«نامه» عنوان داستانی است گیلکی از امین حسنپور که در روساخت به بررسی معضلات چاپ و نشر می پردازد و با زیرساخت حجیم و چند بعدی خود، تعاریف معمول و مسبوق داستان بلند و کوتاه را دچار چالش میکند.
تکگویی کنایه آمیز و ناگزیر «نامه» فضای اجرایی محتوا را مستعد مفهومی میکند که «نامه» برای تبیین آن مفهوم نگاشته شده است.
گیرندهٔ نامه حضور موثر و مستقلی ندارد تا نامه به اعتبار او، انتظار پاسخی را داشته باشد. او موجودی بینام است و بینامی او نوعی نیستی است. چرا که پیوند نام با موجودیت بشر چنان تنگاتنگ و گریزناپذیر است که گویی هیچ پدیدهای در دنیای واقعی، بدون نام امکان حضور ندارد! نام، عرصهای است که در آن، کنشهای بشر تجلی مییابد و هویت و جایگاهش به ظهور میرسد. اهمیت نام به حدی است که در گذشته، تصور میکردند با نامپوشی از تسخیر دشمن در امان میمانند، چرا که نام خود را به نوعی با هویت خویش یکی دانسته، افشایش را برابر با آگاهی رقبا بر ویژگیهای شخصیتی و نقاط ضعف و قوتشان تلقی میکردند.