واکاوی حادثهٔ سیل ۲۵ خرداد کاکرودِ اشکور

این متن چندی پیش در روزنامهٔ گیلان امروز منتشر شد و به دلایل مختلف دوست دارم توی ورگ منتشر شه تا خوانندگان ورگ از این منظر هم به ماجرا نگاهی انداخته باشن.

چون این متن به واقعیتی اشاره میکنه که اغلب به دلیل قرارگیری توی این واقعیت نسبت بهش آگاهی نداریم. و اون بیگانگی با طبیعت و به طورکلی بیگانگی با پیرامونه. زندگی در شهرها و روستاهای معاصر زیر نظام سرمایه‌دارانه منجر به انواع بیگانگیها میشه و این هم یکی از وجوه بیگانگیه. در تحلیل فجایعی از این دست باید حواسمون باشه که به جای جستجو در پی مقصر بیش و پیش از همه باید به ساختارهایی دقت کنیم که انسانها و اشیاء و طبیعت رو در نسبت با هم قرار داده و اینکه در چه نسبتی و چه جوری قرار داده. این متن رو با ویراستاری دوبارهٔ  بنده میخونین.

 

نویسندگان: نیما فریدمجتهدی (آب‌وهواشناس)، سمانه نگاه (هواشناس)، حسین عابد (آب‌وهواشناس)

 

تشییع جنازهٔ شهره حسین زاده در جاده ای که در سیل به این روز افتاده
تشییع جنازهٔ شهره حسین زاده (قربانی سیل اخیر) در جاده ای که در سیل به این روز افتاده

ادامه خواندن “واکاوی حادثهٔ سیل ۲۵ خرداد کاکرودِ اشکور”

پا به پای تو آمده‌ایم…

این متن به مناسبت صدمین سال زادروز دکتر منوچهر ستوده نوشته شده و پیشتر در مجلهٔ شمیم شمال (شمارهٔ دوم از سال هشتم، ص۵۲، سال ۱۳۹۴) چاپ شده است که حالا با خبر درگذشتش در صد و سه سالگی در ورگ باز منتشر میشود.

 

منۊچهر ستۊده

اشاره

یادداشت پیش‌رو، هم بیان نحوهٔ آشنایی نگارنده با دکتر منوچهر ستوده است که بدون شک تجربه‌ای مشترک در میان بسیاری از هم‌نسلان است و هم جستاری در زمینه‌ٔ تاثیر آثار وی در منابع جغرافیایی، جغرافیای تاریخی و تاریخ سرزمین‌های جنوبی دریای کاسپین به ویژه گیلان. در بخش دوم این یادداشت، نقش وی در زمینهٔ سمت و سو دادن به پژوهش‌های تاریخی و جغرافیایی گیلان مورد بررسی قرار گرفته و نکاتی از اهمیت پژوهش وی، از دیدگاه یکی از مخاطبان آثار وی بیان شده است. تمجید از دکتر ستوده در این نوشتار، آن هم پس از بزرگ‌داشت‌های متعددی که از سوی بزرگان فرهنگی ایران دربارهٔ ایشان در صدمین سال‌ زادروزش صورت گرفته، ناچیز می‌نماید و قصدی هم بر آن نیست. این یادداشت قصد دارد جدا از هیاهوی به وجود آمده در رابطه با گرامیداشت‌های پی‌در‌پی صدمین سال‌ زادروز ایشان، که توسط جامعهٔ فرهنگی ایران هر از چندگاهی و در مکان‌های مختلف برگزار می‌شود، به مقوله‌های ذکر شده بپردازد. اما چه چیزی سبب‌شد گریزی به میراثی که ستوده برای گیلان‌شناسی و گیلان‌شناسان برجای گذاشته، داشته باشیم؟

ادامه خواندن “پا به پای تو آمده‌ایم…”

