کيبريت فۊرۊش لاکۊ

Den_Lille_Pige_med_Svovlstikkerne

سیاست ورگ در ترجمه اغلب اینه که ترجمه از متنهایی به گیلکی انجام بگیره که نسخهٔ فارسیش وجود نداره تا خواننده رغبت و شوقی برای مطالعه پیداکنه.

اما این قاعده همچون هر قاعده‌ای، بی‌استثنا نیست. بعضی متنها، فارغ از اینکه برای خوانندهٔ دوزبانهٔ گیلک به فارسی موجود باشه، حیفه که به گیلکی در نیاد.

قصهٔ معروف دختر کبریت فروش یکی از این نمونه‌هاست که مانی معصومی اون رو به گیلکی ترجمه کرده.

بی‌شک این قدمیه در راه بالیدن ادبیات کودک و نوجوان در زبان گیلکی.

این قصه رو از اینجا بگیرید و بخونید.

دربارهٔ هانس کریستیان آندرسن در ویکیپدیای گیلکی بیشتر بخونید.

یکته قهوه‌دیکؤن، خؤمامˇ مئن.

یکته قهوه‌دیکؤن خؤمامˇ نزدیکي - کامران عدل

 

یکته قهوه‌دیکؤن، خؤمامˇ مئن، یکشمبه‌بازار، سال ۱۳۵۰ هجري شمسي.
اي عکسه کامران عدل بکنده، اینˇ بازارهای ایرانˇ گردأگیته (مجمۊعه) مئن دره. اۊ عبا بنأ مردأی أني نقاله. (اگه خأنین عکسه پیلتر بینین اۊنˇ سر کيليک بکۊنین.)

 

تکمیلي اطلاعات: اي ديکؤن، سید اشرف هاشمي دیکؤنه کي بأزۊن اينˇ ريکه’ن (یۊسف ؤ جعفر) اؤره مشغۊل بۊبؤن ؤ الؤن دئه ديکؤنه بفۊرتن. رضا دادرسˇ جي ممنۊنم کي اي اطلاعاته سرأدأ.

شهردار فومن باید عوض بشه!

نمیخوام وارد بحث مفصل زن دستفروش فومنی بشم که این روزها دیگه همه ازش خبر دارن. از اون مفصلتر و مهمتر بحث دستفروشیه و کیه که ندونه دستفروشی بخشی از فرهنگ قومی ماست و سرکوب و غارت اموال دستفروشها به بهانهٔ مقابله با سد معبر و یا تلکه کردنشون به بهانهٔ عوارض و کرایهٔ جا و… انگارهٔ جدیدیه که باید با این انگاره مبارزه کرد؟

مادران و مادربزرگان تعداد زیادی از ما، در هفته‌بازارهای مختلف گیلان و یا در جاهای مختلف، محصولات خودشون رو فروختند و هرگز به هیچ کسی باج مفت ندادند. زنهایی رو میشناسم که فقط با دستفروشی عرق کوتکوتو، بچه بزرگ کردن و دانشگاه فرستادن. در واقع اون سیلی به صورت اون زن، سیلی به صورت مردم گیلان هم بود. مردمی که کشاورزی دهقانی و فروش محصولاتشون، قراره قربانی شرکتهای واردات و درآمدهای نجومی کسانی بشه که خیابون و هوای شهرها رو هم میفروشن.

بگذریم. ولی با دیدن این گفتگوی رضا رشیدپور هربار اون قدر ستایشم نسبت به این زن بیشتر میشه که مجبورم این چند سطر رو بنویسم. این ویدئو چند دقیقه‌ای رو ببینید. رضا رشیدپور مثل کسی که از طرف جایی مامور فیصلهٔ دعوا و کسب رضایت شده، با آگاهی از فقر کسی که قراره رضایت بده، با اندکی لبخند به خاطر ناآشنایی زن گیلک به زبان فارسی برای رسوندن منظورش، از وام بلاعوض و سفر به تهران و استقبال با اتومبیل و… حرف میزنه و فکر میکنه این خانم هم مثل هزاران شرکت‌کنندهٔ مسابقات پوچ و بی‌ارزش تلویزیونی با تشویق همکاران در پشت‌صحنه سر ذوق میاد! ادامه خواندن “شهردار فومن باید عوض بشه!”

