این متن گزارشی است که در ۲۷ آبان ۱۳۳۷ در هفتهنامهٔ فردوسی منتشر شد. یعنی چند سالی پس از کودتای ۲۸ مرداد و بازگشت شاه از فرار و سرکوب تمام احزاب و عقايد و در دورانی که آمریکاییها بهطور تمام و کمال در عرصههای مدیریتی و مشورتی کشوری و لشکری ایران حضور و نظارت داشتند.
هفتهنامهٔ فردوسی نیز بالاخره در ۱۳۵۳ به صورت فلهای به همراه ۶۱ نشریهٔ دیگر به دستور شاه و هویدا تعطیل شد.
صرفا در برخی جاها برای راحتی مطالعه ویرگولهایی افزوده شده و توضيحاتی داخل [ ] آورده شده است. توضيحات زير دو تصوير گزارش در متن نيامده اما در تصوير اصل گزارش میتوانید آنها را بخوانيد. تصاوير اصل گزارش در مجلهٔ فردوسی در انتهای همین گزارش آورده شده. با تشکر از فرزام حسینی که این گزارش را در اختيار ورگ گذاشت.
از تمام انزلیچیهای قدیمي خواهش ميکنم در بخش کامنتها اطلاعات ما را پيرامون «قتلگاه» و ماجراي موجشکن تکميل و تصحيح کنند.
گزارشی که برای اولین بار در مطبوعات منتشر ميشود
خطر خشکی کانال بندر پهلوی و سواحل اطراف را تهدید میکند
این مقاله را یکی از مطلعین که به اوضاع و احوال بحر خزر آشنائی کامل دارد نگاشته و اطلاعات ایشان از هر لحاظ معتبر است. توجه مقامات مسئول را به نظریات مندرج در این مقاله جلب میکنیم
پایان قرارداد
شنکشهای شوروی ماه گذشته با خاتمهٔ قرارداد ایران و شوروی در مورد پاک کردن کانال بندر پهلوی [انزلی] آبهای ایران را ترک نمودند ولی یک نگاه دقيق به کانالی که اخيرا لاروبی شده است به خوبی معلوم میدارد که این قرارداد آنطور که پیشبینی میشده است به نتيجه مطلوب نرسيده و در واقع نمیتوانسته است برسد و از هم اکنون ميتوان پيشبينی کرد که ديرزماني نخواهد گذشت که کانال مذکور خشک شده و این شاهراه دريایی از دست خواهد رفت.
درواقع علت اصلی این امر برخلاف آنچه که به ظاهر تصور میشود و بسیاری از منفیبافان شهرت دادهاند مبنی بر اينکه در اواسط بحر خزر شکافهایی ایجاد شده که آب بحر خزر را به داخل خود میمکد صحیح نيست زيرا اگر اين اصل پذیرفته شود بايد پرسيد که چرا بنادر شوروی تا به این اندازه خشک نشده و چرا روزبروز بر وسعت خشکی سواحل بندر پهلوی افزوده میشود.
کانال بندر پهلوی با آنکه در همين ماههای گذشته حفاری شده است نه تنها کوچکترين شباهتی از نظر عمق و وسعت آب با کانال قبل از شهریور بیست [منظور دوران پهلوی اول] ندارد. بلکه وسعت دامنهٔ خشکی به قدری موحش است که تقريبا به صورت پنجاه سال پيش با جمجمهٔ یک گاو مرده پل درست ميکنند و از پهلوی به غازیان خواهند رفت.
جادههای دریایی
قبل از شهريور بيست موقعي که ادارهٔ بنادر را شورویها به دولت ایران واگذار کردند دریای خزر و رودخانههای آن بهقدری پرآب بود که در کورهرودخانههای آن کشتیهای بزرگ عبور و مرور میکردند ولی امروز نه تنها رودخانهها اين موقعيت خود را از دست دادهاند بلکه بايد گفت که کانال بندر نيز کمکم در نتيجهٔ وسعت خشکی موقعيت خود را در مورد قبول کشتی از دست میدهد.
در جغرافیای اقتصادی دول متمدن، دریا کمخرجترین و بهترين جادههای مستقيم تجارتی است که طبيعت در اختيار بشر گذاشته و ما با آنکه صاحب چنين جادههای دريايي بودهایم پس از شهريور بيست به عللی که ذکر خواهد شد نتوانستيم اين جادههای آبي را حفظ و نگهداری کنیم و نتیجه آن شده است که با روسها قرارداد ببنديم که بيايند و براي کشتيهاي سبک خود يک کورهراه در داخل کانال باز کنند تا کشتيهاي آنان بتوانند در کنار بندر لنگر بياندازند.
