بیس دئقه XX

این بیستمین بیس دئقه است. رادیو اینترنتی به زبان گیلکی. این یکی قرار است بهاری باشد. فایل برنامه را از اینجا بگیرید و بشنوید. یا از اینجا بشنوید:

[soundcloud url=”https://api.soundcloud.com/tracks/197113351″ params=”auto_play=false&hide_related=false&show_comments=true&show_user=true&show_reposts=false&visual=true” width=”100%” height=”150″ iframe=”true” /]

 

فهیمه اکبر

در این برنامه این صداها را خواهید شنید:

فرهاد: آهنگ کتیبه روی شعری از فریدون رهنما با اندکی تغییر
فهیمه اکبر
بهرام کریمی
بهاران خجسته باد، ساخته‌ی اسفندیار منفردزاده روی شعری از عبداله بهزادی در بهمن ۵۷
محمدولی مظفری: شعر کرک لنگه
Counting Bodies Like Sheep to the Rhythm of the War Drums از گروه A perfect circle
بر پا خیز، ساخته‌ی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور در سال ۵۷ روی آهنگ انقلابی شیلیایی «خلق متحد» (El pueblo unido jamás será vencido).

کامنت و ایمیل بنویسید و نظر خود را در مورد این برنامه و در کل بیست برنامه‌ی بیس دئقه بگویید.

اتنها کمکی که از شما انتظار دارم، همرسانی و اشتراک این برنامه است. پس اگر میخواهید کمکی کنید صدای این رادیو را به افراد بیشتری برسانید. این لینک را به اشتراک بگذارید یا فایل برنامه را به دوستان خود برسانید.

نژاد، مفهومی زیستی یا فرهنگی؟

مفهوم نژاد یکی از مناقشه‌برانگیز­ترین مفاهیم در جهان انسانی‌ست که جنگ­ها، آوارگی­ها و مرزبندی­های بسیاری را به جمعیت­های گوناگون تحمیل کرده است. تنها در قرن بیستم بود که این مفهومِ منتسب به زیست‌شناسی، در ترکیب با ایدئولوژی سیاسی، زمینه­ را برای شعله‌­ور شدن آتش خونبارترین جنگ تاریخ بشر فراهم کرد؛ جنگی با بیش از شصت میلیون نفر تلفات انسانی. اما مفهوم نژاد از نظر علم زیست‌­شناسی تا چه حد قابل اعتناست و چه نسبتی با مفاهیم علمی دیگر همچون سازگاری با محیط دارد؟ چه رابطه‌­ای میان نژاد و تنوع ژنتیکی در میان انسان­ها وجود دارد؟ به گفته‌­ی زیست‌شناس تطوری آلن تمپلتون[1]، نژاد در میان شامپانزه‌­ها که نزدیک‌­ترین خویشاوندان تطوری ما هستند، وجود دارد اما این مفهوم را به سادگی در مورد انسان نمی­توان به کار برد. انسان­‌شناسی زیستی آلن گودمن[2] معتقد است، درک بی‌­اعتبار بودن نژاد از نظر انسان­‌شناختی، همچون چرخش در نگرش انسان از زمین مسطح به زمین کروی، نیاز به تغییر دیدگاهی اساسی دارد زیرا آن­چه به چشم می­‌آید، فریب‌دهنده است. بدون شک تفاوت­های ظاهری آشکاری در میان جمعیت­های مختلف انسانی به چشم می­خورد. اما در مورد این که آیا این تفاوت­ها را باید به عنوان نژادهای گوناگون بشر تلقی کرد تردیدهای جدی وجود دارد. امروزه انسان‌­شناسان دلایل بسیاری دارند تا باورهای رایج در مورد نژاد (به عنوان مفهومی زیست‌شناختی) را به چالش بکشند و از همین رو به دلایل متفاوت، نژاد را بیشتر برساخته‌­ای فرهنگی می­دانند تا واقعیتی زیستی. مفهوم سیاه‌­پوست یا سفیدپوست بودن در طول زمان و مکان و از فرهنگی به فرهنگ دیگر متغیر است و علاوه بر این معیاری مشخص و جهان‌شمول نیز برای تعیین نژاد وجود ندارد.

