واکاوی حادثهٔ سیل ۲۵ خرداد کاکرودِ اشکور

این متن چندی پیش در روزنامهٔ گیلان امروز منتشر شد و به دلایل مختلف دوست دارم توی ورگ منتشر شه تا خوانندگان ورگ از این منظر هم به ماجرا نگاهی انداخته باشن.

چون این متن به واقعیتی اشاره میکنه که اغلب به دلیل قرارگیری توی این واقعیت نسبت بهش آگاهی نداریم. و اون بیگانگی با طبیعت و به طورکلی بیگانگی با پیرامونه. زندگی در شهرها و روستاهای معاصر زیر نظام سرمایه‌دارانه منجر به انواع بیگانگیها میشه و این هم یکی از وجوه بیگانگیه. در تحلیل فجایعی از این دست باید حواسمون باشه که به جای جستجو در پی مقصر بیش و پیش از همه باید به ساختارهایی دقت کنیم که انسانها و اشیاء و طبیعت رو در نسبت با هم قرار داده و اینکه در چه نسبتی و چه جوری قرار داده. این متن رو با ویراستاری دوبارهٔ  بنده میخونین.

 

نویسندگان: نیما فریدمجتهدی (آب‌وهواشناس)، سمانه نگاه (هواشناس)، حسین عابد (آب‌وهواشناس)

 

تشییع جنازهٔ شهره حسین زاده در جاده ای که در سیل به این روز افتاده
تشییع جنازهٔ شهره حسین زاده (قربانی سیل اخیر) در جاده ای که در سیل به این روز افتاده

ادامه خواندن “واکاوی حادثهٔ سیل ۲۵ خرداد کاکرودِ اشکور”

ریشه‌های تاریخی ملی‌گرایی ایرانی

این مقاله به افسانهٔ نژاد آریایی در میان ایرانیان میپردازه و نشون میده که چطور این افسانهٔ غیرعلمی در جهان شکل گرفت و در ایران مبنای باورهای نادرست دیگر شد.

خوندن این مقاله علاوه بر روشنگری دربارهٔ این افسانه، از دو جهت دیگر هم مفیده:

۱. آشنایی بیشتر با جنبه‌های نژادگرایانه و فاشیستی دستگاه آموزشی و تبلیغی عصر رضا شاه و ریشه های فکری ناسیونالیسم ایرانی پسامشروطه (ناسیونالیسم پهلوی که تا همین امروز هم در قالب انسان آریایی نژاد فارسی زبان با مذهب شیعهٔ دوازده امامی و دین باستانی زردتشتی ادامه داره و عملا بخش عمدهٔ مردم ایران رو از دایرهٔ ایرانی بودن خارج کرده!).

۲. آمادگی ذهنی و تجهیز فکری برای رودررویی با نسخه‌های نژادگرایانه و افسانه‌های نژادی مشابه مثل نژاد اولیهٔ کاس در بین برخی دوستان ناسیونالیست گیلک.

این مقالهٔ مفید و خوندنی رو از اینجا دانلود کنید.

به امید روزی که اقوام و ملتها و خلقها چه در ایران و چه در همه جای جهان به جای مسیر خودشیفتگی قومی و برساختن دولت-ملت مبتنی بر مدل تک‌ملت و تک‌زبان، زمینه‌های همزیستی دموکراتیک بدون دیگری‌ستیزی و افسانه‌پردازی رو فراهم کنند.

فعل غیرتحققیِ منحصر به فرد در گیلکی لشت‌نشایی

ما در این مقال، مختصراً به فعلی استثنایی در زبان گیلکی (بر اساس داده‌های اخذ شده از گیلکی لشت‌نشایی) خواهیم پرداخت که تا کنون هیچ یک از منابع نحوی گیلکیِ مورد نظر، چه از لحاظ صوری و چه از لحاظ کاربردی، بدان اشاره‌ای نکرده‌اند و این در حالی است که چنین فعلی قطعاً در برخی دیگر از گونه‌های زبان گیلکی مانند گیلکی املشی یا رودسری نیز یافت می‌شود. شاید از دلایل مطرح نشدن فعل مورد نظر در منابع نحوی گیلکی، شباهت صوری-ساختاری آن به «مصدر» فعلی و وجود تنها یک صیغه از آن باشد. متأسفانه اغلب منابع نحوی گیلکی به کاربردهای صورِ دستوری به ویژه افعال و ساخت‌های فعلی نیز نپرداخته، گویی رابطه مستقیم همیشگی میان مقولات صوری و معنایی وجود دارد. بنابراین نمی‌توان در هیچ اثری به کاربردهای ویژه «مصدر» نیز برخورد نمود تا با رجوع به این کاربردها به این سؤال پاسخ داد که آیا دست‌کم از لحاظ کارکردی و منظورشناختی می‌توان به چنین نقشی در رابطه با مصادر فعلی در گونه‌های دیگر زبان گیلکی، قائل شد یا نه؟  ادامه خواندن “فعل غیرتحققیِ منحصر به فرد در گیلکی لشت‌نشایی”

جکتاجی جوان، گیله‌وای پیر

به بهانهٔ انتشار جشن‌نامهٔ م.پ. جکتاجی به کوشش رحیم چراغی

 

