شعری گیلکی از آخرین پادشاه مستقل گیلان و یک نکته!

این شعر گیلکی از خان احمد آخرین شاه خاندان کیایی به دلیل اهمیت تاریخیش، توی ورگ منتشر میشه و البته با ویراستاری جدید بر اساس خطی که امروزه برای نوشتن گیلکی استفاده میکنیم.
این توضیح رو هم اضافه کنم که این شعر به صورت نسخهٔ خطی در آرشیو کتابخونهٔ مرکزی دانشگاه تهران موجوده.

شده‌ام زار و پریشان، درم جؤن کنش’
دیل ٚ پۊر خۊن ٚ مۊ أز عشق ٚ تۊ مؤني آتش’
تۊ به أغيار نشيني مي ديل’ خۊن کؤني
تۊ بگۊ چي بکۊنم مردٚمؤن ٚ سرزنش’
شيوهٔ ديلبري ؤ عشوه ؤ ناز ؤ غمزه
هرچي دؤني تۊ بکۊن اؤنچه تۊ دؤني روش’
أز فراق ٚ تۊ مؤجم کۊچه به کۊچه شب ؤ رۊز
همدمي خۊد بگۊدي همسر ٚ تۊرک ؤ تالش’
مۊ که تأ هيچ نگۊتأم ؤ تۊ خۊد آزرده‌یأبي
دۊ هزار چئه مۊ تي دؤنم، يکته’ واگۊته نشأ

این شعر در خودش عبارات فارسی هم داره و گیلکی‌ش طبق روالِ از گذشته تا به امروزِ خانواده‌ها و افراد طبقات بالای گیلان، گیلکی فارسی‌شده‌ و -به قول خودمون- کلماجینیه که در اون از به کار بردن کلمات اصیل گیلکی اجتناب شده.
درواقع همونطور که امروز هم بعد از قرنها میبینیم، پاسداران واقعی زبان گیلکی مردم روستاها و شهرها در کوچه و بازار و کشاورزان (چه گیلمرد و چه کلایی) و دامداران (گالشها) بودن و هستن و طبقهٔ فرادست و حاکم تا اونجا که تونسته همیشه از این زبان فاصله گرفته یا استفاده از اون رو دون شأن خودش دونسته و زیردستان در روابط خودشون با فرادستان اغلب ناچار بودن زبان حاکم (فارسی) رو استفاده کنن؛ شاید چون زبان گیلکی هرگز زبان حاکمیت و دستگاه اداری نبوده.
خوشبختانه زبان گیلکی تا به امروز به جای اینکه زبان دستگاه دیوانسالاری و حکومتی باشه زبان کار و طبیعت و عشق و ترانه و شعر بوده. امیدوارم ما دوستداران این زبان، این نکته رو دربارهٔ زبان مادریمون دستکم نگیریم.

نویسنده: ورگ

I am a dead man.

5 دیدگاه برای “شعری گیلکی از آخرین پادشاه مستقل گیلان و یک نکته!”

  1. البته این محدود به طبقه فئودال در گیلان که بنده حقیر حالا چه بد چه خوب از نوادگان یکی از آنها هستم ، نیست. همسان این طبقه در روسیه تزاری و انگلیس به فرانسوی و حتی آلمانی صحبت می کردند و تا جایی که حقیر می دانم و تحقیق کردم این تعلق خاطر به یک زبان حالا چه به علت تفاخر و یا تمایز طبقه ای یا هر دلیلی که حتی برای بازمانده ای چون من هم امروز غیر منطقی و ناپسند بوده نه به سبب پدر کشتگی با روسی و انگلیسی در روسیه و انگلیس یا گیلکی در گیلان و علاقه برای نابودی زبان رایج در ان منطقه است و اتفاقا از این بده و بستانهای زبانهای شاهکارهای بزرگی خلق شده است و در دامن این پز دادن به طبقه دیگر نویسندگان بزرگی تربیت شدند برای نمونه پوشکین . در هر داستانش خواسته یا ناخواسته کلی واژه فرانسوی یا حتی جمله می پراند اما فخر ادبیات روسیه و از نامداران جهان است اگر نیست به این بنده حقیر خلافش را نشان دهید به من نشان دهید که پوشکین از ادبیات روسی که کلی بهش اعتبار بخشیده متتفر بوده!! لرد بایرون انگلیسی و بسیاری دیگر هم همینطور. شخصا هرگز دوست ندارم با خودخواهی دیوان خواجه شیراز و سعدی شیرین سخن از عربی پالایش کنم . ایا برای تک تک انها جایگزین پارسی وجود ندارد؟ دارد اما زبانها با همین بده و بستانها شکوفا تر می شوند. از دوستان می پرسم وقت آن نرسیده که از زاویه چپ و راست به همه چیز نگاه نکنیم؟ اما گذاشتن این اشعار یک فایده دیگر دارد که خان احمد گیلانی که به زعم عده ای جوان که…. حیف و صد افسوس …. !! دنبال هویت جداگانه گیلکی در تضاد با هویت ملی ایرانی اش نبود و اختلافش با شاه عباس اول بر سر این بود که خود را هم از خاندان صفووی می دانست هم باتجربه تر از شاه جوان که مادرش هم بهشهری بود. دو دیکتاتور خوش ذوق و در زمان خود مترقی و با روحیه شعر و شاعری ، همنشین با شعرا و دانشمندان و به وقتش خونریز همان جنایتهایی که شاه عباس اول در لاهیجان و لنگرود انجام داد را پیشتر خان احمد در کسما و فومن مرتکب شده بود!! اگر خان احمد برای کسب قدرت مانند خسروپرویز به سوی اجنبی دست دراز نمی کرد و اقبال می یافت که جای شاه عباس را بگیرد وضعیت فرقی نمی کرد و حتی شاید بهتر می شد یا بدتر معلوم نیست ولی زمانی که برای نزاع داخلی دست به سوی خارجی دراز می کنی خائن هستی چه زمان باستان به سوی روم چه چند صد سال پیش به سمت تزار و باب عالی چه الان به سوی ترامپ. چه هم قومت باشند یا حتی برادر خونی.

