سياگالش

دامداران سنتی استان گیلان و غرب مازندران به ویژه جنگل‌نشینان این سرزمين که در محل، اصطلاحاً گالش خوانده می‌شوند با نام سیاگالش (سیاه گالش) آشنایی دیرینه دارند؛ نامی اسطوره‌ای که با گذشت سده ها و هزاره‌ها، از گیس‌سفیدان و ریش‌سفیدان نقل شده و شبح کمرنگی از آن تا این زمان سینه به سینه به نسل حاضر رسیده است. نویسنده که خود از مردم آن دیارم و با زندگی سنتی دامدارن منطقه تا حدی آشنا، خاطره‌هایی از این نام اسطوره‌ای دارم که به قدر بضاعت ناچیز خود نکته‌هایی را به قلم آورده و به دوستداران فرهنگ سنتی تقدیم می‌دارم.
آنچه را که در وصف سیاگالش از پیران به خاطر دارم چنین است: سیاگالش موجودی ذهنی به صورت انسانی میانه‌بالا، سیاه‌چرده با پوششی شبانی؛ شلوار پشمی، پاپوشی از چموش و جوراب ساق بلند پشمی، پاتاوه، پیراهنی چپ یقه و در فصل سرما با سینه پوشی پشمی و شولا و کلاه پشمی و چوبدستی شبانی که شبان روزان در کوه و کمر همیشهٔ وقت، نگهبان چهارپایان سودمند وحشی چون آهو و گوزن و بز کوهی بوده و احشام اهلی را هم که گاهی دور از شبانان در کوه و صحرا   می‌چریدند مواظبت می‌کرد. کمتر کسانی بودند که سیاگالش را دیده باشند و تنها وصف او را از هم شنیده بودند چون سیاگالش به دیدهٔ همه نمی‌آمد و بینادیده ای باید می‌بود تا او را به دیده آورد. ادامه خواندن “سياگالش”

رؤشنأگۊدن: اشپتکا ؤ زربانۊکأی ؤ گنجˇبانؤی ؤ پيچئه-شآل چيسن ؤ چي فرقي دأنن!

شاید شمرأني شمئبه سؤال پيش بمأبۊن کي ايشؤن چيسن ؤ همديگرˇ همرأ چي فرقي کۊنن؟

پيچئه-شآل (/pice:šəāl/):
پيچئه-شآل فارسي مئن بنه: گربهٔ وحشی ؤ رۊسي مئن بنه  Лесной кот ؤ اينˇ علمي نؤم  Felis silvestris ايسه.

 

گنجˇبانۊ
گنجˇبانۊ

ادامه خواندن “رؤشنأگۊدن: اشپتکا ؤ زربانۊکأی ؤ گنجˇبانؤی ؤ پيچئه-شآل چيسن ؤ چي فرقي دأنن!”

جوک‌های نژادپرستانه در فضای مجازی

آنچه در ادامه می‌آید بخشی از تحقیق درس فرهنگ عامهٔ یک گروه از دانشجویان انسان‌شناسی دانشکدهٔ علوم اجتماعی دانشگاه تهران [۱] است به اضافهٔ توضیحاتی که من در انتها با شماره‌های داخل قلاب [] اضافه کرده‌ام.

