گيلکؤن ٚ أدبیات ؤ فرهنگ ؤ غٚیره.

برچسب: پهلوی

ناسیونالیسم چیست و تفاوت میان ملی‌گرایی و میهن‌دوستی چیست؟

گاه دیده می‌شود که برای توجیه و زیباسازی ناسیونالیسم (ملی‌گرایی) به معنای لغوی آن استناد می‌کنند. این نادرست‌ترین شکل مواجهه و داوری دربارهٔ یک مکتب یا گروه یا طرزفکر است. آنچه که شایسته توجه است، رفتارهای عملی و موضع‌گیری‌ها است و نه معانی لغوی و شعارهای ظاهرسازانه. هیچ مکتب و مرام و دسته‌ای در دنیا وجود ندارد که از نامی نفرت‌انگیز استفاده کند و همگی از نام‌ها و شعارهایی بهره می‌برند که بتوانند شمار بیشتری از توده‌ها را جذب کنند.

ملی‌گرایی در معنای لغوی آن و تا آنجا که به مفهوم پاسداشت هویت جمعی و فرهنگی مردم و خاطرهٔ تاریخی مشترک آنان باشد و یا به دفاع از حیثیت و منافع یک کشور و یا مردم آن و دولت آن در قبال کشورهای سلطه‌گر دیگر بپردازد، ارزشمند و ستودنی است. چنانکه مفهوم «ملی» و «ملت» در میان مبارزان مشروطه و نیز در دیدگاه زنده‌یاد دکتر محمد مصدق به عنوان نیروی متحدی در برابر بخش‌هایی از نظام استبدادی و بخصوص در برابر سلطه استعماری بریتانیا و روسیه بکار می‌رفت. چنین روش و رویکردی را در ایران و نیز در جهان با عنوان «ملی‌گرایی/ ناسیونالیسم» (Nationalism) خطاب نمی‌کنند، بلکه بیشتر با عنوان «میهن‌دوستی/ وطن‌پرستی» (Patriotism) شناخته می‌شوند و پیروان آنرا «میهن‌دوست/ وطن‌پرست» (Patriotic) می‌نامند.

Continue reading

بحثي سیاسی و تاریخی پیرامون شخصیت «کوروش بزرگ»

در زمانهٔ ما که رسانه‌های تکصدا و منفرد گسترش یافته، با وجود هزاران خوبی و منفعتي که اين گسترش داشته، بدی‌هایي هم داشته از جمله پراکندگی بحثها و دشوار شدن گفتگوهای دقیق و انتقادی و علمی مکتوب که پایه و اساس فرایندهای پژوهشی باشد و نه ابزار تبلیغات و جدالهای روزمرهٔ شفاهی شبه‌مکتوب که در مناسبتهای سالانه صدباره تکرار شوند. در نتیجه همچون همیشه تلاش خواهد شد گفتگوهای جدی پیرامون موضوعات مشخص را در ورگ گرد آوریم تا شما به کمک پیگیری برچسب‌ها (تگ‌ها) و لینک‌ها این بحثها را دنبال کنید. پیشتر از این نیز وبلاگ ورگ میزبان گفتگوهای علمی مختلفی بوده است. (برای نمونه نگاه کنید به: بازتاب جمعیت تاریخی گیلان)

داستان از گفتگویی آغاز شد که دو استاد عزیز جامعه‌شناسی، شروین وکیلی و حسن محدثی گیله‌وایی داشتند. (در اینجا ببینید)
در این گفتگو شروین وکیلی سعی کرد با شیوه‌ای علمی و دقیق از موضع خودش که موضعی راستگرا و ملی‌گرایانه و ایرانشهری ست دفاع کند. حسن محدثی هم از موضع خودش که به نوعی موضع لیبرال چپ محسوب می‌شود دفاع کرد اما متاسفانه طبق روال معمول روشنفکران چپ لیبرال، با دست‌کم گرفتن دانش تاریخ و روش علمی و اتکا به نظریه‌ها و پیش‌فرض‌های خودش، نتوانست به خوبی در گفتگو از موضع مترقی خویش دفاع کند و به ورطهٔ نقد ارزشی و اخلاقی افتاد و برعکس شروین وکیلی با وجود داشتن موضع واپسگرا نسبت به محدثی، به کمک تدقیق علمی و با استفاده از ندانسته‌های طرف مقابل، دست‌کم در ظاهر جای جواب دادن برای محدثی باقی نگذاشت. (مشابه این ناتوانی در نقد رادیکال ادعاهای شروین وکیلی را در مناظرهٔ حسام سلامت و شروین وکیلی هم می‌بینیم که دوباره طرف چپگرای گفتگو بدون یک داشتهٔ پژوهشی و دانشی جدی، صرفا با اتکا به جهان ارزشی و اخلاقی تلاش می‌کند تا استدلال خود را پیش ببرد.)

