-
بوسؤخته سالˇ بج ایسیم پسر آب أمی ورأ دوار نوکود آسمانم أمیره گریه نوکود. ساقهخوار أمی گلویأ گاز بیگیفت، هرچی وؤشه داشتیمی فوکود. تو ولی فردا کیتابأ خؤب بخان، آسمان و ابر و آفتاب تیشینه، ساقهخوارˇ نفسم تی دس دره. اباذر غلامی
-
باور کنید میترسم از خوبی بعضی چیزها بنویسم و منتشرش کنم. از بس که چیزها و کسها و جاهای خوب را از ما میدزدند و میگیرند و میبندند. شدهایم مثل بزرگترهایی که از ترس ارباب، نامی از دختر زیباروی دمبختشان نمیبرند! تو گویی با نگفتن و اسمش را نبردن، از یادآوری به عزرائیل خودداری میکنیم.
-
این متن گفتوگوییست که چندی پیش بین من، نازنین اسماعیلیپور و هومان تحریری انجام گرفت و در هفتمین شمارهی «سفید کمرنگ» (فصلنامهی دانشآموختگان مراکز سمپاد رشت) چاپ شد. با این توضیح که سبک نگارش و ویراستاری این متن متعلق به تحریریه سفید کمرنگ است، نه ورگ. نوروزبل چه مراسمی است و پیشینه و نقش
-
معمولا وقتی از معماری در منطقه ی خودمان صحبت می کنیم، با یک مرزبندی سنتی-مدرن مواجهیم که معماری سنتی گیلان را در تقابل با معماری جدید آن نشان می دهد. معمولا سخن از میراث و داشته های معماری بومی و سنتی گیلان است و ناتوانی معماری مدرن در بهره گیری از این میراث. متهم اصلی
-
هدف از نوشتن این یادداشت، ورود به بحثیست که عباس گلستانی با دو مقالهاش در گیلهوا (1) آغاز کرده است. متاسفانه تاکنون، کسی وارد گفتوگو نشده و یادداشت قابل اعتنایی در بازخورد نظرات عباس گلستانی در گیلهوا یا جای دیگر منتشر نشده است. عباس گلستانی در دو مقالهی مفصل خود، روی دو موضوع «خطی که
-
[audio:https://v6rg.com/wp-content/uploads/2011/02/bute-i-sho-numone.mp3|titles=بوته ای شؤ نمؤنه] بشتؤيين [جيرأکشين] شؤ شؤ شؤیˇ استبداد أخر گوذرنه خؤ خؤ خؤیˇ بیچارهٰن یکروزی پرنه
-
هدف از نوشتن این یادداشت، ورود به بحثیست که عباس گلستانی با دو مقالهاش در گیلهوا (1) آغاز کرده است. متاسفانه تاکنون، کسی وارد گفتوگو نشده و یادداشت قابل اعتنایی در بازخورد نظرات عباس گلستانی در گیلهوا یا جای دیگر منتشر نشده است. عباس گلستانی در دو مقالهی مفصل خود، روی دو موضوع «خطی که
-
هدف از نوشتن این یادداشت، ورود به بحثیست که عباس گلستانی با دو مقالهاش در گیلهوا (1) آغاز کرده است. متاسفانه تاکنون، کسی وارد گفتوگو نشده و یادداشت قابل اعتنایی در بازخورد نظرات عباس گلستانی در گیلهوا یا جای دیگر منتشر نشده است. عباس گلستانی در دو مقالهی مفصل خود، روی دو موضوع «خطی
-
[jwplayer mediaid=”1465″] این ویدئو را از اینجا دریافت کنید.
