واکاوی نامواژه‌ی سُماموز (سماموس)

گيلان جان، ايلميلی سورخ ِ قبايه
سُماموس تی چومه، دؤلفک تی پايه
هزاران گب داره تی کاس ِ دريا
بنازم تی چومه، تی دست و پايه
م.مَندج

 

نمایی از سُماموز از جاده هألی‌دشت به خسیل‌دشت
نمایی از سُماموز از جاده هألی‌دشت به خسیل‌دشت

مقدمه
کوه سُمامُوز (سماموس) با ارتفاع 3703 متر، يک طاقديس مرکب و رورانده می‌باشد که توسط دره‌های رودخانه‌های پولرود [پولؤرود]، کاکرود، کَشکی، اژدهارود، سُموش و خشکه‌رود زهکشی می‌شود. اين کوه تنها قله‌ی بالای 3000 متر البرز می‌باشد که کمترين فاصله را با دريای کاسپين دارد. کوه سُمامُوز به علت ارتفاع زياد و جهت پر شيب آن که در سمت دريای کاسپين می‌باشد، از تمام مناطق شرق گيلان به صورت یک توده‌ی منفرد قابل رويت است. اين مطالعه با به‌کارگيری منابع و تلفيق نتايج آن‌ها سعی در ارائه‌ی يک واکاوی منسجم در مورد نام‌واژه کوه سُمامُوز دارد. ادامه خواندن “واکاوی نامواژه‌ی سُماموز (سماموس)”

کالبدشکافی دغدغه‌ی يک پژوهشگر

اشاره:
با خواندن نسخه‌ی الکترونيکی مقاله‌ی «مشکلی به نام جواهرده يا ده جواهر» هفته‌نامه‌ی موج شمال در وبلاگ موج شمال در رابطه با نام‌واژه‌ی جؤرده (جواهرده) لازم دانستم نکاتی چند را در رابطه با اين مقاله در اين نقد بازگو نمايم. تا شايد اين شفاف‌سازی، هم براي نويسنده‌ی محترم مقاله مفيد واقع گردد، که به گفته‌ی خودشان دغدغه‌ی چندين‌ساله‌ی ايشان است و هم‌چنين يادآوری دوباره‌ای باشد درباره‌ی نام‌واژه‌های تحريف شده در زبان گيلکی و اصرار در کاربرد اين گونه تحريفات که به طور حتم در آينده به نفع زبان و هويت گيلکان نخواهد بود.

جؤرده
جؤرده

بحث:
مقاله‌ی مورد نظر حول سه فرضيه‌ی عمده در رابطه با نام‌واژه‌ی جؤرده مي‌باشد. که قبل از پرداختن به نقد، اشاره‌اي به اين سه فرضيه‌ی نويسنده را لازم مي‌دانم.
ادامه خواندن “کالبدشکافی دغدغه‌ی يک پژوهشگر”

جؤردشت آری، جواهردشت خیر!

نقدی بر کتاب جغرافیای تاریخی اشکورات با نگاهی گذرا به جواهردشت

پیشگفتار:
«بازیابی معانی و چگونگی نام‌گذاری واژه‌های جغرافیا کار پیچیده و دشواری است. توشه‌ای از دانش زبان‌شناسی، جغرافیا، تاریخ، جغرافیای تاریخی، دیرین‌شناسی، گیاه‌شناسی و جز این‌ها می‌خواهد. که بی‌تردید بایسته‌ی کاری گروهی است. بسیاری از این نام‌واژه‌ها از یک سو در بستر دگرگونی‌های زبانی رنگ باخته‌اند و یا در گذرگاه‌های گفتاری گونه‌گون شده و با گذشت سده‌ها و هزاره‌ها، بن‌مایه‌های خود را از دست داده‌اند و می‌توان گفت که لایه‌هایی از فراموشی و گمشدگی بر بدنه‌ی آن‌ها تنیده شده است و هم‌چنین از سوی دیگر توسط اهمال برخی دست اندرکاران و برخی افراد متصدی فرهنگی تغییر یافته‌اند. و ما نیز این واژه‌های نهان شده در لفاف زمانه را بر زبان می‌رانیم بی آن‌که از معانی آن چیزی بدانیم. با واکاوی این نام‌واژه‌ها می‌توانیم به برش‌های زیبای فرهنگ پیشینییان دست یابییم. از چگونگی نگاه و نگرش آنان به طبیعت و تاریخ و اسطوره، باورهای دینی و پیوندهای گوناگون فرهنگی آگاه شویم. بر ماست که در این راه از شیفتگی و ساده‌انگاری بپرهیزیم چون ره‌آوردی جز کژراهه ندارد.» (ایرج شجاعی‌فرد، گیله‌وا شماره ۲، صفحه‌ی ۱۵، با کمی تغییر)

جؤردشت
جؤردشت

ادامه خواندن “جؤردشت آری، جواهردشت خیر!”

