فهیمه اکبر

مدتها پیش در بیستمین برنامهٔ رادیویی «بیس دئقه» فهیمه اکبر رو در حد اطلاعاتی که داشتم معرفی کردم. توی این فاصله خیلی از دوستان و خوانندگان جویای اطلاعات بیشتر و آهنگهای خونده شده توسط این زن خواننده و گیلان شناس شدن و حالا بالاخره تمام آثار صوتی ای رو که از ایشون دارم یکجا در همین پست برای دانلود میذارم و توضیحاتی هم بهشون اضافه میکنم و این رو هم بگم که این اطلاعات تکمیلی فقط با کمک و نقد و همکاری شما کاملتر خواهد شد و امیدوارم به زودی توی ویکیپدیای گیلکی مدخل و مقاله ای برای فهیمه اکبر داشته باشیم.

شونزده قطعه ای که برای دانلود میذارم از آلبومیه که در دههٔ ۹۰ میلادی در آمریکا منتشر شد. متاسفانه من به بروشور یا جلد این آلبوم دسترسی ندارم. اگر کسی سراغی ازش داره دريغ نکنه تا اطلاعات ما از اين اثار بيشتر بشه.

نکتهٔ دیگه اینکه این کارها رو توی هاستی گذاشتم که مطمئن باشه و خوب بديش اينه که لینک دانلود غیرمستقیمه یعنی بعد از کلیک روی هر آهنگ به صفحهٔ بعدي میرین که اونجا باید تازه لینک دانلود رو دریافت کنید. بابت زحمت دوبل شرمنده.

بریم سر وقت فایلها:

پی نوشت: شاید کسانی بپرسن چرا فهیمه اکبر رو گیلان شناس معرفی میکنی؟ به این دلیل که این زن بعد از اومدن به گیلان شروع به ثبت فرهنگ گیلکان کرد و حتی نویسندهٔ کتاب معروف طباخی گیلان هم هست. مطالعهٔ این متن از کوروش رنجبر هم برای اطلاعات بیشتر از زندگی این زن بزرگ پیشنهاد میشه.

جهانگیر سرتیپ‌پور و فهیمه اکبر و محسن اکبر؛ رشت ۱۳۳۴ ه.ش.
جهانگیر سرتیپ‌پور و فهیمه اکبر و محسن اکبر؛ رشت ۱۳۳۴ ه.ش.

بیس دئقه XXVI

این بیست و ششمین برنامه از برنامه های رادیو اینترنتی (پادکست) بیس دئقه است که میتونید از اینجا دانلود کنید یا برید به این کانال تلگرامی و اونجا بشنوید یا اگه دوست دارید توی ساندکلاد بشنوید.
یادتون نره که شنونده های این برنامه فقط به کمک همرسانی و معرفی شما بیشتر خواهد شد.

توی این برنامه این موزیکها رو خواهید شنید:

نؤرزبل أمؤندره، آرش ثابت
بئه پا به پا بشیم، آرش ثابت با همخوانی دیگران (اجرای زنده در نوروزبل ۱۵۸۳، دیلمان)
کاری از دیزی گیلسپی (Dizzy Gillespie) به نام اول یا کو (Ool Ya Koo)
کاری از یوهان یوهانسون (Johann Johannsson) به نام The Lord’s Prayer.

نؤرۊزبل أمؤندره.

آرش شفیعي ثابت ه کي شناسنین. ایمسالم یکته آهنگ بۊخؤنده نؤرۊزبل‌ئبه کي این ٚ وؤت دیمه‌مج ٚ شئه. أگه سأب نۊده بي، اي آهنگ ٚ وؤت دیمه‌مج ٚ أولي تجرۊبه ایسسه ؤ نأجه دأنم هیتؤ تترج تازه استعدادؤن گيلکي ادبیات ؤ مۊزیک ٚ فضا تازه واکۊنن. شیمه نؤرۊزبلم مۊبارک بۊبۊن.