بیس دئقه XXIV

Dizzy_Gillespie_playing_horn_1955
این بیست و چهارمین برنامهٔ رادیو اینترنتی (پادکست) بیس دئقه است و توی این برنامه شعری از حسین طوافی خواهید شنید و قصه‌ای از لنگستن هیوز و کلی موسیقی.

از اینجا بشنوید یا از اینجا فایل را دریافت کنید.
موزیکهایی که در این برنامه می‌شنوید:
– گۊلˇ بارؤن (فدئنه قدئنه) با صدای علی نوری
– Gonia, Gonia از میکیس تئودوراکیس (Mikis Theodorakis)
– Olinga از دیزی گیلسپی
– Ool Ya Koo از دیزی گیلسپی (Dizzy Gillespie) و جو کارول (Joe Carroll).

هف نفر رقص کأدرن

این قصه از لأنگستن هیۊز، اولین بار همین چند ماه پیش در شمارهٔ ششم و سیزدهم جون ۲۰۱۶ مجلهٔ نیویورکر چاپ شد و حالا شما ترجمهٔ گیلکی‌ش رو میخونید.
این قصه ساختاری مدرن و روایتی ساده داره. روایتی ساده اما متورم از فشردگی تضادها و تناقضهای مختلف جامعهٔ آمریکای دههٔ ۶۰ میلادی. به بیان بهتر و اون طور که آرنولد رامپرساد، ویراستار مجموعه اشعار لأنگستن هیۊز و نویسندهٔ کتاب زندگی لأنگستن هیۊز در گفتگویی با نیویورکر بعد از چاپ این قصه گفته: پایانبندی قصه مخلوط قابل احتراقی از شهوت، مادی‌گرایی، فقر سیاه، وفور و غنای سفید، فرضیات نژادپرستانه دربارهٔ کنترل، بیان تا اندازهٔ زیادی بیهوده و در نتیجه خطرناک تفاخر به سیاه بودن، تجسمی از تمایلات جنسی مردانهٔ سیاه و یک مرکز فرماندهی و ناظر که همهٔ این چیزها رو به سخره میگیره رو گرد هم آورده.
امیدوارم ترجمهٔ گیلکی این قصه از زبان انگلیسی به تجربه‌های مدرن قصه‌نویسی گیلکی کمک بکنه.

 

طرح Noé Sendas جي
طرح Noé Sendas جي

ادامه خواندن “هف نفر رقص کأدرن”

چرا مشکلات در نظام پزشکی کشور آزاردهنده‌تر از باقی مشکلاته؟

نمیدونم چقدر با بازی‌های وبلاگی آشنا هستید ولی قبل از به وجود اومدن سرگرمی چالش (که دیگه معنی کلمهٔ چالش رو هم لوث کرده) رسم طرح یک موضوع و نوشتن از اون موضوع در وبلاگستان رایج بود؛ که البته من با جادی موافقم که امروزه اسم مناسبترش میتونه بازی شبکه‌ای باشه.

این بار “نظام مشکل‌دار پزشکی ایران” موضوع بازی شبکه‌ای یا وبلاگی شده و من هم قصد دارم در همین مورد بنویسم.

سرمایه‌داری

ادامه خواندن “چرا مشکلات در نظام پزشکی کشور آزاردهنده‌تر از باقی مشکلاته؟”

گیلانˇ دتر (فیلم)

این فیلم در سال ۱۹۲۸ میلادی و چند سال پس از شکست جمهوری گیلان و بسط دیکتاتوری رضا پهلوی در ایران و فرار احسان الله خان دوستدار به شوروی ساخته شده؛ احسان الله خان در این فیلم در نقش خودش بازی کرده و فیلم بر اساس رمان ماه برنزی و با کارگردانی لئو مور ساخته شده.
روایت فیلم البته آمیخته به دعواهای جناحی درون جمهوری گیلانه و تصویری که از میرزا کوچک نشون داده شده، تصویری همراه با اغراق و بدبینیه.
با این حال، این فیلم که در آذربایجان شوروی ساخته شده، ارزش تاریخی بسیاری داره. ادامه خواندن “گیلانˇ دتر (فیلم)”