جوک‌های قومیتی[۲]  چه کسری از جوک‌های فارسی را تشکیل می‌دهند؟
آنچه در اینجا می‌آید حاصل بررسی ۴۶ وبلاگ فارسی از مجموعه وبلاگ‌های طنز پرشین بلاگ است که به طور تصادفی انتخاب شده و در آن روز خاص مجموعاً بیش از هزار جوک را در صفحات اصلی خود داشته‌اند. ما در ابتدا این جوک‌ها را در ۶ سرفصل کلی مذهبی، سیاسی، قومیتی، بازی با کلمات، بی‌ادبانه و سایر، جای دادیم اما جالب آنجا بود که حدود ۷۰ درصد این جوک‌ها دارای عنصر قومیت بوده و به نوعی در سرفصل قومیتی ما قرار گرفتند. آیا این مساله ارتباطی به چندفرهنگی و چندقومیتی بودن ایران دارد؟ کارکردهای این جوک‌ها چیست؟ چه کسانی این جوک‌ها را می‌سازند؟ قومیت‌های جوک‌ساز کدام‌ها هستند؟ چه مواردی بیشتر در جوک‌های قومیتی تکرار می‌شوند؟ علت گسترش این جوک‌ها در چیست؟ همین رقم بالا و این سوال‌ها بود که مسیر تحقیق را تغییر داد و ما را به بررسی جوک‌های قومیتی، دلیل تکرار و اهمیتشان در جامعهٔ ایران علاقمند کرد.
طی بررسی‌های بعدی، توجه ما باز هم جزئی‌تر و دقیق‌تر شد؛ به طوری که پس از طبقه‌بندی جوک‌های قومیتی و جای دادن آنها در ۸ گروه، توانستیم تعدادشان را با درصدهایی مشخص کنیم که به شرح زیر است:
ادامه خواندن “جوک‌های نژادپرستانه در فضای مجازی”

جنگلˇ رۊزنامه گردأگیته (مجمۊعه)؛ ۱ تا ۳۱

 

جنگلˇ رۊزنامه لؤگؤ
جنگلˇ رۊزنامه لؤگؤ

 

جنگلˇ رۊزنامه، یکته نشريه بۊ کي سنگي چاپˇ همرأ هر هفته یک دفأ کسمای مئن مؤنتشر بنأبۊ ؤ اۊنˇ مئن جنگلئنˇ “افکار ؤ عمليات” دبۊ. رۊزنامه سرلؤحه سر بنويشته بۊ “نگهبان حقوق ایرانیان و منور افکار اسلامیان” (ايرانئنˇ حۊقۊقˇ پاسبؤن ؤ اسلامئنˇ افکارˇ رؤشنگر).

اي رۊزنامه’جي گيلکي ويکيپديا مئن ويشتر بۊخؤنين ؤ اينˇ ۳۹ ته شماره’جي، ۳۱ ته’ تينين ائره’ جي جيرأکشين:

۱۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱ – ۳۲ – ۳۳ – ۳۴ – ۳۵ – ۳۶ – ۳۷ – ۳۸ – ۳۹

 

تپهٔ پنچ‌پیران لاهیجان، محوطهٔ باستانی یا پارکینگ عمومی؟!

متن زیر را خانم مهتاب غلام‌دوست، کارشناس ارشد باستان‌شناسی و خوانندهٔ ورگ فرستاده است. ورگ آمادهٔ انتشار هر شکلی از توضیح میراث فرهنگی و دیگر صاحبان نظر در این مورد است.

 

وضعیت کنونی تپه پنج‌پیران و نمایی از جبههٔ جنوبی آن.
وضعیت کنونی تپه پنج‌پیران و نمایی از جبههٔ جنوبی آن.

 

یادم می‌آید اوّلین بار پاییز سه سال پیش بود که در جریان انجام پروژه‌ٔ درسی‌ام، از تپهٔ پنج‌پیران بازدید و عکس‌برداری کردم. اگرچه قبل از آن نیز چند باری وقتی که با وسیله‌ای، به طور اتفاقی از جادّهٔ خاکی کنار آن می‌گذشتیم، توجّه‌ام به این تودهٔ خاکی جلب شده بود! یادم هست وقتی اولین بار پا روی سطح تپه گذاشتم، از دیدن چاله‌های حفاری قاچاق در کنار قطعات شکستهٔ سفال و آجر و البته بقایای سرنگ و سایر ابزار مصرف مواد مخدر، چندان تعجبی نکردم! آخر آن زمان این تپه در یک منطقهٔ شهری خلوت و تا حدّی پرت قرار گرفته بود که جادّهٔ کناری آن به یک جادّهٔ خاکی منتهی می‌شد و رفت و آمد چندانی در اطراف آن صورت نمی‌گرفت. من که پیش از این تجربهٔ دیدن چنین صحنه‌هایی را در بزرگ‌ترین سایت‌های باستانی کشور، مثل غار قمری که از معروف‌ترین و مهم‌ترین محوطه‌های پیش از تاریخی ایران است داشتم، مسلما نه تعجّب کردم، نه -راستش را بگویم- حتّی توقع دیگری داشتم. چه انتظاری می‌شود از وضعیت تپه‌ای داشت که آن‌قدر کوچک شده و آب رفته که حتّی دیگر نمی‌شود به آن گفت تپه؟! تپه‌ای که فقط اسماً ثبت آثار ملّی شده و حتّی یک تابلو هم ندارد که اطّلاع دهد این تپه جز میراث باستانی است! ادامه خواندن “تپهٔ پنچ‌پیران لاهیجان، محوطهٔ باستانی یا پارکینگ عمومی؟!”