بهار ألاله زاره مۊ نميرم

بهار أمأدره. عىدˇ مؤقه’. بهار کي بنه، بخياله زمين ؤ زمت ؤ همه چي خأ نؤ وابۊن. ديلمي تقويمˇ مئن، آولˇ ما پسي، پنجيکˇ پنج رۊزه. اي پنجيک ئبه بۊتن:

بهار ألاله‌زاره مۊ نميرم

تاوسسؤن وختˇ کاره مۊ نميرم

پئيزه جمع کۊنم قۊتˇ زۊمۊسسؤن

زۊمۊسسؤن بي محاله مۊ بميرم

اي شعرˇ مئن، آدمˇ ديلنأجه دره: ناميري ؤ هميشک دبؤن. زۊمۊسسؤنˇ پسي بهار، أمه ره گۊنه کي ناميري، نمردن نئه؛ بلکي هر زمت زينده وابؤنه.

اي تاتاىئن (عکسؤن) بۊبۊن شيمئه عىدي. (اينأني بۊگؤم کي گيلکي مئن، ألاله هۊ شقاىق بنه. اي تاتاىئنˇ مئن أني ألاله دره.) ادامه خواندن “بهار ألاله زاره مۊ نميرم”

همین کار را خواهم کرد و لاغیر! (رودررو با دکتر منوچهر ستوده)

درآمد: قرار گفت‌وگو با یکی از بزرگان پژوهش ایران، به ویژه پژوهش در حوزه‌ی جنوب دریای کاسپین، با چند تماس تلفنی گذاشته شد تا در آذر ماه سال ۱۳۸۶، پس از نخستین برفی که خبر از چله‌ی بزرگ می‌داد، به متل‌قو (سلمان‌شهر) برویم و در خانه‌ی ویلایی زیبای نویسنده‌ی «از آستارا تا استارباد»، در مقابل مردی بنشینیم که غرور و صلابت چهره و صدا و رفتارش، نشانی از مردان دوران بازگشت به شکوه ایران کهن را دارد، مردان دورانی که پس از شهریور ۱۳۲۰، به بازخوانی تاریخ ایران نشستند. این بازخوانی و بازنویسی تاریخ، در کنار تشکیل ارتش و دولت مدرن و ایجاد دیوان‌سالاری کارآمد، نوید زاده شدن ایران جوان را در قامت «ملت» به معنای مدرن خود می‌داد. گرچه حرف و حدیث پیرامون چند و چون دگرفرهنگ‌ها و قومیت‌هایی که به میمنت زاده شدن این کودک نوظهور رضاخان و حزب تجدد، قربانی شدند تا این نورسیده از چشم‌زخم بدچشمان در امان بماند، بسیار است.

sotude1
باری، آن هنگام که پیش از آغاز گفت‌وگو، دلیل مخالفت دکتر منوچهر ستوده را با نشر مطالب گیلکی جویا می‌شویم، هراس از تجزیه‌خواهی و از میان رفتن مملکتی را عنوان می‌کند که نتیجه‌ی کوشش و پویش مردانی از جنس اوست. و می‌گوید چرا باید صفحاتی به شعر و داستان گیلکی اختصاص داده شود، وقتی من نمی‌توانم آن‌ها را بخوانم؟!
اگر در کارنامه‌ی این دکتر زبان و ادبیات فارسی، تنها به اثر ارزنده‌ای چون «از آستارا تا استارباد» اشاره شود نیز، بسنده‌ی نمایاندن بزرگی این مرد خواهد بود.
منوچهر ستوده‌ای که تصحیح سه کتاب پایه‌ی تاریخ گیلان (تاریخ گیلان عبدالفتاح، گیلان و دیلمستان مرعشی و تاریخ خانی میرشمس‌الدین)، جمع‌آوری نخستین واژه‌نامه‌ی گیلکی و قلاع اسماعیلیه در رشته کوه های البرز، نیز تصحیح و تحشیه «حدود العالم» همچنین تصحیح و تحشیه «تاریخ رویان» تنها گوشه‌ای از کارنامه‌ی کاری وی (*) به حساب می‌آید، در ۲۸ تیر ۱۲۹۶ زاده شد.
مبنای اساسی این گفت‌وگو، مهم‌ترین اثر این استاد (از آستارا تا استارباد) در حوزه‌ی پژوهش در حاشیه‌ی جنوبی کاسپین است که در کنار آن به گذشته و حال و آینده‌ی منوچهر ستوده و پژوهش (که به راستی این دو در هم تنیده‌اند) نیز پرداخته شده، ضمن این‌که این پیر پژوهش ایران، در جای‌جای سخنان خویش از دغدغه‌ی دست‌نیافته‌اش یعنی سر و سامان دادن به اعلام جغرافیایی شمال ایران می‌گوید.