-
چندی پیش و در روزهای تعطیلی ورگ، نویسندهی وبلاگ اسارهسو که در حوزهی مسائل مردمان استان مازندران تلاش میکند، نامهای برایم نوشت (البته از طریق ایمیل) و من نیز پاسخی نوشتم. بد نیست این گفتوگوی ایمیلی که به نوعی طرح مسأله نیز هست در ورگ منعکس شود. به همین دلیل متن دو نامه را با
-
نخستین رمان به زبان گیلکی. این نخستین جمله، نخستین فکر و نخستین عنوان و برچسبیست که به محض برخورد با کتاب «ماه پری» به ذهن اغلب ما خطور میکند. ماهپری، ترجمهایست از Die Mondfee نوشتهی پیتر فرای (Peter Frei). احمد مرعشی (صاحب لغتنامه گیلکی) این رمان را سالها پیش از آلمانی به گیلکی برگردانده است
-
متن زیر، گفتوگوی ورگ با مسعود پورهادیست که برای نشریهی خط مهر آماده شده بود. متاسفانه این نشریه توقیف شد و این گفتوگو به سایت زمانه سپرده شد. پس از انتشارش در زمانه، به دلیل سانسور این سایت از سوی مخابرات، بسیاری از خوانندگان به جای متن گفتوگو با پیام مخابرات ایران مبنی بر نامناسب
-
گفتوگویی با عبدالرحمن عمادی دربارهی نوروزبل و تقویم مردمان کاسپین عکس: نیما فرید مجتهدی توضیح: عبدالرحمان عمادی، نویسنده و پژوهشگر؛ (متولد اول فروردین ۱۳۰۴ در یکی از روستاهای اشکور. عمادی پس از تحصیل در مکتبخانه روستا، روانه رودسر، رشت و قزوین شد و تحصیلات متوسطه را در این شهرها گذراند. وی در زمان حکومت دکتر
-
وقتی که ورگ را به دلایلی تعطیل کردم، مدیر سایت لاهیگ (امید ساعی) پیشنهاد گفتوگویی اینترنتی را به من داد و متنی که خواهید خواند، نتیجهی این گفتوگوست. مقدمهی سایت لاهیگ بر این گفتوگو را درز میگیرم چون بیشتر تعریف و تمجید و تحویل گرفتن و از این حرفهاست و به همان متن گفتوگو بسنده
-
اینکه ورگه تعطیلأ گودم، ناچاری بو. ورگˇ رفئقؤن، ورگˇ خانندهٰن، او روزؤن کی ورگ دَوَسته بو، مأ تنها ننأن. هر جیگه شؤم مأ پورسئن: ورگ چی ببؤ؟ چره دَوَستی؟ کئینه خأ ورگه وأ بکونی؟ هی بو که مو دؤنسم تسک و تنها نیم. کار ندأنم. الؤن، ای همه روز و ماهˇ پسی، هنده وگردسم. ورگˇ
-
سیاچادری لاکؤی هچمسه، واپرسئه: «مادر، برای بینندگان ما توضیح میدین انگیزهتون از اینکه با این لباس محلی قشنگتون قلهی اورست رو فتح کردین چی بوده و چه پیامی برای زنان مسلمان جهان دارین؟» پیرˇزنأی راسسأ بؤ خو دوتته دسه خو کمر بزئه بوته: «آخخئی. مو بمأم جؤرا، چوچاق بچینم زأک!» * Felan Bisar Republic of
-
فرامرز دعایی، هنوز هو فرامرز دعایییه. پیرأ بؤ، بشکسه، اما دنشکسه! ای دوره-زمؤنه مئن که اگه خأنی دشکسنأ جی جؤن به در ببری، خأ میز و امضا و بخشنامه دیواره فچکی، فرامرز، خو خانواده و خو دوسدارؤنˇ باله دچکسه. بیکاری، فقر، اعتیاد، هیتته نتؤنسن ای خانندهٰ جیر بأرن. چون هنوزم کی هنوزه اینˇ صدا مردومˇ
-
روزی که «توره کامل» به عنوان سفیر دربار خان احمد کیایی، از لاهیجان به سمت رودسر رفته و سوار بر کشتی رهسپار بندر هشترخان (حاجی طرخان) و سپس مسکو شد، شاید هرگز گمان نمی برد که این سفر، می تواند آغازی برای یک پایان باشد. پایان حکومت خاندان کارکیایی لاهیجان و متعاقب آن، پایان استقلال
-
در حدود: سالهای ۸۰۰-۹۰۰ پیش از میلاد ابعاد: ۱۱/۵ اینچ (۲۹/۲ سانتیمتر) ارتفاع طرح: املش جنس: سفال وضعیت: کاملا سالم محل کنونی: امارات متحدهی عربی «فرهنگ املش»(۱) منحصرا از طریق اطلاعات باستانشناسی که در دهههای اخیر به دست آمده شناخته میشود. جدای از این حقیقت که مردم املش هنرمندان و صنعتگرانی بسیار ماهر بودند، ما
-
دلیل اصلی تهیه این مطلب برای مخاطبان ورگ، استقبال آنان از مطلب «گنبد پیرمحله» میباشد. البته نه از دیدگاه گردشگری که نه رسالت سایت ورگ این مسئله میباشد و نه اینکه تهیهکننده، علاقهای به این کار دارد. همانطور که از کامنتهای مطلب «گنبد پیرمحله» برمیآید، [متاسفانه به دلیل آسیبی که به آرشیو ورگ وارد آمده
-
زبان گفتاری مردم لاهيجان، (گيلکی (بيهپيش) است که با گيلکی رشت (بيهپس) از نظر آوايی، واژگانی و پارهای ويژگیهای دستوری تفاوتهايی دارد. گيلکی بيهپيش خود از گونهای که در نواحی کوهستانی به آن سخن گفته میشود، يعنی گالشی، متمايز است. گيلکی از گروه زبانهای شمال غربی يا گروه زبانهای کرانهی خزر است. ديگر زبانهای اين
-
مطلب زير در ستون وبموجی ماهنامهی گيلهوا و طی چند شماره چاپ شد. وبمجی، ترکيبی از واژهی انگليسی web به معنی شبکه (اينترنت) و مصدر گيلکی «متن» به معنی گشتن، عنوان اين ستون است که هدفش معرفی سايتها و وبلاگهايی ست که به نوعی به زبان گيلکی يا هويت قومی گيلکان میپردازند.