توضیح بیرون از متن: این مقاله در پاسخ به درخواست رحیم چراغی برای چاپ جشن‌نامهٔ م.پ. جکتاجی نوشته شده بود اما پس از تحویل مطلب، جناب چراغی مقاله را نپسندیدند و در نامه‌ای مفصل، چاپ آن را مشروط به حذف نیمهٔ دوم مقاله کردند. حال آن جشن‌نامه با کوشش و پیگیری فراوان رحیم چراغی چاپ و منتشر شده و از آن‌جایی که همیشه آرزو داشتم حس و تجربهٔ خود را دربارهٔ مرد بزرگی که خود ر ا شاگردش (و نه پیروش) می‌دانم بنویسم و این متن جامانده از آن مجموعه، صورت عملی این آرزوست که تصمیم گرفتم به بهانهٔ چاپ جشن‌نامه، تقدیم اؤجا کنم. این متن از نقطهٔ عزیمت نسبت و ربط جکتاجی و نثر گیلکی آغاز شده و تلاش کرده این نسبت را به کلیت وضعیت فرهنگی و تاریخی ما و جایگاه تاریخی م.پ. جکتاجی گره بزند. باشد که روشنفکران، موبدان آتش پرسشگری و نقد در این سامان باشند تا خاموشی نگیرد.

جکتاجی
ادامه خواندن “جکتاجی جوان، گیله‌وای پیر”

وبسایتی برای تقویم دیلمی

اتفاق خوبی که اخیرا افتاده اینه که بچه‌های گروه نرم‌افزاری جنگل وبسایتی مختص تقویم باستانی گیلکها یعنی تقویم دیلمی راه انداختند.

میتنونید از این آدرس به این سایت برسید:

http://giltime.ir

این سایت امکانات جالبی داره از جمله اینکه میتونید تاریخ تولدتون رو بر اساس تقویم دیلمی بدونین. توی تبدیل تاریخ یادتون باشه شمارهٔ مربوط به پنج روز پنجیک در قسمت شمارهٔ ماه، عدد صفره؛ همینطور عدد مربوط به روز ویشک در بخش شمارهٔ روز هم صفره.

این سایت البته هنوز کم و کاستی‌هایی هم داره که باید به مرور بهتر شه. مهمتر از همه هنوز راهی برای ارتباط مخاطبان و گزارش مشکلات و ایده‌ها نداره. بدون شک اين مهمترین راه بهبود تدريجی این سایت خوبه.

یا هنوز این امکان رو در اختیار وبلاگ‌نویس‌ها و مدیران سایت نذاشته که این تقویم رو توی قالب سایتشون قرار بدن.

یه پیشنهاد دیگه هم اینه که اپلیکیشن مناسب گوشی تلفن همراه هم داشته باشه.

دم بچه‌های جنگل گرم. مدتها بود به چنین چیزی نیاز داشتیم.

سراوان و تجمعي که خواب مسئولین استان را برآشفت

لندفیل نامي‌ست که یکي از اهالی سراوان برای محوطه‌اي استفاده می‌کند که بزرگترین محل دفن زبالۀ استان است. می‌گوید: «این نام زیباتری از «آشغالی»ست که مردم سراوان به آن منطقه می‌گویند.» بالاخره وقتي بیش از سی سال یکي از مناطق جنگلی استان را به محل دفن زباله‌ها تبدیل کنند، طبیعی است که اسم منطقه هم تغییر می‌کند. اما این تغییر متأسفانه فقط در اسم ایجاد نشده و به این موضوع زماني پرداخته شد که مردم منطقه از بوی بد و بیماری و هجوم مگس‌ها به ستوه آمده بودند و جلو درب ورودی سایت ایستادند و مانع ورود ماشین‌های زبالۀ استان شدند. مردمي که نیرویشان بار دیگر مسئولین را مجبور به پاسخگویی کرد.
اوایل آبان‌ماه امسال که هوا رو به سردی می‌رفت. مردم، از زن و مرد و کودک و حتی کهنسالان سراوان جلو درب ورودی و نزدیک اتوبان تجمع کردند تا برای چندمین بار به وضعیت به‌وجود آمده اعتراض کنند. پاسخ سه دهه صبوری را با انباشت بیشتر زباله گرفتند و اینک با زباني دیگر سخن می‌گفتند. ادامه خواندن “سراوان و تجمعي که خواب مسئولین استان را برآشفت”

نيويشتنکسˇ قلمˇ قدˇ قۊربؤن!

به بهانهٔ انتشار کتاب گول‌باهار، مجموعه داستان‌های گیلکی علیرضا بشردوست

 

أمي نتاج
ببئه دارؤنن-
ؤ زمت
أمي پیلˇ مأرؤن
کۊ کارکیا ببئه دسˇ جي
تیتي بۊدیم
کي أمي دس
دأره’؟

(حسین طوافي)

أول أدبيات یا أول علم؟

شمرأني أگه مثلاً فرؤیدˇ کارؤنه پی بگيرين یا جامعه-شناسؤنˇ کارؤنه بۊخؤنين ؤ بأزين داستایوسکي ؤ بالزاکˇ بنويشته’نه بنين ايشؤنˇ ورجه، شاید اينه خۊدتؤن أجي وأپۊرسين کي: أول أدبيات بۊ یا أول علم؟ بأزين کؤکته اؤکته’ پيش دره؟

داستایوسکي خۊ قصه’نˇ آدمؤنه وختي چاکأدبۊ، روانکاوي کتابؤن هلئه در نمأبۊن کي اۊن بنيشه أول اۊشؤنه بۊخؤنه، بأزين برادران کارامازؤف بنويسه. یا هيتؤرأني فلؤبر یا بالزاک جامعه-شناسي ؤ سياسي-اقتصاد نۊخؤنده خۊشؤنˇ زمتˇ کتابؤنه بنويشتن.

ادامه خواندن “نيويشتنکسˇ قلمˇ قدˇ قۊربؤن!”