جؤرپشته

يکی از اهداف بلندمدت ورگ، واکاوی نام‌واژه‌های گيلکی و رديابی تحريف‌های انجام‌گرفته در اين نام‌واژگان است.
نيما فريد مجتهدی، رفيق هميشه‌ی ورگ، بيشترين سهم را در اين تلاش دارد و هم‌او در ادامه‌ی دو يادداشت پيشين خود (در ارتباط با نام‌واژه‌های جؤرده و جؤردشت) اين‌بار با ارائه‌ی دو سند تاريخی در جهت اثبات بيش از پيش گفته‌های خويش برآمده است. يادداشت حاضر به همراه تصوير دو سند نام‌برده، دست‌رنج نيما فريد مجتهدی‌ست که با هم می‌خوانيم.

 

نگارنده پیش از این در دو نقد در رابطه با نام‌واژه‌های جؤرده (جواهرده رامسر) و جؤردشت (جواهردشت سیاهکلرود) سعی نمود، ادله و منابع مکتوب و مستندی برای رد فرضیاتی که سعی در توجیه نام‌واژه‌های تحریف‌شده‌ی جواهرده و جواهردشت داشت، ارایه نماید. هرچند منابع ارایه شده در این نقدها دارای اعتبار تاریخی و علمی بود، ولی متاسفانه به دلیل این که نگارنده به اسناد تاریخی به ویژه سندهای ملکی تاریخی روستاهای جؤرده و جؤردشت دسترسی نداشت، نتوانست علاوه بر آن منابع تاریخی، سندی دست اول نیز ارایه کند. اما وقتی به مطالعه‌ی اسناد مبادله‌ی املاک در شهر لاهیجان مربوط به دوره‌ی قاجار مشغول بودم، در چند سند مالکیت نکته‌ای توجه مرا به خود جلب نمود که انگیزه‌ی اصلی نوشتن این مطلب در رابطه با نام‌واژه‌ی جواهر‌پشته در شهر لاهیجان، که گویا دچار سرنوشتی مشابه با جؤرده و جؤردشت بوده، گردید. ادامه خواندن “جؤرپشته”

از همه‌جا سماموس، همه‌جا سماموس

اشاره: عکس‌هايی که مشاهده می‌کنید، حاصل حدود چهار سال دقت و پژوهش در مورد کوه سماموس و دره‌های اطراف آن است. به این نکته توجه داشته باشید که کوه سماموس به صورت توده‌ای منفرد در شرق گیلان جلوه‌گر می‌باشد. این عکس‌ها چکیده‌ای از چند هزار عکس از این کوه می‌باشد، اين عکس‌ها جنبه زیباشناختی ندارند، بلکه تنها برای آشنایی از موقعیت کوه سماموس است که به مخاطبان ورگ تقدیم شده است. و توضیحات آن ساده و خلاصه می‌باشد که امیدوارم مورد استفاده‌ی دوستان قرار گیرد.

نمایی از جبهه‌ی شمالی سماموس از روی قله اَته کو (عطا کوه)، ماه فروردین
نمایی از جبهه‌ی شمالی سماموس از روی قله اَته کو (عطا کوه)، ماه فروردین

[برای ديدن عکس‌ها در اندازه‌ی واقعی، روی‌شان کليک کنيد، در ضمن به دليل وجود عکس، بارگذاری صفحه ممکن است طول بکشد.] ادامه خواندن “از همه‌جا سماموس، همه‌جا سماموس”

واکاوی نامواژه‌ی سُماموز (سماموس)

گيلان جان، ايلميلی سورخ ِ قبايه
سُماموس تی چومه، دؤلفک تی پايه
هزاران گب داره تی کاس ِ دريا
بنازم تی چومه، تی دست و پايه
م.مَندج

 

نمایی از سُماموز از جاده هألی‌دشت به خسیل‌دشت
نمایی از سُماموز از جاده هألی‌دشت به خسیل‌دشت

مقدمه
کوه سُمامُوز (سماموس) با ارتفاع 3703 متر، يک طاقديس مرکب و رورانده می‌باشد که توسط دره‌های رودخانه‌های پولرود [پولؤرود]، کاکرود، کَشکی، اژدهارود، سُموش و خشکه‌رود زهکشی می‌شود. اين کوه تنها قله‌ی بالای 3000 متر البرز می‌باشد که کمترين فاصله را با دريای کاسپين دارد. کوه سُمامُوز به علت ارتفاع زياد و جهت پر شيب آن که در سمت دريای کاسپين می‌باشد، از تمام مناطق شرق گيلان به صورت یک توده‌ی منفرد قابل رويت است. اين مطالعه با به‌کارگيری منابع و تلفيق نتايج آن‌ها سعی در ارائه‌ی يک واکاوی منسجم در مورد نام‌واژه کوه سُمامُوز دارد. ادامه خواندن “واکاوی نامواژه‌ی سُماموز (سماموس)”

کالبدشکافی دغدغه‌ی يک پژوهشگر

اشاره:
با خواندن نسخه‌ی الکترونيکی مقاله‌ی «مشکلی به نام جواهرده يا ده جواهر» هفته‌نامه‌ی موج شمال در وبلاگ موج شمال در رابطه با نام‌واژه‌ی جؤرده (جواهرده) لازم دانستم نکاتی چند را در رابطه با اين مقاله در اين نقد بازگو نمايم. تا شايد اين شفاف‌سازی، هم براي نويسنده‌ی محترم مقاله مفيد واقع گردد، که به گفته‌ی خودشان دغدغه‌ی چندين‌ساله‌ی ايشان است و هم‌چنين يادآوری دوباره‌ای باشد درباره‌ی نام‌واژه‌های تحريف شده در زبان گيلکی و اصرار در کاربرد اين گونه تحريفات که به طور حتم در آينده به نفع زبان و هويت گيلکان نخواهد بود.

جؤرده
جؤرده

بحث:
مقاله‌ی مورد نظر حول سه فرضيه‌ی عمده در رابطه با نام‌واژه‌ی جؤرده مي‌باشد. که قبل از پرداختن به نقد، اشاره‌اي به اين سه فرضيه‌ی نويسنده را لازم مي‌دانم.
ادامه خواندن “کالبدشکافی دغدغه‌ی يک پژوهشگر”

جؤردشت آری، جواهردشت خیر!

نقدی بر کتاب جغرافیای تاریخی اشکورات با نگاهی گذرا به جواهردشت

پیشگفتار:
«بازیابی معانی و چگونگی نام‌گذاری واژه‌های جغرافیا کار پیچیده و دشواری است. توشه‌ای از دانش زبان‌شناسی، جغرافیا، تاریخ، جغرافیای تاریخی، دیرین‌شناسی، گیاه‌شناسی و جز این‌ها می‌خواهد. که بی‌تردید بایسته‌ی کاری گروهی است. بسیاری از این نام‌واژه‌ها از یک سو در بستر دگرگونی‌های زبانی رنگ باخته‌اند و یا در گذرگاه‌های گفتاری گونه‌گون شده و با گذشت سده‌ها و هزاره‌ها، بن‌مایه‌های خود را از دست داده‌اند و می‌توان گفت که لایه‌هایی از فراموشی و گمشدگی بر بدنه‌ی آن‌ها تنیده شده است و هم‌چنین از سوی دیگر توسط اهمال برخی دست اندرکاران و برخی افراد متصدی فرهنگی تغییر یافته‌اند. و ما نیز این واژه‌های نهان شده در لفاف زمانه را بر زبان می‌رانیم بی آن‌که از معانی آن چیزی بدانیم. با واکاوی این نام‌واژه‌ها می‌توانیم به برش‌های زیبای فرهنگ پیشینییان دست یابییم. از چگونگی نگاه و نگرش آنان به طبیعت و تاریخ و اسطوره، باورهای دینی و پیوندهای گوناگون فرهنگی آگاه شویم. بر ماست که در این راه از شیفتگی و ساده‌انگاری بپرهیزیم چون ره‌آوردی جز کژراهه ندارد.» (ایرج شجاعی‌فرد، گیله‌وا شماره ۲، صفحه‌ی ۱۵، با کمی تغییر)

جؤردشت
جؤردشت

ادامه خواندن “جؤردشت آری، جواهردشت خیر!”