اي آهنگ ه حتما بشین تلگرام ٚ مئن اي کانال ٚ مئن جیرأکشین بشتؤیین ؤ این ٚ شعر ٚ ترجۊمه أ فارسي بۊخؤنین: @gilakimind

تصویر «میرزا» و جنبش جنگل در سینما و تلویزیون

افخمی و علیرضا مجلل

م‍ردم ایران در سال‌های سیاه استبداد پهلوی، تصویر واضح و روشنی از میرزا کوچک و جنبش جنگل نداشتند و اگر تلاش‌های ابراهیم فخرائی در کتاب «سردار جنگل» نبود، اتهام دزد و راهزنی که همراه با اتهامات سیاسی تجزیه‌طلبی و وابستگی به اجانب، از میرزا و جنبش جنگل مطرح می‌شد، در اذهان می‌ماند. در زمانی که کلمات به گنه‌کار و بی‌گناه تقسیم می‌شد و هر تصویری ابتدا باید مطابق تصور همایونی ارائه و مصوب می‌شد تا مردم بتوانند ببینند و بدانند، جز عکس‌هایی در قاب‌های چوبی رنگ و رو رفته -که آن زمان چندان هم امکان تکثیر نداشتند- از میرزا و یارانش در پستوها نبود.
پس از انقلاب اما امکان بازسازی چهرۀ مرد انقلابی جنبش جنگل فراهم شد. با این وجود سینمای ایران علیرغم تولید آثاری چند با مضمون جنبش جنگل و میرزا کوچک، هنوز نتوانسته تصویر درستی از این حماسۀ ملی در اذهان شکل دهد.

ادامه خواندن “تصویر «میرزا» و جنبش جنگل در سینما و تلویزیون”

نگاهی دیگر به نقشمایه‌های جام زرین «افسانهٔ زندگی» در مارلیک

عزت الله نگهبان، مارلیک ٚ زیندگي جؤم' دسأگیته دأنه.
عزت الله نگهبان، مارلیک ٚ زیندگي جؤم’ دسأگیته دأنه.

مقاله‌ای جالب که تفسیر عزت الله نگهبان از جام زرین معروف به جام افسانهٔ زندگی (پیدا شده در بقایای تمدن مارلیک-دیلمان) را به چالش میکشه. این مقاله رو از اینجا دانلود کنین و بخونین.

۱۵۹۲ تیرماسینزه

 

أمير بگۊتاى: أولˇ بهار خۊجيره،
أولˇ بهار ؤ آلاله-زار خۊجيره
بۊلبۊل در چمن ؤ خؤ در تلار خۊجيره
سۊرمه چۊشم کيجاىˇ زۊلف کاکۊلدار خۊجيره

فارسی: امیر گفته است اول بهار زیباست/ اول بهار و شقایق‌زار زیباست/ بلبل در چمن و خوابیدن در «تلار» زیباست/ دختر سرمه به چشم کشیدهٔ با موی کاکل‌دار زیباست.

شیمه تیرماسینزه مۊبارک ببۊن. ضیا دسم درد نکۊنه که اي پؤستر ٚ زحمت’ بکشئه.

چند نکته در حاشیهٔ یک ادعا

مجلهٔ قاف در گفتگو با م.پ. جکتاجی (مدیر مسئول نشریهٔ گیلان شناسی گیله وا) این چند سطر را به نقل از ایشان منتشر کرده:

«قبل تر ها هرکسی از هر نقطه از گیلان به رشت می آمد گویش رشتی را می دانست؛ چون رشت مرکز استان بود و محل داد و ستد و مرکز اداری و فرهنگی. در نتیجه، رشتی تبدیل به لهجه ی معیار شده بود. مردمانش به زبان گیلکی رشتی صحبت می کردند و دیگران هم که می آمدند یاد می گرفتند و اگر روزی یک نفر رودسری با یک نفر فومنی برخورد می کرد و مشکل بود با هم گیلکی صحبت کنند لاجرم رشتی حرف می زدند»

(فصلنامه فرهنگی‌اجتماعی قاف، سال اول، بهار ۹۶، شماره‌ی ۳،صفحه‌ی۲۹. ریشه ها و تیشه ها. گفت و گو با محمدتقی پوراحمد جکتاجی)

این چند سطر ادعاهایی را دربارهٔ زبان گیلکی مطرح میکند که به دو دلیل نباید در مقابل آن سکوت کرد. اول اینکه این ادعا کاملا خلاف واقعیت اجتماعی و تاریخی ما گیلکان است و دوم اینکه این ادعای غیرواقعی به نوعی زمینه‌سازی برای هدفی است که برخی از تلاشگران عرصهٔ گیلان شناسی در مرکز استان مدتهاست سر در پی آن دارند: انتخاب لهجهٔ رشتی به عنوان لهجه یا گویش معیار گیلکی.

پیشتر بارها و بارها از جمله در یادداشت «بسگانگی در زبان گیلکی» و در نقد ایدهٔ قدیمی گویش معیار نوشته ام؛ اما اینجا فقط به ذکر چند نکته در ارتباط با این پاراگراف از حرفهای استاد عزيزم جناب جکتاجی بسنده میکنم. ادامه خواندن “چند نکته در حاشیهٔ یک ادعا”