دانته و پرسش از بلاغت حاشیه‌نشینان

در این نوشته می‌پرسیم زبان‌های فرودست آیا می‌توانند راهی برای برهم زدن نظام سلطه زبانی بیایند؟ آیا زبان‌های حاشیه‌ای در نظام سلطه زبانی ملی یا فراملی می‌توانند خود را همچون زبان ادبی یا فلسفی از نو بسازند؟ نخست توضیح  کوتاهی درباره نظام سلطه زبانی و زبان‌های حاشیه‌ای می‌دهیم. سپس با بررسی مختصر رساله‌ای از دانته می‌کوشیم مسئلله را از زاویه دید او شرح دهیم و به نکات سودمند رویکرد او اشاره کنیم.

 

Sandro Botticelli Porträt des Dante Alighieri, 1495
زبان سیاسی‌ست. تاریخ زبان محل نبرد نیروها‌ بوده است. هر نیرویی تاریخی به درون زبان رخنه می‌کند و آن را به فرمان خویش می‌گیرد. زبان نیز به نوبه خود داغ نبرد نیروهای تاریخی را در خود حمل می‌کند. بسیاری از کلمات، تاریخی خون‌بار دارند. مثلاً نام شهرها از دسته کلماتی هستند که تاریخی خشن را با خود حمل می‌کنند و به‌روشنی جلوه زبانی نبرد نیرو‌ها را نشان می‌دهند. ادامه خواندن “دانته و پرسش از بلاغت حاشیه‌نشینان”

مرام‌نامهٔ انقلاب جنگل

متن زیر، مرام‌نامهٔ یاران جنگل برای تشکیل حکومت بود که ابراهیم فخرایی در صفحهٔ ۵۶ کتاب «سردار جنگل» آورده است. فقط توضیح دربارهٔ دو عبارت لازم است؛ یکی «اجتماعیون» که همان سوسیالیست‌های ایرانی بودند که از انقلاب مشروطه تا انقلاب جنگل پی‌گیر آرمان‌های آزادی‌خواهانه و برابری‌طلب برای مردم ایران بودند. و دیگری «تکدیری» که شکلی از تنبیه با حبس است که برای  بزه‌های کوچک در امور خلافی با هدف توبیخ خلافکار تعیین می‌شود و مدت آن از دو تا ده روز است.

 

انقلابˇ شؤرا: مظفرزاده، گاؤک (هۊشنگ)، کاژانؤف، کارگاري تلي (شاپۊر)، ميرزا، حسن آلياني، کامران آقاىؤف.
انقلابˇ شؤرا: مظفرزاده، گاؤک (هۊشنگ)، کاژانؤف، کارگاري تلي (شاپۊر)، ميرزا، حسن آلياني، کامران آقاىؤف.

 

آسایش عمومی و نجات طبقات زحمتکش ممکن نیست مگر به تحصیل آزادی حقیقی و تساوی افراد انسانی بدون فرق نژاد و مذهب در طول زندگانی و حاکمیت اکثریت به واسطهٔ منتخبین ملت؛ پیشرفت این مقاصد را فرقهٔ «اجتماعیون» به موارد ذیل تعقیب می‌نمایند.
ادامه خواندن “مرام‌نامهٔ انقلاب جنگل”