چرا بهتره نوروزبل در کوه (جؤرا) برگزار بشه؟


اين درسته که مردم گیلکی‌زبان چه گیل چه دیلم، چه شهری چه گیلمرد چه کلایی و چه گالش، چه کشاورز چه دامدار چه کارگر و چه کارمند بهرحال گیلک هستن و وارث فرهنگ باستانی مشترک و این هم درسته که تقويم دیلمی میراث مشترک این مردمه و این هم درسته که مردم جلگه (گیلان در گیلکی یعنی مناطق جلگه ای) هم حق دارن جشن باستانی نوروزبل رو به عنوان داشتهٔ خودشون (داشتهٔ مشترک گیل و دیلم) برگزار کنن و این هم درسته که هرچه این جشن در جاهای بیشتری برگزار بشه، بیشتر احیا و معرفی خواهد شد اما…
چرا به نظر شخص بنده بهتره این جشن در مناطق کوهستانی برگزار بشه و مردم گیلان (مثل خودم) برای شرکت در این جشن زحمت بکشن و به مناطق کوهستانی (دیلم) تشریف ببرن؟
چون تاریخ مردم ما تاریخ حرکت و توسعهٔ تمدنی از کوه به جلگه بوده و هرچه در جلگه هست، اصیلترش در اون بالاست و با برگزاری نوروزبل در کوه، پیوند بین مردم پایین و بالا بر اساس تقسيم کار اجتماعی تاریخی و روابط مشخص به کمک این باز برگشتن به کوه برای همه یادآوری میشه؛ چرا که نوروزبل یادآوری اين حقیقته که ریشهٔ ما کجاست و ما دو دنیا و دو قوم متفاوت نیستیم و نوروزبل بهانه‌ای میشه برای اینکه مردم جلگه و مردم کوه دیدار داشته باشن.
از همه مهمتر درسته با توسعه تمدنی در جلگه، متاسفانه مناطق کوهستانی استان گیلان و مازندران در بن‌بست و انزوا قرار گرفته‌ن اما این انزوا حاصل توسعهٔ ناموزون سرمایه‌داری طی دو قرن اخیره وگرنه مناطق کوهستانی ما زمانی مراکز ارتباطی و تجاری و فرهنگی بودن و نوروزبل بهانه‌ایه برای احیای این مساله و ایجاد ارتباط بیشتر بین این مناطق.
چه اشکالی داره فرزندان ما سالی یک بار با این آموزه روبرو بشن که ریشه و تاریخشون فقط همون جلگه نیست و ما مردمي هستیم که از بالاترین ارتفاعات البرز تا پست‌ترین باتلاق‌های جلگه رو با کار و زحمت و خلاقیت قابل سکونت کردیم و زبان و فرهنگ خودمون رو پراکندیم؟
اجازه بدیم در ذهن نسل بعد تصویری واقعی، مادی و تاریخی از مردم خودش داشته باشه و ببینه و تجربه کنه که افرادی در جاهایی متفاوت از اقلیم خودش به زبان مشترک گیلکی حرف میزنن اما با لهجه‌های متفاوت و چه بسا خیلی اصیلتر!
و چه اشکالی داره که فرزندان ما در کوهستان و کوهپایه هم ببینن که مردم جلگه (گیلؤن) همزبان و هم‌فرهنگ خودشون هستن و اینها تنها نیستن و زادگاهشون ارزشهای تاریخی و اقتصادی داره و میتونه میعادگاه تمام گیلکان گیلکی‌زبان جهان باشه که سالی یک بار به آغوش مادر (البرز) برگردن؟
مگه غیر از اینه که سرزمین ما هر روز از صبح تا شب با گردش تبخیر آبهای دریا و جلگه و حرکتش طی روز به سمت البرز و عبورش از شش‌های سرزمین ما، یعنی جنگل، خودش رو دم غروب به جؤرا (یلاق) می‌رسونه و این چرخهٔ زندگی‌زا این مجموعه رو در هماهنگی با هم هر روز پیش می‌بره و بازتولید می‌کنه؟ به این دلایل به نظرم بهتره تا جایی که می‌تونیم نوروزبل رو در ارتفاعات برگزار کنیم که توی این گرمای تابستون معنای خودش رو هم داره.