نیما فرید مجتهدی – ورگ

ادامه خواندن “همین کار را خواهم کرد و لاغیر! (رودررو با دکتر منوچهر ستوده)”

جغرافیای ناهمواری‌های اشکور

اشاره: در این مقاله به جغرافیای کوه‌های اشکور در شرق گیلان و غرب مازندران پرداخته شده است. هدف، ارائه تصویری منسجم و علمی از جغرافیای این منطقه و تبیین نقش ساختمان زمین‌شناسی و زمین‌ریخت‌شناسی ساختمانی در شکل ناهمواری‌ها و مناظر جغرافیایی اشکور است. چون اشکور منطقه‌‌ای کوهستانی است، بنابراین تکیه اصلی این مقاله بر جغرافیای کوهستانی و ناهمواری‌ها‌ استوار است. لازم به ذکر است در توصیف جغرافیای طبیعی منطقه، شاید اندکی از مرزهای سیاسی تحقیق فراتر رفته‌، که دلیل آن پیوستگی و گسترش پدیده‌های طبیعی فارغ از مرزهای سیاسی است. به همین دلیل سعی شده برای جلوگیری از ناقص ماندن مطلب، بحث کامل ارائه گردد. از گستردن مطالب به مباحث تخصصی تا آنجا که نگارندگان توانایی داشته، پرهیز شده است و سعی بر این بوده مباحث به طور ساده بیان شود. در منطقه از لحاظ زمین‌شناختی، سنگ‌های متعلق به دوران دوم (مزوزوئیک) بخش اعظم رخنمون‌های سنگی منطقه را می‌سازند. گسل‌ها نقش مهمی در شکل‌گیری و جهت کشیدگی ناهمواری‌های منطقه دارند. روند ناهمواری‌های منطقه روندی شمال‌غربی-‌جنوب‌شرقی است. منطقه اشکور بدون شک پایتخت کوه‌های مرتفع گیلان است. تمامی کوه‌های بالای 3000 متر استان گیلان، به غیر از سه قله بغروداغ، مولوم و ارگنه، در این منطقه جغرافیایی قرار دارند. از ویژگی‌های ناهمواری‌های این منطقه، وجود توده‌های کوهستانی منفردی است که با دره‌های عمیقی از یکدیگر جدا شده‌اند. وجود این توده‌های کوهستانی، نقش مهمی در مناظر و چشم‌اندازهای جغرافیایی و بوم‌شناختی منطقه دارند. وجود تنوع توپوگرافیک و همجنین تغییرهای شدید ارتفاعی، سبب تنوع زیستی در این منطقه شده است. به دلیل تغییرهای شدید وضعیت توپوگرافی، تنوع آب‌وهوایی و توان بوم‌شناختی بالای منطقه و دور از دسترس بودن بخش‌های کوهستانی آن، بسیاری از محدود ذخایر ژنتیکی و زیستی رشته کوه البرز در محدوده سیاسی استان گیلان، در این منطقه وجود دارند. از جمله ذخیره‌گاه‌های جنگلی چون درختان زربینِ گرمابدشت و درختان ارس اشگرسر و وجود گونه‌های جانوری شاخصی چون کل و بز و… توزیع جغرافیایی سکونتگاه‌های انسانی نیز تابع وضعیت غالب چشم‌اندازهای کوهستانی خشن ‌منطقه ‌است. معیشت مردمان این سرزمین در طی قرون متمادی در سیطره‌ی این جغرافیای خشن، اما پرنعمت قرار داشته است.

