بگو-بشتؤ، اساره سو همره

چندی پیش و در روزهای تعطیلی ورگ، نویسنده‌ی وبلاگ اساره‌سو که در حوزه‌ی مسائل مردمان استان مازندران تلاش‌ می‌کند، نامه‌ای برایم نوشت (البته از طریق ایمیل) و من نیز پاسخی نوشتم. بد نیست این گفت‌وگوی ایمیلی که به نوعی طرح مسأله نیز هست در ورگ منعکس شود. به همین دلیل متن دو نامه را با … Read moreبگو-بشتؤ، اساره سو همره

ماه‌پری، نخستین رمان به زبان گیلکی

طرح روی جلد رمان ماه‌پری
طرح روی جلد رمان ماه‌پری

نخستین رمان به زبان گیلکی. این نخستین جمله، نخستین فکر و نخستین عنوان و برچسبی‌ست که به محض برخورد با کتاب «ماه پری» به ذهن اغلب ما خطور می‌کند.

ماه‌پری، ترجمه‌ای‌ست از Die Mondfee نوشته‌ی پیتر فرای (Peter Frei). احمد مرعشی (صاحب لغت‌نامه گیلکی) این رمان را سال‌ها پیش از آلمانی به گیلکی برگردانده است و اکنون پس از سال‌ها و پس از مرگ مترجم توسط نشر گیلکان چاپ و منتشر شده است.

این کتاب، پیش‌تر و در سال 1371 توسط همین مترجم به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده بود و ترجمه‌ی گیلکی آن ماند تا در اواخر دهه‌ی هشتاد به بازار کتاب آید.

رمان ماه‌پری و نویسنده‌اش هیچ‌یک چندان نام‌دار نیستند. تا جایی که حتی در دائره‌المعارف آنلاین ویکی‌پدیا، نه در ویکی‌پدیای انگلیسی و نه در ویکی‌پدیای آلمانی نامی از این کتاب و نویسنده‌اش دیده نمی‌شود. البته در سایت معروف آمازون توانستم به نسخه‌های قدیمی و در معرض فروش این کتاب برسم و یک تصویر خیلی کوچک از طرح جلد نسخه آلمانی آن را بیابم. طرح جلد این نسخه دورنگ سپید و سرخ با طرحی سیاه و سپید از چهره‌ی یک دختر ویتنامی و عنوان درشت Die Mondfee (پری مهتاب یا ماه‌پری) است.

Read moreماه‌پری، نخستین رمان به زبان گیلکی

شریرما جیجأکه ورزان؛ گفت‌وگو با مسعود پورهادی

متن زیر، گفت‌وگوی ورگ با مسعود پورهادی‌ست که برای نشریه‌ی خط مهر آماده شده بود. متاسفانه این نشریه توقیف شد و این گفت‌وگو به سایت زمانه سپرده شد. پس از انتشارش در زمانه، به دلیل سانسور این سایت از سوی مخابرات، بسیاری از خوانندگان به جای متن گفت‌وگو با پیام مخابرات ایران مبنی بر نامناسب بودن سایت مذکور و توصیه‌ی چند سایت بهداشتی به ایشان روبه‌رو شدند و این شد که متن گفت‌وگو در ورگ نقل می‌شود. البته مسعود پورهادی هم این گفت‌وگو را در وبلاگش آورده است.

 

پیش‌درآمد: مسعود پورهادی، چندی پیش دوباره به آلمان بازگشت. در واقع نمی‌دانم برای آدمی مثل مسعود پورهادی باید از چه فعلی استفاده کنم. حدس می‌زنم خودش هم نداند. در گفت‌وگو این را یک جورهایی لو داده است. آیا به آلمان بازگشته؟ یا به آلمان رفته؟ چون چند سال پس از انقلاب بود که از ایران به آلمان رفته بود و پس از نزدیک به دو دهه زندگی در آلمان، در سال 1380 به ایران بازگشته بود. اما اکنون دوباره به جایی می‌رود/بازمی‌گردد که زادگاه فرزندانش است.

در یک پاراگراف می‌توان گفت، مسعود پورهادی، متولد 1332 خمام و صاحب کتاب‌های «باد بامو دورشین باورد» (مجموعه شعر/1385)، «بررسی ویژگی ها و ساختار زبان گیلکی (گویش رشتی)» (1384، «گاه‌شماری‌ گيلانی» (1385)، «زبان گیلکی» (1385) و شعرها و داستان‌ها و مقاله‌های بسیار زیاد منتشر شده در نشریه‌های مختلف است. مسعود پورهادی در سال‌های اخیر حضور فعال و پرارزشی در جلسه‌های ماهانه‌ی گروه داستان گیلکی خانه فرهنگ گیلان داشته است.

او به تازگی مجموعه داستان گیلکی‌اش «شریر ما جیجاکه ورزان» (ورزاهای زخمی شهریور ماه) را از طریق اینترنت و در وبلاگش منتشر کرده است. انتشار این مجموعه داستان موجب شد تا به یاری ایمیل و چت گفت‌وگویی با او انجام دهم.