    1. دوستدار تالش گیلک؛
      البته بحث دشمنی یا دوستی با یک زبان نیست و عوامل مختلف طبقاتی و اجتماعی و سیاسی منجر به این اصرار روی ایجاد تمایز نسبت به طبقهٔ فرودست در اين واقعيت تاثير داشته و داره. ضمن اينکه تا قرنهای ابتدایی قدرتگیری طبقات بورژوا و تقويت ملیگرایی هنوز زبانهای آلمانی و فرانسه و انگلیسی و… به عنوان زبانهایی قومی و ضعیف و محلی و فاقد زيبایی و قدرت علمی تلقی میشدن و زبان علم و دین و قدرت لاتین و یونانی بود و تنها با آغاز عصر نو و -اون طور که داریوش آشوری در کتاب زبان باز شرح داده- با بازسازی زبانهای ملی در علم و شناخت طبیعت این زبانها به چیزی که امروز هستند تبدیل شدن. اون هم با وامگیری فراوان از یونانی و لاتین. برعکس ما که چه در زبان فارسی و چه گیلکی اصرار و حساسیت بيهوده ای روی این موضوع داريم که کلمات حتما بايد تا هفت پشت اصيل باشن در حالی که واقعيت زبانها جور ديگريه و هميشه از هم گرفتن و به هم دادن.

      1. شما حسن پور به نکات خوبی در پاسخت به من اشاره کردی که نشان می دهد ناخواسته یا خواسته با من موافقی اولا فرمودید زبانهای انگلیسی، فرانسه و آلمانی در زمان رشد طبقه بورژوا قدرت گرفتند اجازه دهید این را کامل تر کنم که ملت فرانسه و آلمان تباری مشترک دارند با این تفاوت که آلمانها زبان ژرمانیک خود را حفظ کردند اما هم تباران شرقی اشان به گویشی از لاتین علاقه یا مجبور شدند که امروزه به آن فرانسوی می گوییم. زبان انگلیسی هم از دسته زبانهای ژرمانیکه که نه به سبب وام گیری از لاتین بلکه پس از اشغال این منطقه توسط انشعابی از لاتین یعنی فرانسوی متحول شد و از این برخورد زبانها شاهکاری مانند دوران عصر شکسپیر پدید آمد یعنی پیش از آنکه بورژواها به واقع نیرومند شوند. ارتباط این زبانها یعنی لاتین، فرانسه، انگلیسی ، آلمانی و …… مانند ارتباط فارسی ، ترکی و عربی نیست چرا که زبانهای اروپایی منهای فلاندی همریشه اند همانند فارسی ، کردی ، گیلکی ، تالشی و … در ایران در حالی که ترکی، فارسی و عربی همریشه نیستند حتی اگر هزار بار هم با هم تبادل واژگان کنند. اینکه زبانی بر زبان دیگر چیره می شود لزوما به معنی عوامل سیاسی، اجتماعی و طبقاتی نیست بلکه گاهی در خود قدرت زبان نهفته است حتما زبان فارسی دارای ویژگیهایی بوده که سبب شده تیره های متعدد ایرانی جهت ارتباط با هم از آن استفاده کنند و تنها به استفاده بسنده نکنند بلکه هریک در شکوفایی این زبان یاری برسانند. غزها و ترکمنها که به ایران رسیدند شیفته این زبان شدند ، در دربار محمود غزنوی شعرا حضور داشتند ، طغرل بیک سلجوقی به فارسی شعر گفته اما همین ترکمنها زمانی که به بیزانس می رسند زبان ترکی را جایگزین لاتین در ترکیه کنونی می کنند پس اگر فارسی تا امروز با همه افت و خیزها و بی مهری داخلی و خارجی مانده و گیلکی با بی مهری های خیلی بیشتر از آن زنده مانده به خاطر قدرت این زبانهاست که کمترین آنها آهنگین بودن این دو زبان ایرانی است. در ثانی یا همان دوم اگر دنبال ژنوساید واقعی می گردیم به جای ایران در مکان اصلی اش جستجو کنیم .کجا؟ فرانسه پس از انقلاب فرانسه به جبر ، تهدید و تطمیع کلی زبان، گویش و لهجه را قتل عام کردند حالا اینکه می گویند ویوا لیبراسیون بحث دیگری است! یا اقدامات نمایشی در مورد پرووانسی . تا جایی که بنده در مغرب زمین گشتم این بحثها در حد کتابخانه ای و یا به قول شما موزه ای است اما چرا به حفظ زبانهای ما در ایران اهمیت می دهند!! این اتفاقا همانجایی است می گوییم سیاست و … سوم به نکته خوبی اشاره کردی چه اصراری داریم کلمات تا هفت پشت اصیل باشند چرا از داد و ستد واژه بین فارسی و گیلکی بهراسیم منتها باهات موافقم برای غنای فرهنگ ایرانی لازمه که تبادل دو جانبه باشد. دکتر سمیعی و کوروش و ….. متعلق به همه هستند. متاسفانه بعضی جوانها به جای معرفی زیبای غنای گیلکی سنگ برداشتند و همراه با بعضی جرایانات می شوند. وقتشه به جای توقع از سیستم این و آن مردم ایران خود را بهتر بشناسند و به هم کمک کنند.

آؤجا بدین