نقشه‌­ی پراکندگی جمعیتی از نظر رنگ پوست
نقشه‌­ی پراکندگی جمعیتی از نظر رنگ پوست

ادامه خواندن “نژاد، مفهومی زیستی یا فرهنگی؟”

پیرامون کوچک خان جنگلی و تحریف استعماری تاریخ آن

خسرو شاکری
خسرو شاکری

گفتن ندارد که چهره‌های تاریخی برآمده از تاریخ‌اند، و چهره‌های گوناگون از تقاطع عوامل گوناگون تاریخ. در ایران چهره‌های تاریخی کم نبوده‌اند- چه از گونه‌ی خدمتگزار مردم چه از گونه‌ای که ظاهراً به نام منجی کشور و منافع مردم برخاسته‌اند، اما در جمع‌بندی تاریخی واقعیت عمل آنان وارونه‌ی آنی بوده است که خود نمایانده‌اند یا مبلغان‌شان پیرامون‌شان افسانه بافته‌اند، افسانه‌هایی که در پرتو نور درخشان واقعیت‌ها و تحلیل‌های تاریخی پنبه میشوند، اما همواره این افسانه‌زدایی زمان میطلبد.

در دوران معاصر، در عصری که بر خلاف گذشت‌های دور، هنگامی که مردم خود قهرمانان ملی خویش را خود بر میگزیدند، قلم تاریخ نویسی عمدتاً در دست صاحبان قدرت‌های تبلیغاتی بوده است، خادمان به منافع مردم و کشور همواره شناسایی لازم را در اذهان مردم نمییابند، چه قدرت پروپاگاند ایدئولوژیک، که به نام تاریخنگاری به خورد مردمان داده میشود، آنچنان نیرومند است که توانایی تفکر و ارزیابی را از مردمان سلب میکند، اگرچه این گونه پروپاگاند همواره کارا نیست و اثر منفی خود را نمیتواند گذارد.
ادامه خواندن “پیرامون کوچک خان جنگلی و تحریف استعماری تاریخ آن”

متن کامل بیانیه اعلام جمهوری سوسیالیستی در گیلان توسط جنگلیان

هیچ قومی از اقوام بشر به آسایس و سعادت نائل نمی‌گردد، به سیر شاهراه ترقی و تعالی موفق نمی‌شود، مگر به حقوق خود واقف گشته، کاملا ادراک کند که خدای متعال همه‌ی آنها را آزاد آفریده، [و] بنده و ذلیل همدیگر نیستند. طوق بندگی یکدیگر را نباید بگردن بیندازند. همچنین به ابناء جنس خود حق ندارند حاکم مطلق و فعال مایرید باشند. تمام انبیاء اولیاء متقننین و بزرگان، جمیع فلاسفه و حکما و همه‌ی سوسیالیست‌های سابقه و حالیه‌ی دنیا، کلیه غمخواران جنس بشر، هر کدام به نوبه خود در این عالم ظهور نمودند که همه‌ی افراد انسان را از مزایای این حق مشروع طبیعی‌شان آگاه کنند.

تمبر جمهوری گیلان
با این کیفیت، یک دسته از اصناف مخلوق که بصورت انسان و بسیرت از هر درنده‌ی بی‌رحم‌تر و قسی‌القلب‌تراند به نام پادشاه، وزیر، حاکم، رئیس و امثال آنها جهت شهوترانی و آزار انسانی که به هر طریق غیر مشروع بود، به ابناء جنس خود مسلط شده، به جان و مال و عرض و ناموس و همه‌ی هستی و ماحصل زندگی و جمیع قوائد حیاتی آنها دخالت کرده، راحت خود را در زحمت مردم، بقای خود را در فدای مردم، لذت و کامرانی خود را در رنج و ناتوانی مردم دانسته، بلکه بالاتر، خلقت خود را فوق خلقت سایرین تصور کرده و می‌کنند. نه به کتب آسمانی وقعی، و نه به قوانین و نصایح انسانی وقری، و نه به درماندگان مسکین و رنجبران بیچاره ترحمی. صفحات تاریخ فجایع عملیات آنها را به ما نشان داده، و شواهد حسی کافی است که چه کرده و می‌کنند. بیچاره مردم، همان مردمی که از اصول خلقت و از حقایق ودایع طبیعت بی‌خبرند مانند گوسفند خود را تسلیم این ستمکاران نموده، دم کاردهای برنده‌ی این سلاخان بی‌رحم دست و پا زده، مطیع صرف، بلکه خود را بنده و برده‌ی آنها دانسته، در عالم ذهن و تصور خود خطور نداده که روزی ممکن است سلاسل عبودیت این عزیزان بی‌جهت از هم گسیخته و از زیر بار اسارت و بندگی این خدایان مصنوعی بتوان شانه خالی نمود. ادامه خواندن “متن کامل بیانیه اعلام جمهوری سوسیالیستی در گیلان توسط جنگلیان”

