وبمجی تیر ما

این قراره بخش جدیدی باشه توی ورگ که البته صورت تکامل‌یافته لینکدونی قدیم وبلاگستانه. اگه از خواننده‌های قدیمی ورگ باشید حتما میدونید که توی ستون کناری وبلاگ ورگ هم بخش وبمجی به انتشار لینکها و مطالب جالب (از نگاه ورگ) اختصاص داشت. بعدها جادی این امکان رو در فرم سلسله پست‌هایی با عنوان لینکهای شاد دوشنبه‌ها توی وبلاگش ادامه داد و نکته‌ش اینجا بود که این تغییر (از ستون کناری قالب سنتی وبلاگ به وضعیت یک پست مستقل در ردیف سایر پستهای وبلاگ) خودش حاصل تغییرات اساسی بود که این سالها در چند و چون وبگردی (وبمجی) کاربرها پیش اومده. حالا وبلاگ‌خون‌ها (از جمله خودم) بیشتر از توی گوشی و تبلت وبلاگ میخونن و در نتیجه ستونهای کناری، کاربرد خودشون رو از دست دادن و از طرف دیگه وجود شبکه‌های اجتماعی مجازی با خصلت استریم (جریان پست‌ها) باعث شده که خصلت استریمی پستهای وبلاگ هم دوباره به ویژگی مثبت وبلاگها تبدیل بشه. خلاصه اینکه حالا توی ورگ هم هر ماه با پستی مخصوص وبمجی روبرو خواهید بود که توش ممکنه همه جور آجیلی پیدا کنید و حتی خودتون میتونید لینک و مطلبی پیشنهاد بدین تا توی این بخش منتشر بشه.

برای شروع، این از لینکهای این ماه:

– ترجمهٔ گیلکی الواح افسانهٔ گیلگمش کار جالبیه که دامون توی وبلاگش پی گرفته. ترجمهٔ لوح سوم رو میتونید اینجا بخونيد.

وبلاگ مجلهٔ گیلان ٚ اؤجا راه افتاد! توی این وبلاگ خبر انتشار شمارهٔ جدید این مجله (اؤجای ۲۱) به همراه ویژه نامهٔ زنان اؤجا با عنوان «یاور» منتشر شده.

– مقاله خوندنی فرهنگ کرمی و علی نجفی رو بخونین. دربارهٔ نام دیلم و گالش نوشته‌ن و اینکه گیلکهای کوه‌نشین رو باید چی بنامیم؟

– این هم مطلبی جالب دربارهٔ کودکان کار به زبان گیلکی که خوندن داره.

– پخش فیلمهای سهراب شهید ثالث در رشت و چند شهر دیگر استان گیلان هم خبر خوبیه و پیشنهاد میکنم این فیلمها رو از دست ندین. متاسفانه هرچی گشتم لینکی پیدا نکردم که لیست فیلمها و زمان پخششون رو یکجا نشون بده در نتیجه پیشنهاد میکنم به سایت هفت‌ساز برین و اطلاعات بیشتر رو از اونجا بگیرین، چون نهایتا برای خرید بلیط هم باید از همونجا اقدام کنین.

این کانال تلگرامی هم به زبان گیلکی برای ذهن گیلکی محتواهای خاص خودش رو تولید میکنه که باید خودتون برین و ببینین!

هیاهوی بارش

پیرامون بارش منجر به سیل ۱۵ مهرماه استان گیلان

نویسندگان: نیما فریدمجتهدی، حسین عابد، سمانه نگاه

پل کیاگهان املش که در سیل اخیر فرو ریخت.
پل کیاگهان املش که در سیل اخیر فرو ریخت.

باران فروکش کرد و پایانش یادآورِ پایانِ تمامِ هیاهوهای پس‌از هر بحران در ایران است. هم‌اکنون که زمانی کوتاه از این رخداد گذشته است، به شکل طبیعی، سیر زوال و فراموشی دامنگیر این اتفاق شده، ابعاد رسانه‌ای آن محدود و جنبه‌های ملموس آن فقط برای مردم بومی مناطق حادثه دیده پررنگ خواهد ماند و از همه مهم‌تر تفکر انتقادی و اصلاحی که معمولاً پس‌ازوقوع چنین مخاطراتی، اذهان جامعه و مسئولین را درگیر می‌کند، مضمحل خواهد شد. این یادداشت جستاری پیرامون رخداد این سیلاب است و نگارندگان به‌عنوانِ محقق علوم محیطی-جوی (در رشته‌های هواشناسی و آب‌وهواشناسی) به این مسئله می‌پردازند. امید است دیگر جنبه‌های این پدیده از سوی صاحب‌نظران با تخصص‌های دیگر موردِ توجه قرار گیرد. در ابتدا رخداد این پدیده و سپس دلایل بروز بحران ناشی از آن بررسی خواهد شد. در پایان این موضوع را به بحث می‌گذاریم که در مواجهه با چنین رخدادهایی راهبرد ما در آینده‌ای نه‌چندان دور چگونه خواهد بود. ادامه خواندن “هیاهوی بارش”

