۱۵۸۵
-
توضیح بسیار مهم: پس از گذر سالیان از ارائهی این شیوهنامه، دیگر موافق لزوم و ضرورت نگارش با حروف لاتین نیستم. دلایل این تغییر روش را در پیشگفتار نظری مقالهام در توضیح شیوهٔ پیشنهادی نوینم برای گیلکینویسی نوشتهام که در شمارهٔ دهم نشریهٔ قاف چاپ شده است. بعد از این سالهای آزمون و خطا و
-
چیزی حدود دو سال پیش، یادداشتی کوتاه در مجلهی خط مهر نوشتم دربارهی ادبیات گیلکی و در آن اشارهای به آغاز داستاننویسی به زبان گیلکی کردم. آن زمان هنوز ترکیب نویسندگان خط مهر تغییر حکیمفرموده نکرده بود و به جای فواید زیتون و زعفران و روشهای از بین بردن لک روی پارچههای رومبلی، سعی میکرد
-
شبی تا سحر همنشینی با «یار موافق»، نشاندمان پای سریال قدیمی کوچک جنگلی (به کارگردانی بهروز افخمی) که گذشته از حسرت ساخته نشدن سریالهایی اینچنینی در دهههای بعدی؛ خواندههایم از دو کتاب سردار جنگل (ابراهیم فخرایی) و شوروی و نهضت جنگل (مصطفی شعاعیان) را دوباره ریخت روی دایره و به این نتایج رسیدم:
-
چندیست که متنی با عنوان «دفترچه تلفون یک رشتی» در سایتهای مختلف اجتماعی دست به دست میشود و موجبات انبساط خاطر خیلیها را فراهم میکند. با هم این متن را بخوانیم. دفترچه تلفن یک رشتی: اباس ازغر بينام تاویز روغن کل حسین رزا کبابی رمز کارد یارانه زرا سد جواد علی مامان فراد دایی فرشاد
-
پرسش مقدر اکنون پرسش مقدر این است که نبود شهر در گیلان چه علتی داشت و از چه زمانی گیلان توانست بر این ضعف تاریخی خود غلبه نماید؟ پاسخ به اجمال این است که فقدان شهر در گیلان به فقدان تمرکز قدرت در این محدودهی جغرافیایی بر میگشت. اما بلافاصله این پرسش مطرح میشود که
-
یکی از شاخصهای مهم در بررسی و شناخت تاریخ هر کشور و یا منطقهای، بررسی استعداد پیدایش شهر در آن محدوده است. زیرا چنان که «رابرت پارک» نظریهپرداز مکتب شیگاگو با هوشمندی گفته است، «شهر کارگاه تمدن بشر بوده است». بدین ترتیب نبود این کارگاه در هر محدودهای به معنی کند و بطئی شدن فرایند
-
در نگارش اين مقاله، تلاش شده است که از نتايج تحقيقات و آرای دیگرانی که درباره تقویم باستانی مردمان استانهای گيلان و مازندران دست به تحقيق و گزارش زدهاند، جمعبندی به دست داده و مجموعهای مدون و یکدست زير عنوان «تقویم گیلکی» تقویم دیلمی آماده شود که با رجوع به آن بتوان با این تقویم
-
پیشینه احداث و بهرهبرداری موفق اولین راهآهن در ایران به سال ۱۸۸۶ میلادی با احداث خط راه آهن محمودآباد (سواحل جنوبی دریای کاسپین) به آمل برمیگردد. این طرح اگرچه در نظر بود تا تهران ادامه یابد، ولی با کارشکنیهای پیمانکارهای بلژیکی به شکست انجامید و خطوط آن، برچیده و برای احداث تلگراف استفاده شد. در
-
یافته شده در شمال غرب ایران، املش (۱) تاریخ: ۱۱۰۰تا ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح ابعاد: ۱۴ سانتیمتر درازا و ۹/۳۰ سانتیمتر پهنا. کار فلزی از جنس نقره. محل نگهداری: موزهی هنر کلیولند (Cleveland Art). ۱) عنوان «املش» عنوانیست که به تمدن کشف شده در مارلیک-دیلمان اطلاق میشود و البته این
-
اردک لؤنه دره که واگوده، تی چیشم روزˇ بد نینی، بدئه اردکؤن لش به لش کتن! اینˇ دیل بوشؤ! کمرأن بشکسه، زؤنه شلأ بؤ بنیشته گلˇ سر، دخؤنده خو پسره. «مرتضای! مرتضای جؤن، بیه بینم! بدئی چی ببؤ؟» تا مرتضای رختخؤأ جی در بأی، دس به پیشؤنی، هوتؤ فیکرأ شؤ! چی ببؤ؟ چی نبؤ؟ دیشؤ
-
یادداشتی که میخوانید در یادنامهای که نشر ایلیا با عنوان «بدرود رفیق…» برای اباذر غلامی منتشر کرد چاپ شده. یادنامهای که در مراسم بزرگداشتش که هفتهی پیش از سوی خانهی فرهنگ گیلان برگزار شد، توزیع شد. به احتمال زیاد در نشریه گیلهوا هم چاپ خواهد شد. و متاسفانه بنا به دلایلی در هر دو اینها