-
بیشک برای گفتوگو پيرامون زبان گيلکی مناسبتتر از کسی که دارای مدرک کارشناسی زبان و ادبيات انگليسی وکارشناسی ارشد زبانشناسی از دانشگاه تهران و دکترای زبانشناسی اجتماعی از دانشگاه لندن (سال 1354) باشد، نمیتوان يافت. به ويژه اگر اين شخص، خود گيلک باشد و جالبتر آنکه تز دکترایاش «بررسی جنبههای اجتماعی و فرهنگی زبانها» باشد.
-
نؤروزˇبل، مراسم آغاز سال نو ديلمی (گيلان باستان) روز پنجشنبه هفدهم مرداد ماه (ديروز) برابر با نوروز ما اول، در روستای ملکوت و با همکاری ماهنامهی گيلهوا و سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری استان گيلان برگزار شد. در سومين سال بازبرگزاری اين مراسم باستانی، جمعيت بيشتری نسبت به دو سال پيشتر گرد هم آمده بودند
-
دوست عزیز، ورگ؛ با توجه به علاقهای که به گنبد پیرمحله نشان میدادی و دغدغهای که نسبت به آن داری، همچنین عدم شناخت آن توسط خیلی از مخاطبان ورگ، بخشی از کتاب دکتر منوچهر ستوده [از آستارا تا استارباد] را که به معرفی این گنبد میپردازد بدون هیچ کم و کاستی به همراه عکسهایی که
-
آنچه بهانهی نگارش اين يادداشت شد، نقد رفيق خوبم، صفرعلی رمضانیست با عنوان «نقش استاد احمد عاشورپور در تکامل موسيقی گيلان» که چندی پيش در سايت گالش منتشر شد که لينکاش را در همين وبمجی ورگ ديدهايد. صفرعلی رمضانی در جای-جای نوشتهاش بر وجود نگاه منفی نسبت به نقد و منتقد افسوس خورده و از
-
يکی از اهداف بلندمدت ورگ، واکاوی نامواژههای گيلکی و رديابی تحريفهای انجامگرفته در اين نامواژگان است. نيما فريد مجتهدی، رفيق هميشهی ورگ، بيشترين سهم را در اين تلاش دارد و هماو در ادامهی دو يادداشت پيشين خود (در ارتباط با نامواژههای جؤرده و جؤردشت) اينبار با ارائهی دو سند تاريخی در جهت اثبات بيش از
-
«وقتی داخل کشتزار همسايهی خود میشويد، میتوانيد با دست خود خوشهها را بچينيد و بخوريد، ولی حق داس زدن نداريد.» (کتاب تثنيه، باب23) با شتاب مینويسم: زيستن در جهانی که آنجا مالکيت همهچيز و همهکس را به آغوش مرگبار خويش فرا میخواند، آسان نيست. بختک مالکيت –اينک- شادمانه میرقصد، ما آدميان را افسون میکند و
-
«جيمجيرئیْ» (Jimjirey) نقل روزهای کودکیام است. بارها و بارها (که نمیدانم چند بار) از مادرم شنيدهاماش و خوابيدهام. و هرگز هم نفهميدم که چرا بايد چنين داستان تلخ و بد-انجامی بشود قصهی محبوب کودکیام. باری؛ چندی پيش يوسف عليخانی از من خواسته بود که برای صفحهی فرهنگ و مردم روزنامهی جام جم قصهای فولکلور آماده
-
اشاره: عکسهايی که مشاهده میکنید، حاصل حدود چهار سال دقت و پژوهش در مورد کوه سماموس و درههای اطراف آن است. به این نکته توجه داشته باشید که کوه سماموس به صورت تودهای منفرد در شرق گیلان جلوهگر میباشد. این عکسها چکیدهای از چند هزار عکس از این کوه میباشد، اين عکسها جنبه زیباشناختی ندارند،
-
گيلان جان، ايلميلی سورخ ِ قبايه سُماموس تی چومه، دؤلفک تی پايه هزاران گب داره تی کاس ِ دريا بنازم تی چومه، تی دست و پايه م.مَندج مقدمه کوه سُمامُوز (سماموس) با ارتفاع 3703 متر، يک طاقديس مرکب و رورانده میباشد که توسط درههای رودخانههای پولرود [پولؤرود]، کاکرود، کَشکی، اژدهارود، سُموش و خشکهرود زهکشی
-