4 thoughts on “چرا بهتره نوروزبل در کوه (جؤرا) برگزار بشه؟

  1. شمه نؤرؤزبٚل شمرأ مۊواریک ببۊ،ایمسالأ باختبار ٚ ایام بدأرین ؤ خۊسه بخت ببين همتتأ میلت ٚ پتشخارگر(گيل ؤ تبري ؤ تالش)

    • ملت پتشخارگر؟ پتشخوارگر مگه کشور هست که بگن ملت پتشخوارگر ؟!
      پتشخوارگر اصلا میدونی کجا بود؟؟؟
      ابن اسفندیار نخستین بار به مجموعه سرزمین های آذربایجان و گیلان و دیلم و مازندران و گرگان و دامغان و ری پتشخوارگر گفت. این محدوده خیلی از مردم از قوم فارس و ترک و کرد و لر و لک و ترکمن و کومشی و مازنی و دیلم (تات و گالش) و … هستند.
      آن وقت فقط میری اسم تالش و تبری و گیل را میاری یعنی بقیه آدم نیستند!

      درضمن پتشوارش اسم قدیم کوهستان البرز بود. استرابون مورخ یونانی به کوه های پتشوارش اشاره کرده که در سرزمین ماد قرار داشت. در کتیبه های آشوری به کوه های شرقی سرزمین ماد پشتوش آری گفته شده که مردمش از قوم ماد بودند و بهشون مادهای دوردست گفته میشد. در متون ساسانی پدشخوارگر نام کوهستان مازندران هست که جدا از دیلم و گرگان بود. یعنی محدوده پتشخوارگر کاملا متغییر بود و یک جا از خراسان تا آذربایجان بود و جای دیگر فقط شامل کوهستان مازندران میشد.
      حمزه اصفهانی میگه به حاکمان تبرستان پتشخوارگرشاه میگفتند و ابن اسفندیار این نام را مختص گشنسب شاهان تبرستان میدونه.
      محدوده پتشخوارگر با ایالت کپکوه در زمانی ساسانیان همخوانی دارد که شامل گرگان و مازندران و دیلم و گیلان و زنجان و آذربایجان میشد.
      قوم با ملت فرق داره. من از قوم دیلمی هستم اما ملیت من ایرانی هست. ملیت یک ترک که ساکن ایران هست ایرانیه. ملیت یک کرد که ساکن ترکیه هست ترکیه. ملیت یک مغول که ساکن روسیه هست روسیه.
      اول سطح سوادتونو بالا ببرید بعد نطق بدید!

  2. ما گالش هستیم و زبانمان گالشی هست و نوروز بل مختص ما گالشان هست و اصلا ربطی به گیلک ها و مازنی ها ندارد و تا چندسال پیش گیلکان و مازنی ها روحشان هم از این جشن خبر نداشت. فقط گالشان گیلان و گالشان منطقه تنکابن و رامسر این رسم را داشتند. تقویمی که از آن جدیدا با عنوان تقویم گیلکی یاد میکنید هیچ ربطی به گیلک ها ندارد و مختص ما گالشان هست و بهش تقویم گالشی میگیم.
    ما گیلک زبان نیستیم چون به زبانمون گیلکی نمیگیم.
    ما گیلک نیستیم چون به خودمون گیلک نمیگیم.
    ما گالش هستیم و زبانمون هم گالشی هستیم.
    اسم ما را بیارید تا عادت کنید. چرا سعی در حذف قوم گالش دارید!!!
    شما دارید تمام رسم و رسومات گالشان را به اسم گیلک ها مصادره میکنید.
    ما گالشان همانند تات ها و دیلمانی ها و کلایی ها و ییلاقی ها بازماندگان قوم بزرگ دیلم هستیم و زبان گالشی همان زبان دیلمی هست.

Leave a Comment