جنگلˇ رۊزنامه گردأگیته (مجمۊعه)؛ ۱ تا ۳۱

 

جنگلˇ رۊزنامه لؤگؤ
جنگلˇ رۊزنامه لؤگؤ

 

جنگلˇ رۊزنامه، یکته نشريه بۊ کي سنگي چاپˇ همرأ هر هفته یک دفأ کسمای مئن مؤنتشر بنأبۊ ؤ اۊنˇ مئن جنگلئنˇ “افکار ؤ عمليات” دبۊ. رۊزنامه سرلؤحه سر بنويشته بۊ “نگهبان حقوق ایرانیان و منور افکار اسلامیان” (ايرانئنˇ حۊقۊقˇ پاسبؤن ؤ اسلامئنˇ افکارˇ رؤشنگر).

اي رۊزنامه’جي گيلکي ويکيپديا مئن ويشتر بۊخؤنين ؤ اينˇ ۳۹ ته شماره’جي، ۳۱ ته’ تينين ائره’ جي جيرأکشين:

۱۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱ – ۳۲ – ۳۳ – ۳۴ – ۳۵ – ۳۶ – ۳۷ – ۳۸ – ۳۹

 

تپهٔ پنچ‌پیران لاهیجان، محوطهٔ باستانی یا پارکینگ عمومی؟!

متن زیر را خانم مهتاب غلام‌دوست، کارشناس ارشد باستان‌شناسی و خوانندهٔ ورگ فرستاده است. ورگ آمادهٔ انتشار هر شکلی از توضیح میراث فرهنگی و دیگر صاحبان نظر در این مورد است.

 

وضعیت کنونی تپه پنج‌پیران و نمایی از جبههٔ جنوبی آن.
وضعیت کنونی تپه پنج‌پیران و نمایی از جبههٔ جنوبی آن.

 

یادم می‌آید اوّلین بار پاییز سه سال پیش بود که در جریان انجام پروژه‌ٔ درسی‌ام، از تپهٔ پنج‌پیران بازدید و عکس‌برداری کردم. اگرچه قبل از آن نیز چند باری وقتی که با وسیله‌ای، به طور اتفاقی از جادّهٔ خاکی کنار آن می‌گذشتیم، توجّه‌ام به این تودهٔ خاکی جلب شده بود! یادم هست وقتی اولین بار پا روی سطح تپه گذاشتم، از دیدن چاله‌های حفاری قاچاق در کنار قطعات شکستهٔ سفال و آجر و البته بقایای سرنگ و سایر ابزار مصرف مواد مخدر، چندان تعجبی نکردم! آخر آن زمان این تپه در یک منطقهٔ شهری خلوت و تا حدّی پرت قرار گرفته بود که جادّهٔ کناری آن به یک جادّهٔ خاکی منتهی می‌شد و رفت و آمد چندانی در اطراف آن صورت نمی‌گرفت. من که پیش از این تجربهٔ دیدن چنین صحنه‌هایی را در بزرگ‌ترین سایت‌های باستانی کشور، مثل غار قمری که از معروف‌ترین و مهم‌ترین محوطه‌های پیش از تاریخی ایران است داشتم، مسلما نه تعجّب کردم، نه -راستش را بگویم- حتّی توقع دیگری داشتم. چه انتظاری می‌شود از وضعیت تپه‌ای داشت که آن‌قدر کوچک شده و آب رفته که حتّی دیگر نمی‌شود به آن گفت تپه؟! تپه‌ای که فقط اسماً ثبت آثار ملّی شده و حتّی یک تابلو هم ندارد که اطّلاع دهد این تپه جز میراث باستانی است! ادامه خواندن “تپهٔ پنچ‌پیران لاهیجان، محوطهٔ باستانی یا پارکینگ عمومی؟!”

دانته و پرسش از بلاغت حاشیه‌نشینان

در این نوشته می‌پرسیم زبان‌های فرودست آیا می‌توانند راهی برای برهم زدن نظام سلطه زبانی بیایند؟ آیا زبان‌های حاشیه‌ای در نظام سلطه زبانی ملی یا فراملی می‌توانند خود را همچون زبان ادبی یا فلسفی از نو بسازند؟ نخست توضیح  کوتاهی درباره نظام سلطه زبانی و زبان‌های حاشیه‌ای می‌دهیم. سپس با بررسی مختصر رساله‌ای از دانته می‌کوشیم مسئلله را از زاویه دید او شرح دهیم و به نکات سودمند رویکرد او اشاره کنیم.

