فرهنگ
-
یادداشتی که میخوانید در یادنامهای که نشر ایلیا با عنوان «بدرود رفیق…» برای اباذر غلامی منتشر کرد چاپ شده. یادنامهای که در مراسم بزرگداشتش که هفتهی پیش از سوی خانهی فرهنگ گیلان برگزار شد، توزیع شد. به احتمال زیاد در نشریه گیلهوا هم چاپ خواهد شد. و متاسفانه بنا به دلایلی در هر دو اینها
-
خلابر و خلابران: معنی و مفهوم دقیق خلابر و خلابران تاکنون مشخص نشده است لیکن بیتردید آنان از مستخدمان دولتی بودند زیرا از دولت «مرسوم» میگرفتند و کار آنان نیز در ارتباط با نظامیان بود. منوچهر ستوده تصحیحکنندهی کتاب مرعشی، آنان را «سربازان خاصهی سلطان» میداند و رابینو میگوید که آنان «خدمتگزارانی [بودند] که خوراک
-
اعیان: گروه اعیان و اشراف و اکابر و ارکان دولت در نوشتههای این دوران به طور عمومی با هم و در ارتباط با اوامر حاکم وقت ذکر میشود و نشان میدهد که این گروه اجتماعی در ارتباط با حکومت و به عنوان همراه و همپیمان قدرت بودند. این گروه به طور معمول با اشارهی حکام
-
پادشاهزادهها: در متون مورد بررسی این نوشته از شاهزادگان و یا فرزندان حکام به ندرت یاد شده است لیکن در مواردی نیز گفته شده که این گروه به طور مشخص دستکم در شهری چون لاهیجان به صورت یک گروه اجتماعی شناخته شده حضور به هم رسانیده و نام ونشانی نزد عموم داشتهاند: «و حضرت سلطانی
-
گروههای اجتماعی و شغلی در هر جامعهای بازتابی از مناسبات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگ حاکم برجامعه، سطح توسعه یافتگی و تکنیک زمانه ی خود هستند. از این رو برای شناخت وضعیت اجتماعی- سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه ی گیلان در دوره ای که قرون وسطا خوانده شده، گروههای اجتماعی و شغلی گیلان مورد بررسی قرار گرفته
-
«در ايران بيش از ساير كشورها، هر منطقهاي دارای معتقدات خاص درباره غذاهای محلیست؛ مثلا اغلب ساكنان كرانههای دریای کاسپین بيشتر ماهی فلسدار میخورند، در صورتی كه تهرانیها اصولا مخالف مصرف ماهی هستند. اهالی روستاهای گيلان كه عادت به خوردن گوشت و برنج دارند، نان را خوراک ناسالم و زيانبخشی میدانند. رايجترين نفرين در اين
-
این مقاله، نوشتهای مهم و جنجالبرانگیز است. چرا که با رجوع به اسناد و کتابهای موجود (از جمله اوستا) تصور عامه دربارهی موقعیت فرهنگی-تاریخی سرزمینهای شمالی البرز در نگاه ایرانی را بر هم میزند. این مقاله به درستی نشان میدهد که این سرزمین به دلیل دستنایافتنی بودن و عدم پذیرش سلطهی نظامی، فرهنگی و مذهبی
-
در گیلان فیلمسازان زیادی داریم که همچون دیگر هنرمندان در سایر رشتههای هنریمان حرف برای گفتن دارند اما واقعیت تلخ این است كه اینجا کارها بین یک عده ی خاص که بیشتر هم کارمند تلویزیون هستند دست به دست می شود. تقریبا تمامی این تولیدات مربوط به این افراد است که تحصیلات دانشگاهی دارند و
-
این میل به مُعَجّم نمودن واژههای نژاده گیلکی در متن نوشتههای ظهیرالدین مرعشی مورخ قرن نهم هجری کاملا مشهود است و در جای-جای نوشتههایش دیده میشود که چند نمونه آن ذکر میگردد. وی همه جا بیجار (bijar) به معنی شالیزار را به برنجار مُفرّس نموده و بیهپیش و بیهپس را رودپیش و رودپس آورده و
-