اشاره: با خواندن نسخهی الکترونيکی مقالهی «مشکلی به نام جواهرده يا ده جواهر» هفتهنامهی موج شمال در وبلاگ موج شمال در رابطه با نامواژهی جؤرده (جواهرده) لازم دانستم نکاتی چند را در رابطه با اين مقاله در اين نقد بازگو نمايم. تا شايد اين شفافسازی، هم براي نويسندهی محترم مقاله مفيد واقع گردد، که به
-
نقدی بر کتاب جغرافیای تاریخی اشکورات با نگاهی گذرا به جواهردشت پیشگفتار: «بازیابی معانی و چگونگی نامگذاری واژههای جغرافیا کار پیچیده و دشواری است. توشهای از دانش زبانشناسی، جغرافیا، تاریخ، جغرافیای تاریخی، دیرینشناسی، گیاهشناسی و جز اینها میخواهد. که بیتردید بایستهی کاری گروهی است. بسیاری از این نامواژهها از یک سو در بستر دگرگونیهای زبانی
-
نوشتههايی بدين زبانها به نظم و نثر، به گونه پيوسته و گسسته، جسته و گريخته از سدههای گذشته و به فراوانی از آغاز مشروطه به بعد وجود دارد. نام و نشان آنهايی که تاکنون بدان دست يافته و آگاهی به دست آورديم، در زير نموده میشوند. شايد در اينده همانند چنين آثاری از زمانهای دور
-
متنی که میخوانيد، چکيدهایست از مقالهای با همين عنوان به قلم رضا رضازاده لنگرودی که پيشتر در جلد دوم «گيلاننامه، مجموعه مقالات گيلانشناسی» (به کوشش م.پ.جکتاجی) چاپ شده است. نوشتههای درون [] از ورگ است. مرداويج بن زيار بن وردانشاه گيلی، بنيادگذار سلسله زياری در سده چهارم هجری/دهم ميلادی. وی پايههای حکومتی را پی
-
تيتراژ سريال «کوچک جنگلی» تنظيمی بود از يکی از لالايیهای گيلانی که توسط سيدمحمد ميرزمانی به شکل زيبايی با ارکستر و با آواز نمناک ناصر مسعودی همراه شده بود. استفاده بهجا از فلوت، ارکستر زهی، تیمپانی و کر که در تنظيم این قطعه بهکار رفته بود، نشان از جو قوی و بيان محکم ميرزمانی می
-
استاد محمود پاينده، شاعر، مردمشناس، فرهنگنويس، مورخ و خوشنويس، از نخستين پيروان شعر نيمايی بود. با درگذشت اندوهبارش، شعر امروز ايران، عرصه پژوهشهای تاريخی و شعر و ادبيات گيلکی، يکی از فرزندان فرهيخته خود را از دست داده است. محمود پاينده در 12 آذر 1310 در لنگرود به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايی را به سال
-
«جشن باستانی نوروزِبَل، جشن آغاز سال ديلمی، امسال در دهستان «ملکوت»، از روستاهای گالشنشين و ييلاقی استان گيلان برگزار شد.» برای رسيدن به «ملکوت»، مسيری کوهستانی و سخت اما زيبا در پيش داريم که اگر از لنگرود آغاز کنيم و رحيمآباد را پشتسر گذاريم، روستاهای طولِ لات (تول لات) و گرمابدشت و زياز و شَوَک
-
يادداشت زير، برگرفته از مقالهای به قلم دکتر علینقی منزوی است که در جلد دوم «گيلاننامه، مجموعه مقالات گيلانشناسی» در سال ۱۳۶۹ چاپ شد. با اين تذکر که نوشتههای داخل [] افزودههای ورگ، با استفاده از ساير منابع است. کيا به معنی بزرگ و فرمانروا بود، کارکيا اضافهٔ مقلوب به معنی کارفرما است که بعدها
-
در ماههای پايانی سال ۱۳۸۳، نامهای سرگشاده، به ابتکار گروه تحريريه نشريه دانشجويی نیناکی و به امضای جمع زيادی از استادان و دانشجويان گيلک دانشگاه گيلان، خطاب به رياست صدا و سيمای جمهوری اسلامی، مرکز گيلان ارسال و در نشريات چاپ شد. از آنجايی که متن نامه مذکور حالت اعتراض و به سياستهای فرهنگی آن