وضعیتی که هیچ وضعیتی نیست (درباره‌ی وضعیت شعر گیلکی)

پیش‌نویس: شاید افزودنِ این مقدمه بر یادداشتِ اصلی ضرورتی نمی‌داشت اگر نگارنده احساس نمی‌کرد که این متن مُنجر به وقوعِ بعضی سوء‌تفاهمات خواهد شد. اما آن‌چه که در فضایِ ادبیات دیده‌ام و شنیده‌ام همیشه احساسِ نیاز به پیش‌گیری را در من تقویت کرده است، پس باید پیش از خواندن متنِ اصلی اشاره داشته باشم که یادداشت حاضر بدون هیچ حُب و بُغضِ شخصی و غیرِ شخصی نگاشته شده است و نگارنده علیرغم تمامی نقدی که با نگاهی از بیرون به این جریان وارد می‌کند تنها دغدغه‌اش پیش‌رفت و اعتلایِ جریانِ ادبیات و شعرِ گیلکی است و بس. نکته‌ی دیگر این‌که گرچه این یادداشت کلیتِ جریانِ شعرِ گیلکی را نشانه گرفته است و راهی هم جز این نداشت اما، این بدان معنا نیست که می‌توان همه‌ی جزییات را به یک چوب راند بلکه هما‌ن‌طور که اگر زمانه اجازه بدهد در شماره‌های بعدی گیله‌وا به ترتیب به صورتِ مصداقی و جداگانه به سُراغِ کتاب‌ها و آثار منتشر شده‌ی شعر گیلکی که درخورِ تأمل و بررسی هستند می‌روم؛ پس لطفا بدونِ هیچ پیش‌فرضِ منفی و غرض‌ورزانه‌ای متنِ زیر را بخوانید.

ادامه خواندن “وضعیتی که هیچ وضعیتی نیست (درباره‌ی وضعیت شعر گیلکی)”