«ترانه این طور آغاز می شود: (ای روزای بوشؤمای هیمهواچینئهرؤی) کلمهی «روی roy» واژهی تکیه یعنی آوای پایانی جمله است و معنای آن یعنی بله. این ترانه گیلکی زیبا به لهجهی مردم روستاهای نقرده و نبیدهکا از توابع کیاشهر و آستانه خوانده شد. تأثیر یک شخصیت هنری ممتاز اما خودبارآمده به نام «شوندی» در روستای
-
اگر ننویسیم. اگر نوشته نشویم از یادشان می رویم، از یادمان می رود، از یادها می رویم و هرگز مباد كه یك دنیا زیبایی و شكوه از یادها برود.بشر تمام پیشرفت هایش، پیدایش تمدن و گسترش آن را مدیون خط است. به واسطه خط و نگارش، احساسات و مفاهیم ثبت و ضبط گشته و منتقل
-
من حضور «یوزپلنگان جوان» در صحنهی زبان و ادبیات گیلکی را برای پر باری و نتیجهبخش بودن بحثهای ادامه نیافته توسط همنسلان من که به میانسالی و پیری رسیدهاند، مفید و موثر و جاندارتر میدانم. خوشحالم از علاقهی مشترکی که مرزهای سن و سالی را پشت سر میگذارد و برابر با هم، دوباره با هم
-
بحث در مورد خط گیلکی و دستور املای آن که مقوله ی بسیار اساسی در حوزه زبان و ادبیات گیلکی است،بحث تازه ای نیست. خوشبختانه سابقه نسبتا طولانی داردريالیعنی از زمانی که نخستین نشریه گیلکی زبان پا به عرصه مطبوعات گذاشت،بحث خط و کتابت گیلکی نیز به میان آمد. تا پیش از انتشار «دامون» که
-
گیلکی، وؤی گیلکی! گیلکی، می مارˇ زوان، می مارˇ مورسؤن، می سامؤنˇ مارؤنˇ مورسؤن، یکته مورغه مؤنه کی هأی اونˇ سرˇ مئنه بزئهبی، هأی اونˇ پره بچئهبی، هأی اونˇ باله واشکنئهبی و بازین هارهارهار و هیرهیرهیر خنده بودهبی و بوتهبی: اها! پرأگیر دئه. چره مننی؟ (تاتایی اصلˇ اندازه دئنئبه اونˇ سر کلیک بکونین)
-
این برنامهی ۳۰ دقیقهای گفتوگوییست بیشتر انتقادی با مدیرمسئول گیلهوا که میتوانید در دو قسمت زیر، آن را بشنوید. با این توضیح که موسیقی انتخاب شده در این برنامه از دو گروه A-HA و Kahtmayan است. بخش نخست گفتوگو بخش دوم گفتوگو کل برنامه را میتوانید از اینجا دانلود کنید. کل برنامه را میتوانید با
-
متن زیر گفتوگوییست که امین حقره با حسن خوشدل (نوازنده، آهنگساز و خوانندهی گیلک) داشته و از شماره ۲۱ نشریه دادگر نقل میشود. رابطه ی صمیمانه و مستمر من با حسنخوشدل، از روز خاکسپاری احمد عاشورپور آغاز شد. پیشتر اما روزی نبود که آهنگهایش را گوش نگیرم و غبطه نخورم و حالی به حالی نشوم
-
[audio:https://v6rg.com/wp-content/uploads/2011/10/surx-e-vahar.mp3|titles=surx-e-vahar] ساز ؤ خؤندگی: فرشید قربانپور شئر: بهرام کریمی جیرأکشین (Download) درجیکه دنود، درجیکه دنود راشی مئن ایسأم جؤنˇ کؤر نأجه دأرمه کی دخؤني مأ: بیه جؤر یاد بأر مأ نیگار، سیودهرو کنار، او سورخˇ وهار، بوتی مأ: مي جؤنˇ ریکأی، سئه چوشمؤن سیکأی، کی بوته کی بأی ببي مأ؟ درجیکه دوندی، تارکینأسرأدی، می دیلأ
-
در این پرونده چهار مطلب گرد آمده که امیدوارم با نظرهای شما کامل شود. با ایمیل از محمد قائد و سهیلا وحدتی برای بازنشر یادداشتهاشان در ورگ با ویرایش دوباره -طبق اصول نگارشی مرسوم در ورگ- اجازه گرفتم و در کنار یادداشت قدیمی «بله گیلک بیغیرت است» که طی سالهای گذشته پرخوانندهترین یادداشت ورگ بوده،
-
(۱)اساس خندهدار بودن بسیاری از جوکها، موقعیت پارادوکسیکال (متناقضنما) است. در داخل جوک موقعیتی رقم میخورد یا در قبال موقعیتی خاص، واکنشی پیش میآید که با عادت ذهنی ما تناقض دارد. نوعی از آشنازدایی که برعکس آشناییزدایی ادبی در داستان، به جای رخ دادن در جهان درونی داستان، به طور مستقیم در جهان واقعی رخ
-