نوشته‌های گيلکی و تالشی خطی و چاپ‌شده (از سده هشتم تاکنون)

 نوشته‌هايی بدين زبان‌ها به نظم و نثر، به گونه پيوسته و گسسته، جسته و گريخته از سده‌های گذشته و به فراوانی از آغاز مشروطه به بعد وجود دارد. نام و نشان آن‌هايی که تاکنون بدان دست يافته و آگاهی به دست آورديم، در زير نموده می‌شوند. شايد در اينده همانند چنين آثاری از زمان‌های دور پيدا گردند. برخی از اين اثار را نگارنده در يکی از نوشته‌های پيشين خود نام برده است، ولی چون جای شايسته آن‌ها در اين‌جاست، از بازآوردن آن خودداری نمی‌کنيم.

 

ادامه خواندن “نوشته‌های گيلکی و تالشی خطی و چاپ‌شده (از سده هشتم تاکنون)”

جنبش مرداويج گيلی

 متنی که میخوانيد، چکيده‌ای‌ست از مقاله‌ای با همين عنوان به قلم رضا رضازاده لنگرودی که پيشتر در جلد دوم «گيلان‌نامه، مجموعه مقالات گيلان‌شناسی» (به کوشش م.پ.جکتاجی) چاپ شده است. نوشته‌های درون [] از ورگ است.

 

مرداويج بن زيار بن وردان‌شاه گيلی، بنيادگذار سلسله زياری در سده چهارم هجری/دهم ميلادی. وی پايه‌های حکومتی را پی نهاد که فرمانروايانش ميان سال‌های 316 تا 470 هجری/ 928 تا 1077 ميلادی بر بخش‌هايی از سرزمين‌های گرگان، قومس، طبرستان، ديلم، گيلان، قزوين، ری، اصفهان و خوزستان فرمان راندند. زياريان به همراه ديگر شاخه‌های ديلمی در غرب و شرق ايران به ياری گروهی از سلسله‌های محلی کوچک و بزرگ ايرانی، حدود دو سده بر ايران فرمان‌روايی کردند. دو سده‌ای که به سان پلی عصر چيره‌گی اعراب را به حکومت ترکان پيوند می‌داد، در تاريخ ايران جنبش‌های استقلال‌خواهی اين حکومت‌های محلی ارزشی ويژه دارد.
ادامه خواندن “جنبش مرداويج گيلی”

بوشو أی شؤ…

تيتراژ سريال «کوچک جنگلی» تنظيمی بود از يکی از لالايی‌های گيلانی که توسط سيدمحمد ميرزمانی به شکل زيبايی با ارکستر و با آواز نمناک ناصر مسعودی همراه شده بود. استفاده به‌جا از فلوت، ارکستر زهی، تیمپانی و کر که در تنظيم این قطعه به‌کار رفته بود، نشان ازجو قوی و بيان محکم ميرزمانی می داد.

حنانه

موسيقی کوچک جنگلی به جز ملودی تيتراژ پايانی تمامن ساخته ميرزمانی بود که فضايی مرطوب و مه‌آلود را با ارکست رزهی ايجاد کرده بود و آهنگساز هوشمندانه در قسمت‌هايی فضای موسيقی را (با اين‌که با ارکستر غربی اجرا می‌شد) کاملن هم‌صدا با تاريخ ماجرا هدايت می‌کرد. این موسيقی به خوبی روايتگر مبارزی تنها است که به دشمنش رحم کرده، به او شليک نمی‌کند که البته توسط دوستش کشته می‌شود! موسيقی کوچک جنگلی يک آهنگ حماسی همراه با مويه است برای آزادمرد گيلان …

در قسمتهايی از موسيقی اين سريال از سازهای ايرانی هم بهره‌گيری شده بود که مخصوصن در تم «دکتر حشمت» نمودی ویژه داشت. اين اثر به صورت کاست سال‌ها پيش منتشر شد ولی متاسفانه تجديد چاپ نشد. اين لالايی در تيتراژ سريال با همراهی نی و با آواز تورج زاهدی هم اجرا شد، ولی از لحاظ تکنيکی و حسی با اجرای ناصر مسعودی فاصله داشت.

اجرای ناصرمسعودی را بشنويد.

لالايی ديگری که به آن می پردازيم يک لالايی محلی نيست! ولی به قدری آواز زيبا و معصومی دارد که شنونده‌گان گیلانی هم احساس می‌کنند ترانه‌ای قديمی و محلی می‌شنوند! اين اثر بديع ساخته هنرمند بزرگ موسيقی ايران مرتضی حنانه است.