Continue reading

تحریف در شاهنامهٔ فردوسی (طی دوران پهلوی)

تحریف شاهنامه و بدل کردن آن به حربه ای در نبرد ایدئولوژیک، به شکل کنونی آن، از زمان روی کار آمدن سلسلهٔ پهلوی آغاز شد و ادامه پیدا کرد. برای بررسی این موضوع باید نگاه کوتاهی به اوضاع ایران در آغاز سلطنت پهلوی و نیازهای تبلیغاتی این سلسله بیاندازیم.

کودتای سوم اسفند نقطهٔ پایانی بود بر روند انقلاب مشروطه و جنبشهای ضدامپریالیستی و مردمی که به دنبال و تحت تاثیر انقلاب اکتبر در کشور ما گسترش یافت. در آن زمان ایران بیش از بیست سال بود که در جوشش و کوشش مداوم انقلابی به سر می‌برد. امپریالیسم انگلیس که واحدهای نظامی آن از سال ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۱ کشور ما را اشغال کرده بود، برای سرکوب جنبش انقلابی ایران، کودتای سوم اسفند را سازمان داد و رضاخان را به حکومت رسانید.

Continue reading

آیندهٔ زبان گیلکی

توضیح مهم: این مقاله در شمارهٔ نهم مجلهٔ قاف (بهار ۹۹) چاپ شد اما پس از چاپ و در ویرایش‌های بعدی، تغییرات زیاد و مهمی داشته است. در نتیجه متن حاضر نسبت به متن توی «قاف» تفاوتهای بسیاری دارد.

تابلو نقاشی «خورشیدگرفتگی»‌ از جورج گروس (۱۹۲۶)
تابلو نقاشی «خورشیدگرفتگی»‌ از جورج گروس (۱۹۲۶)

این مقاله درواقع بسط آن بحثي‌ست که قرار بود در دی ماه ۹۸ و در تالار مرکزی رشت ارائه کنم که متاسفانه در روز سخنرانی به دلایل مختلف (از جمله کمبود وقت) نشد. اساس این بحث بر تفکیک و تمایز میان دو نگاه و دو مسیر مختلف به مسألهٔ ملی و ملیگرایی استوار شده است. در واقع اگر بخواهیم درستتر بگوییم بر دوراهی نفی مسألهٔ ملی و تأکید روی بیوطنی (Cosmopolitanism) و ملیگرایی سعی میکنم به راه سومی اشاره کنم که دست‌کم عمری به اندازهٔ خیزش انسان برای چیرگی بر نظام پرهرج‌ومرج سرمایه‌داری در سیاره‌مان دارد.

برای رسیدن به درکي مشترک از مسألهٔ پیش رو بیایید چند پیشفرض را مرور کنیم:

Continue reading

ریشه‌های تاریخی ملی‌گرایی ایرانی

این مقاله به افسانهٔ نژاد آریایی در میان ایرانیان میپردازه و نشون میده که چطور این افسانهٔ غیرعلمی در جهان شکل گرفت و در ایران مبنای باورهای نادرست دیگر شد.

خوندن این مقاله علاوه بر روشنگری دربارهٔ این افسانه، از دو جهت دیگر هم مفیده:

۱. آشنایی بیشتر با جنبه‌های نژادگرایانه و فاشیستی دستگاه آموزشی و تبلیغی عصر رضا شاه و ریشه های فکری ناسیونالیسم ایرانی پسامشروطه (ناسیونالیسم پهلوی که تا همین امروز هم در قالب انسان آریایی نژاد فارسی زبان با مذهب شیعهٔ دوازده امامی و دین باستانی زردتشتی ادامه داره و عملا بخش عمدهٔ مردم ایران رو از دایرهٔ ایرانی بودن خارج کرده!).

۲. آمادگی ذهنی و تجهیز فکری برای رودررویی با نسخه‌های نژادگرایانه و افسانه‌های نژادی مشابه مثل نژاد اولیهٔ کاس در بین برخی دوستان ناسیونالیست گیلک.

این مقالهٔ مفید و خوندنی رو از اینجا دانلود کنید.

به امید روزی که اقوام و ملتها و خلقها چه در ایران و چه در همه جای جهان به جای مسیر خودشیفتگی قومی و برساختن دولت-ملت مبتنی بر مدل تک‌ملت و تک‌زبان، زمینه‌های همزیستی دموکراتیک بدون دیگری‌ستیزی و افسانه‌پردازی رو فراهم کنند.

© 2026 ورگ

Theme by Anders NorenUp ↑