«یه روز یه رشتی وارد خونه میشه، میبینه زنش لخت روی تخت خوابیده…» «یه روز یه رشتی در کمد را باز میکنه، میبینه حسن آقا…» چه چیزی درباره لطیفههای رشتی خندهآور است؟ پژوهش درباره دلیل خندهدار بودن یک مطلب میدانهای گوناگون روانشناسی، جامعهشناسی، زبانشناسی، فلسفه، ادبیات و حتی علوم کامپیوتری را در بر میگیرد. براساس
-
حرف جُوک ِ قومی که پیش میآید معمولاً تلقی این است عدهای تهرونی ِ خودپسند بیکار و بیعار نشستهاند به سایر خلایق لنترانی میپرانند. اما به این سادگی نیست. وقتی طی دو قرن، سه هیئت حاکمه از شهرستون، و بلکه قعر در و دهات، به قدرت و ثروت رسیده باشند تکلیف سایر شهروندان مهاجر هیشکیتبار
-
جیرأکشین (Download) صد دفأ بوتم نشو/ صد دفأ بوتم کیلیده جا ننی/ هر دفأ بشؤی، کیلیده جا بنأی/ آخ أگر تو شؤني بی/ آخ أگر اي در دوستهبؤني بو/ مأ شؤن دره… مأ شؤن دره… فارسی: صد بار گفتم نرو/ صد بار گفتم کلید را جا نگذار/ هر بار رفتی کلید را جا گذاشتی/ آه
-
م.پ. جکتاجی: بیست و هشت سال پیش از این، هنگامی که فقط یک سال از انقلاب اسلامی گذشته بود، نشریه ای با نام «دامون» انتشار می دادم. این نشریه که چهار صفحه آن به زبان فارسی و چهار صفحه به زبان گیلکی چاپ و هر دو هفته یک بار منتشر می شد، بر روی هم
-
سال نو گیلکی، سال ۱۵۸۵ آغاز و جشن نوروزبل در برخی جاها به صورت خودجوش برگزار شد. مهمترین جای برگزاری امسال، روستای ملکوت از توابع املش بود که در واقع به صورت کلاسیک به محل اصلی برگزاری نوروزبل در شش سال گذشته تبدیل شده و البته در جاهای دیگری هم در شهرها و روستاهای مختلف
-
[audio:https://v6rg.com/wp-content/uploads/2011/08/noruz6bal.mp3|titles=noruz6bal] رافا ایسأم مو ای جؤر کوکلاتˇ مئن أفتؤ دچئره پر، او جؤر شأ تی دیمه دئن او دیمه نیشتی تی جولأ گیلاس واره تو دؤنی چی وأ، مچهٰ؟ تی گیلاسه چئن. نؤروز بل، ببی بورز و بل تی تش نؤروز تش، فأرسؤن لاکؤ می کش! [جیرأکش] (این بالا توی دامنهی کوه منتظرم، آفتاب داره
-
اشاره: موضوع پرستشگاههای کوهستانی وقتی توجه نگارندگان این نوشتار را به خود جلب نمود که در بازدیدهای میدانی از کوههای شرق گیلان و غرب مازندران و صعود به قلههای این مناطق، به بقعههایی برخورد نمودیم که در سکوت و خلوتی بیمانند بر قلل مرتفع کوهستانهای البرز آرمیده بودند، گاه آن چنان ساده و بیپیرایه که
-
یكی از نشانههای تاریخ، فرهنگ، آیین و حیات یك ملت و مهمترین عناصر حفظ هر فرهنگ «زبان» است. زبان هر جامعه نشانهای انکار ناشدنی از فرهنگ آن جامعه را به همراه دارد. زبان فرهنگ است و فرهنگساز. زبان هر جامعهای در فرهنگ افراد آن تنیده شده است. مجموعه اصطلاحات، آرزوها، باورها حتی عقایدی که از
-
می گوییم معماری هنری کاربردی است. این یعنی در ارتباط با نیازهای روزمرهی مردم است و به همین دلیل بازتابی از روابط موجود و آینهای از فرهنگ و سنن حاکم بر زندگی آدمیان است. معماری به اعتبار همین خصلت آینه گونهاش در بحث هویت جایگاه خاصی را به خود اختصاص میدهد. بسیاری از مردم وقتی
-
باور کنید میترسم از خوبی بعضی چیزها بنویسم و منتشرش کنم. از بس که چیزها و کسها و جاهای خوب را از ما میدزدند و میگیرند و میبندند. شدهایم مثل بزرگترهایی که از ترس ارباب، نامی از دختر زیباروی دمبختشان نمیبرند! تو گویی با نگفتن و اسمش را نبردن، از یادآوری به عزرائیل خودداری میکنیم.
