الموت
-
احمدرضا قائممقامی خۊش ٚ ىکته وأنيويسؤن ٚ مئن بنويشته دأنه کي: از لغاتی که لغت نیستند: آموتالموت را مخصوصاً نویسندگان اهل جبال مانند زکریای قزوینی و حمد مستوفی مرکب از دو جزء آله به معنای «عقاب» و آموت به معنای «آموخته» تصور کردهاند. آموت صفت مفعولی است معادل آموختهٔ فارسی که در آن لهجات استعمال