ورگ

گيلکؤن ٚ أدبیات ؤ فرهنگ ؤ غىره (۲۰۰۵ تايسه)

ماهیگیران ايران در قتلگاه

اين مقاله از هفته‌نامهٔ فردوسی (۱۸ آذر ۱۳۳۷) بازنشر ميشود. هدف از بازنشر اين مقاله اين است که به جاي تصاوير متوهمانهٔ تونل زماني، درک عميقتري از تاريخ اقليمي منطقه و ريشه های مشکلات زيست محيطي و معيشتي خود به دست آوريم و نسبت به شکل بهره‌برداري سودمحور از طبيعت هوشيارتر شويم.
از تمام انزلی‌چی‌های قدیمي خواهش ميکنم در بخش کامنتها اطلاعات ما را پيرامون «قتلگاه» و ماجراي موج‌شکن تکميل و تصحيح کنند.

خوان بیدریغ
پاييز اگر براي همه مردم فصل برگ‌ريزان و ماتم‌زده‌اي باشد براي مردم کنار دريا، مردم خوشبخت بندر پهلوي (مردم سابق) فصل تجدید حيات و زندگي‌ست.
در اين فصل از آسمان و دريا گوشت ميبارد و زندگي قهرماناني را که با مرگ پنجه در هم مي‌افکنند براي يک سال ديگر تامين ميکند.
باران مرغان هوايي خوش گوشت از آسمان و سيل ماهيان لذيذ از دريا به طرف مرداب در واقع خوان بي دريغي است که در گذرگاه زندگي مردم، مردم سيه بخت و سپيدپوش خزر نهاده شده است و گذشته از بهرهٔ فراواني که شرکت شيلات از اين راه ميبرد، زندگي مردم را نيز همين محصول خاص تأمين ميکند و تنها عايدي آنان محسوب ميشود اما چراگاههای مرغان هوايي در مرداب خشک شد، زادگاه ماهيان يا محل تخم‌گذاري آنها در نيزارها تبديل به قطعات خشک و بلااستفاده گرديد و در شرايط حاضر همان مردم سپيدبخت ديروز در نهايت تنگدستي به سر ميبرند و ديگر از آن همه مرغ و ماهي اثري در بين نيست و نصيبي عايد آنها نميگردد.
آيا هرگز فکر کرده‌ايد علت اصلي اين امر چيست و چه بلايي زندگي خانواده‌هاي مردم اين شهر را به مرگ، مرگ از گرسنگي تهديد ميکند؟ و آيا هيچ ميدانيد قسمتي از کنارهٔ موج‌شکن شرقي که بوميان «قتلگاه»اش مینامند در ايجاد اين ماتم، اين ماتم عمومي تاثير بسزايي داشته و کساني آن را به عمد به وجود آورده‌اند؟ اينها افسانه و خيال‌پردازي نيست بلکه حقيقت مُدهِشي است که خواه ناخواه بايد آشکار شود. اينها بيان راز بدبختي مردم خوشبخت ديروز است.

قتلگاه چيست؟
هرگاه قطعه زمين خشکي در مقابل جريان آب ايجاد شود موجها در برخورد با آن تلاطم بيشتري احداث مينمايند. قايقها را خرد ميکنند و سرنشينانش يا ماهيگيران سيه‌بخت را به کام امواج خود فرو ميبرند.
آن گرسنهٔ ژنده‌پوشي که نه ماه از سال را به انتظار اين دورهٔ سه‌ماههٔ صيد با گرسنگي دمساز بود براي به دست آوردن يک لقمه نان بخور و نمير به ناچار خود را به کام امواج ميسپارد:

یا زر بهر دو دست کند خواجه برکنار
یا موج روزی افکندش مرده بر کنار

یا به کام مرگ فرو ميرود و يا از کام مرگ روزي اش را به دست ميآورد و در هر حال تهيه آب و نان يک ساله هميشه با محروميت زندگي عدهٔ زيادي همراه است.