میلاد زخم: پیشنهاد کتاب برای خوندن

یکی از کتابهایی که در مورد جنبش انقلابی جنگل و تشکیل جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران در گیلان باید خونده بشه کتاب ارزشمند میلاد زخم نوشته خسرو شاکریه که از جهت فراگیری مشاهده و مطالعه اسناد و نامه نگاری ها و وسعت دید پژوهشگر در این زمینه یک نمونه بی مثاله. این پژوهش ضمن نگاه انتقادیش به تاثیر و نقش اتحاد جماهیر شوروی در سرنوشت جمهوری گیلان و به طور کلی وضعیت ایران، از بلای رایج چپ‌ستیزی و در افتادن به ورطه روایتهای ایدئولوژیک استالینیستی از یک طرف و روایتهای حکومتی از طرف دیگه، در امان مونده و خوشبختانه گستره وسیغی از اسناد و منابع فارسی و روسی و انگلیسی و فرانسه رو به خدمت خودش گرفته.

برای اینکه هم لذتی برده باشیم از بریده‌ای از این کتاب و هم شاید تشویقی بشه برای خوندن کاملش، چکیده‌ای از فصل اولش رو اینجا نقل میکنم که به نوعی تصویرگر فضای سربرآوردن جنبش جنگل در گیلان پس از مشروطه ست. فقط این توضیح رو بدم که نوشته‌های درون [ ] توضیحات ورگ و نوشته‌های درون { } توضیحات پایان فصل از طرف نویسنده کتابه. ادامه خواندن “میلاد زخم: پیشنهاد کتاب برای خوندن”

چند نکته در حاشیهٔ یک ادعا

مجلهٔ قاف در گفتگو با م.پ. جکتاجی (مدیر مسئول نشریهٔ گیلان شناسی گیله وا) این چند سطر را به نقل از ایشان منتشر کرده:

«قبل تر ها هرکسی از هر نقطه از گیلان به رشت می آمد گویش رشتی را می دانست؛ چون رشت مرکز استان بود و محل داد و ستد و مرکز اداری و فرهنگی. در نتیجه، رشتی تبدیل به لهجه ی معیار شده بود. مردمانش به زبان گیلکی رشتی صحبت می کردند و دیگران هم که می آمدند یاد می گرفتند و اگر روزی یک نفر رودسری با یک نفر فومنی برخورد می کرد و مشکل بود با هم گیلکی صحبت کنند لاجرم رشتی حرف می زدند»

(فصلنامه فرهنگی‌اجتماعی قاف، سال اول، بهار ۹۶، شماره‌ی ۳،صفحه‌ی۲۹. ریشه ها و تیشه ها. گفت و گو با محمدتقی پوراحمد جکتاجی)

این چند سطر ادعاهایی را دربارهٔ زبان گیلکی مطرح میکند که به دو دلیل نباید در مقابل آن سکوت کرد. اول اینکه این ادعا کاملا خلاف واقعیت اجتماعی و تاریخی ما گیلکان است و دوم اینکه این ادعای غیرواقعی به نوعی زمینه‌سازی برای هدفی است که برخی از تلاشگران عرصهٔ گیلان شناسی در مرکز استان مدتهاست سر در پی آن دارند: انتخاب لهجهٔ رشتی به عنوان لهجه یا گویش معیار گیلکی.

پیشتر بارها و بارها از جمله در یادداشت «بسگانگی در زبان گیلکی» و در نقد ایدهٔ قدیمی گویش معیار نوشته ام؛ اما اینجا فقط به ذکر چند نکته در ارتباط با این پاراگراف از حرفهای استاد عزيزم جناب جکتاجی بسنده میکنم. ادامه خواندن “چند نکته در حاشیهٔ یک ادعا”

بررسی شباهت زبانهای گیلکی و کردی

فرهنگ کرمی توی این مقایسه فهرستی از شباهتهای این دو زبان رو در دو سطح مختلف تهیه کرده که خواننده رو با نزدیکی و خویشی عمیق دو زبان کردی و گیلکی آشنا میکنه.

این مقاله رو از اینجا بگیرین و بخونین.

