ما به چی و چرا می‌خندیم؟

چندی‌ست که متنی با عنوان «دفترچه تلفون یک رشتی» در سایت‌های مختلف اجتماعی دست به دست می‌شود و موجبات انبساط خاطر خیلی‌ها را فراهم می‌کند. با هم این متن را بخوانیم.

دفترچه تلفن یک رشتی:
اباس
ازغر
بينام
تاویز روغن
کل حسین
رزا کبابی
رمز کارد یارانه
زرا
سد جواد
علی مامان
فراد دایی
فرشاد لحاف دوج
کلثوم خالا دختر
حسن آقامو
ممود
مندلی
میدی نقاش
ناسر خالا پسر
نقی خده سابت
نقی ایرانسل
هامد داداش
عمه جان مرد
بخانه
زکان مار
قربعلی

باید پرسید در این کلمات چه چیز خنده‌داری هست؟
آیا رگه‌هایی از طنز در این کلمات هست؟ از همان‌هاکه در شوخی‌ها و جوک‌ها و کمیک‌های طنز معمول جهان سراغ داریم؟ البته که نیست.
پس چه چیز مایه‌ی خنده می‌شود؟ و آیا برای همه مایه‌ی خنده می‌شود یا تنها مایه‌ی خنده‌ی تیپ خاصی‌ست؟ مثلا یک ایتالیایی زبان به این‌ها خواهد خندید. یا کسی که نداند گیلک و گیلان چیست؟
ادامه خواندن “ما به چی و چرا می‌خندیم؟”

تی.وی فلان-بیسار جؤموری! (Felan Bisar Republic of TV)

سیاچادری لاکؤی هچمسه، واپرسئه: «مادر، برای بینندگان ما توضیح می‌دین انگیزه‌تون از این‌که با این لباس محلی قشنگ‌تون قله‌ی اورست رو فتح کردین چی بوده و چه پیامی برای زنان مسلمان جهان دارین؟»
پیرˇزنأی راسسأ بؤ خو دوتته دسه خو کمر بزئه بوته: «آخخئی. مو بمأم جؤرا، چوچاق بچینم زأک!»

ریتان سفالی املش

در حدود: سال‌های ۸۰۰-۹۰۰ پیش از میلاد ابعاد: ۱۱/۵ اینچ (۲۹/۲ سانتی‌متر) ارتفاع طرح: املش جنس: سفال وضعیت: کاملا سالم محل کنونی: امارات متحده‌ی عربی

amlash
«فرهنگ املش»(۱) منحصرا از طریق اطلاعات باستان‌شناسی که در دهه‌های اخیر به دست آمده شناخته می‌شود. جدای از این حقیقت که مردم املش هنرمندان و صنعتگرانی بسیار ماهر بودند، ما درباره‌ی خود مردم اطلاعات اندکی در اختیار داریم. به غیر از این، به نظر می‌رسد که این فرهنگِ باستانی، نخست در نواحی کوهستانیِ مجاور با دریای کاسپین، در شمال ایران کنونی، وجود داشته است. ادامه خواندن “ریتان سفالی املش”

گنبد پیرمحله

دوست عزیز، ورگ؛
با توجه به علاقه‌ای که به گنبد پیرمحله نشان می‌دادی و دغدغه‌ای که نسبت به آن داری، هم‌چنین عدم شناخت آن توسط خیلی از مخاطبان ورگ، بخشی از کتاب دکتر منوچهر ستوده [از آستارا تا استارباد] را که به معرفی این گنبد می‌پردازد بدون هیچ کم و کاستی به همراه عکس‌هایی که در دو نوبت از اين محل گرفته‌ام، تقدیم می‌کنم. امیدوارم مورد استفاده قرار گیرد. عکس‌ها در دو نوبت گرفته شده، به همین دلیل تفاوت‌هایی از نظر نور و… دارد.
دهکده‌ی پیرمحله‌ی رانکوه، ده کیلومتری رودسر است. از حسن‌سرا که هفت کیلومتری شرق رودسر است، جادهای به طرف جنوب میرود و از دهکدههای اسماعیلآباد (=بی بی نظیر)، سالمحله (= سالومه محله)، کیانپشته (=کیوان پشته) و احمدآباد میگذرد. نرسیده به دهکده‌ی رودمیانه، راه پیرمحله، از دست راست جاده جدا میشود و مستقیماً به پیرمحله میرود. این دهکده گیلک‌نشین و جمعیت آن به سی خانوار میرسد.

(1)
(1)

ادامه خواندن “گنبد پیرمحله”