میلاد زخم: پیشنهاد کتاب برای خوندن

یکی از کتابهایی که در مورد جنبش انقلابی جنگل و تشکیل جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران در گیلان باید خونده بشه کتاب ارزشمند میلاد زخم نوشته خسرو شاکریه که از جهت فراگیری مشاهده و مطالعه اسناد و نامه نگاری ها و وسعت دید پژوهشگر در این زمینه یک نمونه بی مثاله. این پژوهش ضمن نگاه انتقادیش به تاثیر و نقش اتحاد جماهیر شوروی در سرنوشت جمهوری گیلان و به طور کلی وضعیت ایران، از بلای رایج چپ‌ستیزی و در افتادن به ورطه روایتهای ایدئولوژیک استالینیستی از یک طرف و روایتهای حکومتی از طرف دیگه، در امان مونده و خوشبختانه گستره وسیغی از اسناد و منابع فارسی و روسی و انگلیسی و فرانسه رو به خدمت خودش گرفته.

برای اینکه هم لذتی برده باشیم از بریده‌ای از این کتاب و هم شاید تشویقی بشه برای خوندن کاملش، چکیده‌ای از فصل اولش رو اینجا نقل میکنم که به نوعی تصویرگر فضای سربرآوردن جنبش جنگل در گیلان پس از مشروطه ست. فقط این توضیح رو بدم که نوشته‌های درون [ ] توضیحات ورگ و نوشته‌های درون { } توضیحات پایان فصل از طرف نویسنده کتابه.

نخستین نشانه‌های جنبش مشروطه در گیلان در روزنامه‌هایی انتشار یافتند که طرفدار آرمان دولت دموکراتیک (آزادمنش) بودند. روزنامه‌ها تاثیری نیرومندتر از جمعیت باسواد داشتند، زیرا مقالات روزنامه‌ها، بنا به عادت، برای افراد بیسواد خانواده، یا در چایخانه‌های عمومی خوانده میشدند… در فاصلهٔ اعطای مشروطیت در ۱۲۸۵ و اولتیماتوم روسیه در زمستان ۱۲۹۰، حدود ۳۰ روزنامه در ایالت گیلان منتشر میشد.
…روحانیت ایالت [گیلان] را حاجی خمامی، مجتهدی تراز اول و مخالف سرسخت مشروطه، رهبری میکرد و از هیچ تلاشی برای برانگیختن مردم علیه دولت دموکراتیک فرو نمیگذاشت. وی فتوایی علیه مشروطیت صادر و اعلام کرد که «قانون، آزادی و شورا» مخالف و مغایر شریعت اسلام است. {پس از پیروزی انقلابیون در ۱۹۰۹ (۱۲۸۸)، حاجی خمامی دست و پای خود را جمع کرد و طرفدار مشروطه شد. با این حال انقلابیون این حرکت او را جدی نگرفتند و وی را تیرباران کردند.} دیگر مخالفان دولت دموکراتیک در گیلان… زمینداران بزرگ بودند… آنان نگرش صبر و انتظار در پیش گرفتند و در عین حال از دسیسهٔ پشت پرده غافل نماندند.
…مهمترین اقدام مشروطه‌خواهان گیلان برپایی انجمن ملی ایالتی گیلان بود… ابتدا دو انجمن ایالتی در رشت پدید آمدند. اما پس از حل و فصل اختلافات، یک انجمن واحد شکل گرفت که عناصر گوناگون اجتماعی طرفدار دولت دموکراتیک را متحد میکرد… در شهرهای دیگر، همچون لاهیجان، لنگرود و انزلی، انجمنهایی از سوی طرفداران مشروطه شکل گرفتند {«انجمن ملی» انزلی در ۱۹۰۷ (۱۲۸۶)، ۲۱ عضو داشت، اما چند عضو کنار کشیده، اعلام کردند که نمیتوانستند کنار مردم عادی پیشه‌ور -چون نجار و بنا- بنشینند، و آن را ناخوشایند میدانستند}… هواخواهان استبداد نیز انجمنهای خود را تشکیل دادند.
در تیر ۱۲۸۶ (ژوئن ۱۹۰۷)، فرقهٔ مجاهد رشت در واکنش به یک رسالهٔ تحریک‌آمیز، که هدف از آن برانگیختن ستیزه‌جویی مذهبی و پاشیدن تخم نفاق… بود، اعلام کرد که یهودیان و ارمنیان به‌رغم باورهای مذهبیشان، جملگی ایرانی و از این رو در کنف حمایت اسلام هستند. سرانجام، نمایندگان جامعهٔ یهودی و ارمنی به انجمن پیوستند و همبستگی خود را با آن اعلام داشتند. درواقع نیز، یک ارمنی محلی به نام هارون گالوستیان، به عضویت رسمی هیئت اجراییهٔ انجمن درآمد.
این انجمنها یا شوراهای مردمی، قدرت چشمگیری را در منطقهٔ خود اعمال میکردند که گاه حتی از قدرت مجلس تهران فراتر میرفت…
سفیر روسیه در تهران [مینویسد که در رشت] … دوازده انجمن دایر است… {…فهرست برخی انجمنها: مجاهدین (متعلق به انقلابیون)، صفا (زمینداران)، حقیقت (جوانان)، کبیر (صنعتگران)، فاطمه (سادات)، نصرت آذربایجان (اشراف)، صداقت و روحانی (طلبه‌های مدارس مذهبی)، شرافت (ملایان)، خیریه (کارمندان غیرنظامی دولت)، حسن (پیشنمازان)… فخرایی همچنین نام انجمن بهداشت عمومی را ذکر میکند که مرکب از اطبای محلی بود…} …قدرتمندترین آنان بنا به گزارشها فرقهٔ مجاهدین بود.
انجمن ملی رشت به تدریج امور ایالت را به دست گرفت و مأمورانی به روستاها فرستاد تا به دهقانان در سازماندهی خود کمک کنند… مسئولیت توزیع آب رودخانهٔ عمدهٔ ایالت، سفیدرود، و امر خرید و فروش پیلهٔ ابریشم را که از صنایع حیاتی ایالت به شمار می‌آمد، به عهده گرفت… انجمنها تاراج اموال مردم از سوی والی را متوقف کردند و ایالت امور خود را پس از خروج وی با نظم و ترتیب اداره میکرد… انجمن ملی افزون بر امور رشت، بر کار بخشهای ایالت نظارت و با مأموران کنسولگریهای خارجی مقیم ایالت نیز مذاکره میکرد. اعضای رادیکال انجمن ملی… آشکارا داوطلب رفتن به مناطق کشاورزی و ایالات برای سازماندهی انجمنهای محلی میشدند. یکی از راهکارها، تشویق دهقانان به نپرداختن سهم محصول به زمینداران بود. با گسترش جنبش امتناع از پرداخت سهم… موضوع در مجلس پایتخت مطرح شد.
…دهقانان واکنش نیرومندی به جنبش انقلابی نشان دادند و مجدانه بر خواستهای خود در شمال پای فشردند… بست نشستن حدود ۱۰۰ دهقان در مسجد خواهر امام در رشت به عنوان نشانه‌ای از خودداری از پرداخت سهم محصول به زمیندار بود. انجمن ملی هرچند ابتدا نسبت به خواست دهقانان مردد بود، اما آشکارا با آن مخالفت نکرد. اما با افزایش فشار زمینداران و روحانیون، به‌ویژه نمایندگان رشت در مجلس [پایتخت]، به مخالفت با این خواست دهقانان برخاست و خواستار پایان بخشیدن به امتناع دهقانان… شد.
…اما مخالفت انجمن ملی [که بیشتر آنان تاجر بودند]، دهقانان را دلسرد نکرد. جنبش دهقانی که آشکارا از حمایت اعضای رادیکال انجمن برخوردار بود، به سرعت همهٔ گیلان را فراگرفت.
…مهمترین رویداد ثبت و گزارش شده در این زمان، اقدام دهقانان لشت نشا بود؛ گفته میشود آنان را سید جلال شهرآشوب برانگیخت. ۳ هزار دهقان که در املاک امین‌الدوله کار میکردند، با برپایییک نهاد خودگردان از پرداخت سهم معمول ارباب امتناع ورزیدند. سید جلال که از اعضای انجمن صنعتگران رشت و در عين حال نمایندهٔ اصلی انجمن ملی بود… از سوی محافل زمیندار به سازماندهی دهقانان برای تبدیل خود به یک «شاه محلی» متهم شده بود، به فرمان رئیس انجمن ملی دستگیر شد. دولت مرکزی به تشویق ملا خمامی و حاجی رضی ۲۰۰ قزاق به گیلان فرستاد تا شورش دهقانان را سرکوب و مجامع آنان را منحل کنند.
…گسترش دامنهٔ سرکوب از سوی شاه جدید و تهدید کودتا تاثیر فوری بر مردم گیلان گذاشت… ترس فزاینده از رویارویی با محمدعلی شاه، مشروطه‌خواهان میانه‌رو در تهران و شهرستانها را به سوی مواضعی آشتی‌جویانه و محافظه‌کارانه‌تر سوق داد. با شکست جناح رادیکال انجمن رشت، دهقانان نیز تن به سازش دادند و برای پرداخت دیون خود به امین‌الدوله وارد مذاکره شدند. برخی دهقانان موافقت کردند سهم اربابی خود را بپردازند، به شرط آنکه دیگر زورگویی‌ها، به ویژه «حق بکارت عروس» برای زمیندار لغو شود. با این حال در بخش دیگری از گیلان، دیلمان، دهقانان سر به شورش برداشتند، زمینداران را راندند و پرچم سرخ برافراشتند. این اقدام آشکارا نه فقط یک ایدهٔ سوسیال‌دموکرات، که یک سنت کهن ایرانی بود که تاریخچهٔ آن به شورش علیه اشغال تازیان بازمیگشت.
…اما قهرمانان دهقانان و صنعتگران محدود به روستاها نبودند و بسیاری از شهرنشینان نیز از آنان حمایت میکردند. درواقع، هنگامیکه سه تن از محرکان [سید جلال شهرآشوب، رحیم شیشه‌بر، محمد اُرسی‌دوز] دستگیر و زندانی شدند، آنان را زیر فشار مغازه‌داران، صنعتگران و دهقانان آزاد کردند.

 

منبع: خسرو شاکری. میلاد زخم، جنبش جنگل و جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران: ۱۳۸۶

آؤجا بدین