جغرافیای ناهمواری‌های اشکور

اشاره: در این مقاله به جغرافیای کوه‌های اشکور در شرق گیلان و غرب مازندران پرداخته شده است. هدف، ارائه تصویری منسجم و علمی از جغرافیای این منطقه و تبیین نقش ساختمان زمین‌شناسی و زمین‌ریخت‌شناسی ساختمانی در شکل ناهمواری‌ها و مناظر جغرافیایی اشکور است. چون اشکور منطقه‌‌ای کوهستانی است، بنابراین تکیه اصلی این مقاله بر جغرافیای کوهستانی و ناهمواری‌ها‌ استوار است. لازم به ذکر است در توصیف جغرافیای طبیعی منطقه، شاید اندکی از مرزهای سیاسی تحقیق فراتر رفته‌، که دلیل آن پیوستگی و گسترش پدیده‌های طبیعی فارغ از مرزهای سیاسی است. به همین دلیل سعی شده برای جلوگیری از ناقص ماندن مطلب، بحث کامل ارائه گردد. از گستردن مطالب به مباحث تخصصی تا آنجا که نگارندگان توانایی داشته، پرهیز شده است و سعی بر این بوده مباحث به طور ساده بیان شود. در منطقه از لحاظ زمین‌شناختی، سنگ‌های متعلق به دوران دوم (مزوزوئیک) بخش اعظم رخنمون‌های سنگی منطقه را می‌سازند. گسل‌ها نقش مهمی در شکل‌گیری و جهت کشیدگی ناهمواری‌های منطقه دارند. روند ناهمواری‌های منطقه روندی شمال‌غربی-‌جنوب‌شرقی است. منطقه اشکور بدون شک پایتخت کوه‌های مرتفع گیلان است. تمامی کوه‌های بالای 3000 متر استان گیلان، به غیر از سه قله بغروداغ، مولوم و ارگنه، در این منطقه جغرافیایی قرار دارند. از ویژگی‌های ناهمواری‌های این منطقه، وجود توده‌های کوهستانی منفردی است که با دره‌های عمیقی از یکدیگر جدا شده‌اند. وجود این توده‌های کوهستانی، نقش مهمی در مناظر و چشم‌اندازهای جغرافیایی و بوم‌شناختی منطقه دارند. وجود تنوع توپوگرافیک و همجنین تغییرهای شدید ارتفاعی، سبب تنوع زیستی در این منطقه شده است. به دلیل تغییرهای شدید وضعیت توپوگرافی، تنوع آب‌وهوایی و توان بوم‌شناختی بالای منطقه و دور از دسترس بودن بخش‌های کوهستانی آن، بسیاری از محدود ذخایر ژنتیکی و زیستی رشته کوه البرز در محدوده سیاسی استان گیلان، در این منطقه وجود دارند. از جمله ذخیره‌گاه‌های جنگلی چون درختان زربینِ گرمابدشت و درختان ارس اشگرسر و وجود گونه‌های جانوری شاخصی چون کل و بز و… توزیع جغرافیایی سکونتگاه‌های انسانی نیز تابع وضعیت غالب چشم‌اندازهای کوهستانی خشن ‌منطقه ‌است. معیشت مردمان این سرزمین در طی قرون متمادی در سیطره‌ی این جغرافیای خشن، اما پرنعمت قرار داشته است.

ادامه خواندن “جغرافیای ناهمواری‌های اشکور”