-
این متن گفتوگوییست که چندی پیش بین من، نازنین اسماعیلیپور و هومان تحریری انجام گرفت و در هفتمین شمارهی «سفید کمرنگ» (فصلنامهی دانشآموختگان مراکز سمپاد رشت) چاپ شد. با این توضیح که سبک نگارش و ویراستاری این متن متعلق به تحریریه سفید کمرنگ است، نه ورگ. نوروزبل چه مراسمی است و پیشینه و نقش
-
معمولا وقتی از معماری در منطقه ی خودمان صحبت می کنیم، با یک مرزبندی سنتی-مدرن مواجهیم که معماری سنتی گیلان را در تقابل با معماری جدید آن نشان می دهد. معمولا سخن از میراث و داشته های معماری بومی و سنتی گیلان است و ناتوانی معماری مدرن در بهره گیری از این میراث. متهم اصلی
-
هدف از نوشتن این یادداشت، ورود به بحثیست که عباس گلستانی با دو مقالهاش در گیلهوا (1) آغاز کرده است. متاسفانه تاکنون، کسی وارد گفتوگو نشده و یادداشت قابل اعتنایی در بازخورد نظرات عباس گلستانی در گیلهوا یا جای دیگر منتشر نشده است. عباس گلستانی در دو مقالهی مفصل خود، روی دو موضوع «خطی که
-
[audio:https://v6rg.com/wp-content/uploads/2011/02/bute-i-sho-numone.mp3|titles=بوته ای شؤ نمؤنه] بشتؤيين [جيرأکشين] شؤ شؤ شؤیˇ استبداد أخر گوذرنه خؤ خؤ خؤیˇ بیچارهٰن یکروزی پرنه
-
هدف از نوشتن این یادداشت، ورود به بحثیست که عباس گلستانی با دو مقالهاش در گیلهوا (1) آغاز کرده است. متاسفانه تاکنون، کسی وارد گفتوگو نشده و یادداشت قابل اعتنایی در بازخورد نظرات عباس گلستانی در گیلهوا یا جای دیگر منتشر نشده است. عباس گلستانی در دو مقالهی مفصل خود، روی دو موضوع «خطی که
-
هدف از نوشتن این یادداشت، ورود به بحثیست که عباس گلستانی با دو مقالهاش در گیلهوا (1) آغاز کرده است. متاسفانه تاکنون، کسی وارد گفتوگو نشده و یادداشت قابل اعتنایی در بازخورد نظرات عباس گلستانی در گیلهوا یا جای دیگر منتشر نشده است. عباس گلستانی در دو مقالهی مفصل خود، روی دو موضوع «خطی
-
[jwplayer mediaid=”1465″] این ویدئو را از اینجا دریافت کنید.
-
چندی پیش و در روزهای تعطیلی ورگ، نویسندهی وبلاگ اسارهسو که در حوزهی مسائل مردمان استان مازندران تلاش میکند، نامهای برایم نوشت (البته از طریق ایمیل) و من نیز پاسخی نوشتم. بد نیست این گفتوگوی ایمیلی که به نوعی طرح مسأله نیز هست در ورگ منعکس شود. به همین دلیل متن دو نامه را با
-
گفتوگویی با عبدالرحمن عمادی دربارهی نوروزبل و تقویم مردمان کاسپین عکس: نیما فرید مجتهدی توضیح: عبدالرحمان عمادی، نویسنده و پژوهشگر؛ (متولد اول فروردین ۱۳۰۴ در یکی از روستاهای اشکور. عمادی پس از تحصیل در مکتبخانه روستا، روانه رودسر، رشت و قزوین شد و تحصیلات متوسطه را در این شهرها گذراند. وی در زمان حکومت دکتر
-
وقتی که ورگ را به دلایلی تعطیل کردم، مدیر سایت لاهیگ (امید ساعی) پیشنهاد گفتوگویی اینترنتی را به من داد و متنی که خواهید خواند، نتیجهی این گفتوگوست. مقدمهی سایت لاهیگ بر این گفتوگو را درز میگیرم چون بیشتر تعریف و تمجید و تحویل گرفتن و از این حرفهاست و به همان متن گفتوگو بسنده
-
فرامرز دعایی، هنوز هو فرامرز دعایییه. پیرأ بؤ، بشکسه، اما دنشکسه! ای دوره-زمؤنه مئن که اگه خأنی دشکسنأ جی جؤن به در ببری، خأ میز و امضا و بخشنامه دیواره فچکی، فرامرز، خو خانواده و خو دوسدارؤنˇ باله دچکسه. بیکاری، فقر، اعتیاد، هیتته نتؤنسن ای خانندهٰ جیر بأرن. چون هنوزم کی هنوزه اینˇ صدا مردومˇ