سرنوشت دریای کاسپین

آنچه درپی می خوانید ترجمه مقاله‌ای است به قلم سعید حسینف  Said Huseynov پژوهشگر جمهوری آذربایجان که به شیوه‌ای محققانه به بررسی مخاطرات اکولوژیکی و زیست‌محیطی دریای کاسپین پرداخته است. این مقاله را علیرضا (مهیار) فدائی‌پور به فارسی برگردانده است.

دریای کاسپین که دربردارنده حدود 18800 مایل مکعب آب و دارای مساحتی بالغ بر 143000 مایل مربع است، بزرگترین دریاچه کره زمین به حساب می آید. میزان شوری آبهای آن حدودا به اندازه 3/1 آبهای آزاد بوده، کاسپین در کنار دریاهای سیاه و آزوف در غربش و دریاچه آرال در شرقش بازمانده دریای باستانی پاراتتیس Paratethys Sea محسوب می گردد.

درحدود 65میلیون سال پیش دریای پاراتتیس به اقیانوس های اطلس و هند متصل بوده است 5میلیون سال قبل بر اثر تغییر و تحولات در پوسته زمین، دریای عظیمی شکل گرفت که کاسپین و دریاهای همسایه اش در ادامه همان تحولات شکل گرفتند. در بدو این شکل گیری، کاسپین همچنان به اقیانوس متصل بود اما از حدود 2میلیون سال پیش این اتصال با اقیانوس مسدود شده و در آخرین تغییر و تحولات زمین شناختی، اتصال کاسپین با دریای سیاه هم مسدود و نهایتا تبدیل به یک دریاچه شد.

کاسپین توسط 130 رودخانه مشروب می شود که مهمترینشان رود ولگاست که از سمت شمال وارد دریا می شود و حدودا 80درصد آب وارده به این دریاچه را تامین می کند باوجود شیرین بودن آب ولگا و سایر رودخانه های منتهی به کاسپین، آب این دریاچه بالاخص در سواحل جنوبی، همچنان شور است به دلیل محصور بودن کاسپین، آب آن تنها از طریق تبخیر امکان خروج از بستر آن را پیدا می کند و احتمالا همین امر، شوری آن را دامن می زند به علت همین اندازه و ابعاد عظیم، انزوای جغرافیایی و شوری آبهایش تبدیل به محیط پرورش جانداران غیرمعمولی شده است که مهمترینشان ماهیان خاویاری معروف آن می باشد که شامل 90درصد کل ذخایر ماهیان خاویاری جهان می گردد. این ذخایر ارزشمند دریایی درکنار اراضی حاصلخیز در اطراف آن موجب جذب متراکم سکونتگاهای انسانی در کناره های آن شده است ازاینرو دانشمندانی که به مطالعه اکوسیستم آن پرداخته اند به شدت بر حفاظت از آن در مقابل آلاینده های صنعتی و سایر تاثیرات زیانبار ناشی از سوء رفتار بشر تاکید داشته اند. ادامه خواندن “سرنوشت دریای کاسپین”

بهارˇ وؤسیسه لشکر

حسین طوافی در شعرهای بلند گیلکی‌ش، بلاهایی سر این زبان می‌آورد که گاهی موجب خشم و گاهی تعجب شاعران سنتی‌تر گیلکی‌سرا می‌شود. اما همین زبان دشوار، دارد به کمک تخیل در شعر گیلکی می‌آید. خواننده‌ی شعر را مجبور می‌کند که با زبان شعر گلاویز شود. البته دنیای شعری حسین طوافی با تاریخ به یغمارفته‌ی گیلکان گره خورده و شاید وفور کلمه‌های آرکائیک و اصطلاح‌های نظامی و ارتشی کهن در دو شعر بلند اخیرش (همین شعر و شعر «اوشان دکشه دپیچسته جان») ریشه در همین آبشخور داشته باشد. اما به هر حال، نباید از کنار سختی این شعرها به سادگی گذشت. این شعرها دیگر برای علاقمندان به گیلان‌شناسی و ثبت و ضبط کنندگان واژه که به اشتباه شاعر یا خواننده‌ی شعر شده‌اند چیز دندان‌گیری ندارد. چون حسین طوافی بازیگوشی‌ها و ابداع‌های خودش را بر سر زبان می‌آورد. این بلایی‌ست که شاعر بر سر زبان می‌آورد.

حسین طوافی

آوانگاره:

امی نتاج
ببئه دارؤنن
و زمت
امی پیلˇمأرؤن
کو کارکیا ببئه دسˇ جی
تیتی بودیم
کی امی دس
دارهꞌ؟ ادامه خواندن “بهارˇ وؤسیسه لشکر”

آقای پان و احوالاتش

این نوشته‌ی علیرضا نابدل در مهد آزادی آدینه (تبریز)، شماره ١٢٧٨، ٣١ تیرماه ١٣٤٥ [شمسی] ص ٦و٧ چاپ شده است اما موضوع آن در این روزهای خاورمیانه هنوز تازگی و اهمیت دارد.

«هرگز نژاد باعث هیچ افتخار نیست.این افتخار ماست نژاد آفریده اند.» مفتون

نابدل۲
اروپا بعد از گذشتن بیست سال هنوز نتوانسته است خاطره ی ننگین فاشیسم را از ذهن خود پاک کند و هنوز گاه و بیگاه نفرت خود را به صورت رمان‌ها، نمایش‌ها و فیلم‌ها نسبت به درنده خوترین برتری جویان تاریخ ابراز می دارد. با وجود این همه می دانند که امپریالیزم اروپایی دیگر هرگز نخواهد توانست عروسک های تازه ای از نوع هیتلر را به روی صحنه بیاورد.
جوانان اروپایی دیگر هیچگاه این ننگ را نخواهند پذیرفت، اما اگر تسلط مجدد فاشیسم بر اروپا رویائی بیش نباشد، هنوز در اینطرف دنیا سوداگرانی هستند که خیلی مایلند تخم نئو فاشیسم و پرو فاشیسم[۱] در ذهن نوجوانان پرشور و پر انرژی آسیا و آفریقا پراکنده شود. این جوان ها تا چشم باز می کنند، خود را اسیر محرومیت های فراوان می یابند و کمی که بزرگتر می شوند، با حقایق تلخی آشنا[یی] می‌یابند مثلا در مورد عقب ماندگی، عدم رشد، استعمار و… ادامه خواندن “آقای پان و احوالاتش”