زبانشناسی
-
مقالهای خوندنی و جالب دربارهٔ پیشوند ب در افعال گیلکی. این مقاله به تحلیل تعاریف موجود از این پیشوند پرداخته و بعد با تحلیلی تاریخی-زبانشناسانه سعی کرده راه جدیدی در شناخت این پیشوند باز کنه. در مسیر این پژوهش چند نکتهٔ جذاب ديگه هم مطرح شده که اين مقاله رو جذابتر هم کرده. اين مقاله
-
فرهنگ کرمی توی این مقایسه فهرستی از شباهتهای این دو زبان رو در دو سطح مختلف تهیه کرده که خواننده رو با نزدیکی و خویشی عمیق دو زبان کردی و گیلکی آشنا میکنه. این مقاله رو از اینجا بگیرین و بخونین. »»» برای حمایت از وبلاگ ورگ و پروژههای مرتبط با گیلکی به اینجا بروید.
-
این مقاله به افسانهٔ نژاد آریایی در میان ایرانیان میپردازه و نشون میده که چطور این افسانهٔ غیرعلمی در جهان شکل گرفت و در ایران مبنای باورهای نادرست دیگر شد. خوندن این مقاله علاوه بر روشنگری دربارهٔ این افسانه، از دو جهت دیگر هم مفیده: ۱. آشنایی بیشتر با جنبههای نژادگرایانه و فاشیستی دستگاه آموزشی
-
فعل «داشتن» در زبان گیلکی با فعل «داشتن» در زبان فارسی «همزاد» محسوب شده، هر دوی آنها دارای یک نیای مشترک میباشند. با صرف نظر از معنای اصلی و اولیة مالکیت که از عنصر «داشتن» در دو زبان مزبور برمیخیزد، این عنصر در گیلکی خصوصیاتی را چه به لحاظ صوری و چه به لحاظ معنایی
-
مقالهای که میخوانید، با عنوان “ساخت غیرشخصی در گویش گیلکی شهرستان لاهیجان” به یکی از ویژگیهای زبان ما میپردازد. شما هم در این زبان حتماً با عباراتی همچون مأ گۊشنه’ یا تره گرمه برخورد کردهاید. این مقاله به واکاوی این شکل از جملهها میپردازد. مقاله را از اینجا دریافت کنید و بخوانید.
-
اشاره: این یادداشت که در روزنامهی شرق منتشر شده، نه تنها بیارتباط با حوزهی کار ورگ -یعنی ادبیات و فرهنگ گیلکی- نیست بلکه خواندن آن به تمام کسانی که در زمینهی زبان و ادبیات گیلکی فعالیت میکنند پیشنهاد میشود. ژیل دلوز (Gilles Deleuze) و فلیكس گتاری (Felix Guattari)، در فصل اول كتاب «هزار فلات»
-
زبان گفتاری مردم لاهيجان، (گيلکی (بيهپيش) است که با گيلکی رشت (بيهپس) از نظر آوايی، واژگانی و پارهای ويژگیهای دستوری تفاوتهايی دارد. گيلکی بيهپيش خود از گونهای که در نواحی کوهستانی به آن سخن گفته میشود، يعنی گالشی، متمايز است. گيلکی از گروه زبانهای شمال غربی يا گروه زبانهای کرانهی خزر است. ديگر زبانهای اين
-
بیشک برای گفتوگو پيرامون زبان گيلکی مناسبتتر از کسی که دارای مدرک کارشناسی زبان و ادبيات انگليسی وکارشناسی ارشد زبانشناسی از دانشگاه تهران و دکترای زبانشناسی اجتماعی از دانشگاه لندن (سال 1354) باشد، نمیتوان يافت. به ويژه اگر اين شخص، خود گيلک باشد و جالبتر آنکه تز دکترایاش «بررسی جنبههای اجتماعی و فرهنگی زبانها» باشد.