Read moreشریرما جیجأکه ورزان؛ گفت‌وگو با مسعود پورهادی

در واقع این تقویم مال خورشید است

گفت‌وگویی با عبدالرحمن عمادی درباره‌ی نوروزبل و تقویم مردمان کاسپین

عکس: نیما فرید مجتهدی

عبدالرحمان عمادی

توضیح: عبدالرحمان عمادی، نویسنده و پژوهشگر؛ (متولد اول فروردین ۱۳۰۴ در یکی از روستاهای اشکور.
عمادی پس از تحصیل در مکتب‌خانه روستا، روانه رودسر، رشت و قزوین شد و تحصیلات متوسطه را در این شهرها گذراند. وی در زمان حکومت دکتر مصدق (۱۳۳۱) موفق به دریافت لیسانس قضایی از دانشگاه تهران شد.
«عبدالرحمان عمادی» همزمان با وکالت؛ به پژوهش در مباحث ایرانشناسی روی آورد که بخشی از مقالاتش طی نیم قرن گذشته در مجلات معتبر منتشر شده‌اند.

این گفت‌وگو در گیله‌وا چاپ شده اما با اندکی تغییر و کم و زیاد. این اما متنی‌ست که من و نیما به گیله‌وا تحویل دادیم.

 

اول از بحث نوروزبل شروع کنیم. شما در جریان اتفاقات سه سال اخیر و برگزاری نوروزبل با پشتیبانی گیله‌وا هستید؟

بله.

درباره‌ی نوروزبل به عنوان یک واقعه‌ی تاریخی و پدیده‌ای که قابل بررسی است، آن چیزی که شما مطالعه کرده و خودتان از نوروزبل دریافت کرده‌اید رابرای مخاطبان گیله‌وا بیان کنید.

نوروزبل در حقیقت یک جشنی است مربوط به تقویم خورشیدی مردم بسیار قدیم، از عهد کاسیان، پیش از عهد هخامنشیان، پیش از مادها و بر مبنای علمی است. نه این‌که گالش‌ها فقط آتش روشن کنند. مبنای علمی‌اش هم از خورشید شروع می‌شود. ماهی که این کار را می‌کنند ماه مرداد است که در زرتشتی امرداد خوانده می‌شود و ماه شیر و خورشید است. یعنی برجی است که خانه‌ی اختصاصی خورشید است. از هفت ستاره نجوم قدیم، یک ستاره که خداوند و فرمانروای روز بود خورشید است.

خانه‌ی نجومی خورشید در نجوم قدیم Sunday است که می‌شود روز یک‌شنبه. ماه مرداد هم ماه شیر و خورشید است. همین شیر و خورشیدی که علامت پرچم ایران هم بوده است.

در این تقویم، اول نوروزما بر مبنای تقویم خورشیدی، از خورشید شروع می‌شود و درست هم هست چون تقویم در تمام اقوام متمدن و شهرنشین و دهقان از خورشید است. همان‌طور که می‌دانید چند گونه تقویم داریم. یک نوع تقویم قمری است که بر مبنای گردش ماه است و یک تقویم خورشیدی که بر مبنای گردش خورشید است که به طور نسبی عبارت است از 365 روز و یک چهارم روز.

Read moreدر واقع این تقویم مال خورشید است

گیلک امروز، قابدان و ترش‌تره و رعنای نیست!

وقتی که ورگ را به دلایلی تعطیل کردم، مدیر سایت لاهیگ (امید ساعی) پیشنهاد گفت‌وگویی اینترنتی را به من داد و متنی که خواهید خواند، نتیجه‌ی این گفت‌وگوست. مقدمه‌ی سایت لاهیگ بر این گفت‌وگو را درز می‌گیرم چون بیش‌تر تعریف و تمجید و تحویل گرفتن و از این حرف‌هاست و به همان متن گفت‌وگو بسنده می‌کنم. تاریخ این گفت‌وگو اواخر تیر ماه 1389 در آخرین نفس‌های سال 1583 گیلکی است.

 

• سایت ورگ با چه هدفی و از چه سالی شروع به کار کرد؟

از نؤروز ماه 1579 گیلکی (ماه آگوست سال 2005)؛ یعنی تقریباً پنج سال پیش. هدفش را در نخستین مطلبی که در ورگ با عنوان «پیشاشؤ گب» نوشتم توضیح داده‌‌ام. ورگ قرار بوده و هست که پايگاه ادبيات و فرهنگ و «غيره»ی گيلک‌ها باشد. نوعی نشريه چندرسانه‌ای با سردبيری يک فرد.

• سایت ورگ پس از 4 سال و 10 ماه و 10 روز فعالیت، تا اطلاع ثانوی تعطیل اعلام شده است. علت این تصمیم چه بود؟

اجازه بدهید درباره دلایل این تعطیلی چیزی نگویم. این‌‌که می‌گویم دلایل، به واقع چند دلیل دست به دست هم داده که ناچار به تعطیلی ورگ شوم. من به زمان اعتقاد عمیقی دارم. گذر زمان خیلی چیزها را روشن خواهد کرد. فعلاً دست به نقد، دلایل شخصی، از جمله مشکلات روحی و مالی و … را از من بپذیرید.

Read moreگیلک امروز، قابدان و ترش‌تره و رعنای نیست!

ورگˇ وأگرد

این‌که ورگه تعطیلأ گودم، ناچاری بو. ورگˇ رفئقؤن، ورگˇ خاننده‌ٰن، او روزؤن کی ورگ دَوَسته بو، مأ تنها ننأن. هر جیگه شؤم مأ پورسئن: ورگ چی ببؤ؟ چره دَوَستی؟ کئینه خأ ورگه وأ بکونی؟ هی بو که مو دؤنسم تسک و تنها نیم. کار ندأنم. الؤن، ای همه روز و ماهˇ پسی، هنده وگردسم. ورگˇ … Read moreورگˇ وأگرد