تزهایی درباره‌ی تاریخ گیلان

اشاره: هر پدیده غیرتاریخی، پدیده‌ای است غیرواقعی. هر پدیده غیرواقعی نه فقط ارزش توصیف و تبیین ندارد، بلکه می‌تواند تبیین فاعل شناسا را به بیراهه رهنمون شود. با اعتقاد به چنین اهمیتی برای تاریخ است که می‌توان گفت: هر پدیده طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از بطن و متن تاریخ هستی یافته و نمی‌توان آن را بدون ارتباط با زمان، شرایط و تاریخ مشخصی در پیدایش آن به‌درستی شناخت. به عبارت دیگر، نمی‌توان به شناخت درست و دقیق پدیده‌ای نائل شد، بدون آن‌که آن را در متن و کانتکست تاریخی آن بررسی کرد. جدا کردن پدیده‌های طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از کانتکست تاریخی آن، راهی جز تفسیر و تبیین غیرواقعی ندارد. پیداست هر امر واقعی که مهر تاریخ بر آن خورده و در فرآیند تاریخی، دستخوش تغییرات زمان هم شده باشد، باز هم این اکسیر تاریخ است که داغ بر اسب واقعیت زده است. به عبارتی، هیچ امر واقعی نمی‌تواند خود را از ساحت تاریخی بیرون بکشد.
ارائه تزهای تاریخی گیلان از این منظر است که برای مورخین و پژوهشگران گیلان اهمیت پیدا می‌کند. نگارنده معتقد است که شناخت تاریخ گیلان فقط برای مورخین گیلانی نیست که مهم است، بلکه شناخت این تاریخ و به‌ویژه قواعد حاکم بر آن می‌تواند برای تمام مورخین ایرانی از اهمیت برخوردار باشد. معتقدم و آن را در جایی نیز گفته و نوشته‌ام که تاریخ محلی گیلان، تاریخ ویژه‌ای در تمام فلات ایران است. این پهنه جغرافیایی تنها پهنه‌ای است که از آغاز تاریخ تا سال 1001 هجری قمری به‌صورت یک واحد سیاسی مستقل زیست داشته و در آن تحولات تاریخی ضمن متأثر شدن از تحولات تاریخی پیرامون خود، فرآیندی به‌مانند یک واحد سیاسی مستقل طی کرده است، با ویژگی‌های منحصر به فرد جغرافیایی و اقلیمی مشخص. از این رو شناخت قواعد آن، واجد ارزش کشف بسیاری از قواعد تاریخی است.
تزهایی که در این‌جا برای تاریخ گیلان ارائه شده است، به‌صورت گزاره‌هایی فرضی به قواعدی نظر دارند که در پرتو آن‌ها می‌توان برش‌های تاریخی گوناگون این پهنه از جغرافیای تاریخی و اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور را در ارتباط با متن و بطن شرایط مشخص تاریخی تبیین کرد. این گزاره‌ها هرکدام می‌توانند راهنمای پژوهش‌های گسترده‌تر باشند؛ با این توضیح که از ابتدای پژوهش نباید به‌عنوان حقایقی صلب و سخت، تلاش و پایبندی پژوهش‌گر را مصادره به مطلوب کرده باشد، بلکه این تزها تنها برای پژوهشگران می‌تواند جهت آزمودن واقعیت‌ها و اسناد و شواهد تاریخی راهنمای پژوهش باشند. با استناد به نکاتی که در بالا آمد، اکنون تزهای تاریخی درباره تاریخ گیلان در زیر ارائه می‌شوند.

ادامه خواندن “تزهایی درباره‌ی تاریخ گیلان”

آغاز و پایان نهضت‌ جنگل؛ گفتگو با شاپور رواسانی

ظهر یک‌روز تابستان بود که به خدمتش رسیدم. تازه از آلمان برگشته بود. تا لطف می‌کرد و شربتی می‌آورد، به کتاب‌هایش نگاهی انداختم. روبه‌رویم و در سمت چپ، کتاب‌های آلمانی و انگلیسی یک‌طرف اتاق را پر کرده بود. سمت راستم هم کتاب‌های فارسی بود. میان انگلیسی‌ها واژه «امپریالیسم» برایم برجسته است و در سمت راستم مجموعه‌ای از تاریخ و فرهنگ و ادب ایران. به نظرم اتاق کارش نمایی از شخصیت علمی و افق فکری اوست. استاد بازنشسته دانشگاه «اولدنبورگ» آلمان، متولد رشت و تحصیلکرده آلمان در علوم سیاسی و استاد صاحب‌کرسی آنجاست. با او به مناسبت 11آذرماه، سالمرگ «میرزاکوچک‌خان جنگلی» درباره اقتصاد سیاسی نهضت‌جنگل، مذاکرات کراسین و برخی موضوعات مطروحه گفت‌وگو کردیم.

مهدی بازرگانی

پرفسور شاپور رواسانی
پرفسور شاپور رواسانی

• شما اعتقاد دارید که ما به تاریخ کمتر نگاه اقتصادی داشته‌ایم. شما علاوه‌بر اینکه مورخ نهضت‌جنگل هستید، استاد اقتصاد کشورهای در حال رشد هم بوده‌اید. نگاه اقتصادی، شما را به سمت تحلیل چه نکاتی می‌برد؟
در مرامنامه جنبش جنگل که در کنگره کما تصویب شد، نظریات بسیار روشنی درباره اقتصاد ایران ارایه می‌شود. به اعتقاد من هنوز هم این برنامه بسیار پیشرفته‌تر است. ‌ای کاش آن برنامه اقتصادی در ایران پیاده می‌شد. شما بخش اقتصادی برنامه کما را مطالعه بفرمایید، در این مرامنامه از حقوق محرومین صحبت شده است. ادامه خواندن “آغاز و پایان نهضت‌ جنگل؛ گفتگو با شاپور رواسانی”