قتلگاه براي چه به وجود آمد؟
استفاده‌جويان ادارهٔ بندر در سنوات قبل در حالي که صيادان را از صيد آزاد ماهي محروم کرده بودند با طرح نقشهٔ ماهرانه اي وسيلهٔ صيد آسان براي خود را فراهم کردند بدين معني که به نام «پره زدن» در کنارهٔ کانال خشکيهاي مصنوعي ايجاد نمودند و شبها در خفا بدون زحمت به صيد آسان و خصوصي ماهي پرداختند.
براي تهيهٔ اين خشکي مصنوعي در داخل کانال متوسل به يک حيلهٔ ماهرانهٔ فني شدند يعني ادعا کردند که موج‌شکن‌هاي بندر پهلوي و غازيان به معناي حقيقي خود که بايد موج‌شکن باشد ساخته نشده و مهندسين سازندهٔ موج‌شکن در استوار ساختن انها به نحوي که موجود است دچار اشتباه شده و در نتيجه موجها از دريا به داخل کانال حمله ميکنند بنابراين لازم است که براي جلوگيري از اين حملات امواج به داخل کانال، يک موج‌شکن مصنوعي در داخل کانال درست شود و براي اجراي همين فکر غلط که درواقع منشأ آن همان استفاده‌جويي و تهيه صيدگاه مخفيانه بوده است کشتي مازندران را مأمور حفر کانال نمودند و به جاي آنکه گل و لاي را به بيرون دريا برند و در مسافات دور بريزند، در کناره هاي موج‌شکن در داخل کانال ريختند و با در نظر گرفتن اين ضرب المثل معروف که «هر کشتي که شکسته شود در اطراف آن جزيره‌اي احداث میگردد» اطراف اين خشکي مصنوعي به تدريج دامنه‌دار گرديد و گل و لاي رودخانه‌ها در سالهاي متمادي که براي عبور محلي نيافته‌اند به کناره‌هاي اين خشکي فشرده شد و حجم آن را به قدري وسيع کرد که در حال حاضر تا دوازده کيلومتري داخل مرداب سطح خشکي بالا آمد و همان مناطق پرآب که محل ارتزاق عمومي و قابل عبور کشتيهاي بزرگ بوده است حتي براي عبور يک قايق کوچک هم مورد استفاده نميباشد.
و به اين ترتيب اما قريب مرداب پهلوي [انزلي] به صورت باطلاقي چون باطلاق «گاوخوني» درخواهد آمد و جنوب پهلوي را تهديد خواهد نمود.
راهها به طرف آباديهاي اطراف مرداب مسدود و هزاران آبادی کوچک و بزرگ متروک خواهد شد.

قتلگاه کجاست؟
«قتل‌گاه» آن قسمت از کنارهٔ موج‌شکن شرقي است که استفاده‌جويان به نام موج‌شکن داخلي ساخته‌اند و حملات موجها چون زبانهٔ تازيانه بر فرق آن کوبيده ميشود.
همهٔ مردم پهلوي که جامعهٔ سيه‌روزان ماهيگيران را تشکيل ميدهند اين «قتلگاه» را به خوبي ميشناسند و هزاران بار شاهد مرگ عزيزان خود در اين دالاني مرگ بوده‌اند.
تلاش عزيزان خود را که در کام مرگ غوطه ميزدند ديده‌اند و فرياد جگرخراششان را شنيده‌اند.
اين «قتلگاه» را که ساخته شدهٔ دام‌گستران استفاده‌جوست همه ميشناسند و اين نام را خود بر اين دهليز مرگ گذاشته‌اند.
ماهيگيران جوان خوب ميدانند که صيد در «قتلگاه» با مرگ آنان پايان ميپذيرد ولي چاره‌اي جز اين ندارند که خود را به کام مرگ بياندازند و يا بر مرگ غالب شوند و يا طعمهٔ ماهيان دريا گردند.

سپيدبختان ديروز، سيه‌بختان امروز
اينها که چنين قهرمانانه با گرسنگي ميجنگند ديوانهٔ قدرت نيستند؛ انسانند و ميخواهند با تکيه به بازوي تواناي خود زندگي کنند و در شهري که نه صنعت است و نه فلاحت، چاره‌اي جز اين نيست که نانشان را از دريا بخواهند زيرا پهلوي [انزلي] شهري ست نه صنعتي و نه فلاحتي و هنگامي که موقعيت بندري هم نداشته باشد (مثل امروز) تنها وسيلهٔ زندگي مردم را صيد ماهي تشکيل ميدهد و در حال حاضر که رودخانه‌ها خشک، مرداب خشک، زير پلها خشک و بالاخره صيدگاه‌ها و زادگاه ماهيان خشک شده است آن مردم سپيدبخت ديروز هم به مردم سيه‌بخت امروز تبديل يافته‌اند. همه ميدانند خوراک عمومي اکثريت مردم اين مناطق ماهي نمک سود «ماهي شور» و کته است ولي به طور قطع باور نخواهيد کرد که همين مردم خوشبخت ديروز در حال حاضر به جاي استفاده از ماهي، انگشت به نمک ميزنند و شکم خود را سير ميکنند و ديري نخواهد گذشت که همان مائده‌هاي آسماني و آبي مرغ و ماهي رنگ رويا و افسانه پيدا خواهد کرد.

یک پاسخ

  1. simin alvand

    به کجا داریم می رسیم که اینگونه کمر به قتل هم نوع خود بسته ایم و روزی شان را از انها می دزدیم
    هر آنچه آبادی بود ویرانه شد به دست انسانهای طماع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *