موسیو باسیل نیکیتین [*] دیپلمات لهستانی الاصل روسی در سالهای ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۹ میلادی مامور خدمات سیاسی و کنسولی در ایران بود. او در این فاصله مدتی هم کنسول روس در رشت بود و در بخشی از وقایع مربوط به نهضت جنگل نقش داشت. نیکیتین هنگام اقامت خود در ایران و گیلان علاوه بر انجام خدمات سیاسی و نظامی، مطالعات شرق شناسی نیز انجام داد. یادداشتهای او در مورد گیلان در کتاب «خاطرات و سفرنامه موسیو، ب. نیکیتین» به ترجمهٔ علیمحمد فره وشی (مترجم همایون) آمده است. وی در جایی از کتاب (ص ۱۶۰) ضمن شرح فعالیتهای سیاسیاش در گیلان، وقتی از مطالعات غیردیپلوماتیک خود صحبت میکند مینویسد:
«…اما لازم بود که بغیر از این اطلاعات که در مشاغل روزانه برای من حاصل میشد مطالعات دیگری هم بکنم: ابتدا به این فکر افتادم که طریقه حرف زدن گیلکی را یاد بگیرم زیرا که دهقانان گیلان مخصوصا زنان آن ها بجز زبان گیلک زبان دیگری نمیدانند. شنیده بودم که مجموعه اشعاری به زبان گیلکی است که نامش نیزار است ولی نسخه آن منحصر بفرد بود بنا بر روایتی درویشی این کتاب خطی را که در امامزاده ای بوده ربوده است و نظر باینکه نوشته ای بدست من نیفتاد بر آن شدم که اشعاری را از کسانی که خوش لهجه بودند شنیده و یادداشت نمایم…»
در این جا به چند نکته باید اشاره کنم :
۱- مطابق نوشته کنسول روس در رشت، صد و بیست سال پیش زبان گیلکی چنان کاربردی داشت که یک کنسول برای توفیق در انجام امور ادادی و دیپلماتیک خود نیاز به یادگیری آن داشت.
۲- عموم گیلکها بویژه دهقانان و زنان روستایی زبانی جز گیلکی نمیدانستند. ظهور پدیدهٔ دوزبانگی در گیلان از دههٔ چهل شمسی آغاز و کمکم فراگیر شد و طی یک برنامهٔ زیر پوستی ملی به ظاهر شیک تجددگرایانه، اول از همه به دختران و زنان گیلک سرایت کرد تا در نهایت زبان مادری به حاشیه رانده شود و زمینه برای امحا یکی از زبانهای قومی ایرانی به سود زبان رسمی فراهم شود. ببینید چگونه در عرض فقط ۱۲۰ سال زبان زنان و دختران گیلانی از گیلکی به فارسی تبدیل شده است! تغییرات گاهی آرام، ناآگاهانه، زیرپوستی و بعد داوطلبانه و با توجیه و تسلیم انجام میشود و نهایتا بجایی میرسد که امروز به مرحلهٔ استحاله و بحران رسیده است.
۳ – از درویشی که اشاره شد و بسیاری از دراویش، خود عاملین بومی یا غیر بومی دلالان یهودی بودند که کتب خطی، اشیا زیر خاکی و آثار عتیقه را به خارج از کشور انتقال دادهاند. اگر دیوان پیر شرفشاه دولایی بعد از ۷۰۰ سال در بخارست پایتخت رومانی پیدا شد، بعید نیست «نیزار» نیز روزگاری سر از یکی از کتابخانههای دیگر جهان درآورد.
این یادداشت از کانال م. پ. جکتاجی و گیلهوا در تلگرام بازنشر شده است.
توضیحات:
[*] Васи́лий Петро́вич Ники́тин. متولد ۱۸۸۵ و مرگ ۱۹۶۰.

دیدگاهتان را بنویسید