ادامه خواندن “جغرافیای ناهمواری‌های اشکور”

برف‌های سنگین جلگه‌ی گیلان؛ مروری بر سابقه‌ی تاریخی و تبیین علل رخداد

اشاره
اگر از هر فرد گیلانی که در جلگه‌های کرانه جنوبی دریای کاسپین زندگی می‌کند در زمینه ویژگی‌های آب‌وهوای گیلان سوال شود، بی‌تردید وقتی به توصیف فصل زمستان برسد، سری تکان خواهد داد و از «پیله برفی سالان» یاد خواهد کرد‌! برف‌های سنگین در جلگه گیلان نه تنها در حافظه تاریخی مردم گیلان جای گرفته است و بخش مهمی از خاطرات مردم این سرزمین را به خود اختصاص داده است، بلکه تاثیر آن در ادبیات مردم این سامان نیز مشخص است (کتاب پیله برفی سال، طیاری، ۱۳۸۴)؛ در کتاب‌های بسیاری از پژوهشگرانی که درباره این سرزمین قلم زده‌اند، در بخشی از مطالب، اشاره‌ای هرچند کوتاه به مساله رخداد برف‌های سنگین شده است عباسی (۱۳۸۶)، فخرایی (۱۳۵۵)، مشایخی (۱۳۸۵)، گنجی (۱۳۷۴). جلگه‌ی گیلان در زمستان در مقایسه با بخش بزرگی از نیمه‌ی شمالی کشور که دارای هوای سرد و خشک است، آب‌وهوای به نسبت معتدلی دارد. این اعتدال بدون تردید ماحصل وجود پهنه‌ی آبی وسیعی چون دریای کاسپین است، با این حال هر از چندگاهی برف‌های سنگینی را تجربه می‌نماید که مختص آب‌وهوای این بخش از کشور ماست. هرچند پس از رخداد برف‌های سنگین در سال‌های ۱۳۸۳ و ۱۳۸۶ که توسط مقامات استان به «بحران سفید‌» معرفی شد توجه بسیاری به مساله‌ی برف‌های سنگین جلب گردید. اما طبق شواهد موجود و مطالعه حاضر رخداد این مخاطره هواشناسی مسبوق به سابقه است. پس از برف‌های سنگین گیلان در زمستان‌های ۱۳۸۳ و ۱۳۸۶ بسیاری، در زمینه‌ی بی‌مانند بودن این رخدادها اظهار نظر نموده‌اند. دلیل این امر را شاید بتوان عدم شناخت از سوابق آب‌‌وهواشناسی برف در گیلان و عمق اثرات انسانی ناشی از ‌ آن دانست. هرچند با توجه به سوابق آماری موجود از دلایل حجم بالای خسارات، می‌توان شدت بارش، گسترش بی‌برنامه‌ریزی‌ شهر و عدم توجه به معماری هم‌ساز با آب‌وهوا و هم‌چنین عدم آمادگی برای مقابله با چنین بحران‌هایی در سطح استان را ذکر نمود. برف‌های سنگین گیلان در طول تاریخ سبب‌ساز تبعات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و زیست‌محیطی مختلفی گردیدند که گاه در منابع مکتوب می‌توان به آن برخورد کرد. یخ زدن رودخانه‌ها و مانداب‌های گیلان یکی از این اثرات بوده است، «عابرین پیاده می‌توانند چندین روز فاصله‌ی پیربازار تا انزلی را بر روی یخ رودخانه عبور کنند»، علاوه بر این در منابع از یخ‌زدن مرداب انزلی و تمامی تالاب‌ها، آبگیرها و استخرهای دست‌ساز جلگه گیلان هم‌چون استخر لاهیجان اشاره شده است که تلفات فراوانی به حیات‌وحش از جمله پرندگان مهاجر وارد کرد. نکته‌ی جالب این‌که در یک منبع به یخ‌زدن رودخانه‌ی سفیدرود اشاره شده است‌ (اطلاعات،‌‌ ۷۱۳۳،‌‌ رابینو، ۱۳۷۴:۵۰). برف‌های سنگین بارها خسارات شدیدی به محصول مرکبات مناطق شرقی گیلان و غرب مازندران وارد آورد (رابینو،‌ ۱۳۷۴:۵۰ و مشایخی،‌ ۱۳۸۵، ۲۳۶). برف‌ها اثرات