بگۊبشتؤ
-
این گفتگو مال چند ماه پیشه که با آروین ایلبیگی داشتم و خیلی از گفتنیهام رو توی این گفتگو گفتهم. از شما دعوت میکنم این گفتگو رو ببینید و بشنوید. ضمنا اون مایع ظرفشویی پشت سر هم توی فجازی داستان شد. ? فقط در این حد بگم که استیکرم در اومده. این هم از شانس
-
چندی پیش آروین ایلبیگی ادمین صفحهٔ احمد عاشورپور در اینستاگرام از من خواست تا در گفتگویی شرکت کنم که پیرامون عاشورپور و فرهنگ و موسیقی گیلکی باشد. پذيرفتم و این اولين تجربهم در استفاده از امکان لایو اینستاگرامه.در این گفتگو به زعم خودم بسیاری از گفتنیهام رو که گمان میکردم باید به گوش نسل تازهنفس
-
بهار امسال، گفتگويى با دوستان فصلنامهٔ قاف داشتم و در سومین شمارهٔ اين مجله چاپ شده که در این جا میخونید؛ دست به سبک نگارش و ویراستاری متن نزدم. گیلکی… احساس کردیم از او فاصله گرفتهایم. داریم میگذاریمش در صندوقچه خاطرات مغزمان و پشت ویترین شبکهی استانی. اما ما نمیخواستیم. نمیخواستیم زبان گیلکی بمیرد.
-
درآمد: قرار گفتوگو با یکی از بزرگان پژوهش ایران، به ویژه پژوهش در حوزهی جنوب دریای کاسپین، با چند تماس تلفنی گذاشته شد تا در آذر ماه سال ۱۳۸۶، پس از نخستین برفی که خبر از چلهی بزرگ میداد، به متلقو (سلمانشهر) برویم و در خانهی ویلایی زیبای نویسندهی «از آستارا تا استارباد»، در مقابل
-
در این زمان که رسانههای مجازی، جای نشریات واقعی و تیراژ آنها را گرفته و به طبع آن، از مخاطبان واقعی رسانهها کاسته شده است و به بهانهی گسترش ارتباطات با بسط شبکههای اجتماعی، بستگی خشنی را با حذف از طریق فشارهای اقتصادی، به بهانهی بهینه نبودن انتشار مکتوب، به رسانههای همگانی تحمیل کردهاند؛ وبلاگها
-
اشاره: کار روشنفکرانه، یا به تعبیر کانتی کار روشننگرانه (Aufklärung)، آن چیزیست که هرچند حرف از آن بسیار است، نشانههای وجودش در تاریخ معاصر اندک به نظر میرسد. از این جهت شاید دو کار ارزشمند دکتر ناصر عظیمی (تاریخ تحولات اقتصادی-اجتماعی گیلان و جغرافیای سیاسی جنبش و انقلاب جنگل) در کنار مقالههای مختلف این دانشآموختهی
-
نیما فرید مجتهدی و ورگ: افشین پرتو، گیلانی متولد مشهد که سالهای دبستان و دبیرستان خود را در مشهد و تربت حیدریه و تهران سپری کرد و در نهایت به سرزمین خود بازگشت تا دیپلم ادبیاش را از دبیرستان فرهنگیان رشت بگیرد. لیسانس تاریخ را در سال ۱۳۵۱ از دانشگاه شیراز گرفت و وارد آموزش
-
این برنامهی ۳۰ دقیقهای گفتوگوییست بیشتر انتقادی با مدیرمسئول گیلهوا که میتوانید در دو قسمت زیر، آن را بشنوید. با این توضیح که موسیقی انتخاب شده در این برنامه از دو گروه A-HA و Kahtmayan است. بخش نخست گفتوگو بخش دوم گفتوگو کل برنامه را میتوانید از اینجا دانلود کنید. کل برنامه را میتوانید با
-
متن زیر گفتوگوییست که امین حقره با حسن خوشدل (نوازنده، آهنگساز و خوانندهی گیلک) داشته و از شماره ۲۱ نشریه دادگر نقل میشود. رابطه ی صمیمانه و مستمر من با حسنخوشدل، از روز خاکسپاری احمد عاشورپور آغاز شد. پیشتر اما روزی نبود که آهنگهایش را گوش نگیرم و غبطه نخورم و حالی به حالی نشوم
-
اي بگوبشتؤ اينترنتˇ مئن ببؤ. قضیه اؤره سرأیته کی مسود پورهادی خو شئره بنأ خو وبلاگˇ مئن ؤ مو اونˇ جیر بنویشتم: تمؤمˇ مي تلاشه بودم کی فارسی وؤته رجوع نکونم. نبؤ! چن جا مجبورأبوم. سخته. پور سخته. چی شأنه گودن؟ چره هنی سخته؟ مسود پورهادی: نانم چره اولارسالانˇ “ارواح” أ زبانه دۊنۊسده ؤ دسفاکش
-
این متن گفتوگوییست که چندی پیش بین من، نازنین اسماعیلیپور و هومان تحریری انجام گرفت و در هفتمین شمارهی «سفید کمرنگ» (فصلنامهی دانشآموختگان مراکز سمپاد رشت) چاپ شد. با این توضیح که سبک نگارش و ویراستاری این متن متعلق به تحریریه سفید کمرنگ است، نه ورگ. نوروزبل چه مراسمی است و پیشینه و نقش
-
متن زیر، گفتوگوی ورگ با مسعود پورهادیست که برای نشریهی خط مهر آماده شده بود. متاسفانه این نشریه توقیف شد و این گفتوگو به سایت زمانه سپرده شد. پس از انتشارش در زمانه، به دلیل سانسور این سایت از سوی مخابرات، بسیاری از خوانندگان به جای متن گفتوگو با پیام مخابرات ایران مبنی بر نامناسب
-
وقتی که ورگ را به دلایلی تعطیل کردم، مدیر سایت لاهیگ (امید ساعی) پیشنهاد گفتوگویی اینترنتی را به من داد و متنی که خواهید خواند، نتیجهی این گفتوگوست. مقدمهی سایت لاهیگ بر این گفتوگو را درز میگیرم چون بیشتر تعریف و تمجید و تحویل گرفتن و از این حرفهاست و به همان متن گفتوگو بسنده
-
فرامرز دعایی، هنوز هو فرامرز دعایییه. پیرأ بؤ، بشکسه، اما دنشکسه! ای دوره-زمؤنه مئن که اگه خأنی دشکسنأ جی جؤن به در ببری، خأ میز و امضا و بخشنامه دیواره فچکی، فرامرز، خو خانواده و خو دوسدارؤنˇ باله دچکسه. بیکاری، فقر، اعتیاد، هیتته نتؤنسن ای خانندهٰ جیر بأرن. چون هنوزم کی هنوزه اینˇ صدا مردومˇ
-
بیشک برای گفتوگو پيرامون زبان گيلکی مناسبتتر از کسی که دارای مدرک کارشناسی زبان و ادبيات انگليسی وکارشناسی ارشد زبانشناسی از دانشگاه تهران و دکترای زبانشناسی اجتماعی از دانشگاه لندن (سال 1354) باشد، نمیتوان يافت. به ويژه اگر اين شخص، خود گيلک باشد و جالبتر آنکه تز دکترایاش «بررسی جنبههای اجتماعی و فرهنگی زبانها» باشد.