حنانه آثار زيادی در اين حال و هوا و در اين دستگاه (شور و دشتی تامپره که حنانه استاد مسلم آن بود) تصنيف کرده. «الاتی‌تی» شعری لالايی‌گونه دارد که از زبان مادری است به فرزند، مثل تمام لالايی‌ها! ولی به قدری عميق و تفکربرانگیز که گويی حنانه با آن موسيقی معصوم «نقش جاودانه‌گی خود را کشيده…» (هنگام شنيدن کادانس پايانی «بوی جوی موليان» از خالقی هم همين جَو احساس می شود!)

قسمت اول الّاتی‌تی
قسمت دوم الّاتی‌تی

در این اثر استفاده مطبوع حنانه از آکوردهای نامطبوع (با ديد کلاسيک غربی!) که خود استفاده از اين آکوردها را برای موسيقی چندصدايی ايرانی مناسب می‌ديد به طرز مشخصی خودنمايی می‌کند، هم‌چنين همراهی پيانو با ارکستر (که يکی از نشانه‌های سبک حنانه است و همواره در آثار حنانه نقشی کليدی دارد) به زيبايی قطعه افزوده…

مدلاسيون بی نظير حنانه در اين قطعه استادی حنانه را روی گام‌های ايرانی بار ديگر اثبات می‌کند و درک او را از موسيقی روايی به نمايش می‌گذارد. «الاتی تی» در CD به نام «آثار مرتضی حنانه» توسط انشارات ماهور منتشر شده است. (نوشتن اين مقاله ماجرايی هم داشت که در پايان اين نوشته شرح آن آمده)

از سال‌ها پيش، قطعه‌ای را به خاطر داشتم که تيتراژ سريال کوچک جنگلی بود. اين قطعه یک تصنيف بود که به شکل لالايی، از قديم توسط مادران گيلان خوانده می‌شد و در اين سريال به طرز باشکوه و زيبايی توسط سيد محمد ميرزمانی برای ارکستر تنظيم شده بود که با خواننده‌گی ناصر مسعودی مردم را شيفته خود کرده بود… چند ماه قبل از دوستی که در شمال زندگی می‌کرد خواستم که اين اثر را همراه با لالايی حنانه برای من بيابد که متاسفانه چند هفته بعد خبر فوت دوست شمالی‌ام را شنيدم! فردای آن روز به دعوت يکی از دوستانم (در گروپ سه تار در ياهو) قرار بود کنسرتی به صورت آن‌لاين اجرا کنم و به ياد دوست هنرمندمان قطعاتی بنوازيم… یکی از دوستان همکارم هم ماجرای کنسرت آن‌لاين و دلیل يادبود را از من پرسيد و قول داد اين برنامه را گوش کند که باز با تاسف، اجرای این برنامه مصادف شد با فوت دوست همکارم در اثر تصادف! پس از مدتی اين دو اثر زيبا به دستم رسيد و قصد داشتم در مقاله‌ای در مورد اين دو آواز حزن‌انگيز که هر دو در دشتی (که آواز متداول مادران شمالی است) بنويسم که باز مصادف شد با فوت مادر همان دوستم! این نوشته را تقديم می‌کنم به اين سه عزيز.

منبع: HarmonyTalk

محمود پاينده لنگرودی

استاد محمود پاينده، شاعر، مردم‌شناس، فرهنگ‌نويس، مورخ و خوش‌نويس، از نخستين پيروان شعر نيمايی بود. با درگذشت اندوهبارش، شعر امروز ايران، عرصه پژوهش‌های تاريخی و شعر و ادبيات گيلکی، يکی از فرزندان فرهيخته خود را از دست داده است.
محمود پاينده در 12 آذر 1310 در لنگرود به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايی را به سال 1317 در زادگاه خود آغاز نمود، اما پس از پنج سال به سبب بيماری مدرسه را رها کرد. پس از دو سال ترک تحصيل دوباره به دبيرستان رفت.
دهه 1320 سال‌های پرتکاپوی مبارزات سياسی ملت ايران بود، که در طی آن، احزاب، سازمان‌های سياسی و ادئولوژی‌های گوناگون پديد آمدند. پاينده که سخت معتقد بود يگانه راه پيشرفت و ترقی کشور بالا بردن سطح علم و فرهنگ و مبارزه با جهل است، به کارهای فرهنگی رو آورد. در کنار کارهای فرهنگی به فعاليت‌های سياسی پرداخت. با مبارزان سياسی آن زمان هم‌گام شد و با شور تمام در اين راه گام زد.

محمود پاینده 1

ادامه خواندن “محمود پاينده لنگرودی”