خط الراس طلایی

معرفی شاه‌راه کوچ عمودی گالش‌های شرق گیلان (۱) (۲)

نویسندگان: نیما فرید مجتهدی، میثم نوائیان، نائف وثوقی

چکیده: ابعاد زندگی گالش‌ها، به عنوان یک گروه معیشتی در مناطق کوهستانی شرق گیلان، تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است. علیرغم نقش پررنگ ایشان در نظام اجتماعی منطقه از دوران کهن، نحوهٔ معیشت و زندگی جالب توجه، آئین و رسوم خاص‌… کمتر نوشتاری به معرفی جنبه‌های مختلف زندگی ایشان پرداخته است. هر از چندگاهی نوشتارها، یادداشت‌ها و به ندرت مقاله‌هایی در زمینهٔ گالش‌ها منتشر شده است. مردمانی که تحول‌های عمیق اجتماعی-اقتصادی و شیو‌هٔ معیشتی سختشان، سبب شده که به شدت در معرض زوال اجتماعی و فرهنگی قرار گیرند. این مردمان جزء اولین مردمانی هستند که تحت تاثیر تغییرها و تحول‌های رخ داده در جامعهٔ ایران، از دیار خود در مناطق سخت گذر کوهستانی دل کنده و به شهرهای کرانه‌های شمالی و جنوبی البرز پناه برده‌اند. علاوه بر مسائل انسانی نباید از رخداد مخاطره‌های طبیعی و تغییرهای محیطی به عنوان یک عامل موثر دیگر در مهاجرت این افراد غافل بود. در این نوشتار، یافته‌ای در زمینهٔ مسیرهای کوچ (جابجایی) گالش‌های منطقهٔ شرق گیلان معرفی می‌شود. دلیل این معرفی، اهمیت و گستردگی استفاده از این مسیر است. به طوری که این مسیر برخلاف دیگر مسیرهای کوچ که اغلب، مسیرهای دسترسی محلی هستند، و عموماً مورد استفاده گالش‌های همان منطقه قرار دارند، کانون اتصال چندین راه‌ مالرو است. این مسیر مناطق جلگه‌ای و کوهپایه‌های شرق گیلان در حوالی شهرهای سیاهکل، لاهیجان، لنگرود و املش را به مناطق ییلاقی (کوهستانی) دیلمان و رودبار متصل می‌سازد. کشیدگی یک خط‌ الراس از مجموعهٔ فلات گونه‌ی دیلمان به سمت شرق گیلان، که در ابتدا با جهتی شمالی-جنوبی و سپس غربی-شرقی گسترش یافته است، نقطهٔ اتصال مهمی را برای گالش‌های این مناطق فراهم آورده است. از جمله دیگر مساعدت‌های شرایط جغرافیای طبیعی در شکل‌گیری این شاه‌راه گالشی، وجود یک فضای مناسب میان خط‌ الراس جبههٔ شمال کوه‌های دیلمان، میان دو کوه شاه‌نشین و ناتش‌کوه در حوالی منطقهٔ نیاول دیلمان است. ویژگی‌های طبیعی و توپوگرافی فضای مساعدی جهت ورود به منطقهٔ به نسبه هموار دیلمان فراهم آورده است.  ادامه خواندن “خط الراس طلایی”

ایمسال ببي سال ٚ سۊ

ایمرۊ ۱۵۹۲ نؤرۊز ما یکؤمه؛ شيمه نؤ سال ؤ نؤرۊز ؤ نؤرۊزبل مۊبارک ببۊن. ديشؤ، اؤمام ٚ مئن (املش ٚ یلاق) صد ؤ چن نفر مرد ؤ زن ؤ زأک نؤرۊزبل’ جشن بیتن ؤ سال’ تازه واگۊدن. یکته پیله تش دچئن ؤ خؤندگي بۊدن ؤ شؤچره بۊخؤردن. اؤمام ٚ جوؤنؤن، دببه دسأگیتن ؤ بۊخؤندن. اۊشؤنم گه ايرأ اۊرأر ٚ جي بمأ بۊن بۊخؤندن.

راستي اینم بشتؤسم گه ديشؤ تهرؤن ٚ مئنم چنته زأکؤن نؤرۊزبل بیتن. دمشؤن گرم. یپاره جغلأنم دۊمأرته شفیلد ٚ مئن (اینگیلیس ٚ مئن) تش دچئن ؤ نؤرۊزبل بیتن. أمه نؤرۊز ٚ يکته قشنگي هينه گه هر سال يپاره غير ٚ گيلکم أمئه شادي مئن شريکه. کۊرد ؤ فارس ؤ تۊرک ؤ… دئه اينأجي خؤجيرتر چي خأنيم؟

شيمه نؤ سال مۊبارک ببۊن. مهربؤني بکۊنيم.

عکسؤن کاوه مظفري جي.