. درود بر گرجستان – گیلان – رشت – فریدونشهر – گرجی ها – گیلانی ها . بهتره که گرجیها و گیلانی ها به افتخاراتشون ببالند . مانند : امامقلی خان اوندیلادزه – اورژونیکیدزه – گرگین خان گرجی- خسرو خان گرجی – الله وردیخان اوندیلادزه – میرزا کوچک خان . چون دو قوم هم خون و هم نژادند تاریخی مشترک دارند . هر گاه گیلانی ها در جاهایی نیاز به یاری داشتند گرجیان دست یاری به سوی آنها دراز کرده اند مانند قیام میرزا کوچک خان – یا قیام مشروطه گیلان . عده ای گرجیان را نژاد پرست می دانند که فقط گرجی و گیلانی را قبول دارند و دیگر اقوام از نظر آنها ارزشی ندارند که این تصور کاملا اشتباهی است .
    شن مه گناسواله . چمی خاتیا سامشوبلو – ساخاته متلی کوقانا – گاناتبولی متا باری – زیلناقاریا غمرت تانا – تاویسوپلبا دغس چونی – موماوالس اومغرس دیدباس – تسیسکریس ورسکولاوی امودیس – امودیس دا اور زغواس شوا برزقیندبا – دا دیدبا تاویسوپلباس – تاویسوپلباس دیدبا .

    مهدی گرجی فریدونشهری

    6 Nov 13 در 9:28 ب.ظ

  96. این دریاچه اسمهای قدیمی تری هم داره دوستان ترکها باید در ترکستان که همه ما میدونیم به کجاها میگن دنبال ریشه خودشون بگردن البته منظورم اون کسانیه که خودشونو از نژاد ترک یا همان هم نزادان چنگیز معلوم الحال میدانند اسمهای قدیمی تر این دریاچه یکی دریای (ورکانه)ودیگری دریای هیرکانی هست هر چند من اسم کاسپین رو به خاطر قوم بزرگ کاسپی مناسب تر میدونم

    patriot

    23 Nov 13 در 2:14 ق.ظ

  97. نام باید یکی باشد تا اصالت خود را داشته باشد. که هم وجه تاریخی داشته باشد و هم نمادی از ایرانزمین باشد. که به نظر من “کاسپین” بهترین و فراگیرترین نام است.

    مسعود

    27 Jun 14 در 10:45 ق.ظ

تی گب

./ این کامنت‌ها حذف خواهند شد:
- حاوی توهین و تهمت باشد. (یعنی نسبت دادن چیزی یا کاری، بدون ارائه دلیل برای اثبات)
- حاوی تبلیغ به نفع کالا، رسانه، شخص حقیقی یا حقوقی باشد.
- بی‌ارتباط با مطلب باشد.

Switch to our mobile site