 

Sandro Botticelli Porträt des Dante Alighieri, 1495
زبان سیاسی‌ست. تاریخ زبان محل نبرد نیروها‌ بوده است. هر نیرویی تاریخی به درون زبان رخنه می‌کند و آن را به فرمان خویش می‌گیرد. زبان نیز به نوبه خود داغ نبرد نیروهای تاریخی را در خود حمل می‌کند. بسیاری از کلمات، تاریخی خون‌بار دارند. مثلاً نام شهرها از دسته کلماتی هستند که تاریخی خشن را با خود حمل می‌کنند و به‌روشنی جلوه زبانی نبرد نیرو‌ها را نشان می‌دهند. ادامه خواندن “دانته و پرسش از بلاغت حاشیه‌نشینان”

تزهایی درباره‌ی تاریخ گیلان

اشاره: هر پدیده غیرتاریخی، پدیده‌ای است غیرواقعی. هر پدیده غیرواقعی نه فقط ارزش توصیف و تبیین ندارد، بلکه می‌تواند تبیین فاعل شناسا را به بیراهه رهنمون شود. با اعتقاد به چنین اهمیتی برای تاریخ است که می‌توان گفت: هر پدیده طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از بطن و متن تاریخ هستی یافته و نمی‌توان آن را بدون ارتباط با زمان، شرایط و تاریخ مشخصی در پیدایش آن به‌درستی شناخت. به عبارت دیگر، نمی‌توان به شناخت درست و دقیق پدیده‌ای نائل شد، بدون آن‌که آن را در متن و کانتکست تاریخی آن بررسی کرد. جدا کردن پدیده‌های طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از کانتکست تاریخی آن، راهی جز تفسیر و تبیین غیرواقعی ندارد. پیداست هر امر واقعی که مهر تاریخ بر آن خورده و در فرآیند تاریخی، دستخوش تغییرات زمان هم شده باشد، باز هم این اکسیر تاریخ است که داغ بر اسب واقعیت زده است. به عبارتی، هیچ امر واقعی نمی‌تواند خود را از ساحت تاریخی بیرون بکشد.
ارائه تزهای تاریخی گیلان از این منظر است که برای مورخین و پژوهشگران گیلان اهمیت پیدا می‌کند. نگارنده معتقد است که شناخت تاریخ گیلان فقط برای مورخین گیلانی نیست که مهم است، بلکه شناخت این تاریخ و به‌ویژه قواعد حاکم بر آن می‌تواند برای تمام مورخین ایرانی از اهمیت برخوردار باشد. معتقدم و آن را در جایی نیز گفته و نوشته‌ام که تاریخ محلی گیلان، تاریخ ویژه‌ای در تمام فلات ایران است. این پهنه جغرافیایی تنها پهنه‌ای است که از آغاز تاریخ تا سال 1001 هجری قمری به‌صورت یک واحد سیاسی مستقل زیست داشته و در آن تحولات تاریخی ضمن متأثر شدن از تحولات تاریخی پیرامون خود، فرآیندی به‌مانند یک واحد سیاسی مستقل طی کرده است، با ویژگی‌های منحصر به فرد جغرافیایی و اقلیمی مشخص. از این رو شناخت قواعد آن، واجد ارزش کشف بسیاری از قواعد تاریخی است.
تزهایی که در این‌جا برای تاریخ گیلان ارائه شده است، به‌صورت گزاره‌هایی فرضی به قواعدی نظر دارند که در پرتو آن‌ها می‌توان برش‌های تاریخی گوناگون این پهنه از جغرافیای تاریخی و اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور را در ارتباط با متن و بطن شرایط مشخص تاریخی تبیین کرد. این گزاره‌ها هرکدام می‌توانند راهنمای پژوهش‌های گسترده‌تر باشند؛ با این توضیح که از ابتدای پژوهش نباید به‌عنوان حقایقی صلب و سخت، تلاش و پایبندی پژوهش‌گر را مصادره به مطلوب کرده باشد، بلکه این تزها تنها برای پژوهشگران می‌تواند جهت آزمودن واقعیت‌ها و اسناد و شواهد تاریخی راهنمای پژوهش باشند. با استناد به نکاتی که در بالا آمد، اکنون تزهای تاریخی درباره تاریخ گیلان در زیر ارائه می‌شوند.