بررسي بيغرضانه
هرگاه مطلع بيغرضي روي موجشکن بندر پهلوي به حالتي که پشتش به دريا و نگاهش به ساحل باشد بايستد ملاحضه خواهد کرد که يک خط منحنی از موجشکن کشيده شده و اين انحنا قريب شش کيلومتر جلو رفته است.
اگر آب درياي خزر کم شده باشد در اين صورت ميبايست در همهٔ نقاط خشکي يکسان باشد در حاليکه با يک بررسي ساده و در عين حال دقيق معلوم خواهد شد که دورتر از شش کيلومتري موجشکن اثري از خشکي به چشم نميخورد و تنها به طرف موجشکن و داخل کانال و مرداب خشک شده است.
اين مردابها که امروز اکثر آنها خشک شده قبل از شهريور بيست در حدود چهل کيلومتر طول داشتهاند که در کنارههای آن بيش از پانصد آبادی بزرگ و کوچک قرار داشت و دهکدههایی چون آبکنار در حدود هزار خانوار داشتند ولي امروزه در نتيجهٔ عدم توجه اين مرداب به صورت باتلاقي درآمده است و جمع کثيري از دهقانان و دهنشينان اطراف آن از زندگي محروم شدهاند ولي زيان اين عدم توجه به همين جا خاتمه پيدا نميکند بلکه مسألهٔ صيد ماهي را هم گرفتار مشکل عظيمي مينمايد.
«قتلگاه» که قسمتي از کنارهٔ موجشکن غازيان است معلول همين امر است که صيادان بندر را که براي به دست آوردن نان، بيدريغ از جان خود مايه ميگذارند و روزي خود را از دهان مرگ ميربايند و با تلاش مداوم خود به صيد قابل توجهي هم موفق نميشوند به کام ميفرستد و کام ناگرفته ناکامشان مينمايد.
در گذشته چه ميکردند؟
قبل از شهريور بيست براي جلوگيري از خشک شدن کانال و رودخانهها و مرداب دو کشتي شنکش که يکي از آنها به نام شنکش «مازندران» که از لحاظ عظمت در تمام درياي خزر بي نظیر ميباشد از آلمان وارد و به کار گماشته بودند و اين کشتيها مدام نقاط حساس را حفاري ميکردند و وضع را ثابت نگه ميداشتند.
علت اصلي چيست؟
اما کمکاري و سهلانگاري به قدري در گذشته نزديک در دستگاههاي اداري شيوع داشت که به جاي اينکه نقاط لازم و حساس را پاک کرده و گل و لاي را در وسط درياي خزر بريزند، آنچه را که ميکندند در يک کيلومتري اطراف موجشکن تخليه و امواج آب به مرور همانها را مجددا به سواحل بندر و داخل کانال عودت ميدادند.
مطابق مثل معروف، «سرنا» را به دست ناشی بدهید ممکن است از طرف دیگر باد کند. در گذشته شخصي که در رأس کار ادارهٔ بندر بود به اسم آنکه ميخواهد موجشکن داخلي بسازد گل و لاي را از بيرون دريا کنده به داخل کانال ميريخت و «قتلگاهی» که در داخل به غازيان به وجود آمد نتيجهٔ همين ندانمکاري است.
پل متحرک غازيان در هم شکست
به علاوه شکستي که به پل متحرک غازيان وارد شد و رابطهٔ گيلان را با قسمت شمالي از راه بندر قطع نمود و آن يادگار روزهاي گذشته را به صورت خرابهاي درآورد که پس از چهار سال و چند ماه هنوز هم بيم متلاشي شدن آن ميرود، در واقع مربوط به همين قضيه است زيرا طبق حسابهای دقيقي که در موقع ساختن پل شده بود ميبايست آب رودخانهها به نسبت مساوي از زير چشمههاي پل داخل کانال ميشدند و حال اينکه خشک شدن قسمتي از کانال سبب شد که فشار آب به پايه هاي شرقي پل وارد آيد و در نتيجه آن را در يک نيمهشب در هم بشکند.
آب رفته به جوی بازمیگردد؟
براي جواب به اين پرسش که آيا کانال بندر پهلوي موقعيت قبلي خود را از لحاظ کشتيراني به دست خواهد آورد و به قول معروف آب رفته به جوی بازخواهد گشت يا نه، بايد متوسل به اين مثل معروف دريانوردان شد و گفت:
«در اطراف هر کشتي که شکسته شود جزيرهاي احداث ميگردد» و به اين ترتيب پيشبيني ميشود که کانال بندر و اطراف آن روزي به صورت يک خشکي مطلق مشاهده خواهد شد.
»» از وبلاگ ورگ و پروژههای گیلکی حمایت مالی کنید.
تصویر اصل گزارش در مجلهٔ فردوسی (در دو صفحه):



دیدگاهتان را بنویسید