-
خلابر و خلابران: معنی و مفهوم دقیق خلابر و خلابران تاکنون مشخص نشده است لیکن بیتردید آنان از مستخدمان دولتی بودند زیرا از دولت «مرسوم» میگرفتند و کار آنان نیز در ارتباط با نظامیان بود. منوچهر ستوده تصحیحکنندهی کتاب مرعشی، آنان را «سربازان خاصهی سلطان» میداند و رابینو میگوید که آنان «خدمتگزارانی [بودند] که خوراک
-
اعیان: گروه اعیان و اشراف و اکابر و ارکان دولت در نوشتههای این دوران به طور عمومی با هم و در ارتباط با اوامر حاکم وقت ذکر میشود و نشان میدهد که این گروه اجتماعی در ارتباط با حکومت و به عنوان همراه و همپیمان قدرت بودند. این گروه به طور معمول با اشارهی حکام
-
پادشاهزادهها: در متون مورد بررسی این نوشته از شاهزادگان و یا فرزندان حکام به ندرت یاد شده است لیکن در مواردی نیز گفته شده که این گروه به طور مشخص دستکم در شهری چون لاهیجان به صورت یک گروه اجتماعی شناخته شده حضور به هم رسانیده و نام ونشانی نزد عموم داشتهاند: «و حضرت سلطانی
-
گروههای اجتماعی و شغلی در هر جامعهای بازتابی از مناسبات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگ حاکم برجامعه، سطح توسعه یافتگی و تکنیک زمانه ی خود هستند. از این رو برای شناخت وضعیت اجتماعی- سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه ی گیلان در دوره ای که قرون وسطا خوانده شده، گروههای اجتماعی و شغلی گیلان مورد بررسی قرار گرفته
-
«در ايران بيش از ساير كشورها، هر منطقهاي دارای معتقدات خاص درباره غذاهای محلیست؛ مثلا اغلب ساكنان كرانههای دریای کاسپین بيشتر ماهی فلسدار میخورند، در صورتی كه تهرانیها اصولا مخالف مصرف ماهی هستند. اهالی روستاهای گيلان كه عادت به خوردن گوشت و برنج دارند، نان را خوراک ناسالم و زيانبخشی میدانند. رايجترين نفرين در اين
-
این مقاله، نوشتهای مهم و جنجالبرانگیز است. چرا که با رجوع به اسناد و کتابهای موجود (از جمله اوستا) تصور عامه دربارهی موقعیت فرهنگی-تاریخی سرزمینهای شمالی البرز در نگاه ایرانی را بر هم میزند. این مقاله به درستی نشان میدهد که این سرزمین به دلیل دستنایافتنی بودن و عدم پذیرش سلطهی نظامی، فرهنگی و مذهبی
-
در گیلان فیلمسازان زیادی داریم که همچون دیگر هنرمندان در سایر رشتههای هنریمان حرف برای گفتن دارند اما واقعیت تلخ این است كه اینجا کارها بین یک عده ی خاص که بیشتر هم کارمند تلویزیون هستند دست به دست می شود. تقریبا تمامی این تولیدات مربوط به این افراد است که تحصیلات دانشگاهی دارند و
-
شاید کمتر کسی از شما بداند که سرزمین گیلان رویش گاه چند نوع از مرغوبترین و کمیابترین زعفرانهای جهان است که از این بین متأسفانه زعفران گیلانی که از گونههای منحصر به فرد زعفران جهان میباشد، در خطر انقراض قرار دارد. برای خواندن مقاله، آن را به صورت فایل پی.دی.اف از اینجا دریافت کنید. پینوشت:
-
«حسب الحکم، قریب سی هزار کس از بیهپس و بیهپیش در آن محل که زمستان شدید و برودت هوا و سرما به منزلهی سد سدید بود، [برای محاصره کوهستان و هدایت جانوران به سمت شاه] حاضر شدند و شاه عباس به اتفاق خان خانان [نماینده شاه سلیم، فرمانروای هندوستان] در جنگل رانکوه شکار دلپسند کرده،
-
این نوشته که به صورت مقاله در اینجا تنظیم شده، فصلی از کتابی است که تحت عنوان «کشت برنج در جلگهی گیلان» در آیندهی نزدیک در مجموعهی گیلان شناسی توسط انتشارات ایلیا منتشر خواهد شد. برای خواندن این مقاله و نقدی بر آن اینجا را کلیک کنید.
-
این میل به مُعَجّم نمودن واژههای نژاده گیلکی در متن نوشتههای ظهیرالدین مرعشی مورخ قرن نهم هجری کاملا مشهود است و در جای-جای نوشتههایش دیده میشود که چند نمونه آن ذکر میگردد. وی همه جا بیجار (bijar) به معنی شالیزار را به برنجار مُفرّس نموده و بیهپیش و بیهپس را رودپیش و رودپس آورده و
-
«ترانه این طور آغاز می شود: (ای روزای بوشؤمای هیمهواچینئهرؤی) کلمهی «روی roy» واژهی تکیه یعنی آوای پایانی جمله است و معنای آن یعنی بله. این ترانه گیلکی زیبا به لهجهی مردم روستاهای نقرده و نبیدهکا از توابع کیاشهر و آستانه خوانده شد. تأثیر یک شخصیت هنری ممتاز اما خودبارآمده به نام «شوندی» در روستای
-
اگر ننویسیم. اگر نوشته نشویم از یادشان می رویم، از یادمان می رود، از یادها می رویم و هرگز مباد كه یك دنیا زیبایی و شكوه از یادها برود.بشر تمام پیشرفت هایش، پیدایش تمدن و گسترش آن را مدیون خط است. به واسطه خط و نگارش، احساسات و مفاهیم ثبت و ضبط گشته و منتقل
-
من حضور «یوزپلنگان جوان» در صحنهی زبان و ادبیات گیلکی را برای پر باری و نتیجهبخش بودن بحثهای ادامه نیافته توسط همنسلان من که به میانسالی و پیری رسیدهاند، مفید و موثر و جاندارتر میدانم. خوشحالم از علاقهی مشترکی که مرزهای سن و سالی را پشت سر میگذارد و برابر با هم، دوباره با هم
-
بحث در مورد خط گیلکی و دستور املای آن که مقوله ی بسیار اساسی در حوزه زبان و ادبیات گیلکی است،بحث تازه ای نیست. خوشبختانه سابقه نسبتا طولانی داردريالیعنی از زمانی که نخستین نشریه گیلکی زبان پا به عرصه مطبوعات گذاشت،بحث خط و کتابت گیلکی نیز به میان آمد. تا پیش از انتشار «دامون» که
-
گیلکی، وؤی گیلکی! گیلکی، می مارˇ زوان، می مارˇ مورسؤن، می سامؤنˇ مارؤنˇ مورسؤن، یکته مورغه مؤنه کی هأی اونˇ سرˇ مئنه بزئهبی، هأی اونˇ پره بچئهبی، هأی اونˇ باله واشکنئهبی و بازین هارهارهار و هیرهیرهیر خنده بودهبی و بوتهبی: اها! پرأگیر دئه. چره مننی؟ (تاتایی اصلˇ اندازه دئنئبه اونˇ سر کلیک بکونین)
-
این برنامهی ۳۰ دقیقهای گفتوگوییست بیشتر انتقادی با مدیرمسئول گیلهوا که میتوانید در دو قسمت زیر، آن را بشنوید. با این توضیح که موسیقی انتخاب شده در این برنامه از دو گروه A-HA و Kahtmayan است. بخش نخست گفتوگو بخش دوم گفتوگو کل برنامه را میتوانید از اینجا دانلود کنید. کل برنامه را میتوانید با
-
متن زیر گفتوگوییست که امین حقره با حسن خوشدل (نوازنده، آهنگساز و خوانندهی گیلک) داشته و از شماره ۲۱ نشریه دادگر نقل میشود. رابطه ی صمیمانه و مستمر من با حسنخوشدل، از روز خاکسپاری احمد عاشورپور آغاز شد. پیشتر اما روزی نبود که آهنگهایش را گوش نگیرم و غبطه نخورم و حالی به حالی نشوم
-
دس تاودا، جالیباسی جا، خو شلوارأ اوساد، هول-هولکی خو پا جا فاکشه بوجؤر، دمپایییأ را-دبؤ، لنگه-به-لنگه بهپا گیفت، جه در بوشؤ بیرون. بغلی خانه زنگأ بزئه. جه چادرˇ دورون، قرصˇˇ دیمأ تاودأ بیرون، أنأ نیگا کودن دوبو. اوجور کی توند بامؤ بو. یوکؤ، سوستأ بؤ «ببخشید خانم، أ آجورانا، کی دیوارˇ سر سیمان بکوده؟»
-
[audio:https://v6rg.com/wp-content/uploads/2011/10/surx-e-vahar.mp3|titles=surx-e-vahar] ساز ؤ خؤندگی: فرشید قربانپور شئر: بهرام کریمی جیرأکشین (Download) درجیکه دنود، درجیکه دنود راشی مئن ایسأم جؤنˇ کؤر نأجه دأرمه کی دخؤني مأ: بیه جؤر یاد بأر مأ نیگار، سیودهرو کنار، او سورخˇ وهار، بوتی مأ: مي جؤنˇ ریکأی، سئه چوشمؤن سیکأی، کی بوته کی بأی ببي مأ؟ درجیکه دوندی، تارکینأسرأدی، می دیلأ
-
در این پرونده چهار مطلب گرد آمده که امیدوارم با نظرهای شما کامل شود. با ایمیل از محمد قائد و سهیلا وحدتی برای بازنشر یادداشتهاشان در ورگ با ویرایش دوباره -طبق اصول نگارشی مرسوم در ورگ- اجازه گرفتم و در کنار یادداشت قدیمی «بله گیلک بیغیرت است» که طی سالهای گذشته پرخوانندهترین یادداشت ورگ بوده،
-
(۱)اساس خندهدار بودن بسیاری از جوکها، موقعیت پارادوکسیکال (متناقضنما) است. در داخل جوک موقعیتی رقم میخورد یا در قبال موقعیتی خاص، واکنشی پیش میآید که با عادت ذهنی ما تناقض دارد. نوعی از آشنازدایی که برعکس آشناییزدایی ادبی در داستان، به جای رخ دادن در جهان درونی داستان، به طور مستقیم در جهان واقعی رخ
-
«یه روز یه رشتی وارد خونه میشه، میبینه زنش لخت روی تخت خوابیده…» «یه روز یه رشتی در کمد را باز میکنه، میبینه حسن آقا…» چه چیزی درباره لطیفههای رشتی خندهآور است؟ پژوهش درباره دلیل خندهدار بودن یک مطلب میدانهای گوناگون روانشناسی، جامعهشناسی، زبانشناسی، فلسفه، ادبیات و حتی علوم کامپیوتری را در بر میگیرد. براساس
-
حرف جُوک ِ قومی که پیش میآید معمولاً تلقی این است عدهای تهرونی ِ خودپسند بیکار و بیعار نشستهاند به سایر خلایق لنترانی میپرانند. اما به این سادگی نیست. وقتی طی دو قرن، سه هیئت حاکمه از شهرستون، و بلکه قعر در و دهات، به قدرت و ثروت رسیده باشند تکلیف سایر شهروندان مهاجر هیشکیتبار
-
مشت̌ يحيی هر وخت مرا دئیی می پئرأ خودا بيامورزی دأیی. ای جور خأستی بفأمانه می هوايأ بدأرا. تااوجايی كی مرأ ياده – خودا شيمئه امواتأ بيامورزه – می پئر̌ خودا بيامورز، أن̌ موشتری بو. موشتری كی چیبگم، خأستی ان̌ ورجا ايچی بهينه ويشتر ان̌ وستی كی كومكی ببه، نيويره زيادم او
-
جیرأکشین (Download) صد دفأ بوتم نشو/ صد دفأ بوتم کیلیده جا ننی/ هر دفأ بشؤی، کیلیده جا بنأی/ آخ أگر تو شؤني بی/ آخ أگر اي در دوستهبؤني بو/ مأ شؤن دره… مأ شؤن دره… فارسی: صد بار گفتم نرو/ صد بار گفتم کلید را جا نگذار/ هر بار رفتی کلید را جا گذاشتی/ آه
-
م.پ. جکتاجی: بیست و هشت سال پیش از این، هنگامی که فقط یک سال از انقلاب اسلامی گذشته بود، نشریه ای با نام «دامون» انتشار می دادم. این نشریه که چهار صفحه آن به زبان فارسی و چهار صفحه به زبان گیلکی چاپ و هر دو هفته یک بار منتشر می شد، بر روی هم
-
حاشیهای بر داستان «حیکایت» مسعود پورهادی داستان حیکایت(۱) بریدههایی از روایت راویان است. راویان روایتی که تا پایان داستان نمیدانیم چیست. همگی از چیزی حرف میزنند که معلوم نیست چیست. نیها (لؤلهٰن)، بچه قورباغهها (گوزگازاکان)، کرجیبان، مسافران و شاهدان، همه راویان روایتی هستند که گویی یک روایت نیست. گویی هر کس روایت خود را
-
نقلˇ لولهٰن – تازه أمی چوم واگرما شؤ بو کی ایوارکی ایتا کؤل وؤوؤ دیپچکسته روخان کؤلهٰ. روخانˇ آب جه دورشرانˇ دور کؤله اوساد هوتؤ بامؤ، بامؤ أمی ویرجا، أمهرا والای بدأ دوارست، بوشؤ تا او دسˇ کؤل قاب قوروشان و گوزگاکانم ویریزانه. أمهرا جومجومأ شؤ، کسکسأ کشأ زئیم، ترسانا بئسأییم تامشا. نقلˇ گوزگازاکان