ادامه خواندن “تزهایی درباره‌ی تاریخ گیلان”

آغاز و پایان نهضت‌ جنگل؛ گفتگو با شاپور رواسانی

ظهر یک‌روز تابستان بود که به خدمتش رسیدم. تازه از آلمان برگشته بود. تا لطف می‌کرد و شربتی می‌آورد، به کتاب‌هایش نگاهی انداختم. روبه‌رویم و در سمت چپ، کتاب‌های آلمانی و انگلیسی یک‌طرف اتاق را پر کرده بود. سمت راستم هم کتاب‌های فارسی بود. میان انگلیسی‌ها واژه «امپریالیسم» برایم برجسته است و در سمت راستم مجموعه‌ای از تاریخ و فرهنگ و ادب ایران. به نظرم اتاق کارش نمایی از شخصیت علمی و افق فکری اوست. استاد بازنشسته دانشگاه «اولدنبورگ» آلمان، متولد رشت و تحصیلکرده آلمان در علوم سیاسی و استاد صاحب‌کرسی آنجاست. با او به مناسبت 11آذرماه، سالمرگ «میرزاکوچک‌خان جنگلی» درباره اقتصاد سیاسی نهضت‌جنگل، مذاکرات کراسین و برخی موضوعات مطروحه گفت‌وگو کردیم.

مهدی بازرگانی

پرفسور شاپور رواسانی
پرفسور شاپور رواسانی

• شما اعتقاد دارید که ما به تاریخ کمتر نگاه اقتصادی داشته‌ایم. شما علاوه‌بر اینکه مورخ نهضت‌جنگل هستید، استاد اقتصاد کشورهای در حال رشد هم بوده‌اید. نگاه اقتصادی، شما را به سمت تحلیل چه نکاتی می‌برد؟
در مرامنامه جنبش جنگل که در کنگره کما تصویب شد، نظریات بسیار روشنی درباره اقتصاد ایران ارایه می‌شود. به اعتقاد من هنوز هم این برنامه بسیار پیشرفته‌تر است. ‌ای کاش آن برنامه اقتصادی در ایران پیاده می‌شد. شما بخش اقتصادی برنامه کما را مطالعه بفرمایید، در این مرامنامه از حقوق محرومین صحبت شده است. ادامه خواندن “آغاز و پایان نهضت‌ جنگل؛ گفتگو با شاپور رواسانی”

دئبارˇ نسق (سو ته واوین)

توضیح ضروری: سه پاره از کتاب عهد عتیق را به گیلکی برگردانده‌ام و این توضیح لازم است که این برگردان از زبان انگلیسی به گیلکی انجام شده و برای Old Testament (در فارسی: عهد عتیق) از ترکیب «دئبارˇ نَسَق» استفاده کرده‌ام. دئبار در گیلکی گالشان به معنی دوران کهن و قدیم است و نَسَق نیز به معنی بنچاق، سند، قرارداد، قباله‌ی پدربابایی و… است و البته در جاهایی به معنی ادب کردن هم آمده که من نزدیک‌ترین واژه برای Testament یافته‌ام.
دلیل انتخاب بر اساس ذوق و علاقه‌ی خودم (با تاکید روی جنبه‌های روایی این پاره‌ها یا باب‌ها) بوده و امیدوارم در آینده پاره‌هایی از متن‌های مقدس دیگر (عهد جدید و قرآن) نیز تقدیم خواننده‌های ورگ کنم. و توضیح آخر این‌که شرح برخی واژه‌ها در پایان آمده که بد نیست ابتدا آن‌ها را بخوانید و بعد این سه باب را.

ادامه خواندن “دئبارˇ نسق (سو ته واوین)”

ظرف آب به شکل زن برهنه‌ی زایا

Bear-Woman Vessel- Marlik, northwest Iran, c. 1200-1000 BC

ظرف آب به شکل زن برهنه‌ی زایا (Bear-Woman Vessel)
از جنس سفال پرداخت‌شده.
اندازه: ۲۴/۱ در ۱۴/۷ در ۱۶/۵ سانتی‌متر.
قدمت: ۱۲۰۰ تا ۱۰۰۰ پیش از میلاد.
یافت شده در شمال غرب ایران، مارلیک.
محل نگهداری: موزه‌ی هنر Cleveland
تاکید ویژه ای که در ساختار این ظرف آب بر روی ویژگی‌های جنسی این مخلوق دیده می‌شود به منزله ی ضمانتی برای باروری زنانی‌ست که از این ظرف آب می‌نوشیدند. برای دیدن تصویر در اندازه‌ی بزرگ‌تر روی عکس کلیک کنید.