اقتصادی و سیاسی عمده‌ای نیز داشتند‌، «در زمستان ۱۳۴۲ برف انبوهی متجاوز از یک متر بارید که موجب از بین رفتن درختان پرتقال و میوه آن‌ها شد. از این برف کم‌سابقه، کسان بسیاری که پرتقال‌ها را پیش‌خرید کرده بودند‌، زیان دیدند و از بیم طلبکاران ناگزیر شدند که بگریزند» (مشایخی، ۱۳۸۵:۲۳۶ و سجادی، ۱۳۷۸:۴۰۶). «در سال‌های ۱۳۲۸ و ۱۳۵۰ شمسی که در حدود ۲ متر برف بر زمین نشست و ضایعات بسیار به‌بار‌ آورد، به طوری‌که ساکنین رشت برای تهیه مایحتاج زندگی به شدت در مضیقه افتادند و برای سرکشی به مغازه‌ها و دفترهای کار خود از میان تونل‌های برفی عبور می‌کردند» (‌فخرایی،‌ ۱۳۵۲:‌۲۴). «به دلیل بارش ۴ دوره برف سنگین، جاده‌ها حدودن به مدت یک ماه و نیم بسته بوده (به‌خصوص جاده‌ی رشت-قزوین) و در حدود ۴۰۰ کامیون و اتوبوس در مسیر جاده‌ی رشت-قزوین در داخل برف گرفتار و بیش‌ترین مشکل و انسداد جاده در قسمت‌های کوهین، رودبار، منجیل و رستم‌آباد گزارش شده بود. انسداد راه‌های مواصلاتی به ویژه راه رشت-قزوین، موجب به وجود آمدن مشکلات عدیده‌ای برای مسافرین گردید. در گزارش‌ها به کمی آذوقه و شدت سرما و نبود مکان برای اسکان، به کرات اشاره شده است‌: طبق اطلاع، یک مشت زن و مرد و بچه در بین راه با سرما و کمی آذوقه دست به گریبان هستند» (اطلاعات، ۷۱۴۸). «وضع عمومی مسافرین بسیار خراب است، عده‌ای از مسافرین به دلیل نبود جا و مکان در مسافرخانه‌ها و منازل ناچار در طویله‌های بین راه با وضع دشواری به سر می‌برند. بعضی پول‌شان تمام شده، اگر کمک نشود، بسیاری از بین می‌روند» و «در اثر انسداد راه و عدم عبور و مرور و هم‌چنین تعطیلی اغلب تجارت‌خانه‌ها و بازار به علت شدت سرما و سنگینی برف، کمبود مواد غذایی، نفت، حتا هیزم و دیگر اقلام مورد نیاز را سبب گردیده بود و موجب گرانی ۵ تا ۷ برابر قیمت‌ها شد»‌ (اطلاعات، ۷۱۴۹). «در حدود ۱۰۰ خانه و ۳۰ دکان در نقاط مختلف رشت خراب گردیده، از جمله سقف اداره‌ی پیله و کیسه‌بافی، پرورشگاه یتیمان، بانک سپه، مهمان‌خانه‌ی ایران، سینمای شرق متعلق به شهرداری، سقف تالار شهرداری، قسمتی از دبیرستان شاهپور و شاهدخت فروریخته است» (اطلاعات، ۷۱۴۰، ۷۱۴۸؛ کیهان، ۲۰۵۱). ‌به طور حتم میزان خسارت چندین برابر موارد ذکر شده است.
این مقاله، نتیجه‌ی مطالعه‌ای در زمینه‌ی تحلیل سازوکار رخداد برف‌های سنگین گیلان است که در گروه تحقیقات اداره‌ی کل هواشناسی گیلان به انجام رسیده است. از یک سو، به دلیل اهمیت این پدیده در آب‌وهوای گیلان و به خصوص این‌که این پدیده از مخاطرات جوی استان گیلان محسوب می‌شود و از سویی دیگر با توجه به سوابق تاریخی به‌دست آمده در این پژوهش که از ارزش بالای تاریخی برخوردار است، نتایج این پژوهش جهت آشنایی مخاطبان به صورت خیلی خلاصه ارائه گردیده است. لازم به ذکر است  به جهت این‌که مخاطبان مقاله افرادی با گرایش‌های علمی گوناگون هستند، سعی شده است با بیانی کیفی و غیرتخصصی علل رخداد برف‌های سنگین جلگه گیلان برای خوانندگان تبیین گردد.

 

محدوده‌ی مورد مطالعه
منطقه‌ی مورد مطالعه، جلگه‌ی مرکزی گیلان در کرانه‌ی جنوب‌غربی دریای کاسپین است. در این مطالعه برف‌های مناطق کوهستانی گیلان به دلیل تفاوت سازوکار شکل‌گیری و نقش کوهستان در افزایش رخداد برف صرف نظر شده است. بخش بزرگی از جلگه‌ی مرکز‌ی گیلان منطبق بر دلتای رودخانه‌ی سفیدرود است.  این جلگه از شمال به سواحل دریای کاسپین و از جنوب به رشته کوه‌های البرز و دره‌ی سفیدرود منتهی می‌شود.  جلگه‌ی گیلان دارای آب‌وهوایی مرطوب با بارش قابل توجه ۱۳۵۹ میلی‌متر نسبت به بارش فلات ایران است. این منطقه با میانگین رخداد روزهای برف برابر با هشت روز و میانگین ارتفاع برف شانزده سانتمی‌تر و با توجه به اعتدال دمایی از زمستان‌های ملایمی نسبت به مناطق شمالی و شمال‌غربی هم‌عرض برخوردار است. با این حال طبق آمار موجود در برخی سال‌ها از برف‌های سنگینی متاثر می‌گردد (جدول ۱ و ۲). طبق مطالعه‌ی صورت گرفته در این پژوهش طی نیم قرن اخیر جلگه‌ی گیلان یازده سال با برف سنگین را تجربه نموده است. در این یازده سال ۳۵ دوره بارش برف سنگین بالغ بر هشتاد روز شناسائی شد. دوره‌های برف سنگین به همراه سال‌های رخداد و روزهای آن در جدول ذیل ارائه شده است. ادامه خواندن “برف‌های سنگین جلگه‌ی گیلان؛ مروری بر سابقه‌ی تاریخی و تبیین علل رخداد”

کورقوقو

کورقوقو

کورقوقو
جیگه: لاجؤن، «سرچشمه» دیهاتˇ نسا (جنوب) طرف، شؤپرچالˇ غارˇ دؤرˇور.
زمت: ۱۳۹۱ ه.ش اسفند ماه، چمالیم‌دم.
تاتایی (عکس) نیما فرید مجتهدی جی.